چند وقتی است دستان ناپاک استعمار ومشتی نادان بکار افتاده و یاوه ها از آذربایجان میراند اما اهریمن خو ها بدانند آذربایجان همانند کردستان و بلوچستان و خوزستان و ... همواره بخشی جدایی ناپذیر از ایران و ایرانی بوذه است از زادگاه زرتشت بزرگ تا ستارخان و باقرخانها را در خود جای داده است. و در جواب دشمنان تنها و تنها این شعر شهریار سخن این سرزمین (استاد محمد حسین بهجت تبریزی) (شهریار) را میاورم باشد که مقبول افتد.
روز جانبازیست ای بیچاره آذربایجان
سر تو باشی در میان هر جا که آمد پای جان
آن که لاف دوستی زد با تو آخر با تو کرد
آن چه کس با دشمن خونخوار خود نپسندد آن
دوست از دشمن ندانستی و تقصیر تو نیست
راست بودی و نبودی از دوستانت این گمان
گوسپند از گرگ پاس خویشتن داند ولی
چون کند، وقتی که پوشد گرگ شولای شبان
تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو
پور ایرانند و پاک آئین نژاد آریان
اختلاف لهجه ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
گر بدین منطق ترا گفتند ایرانی نه ای
صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
بی کس است ایران، به حرف ناکسان از ره مرو
جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان
مادر ایران ندارد چون تو فرزندی دلیر
روز سختی چشم امید از تو دارد همچنان
آسمانت دلفریب و آفتابت دلفروز
سرزمینت دلنشین و گلستانت دلستان
نو گل گلزار تو چون آتش جشن سده
گرمی بازار تو چون جشن عید مهرگان
این همان تبریز کز خون جوانانش هنوز
لاله گون بینی همی رود ارس، دشت مغان
با خطی برجسته در تاریخ ایران نقش بست
همت والای سردار میهن ستارخان
این همان تبریز کز جانبازی و مردانگی
در ره عشق وطن صد ره فزون داد امتحان
این همان تبریز کامثال خیابانی در او
جان برافشاندند بر شمع وطن پروانه سان
این قصیدت را، که جوش خون ایرانیّت است
گوهر افشان خواستم در پای ایران جوان
آن که جز آزادی ملت ندارد آرزو
آن که جز آبادی میهن ندارد آرمان
پس از آن که بر دولت ایران روشن شد که متفقین در جنگ پیروز خواهند شد، استالین سیاست دیگری با ایران در پیش گرفت که استانهای شمالی ایران را با سازمان دادن به جنبشهای جدایی خواهانه از ایران جداسازد و ضمیمه شوروی کند. هدف استالین کنترل بر روی منابع نفتی شمال ایران بود. پس از اعلام پایان جنگ در ۲۳ امرداد ۱۳۲۴، استالین ارتش خود را که میبایستی تا ۱۲ اسفند ۱۳۲۴ بر پایه پیمان سه دولت و اعلامیه سه دولت راجع به ایران از ایران بیرون روند، از ایران خارج نکرد. پس از آن که دولت شاهنشاهی ایران شکایت رسمی خود را علیه شوروی به شورای امنیت سازمان تازه بنیان شده ملل متحد داد میان متفقین شوروی، بریتانیا و امریکا شکاف افتاد. پرزیدنت ترومن، استالین را زیر فشار قرارداد تا ارتش شوروی مجبور به بیرون رفتن از ایران شود و از جداسازی استانهای شمالی ایران دست بردارد. ۱۶ آذر ۱۳۲۵ ارتش ایران در سه ستون به آذربایجان لشکر کشید. پس از آن که احمد قوام نخست وزیر وقت ایران با دولت شوروی قرارداد امتیاز نفت شمال ایران را امضا کرد،ارتش شوروی از ایران بیرون رفت. ولی مجلس شورای ملی این قرارداد را نپذیرفت و این زمینه ساز جنگ سرد در دنیا و ژرفتر شدن دخالتهای شوروی در امور ایران بود

۷۴ سال پیش در چنین روزی(۲۱ آذر ۱۳۲۵) آذربایجان از چنگال تجزیه طلبان سرسپرده استالین (فرقه دموکرات آذربایجان) رهایی یافت

حمله ارتش شوروی و انگلیس به ایران ۱۳۲۰
پرونده:Bundesarchiv Bild 183-R80329, Josef Stalin.jpg
استالین فرمانهای خود را امضا میکند

فرمان استالین دایر بر کاوش معدنهای نفت در شمال ایران ۳۱ خرداد ۱۳۲۴

فرمان استالین برای بنیان جنبش جدایی خواهی در آذربایجان، کردستان و گیلان ۱۵ تیر ۱۳۲۴

دستورات استالین برای بنیان کردن فرقه دموکراتیک آذربایجان و شمال ایران با استفاده از رسانههای گروهی ۲۳ تیر ۱۳۲۴

محمدرضا شاه پهلوی ۲۴ امرداد ۱۳۲۴ در پیام رادیویی پایان جنگ را به مردم ایران شادباش میگوید

فرقه دموکرات آذربایجان و پیشهوری زیر فرتور استالین و لنین

اعضای فرقه دموکرات آذربایجان نگاره استالین را در آغوش دارند

مجلس جمهوری دموکرات آذربایجان

عقبنشینی ارتش شوروی از آذربایجان

سرگئی کافتارادزه

فیاچسلاف میخایلوویچ اسکریابین شناخته شده به مولوتف (چکش) وزیر امور خارجه شوروی
طبق اسنادی که بعد از فروپاشی شوروی از حالت محرمانه و فوق سرّی خارج شده است، استالین از کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی فرمانی به دبیر اول حزب کمونیست جمهوری سوسیالیستی باکو(موسوم به جمهوری جعلی آذربایجان)، میر جعفر باقروف، به منظور تجزیه بخشهایی از استانهای شمالی ایران میفرستد. طبق ترجمه این سند، فرمان استالین پیام واضحی در جهت سازماندهی یک حرکت تجزیه طلبانه در شمال ایران است.
در این راه کمونیستها که مناسبات اجتماعی را بر پایه رابطه استثماری طبقهی فرادست( کارفرما-سرمایه دار) با طبقهی فرودست (کارگر) توضیح میدادند، کوشیدند تا از سویی با برجسته کردن تفاوت زبان محلی مردم آذربایجان با زبان رسمی/ملی ایران، در اذهان مردم هویتی جدا و کاذب بسازند و از سویی دیگر با وعدههای دروغین مالی به فرودستان، این تصور را که مردم آذربایجان قربانی استعمار و استثمار دولت ایرانند، جا بیاندازند، تا بدین وسیله مردم را به جدایی طلبی و اعلام خودمختاری ترغیب کنند.
البته آنها به اندازه کافی واقعبین بودند و میدانستند که با این سیاستها نمیشود در ایران کاری پیش برد؛ به این خاطر مشت مشت از آدمهای تشکیلاتی خودشان را از قفقاز به آذربایجان فرستادند و نامشان را هم گذاشتند فدایی، این همان توطئه شومی است که تا به امروز بر علیه یکپارچگی ملت ایران و تمامیت ارضی کشورمان ادامه دارد.
ویلیام داگلاس آمریکایی که در آن زمان در ایران سفر میکرده، در کتاب خاطرات و مشاهدات خود مینویسد که شیوه تبلیغاتی شوروی در ایران نرمتر از همه جای دیگر بود. آنها به دهات پخش شده، با وعدههای دروغینِ دادن خانه های وزیران و وکیلانی که به تهران گریخته بودند، و اعطای زمین و غیره به فرودستان برای خود تبلیغ میکردند.
روس ها برای پیشبرد اهداف خود و گرفتن امتیاز از دولت ایران، از یک فرد بومی به نام سید جعفر پیشهوری استفاده میکردند. پیشهوری کمونیستی بود که در باکو تحصیل کرده و در مدارس کمونیستی روسیه درس داده بود. برخی تاریخ نگاران بر این باورند که او از اعضای اولیه حزب توده ایران بود.
از میان اعضای رده بالا، کسانی که با باکو نزدیکی داشتند (از جمله شخص پیشه وری) به ناگاه در حزب توده جلسهای برپا کردند و اعلام نمودند که ازین پس خود را حکومت خودمختار آذربایجان میدانند. پیشه وری با فشارهای باقروف، در شهریور ۱۳۲۴ تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان را اعلام میکند.
در خرداد ۱۳۲۵ ، حدود یک سال پس از اتمام جنگ، شوروی نیروهای خود را تحت فشار بینالمللی و تهران، از ایران خارج میکند و بدین ترتیب فرقه دموکرات پشتوانهی اصلی خود را از دست میدهد.
در این زمان شاه جوان، محمدرضا شاه پهلوی، برای حمایت از مردم و بازپسگیری خاک ایران، ارتش شاهنشاهی را به آذربایجان میفرستد.
عدهای از افسران تبریزی از جمله سرهنگ حسین هاشمی داماد باقرخان ارتش را فرماندهی میکنند. همچنین عشایر ذوالفقاری زنجان و دیگر ایلات و عشایر آذربایجان که در برابر فرقه مسلح شده بودند، به یاری ارتش میشتابند.
پیشهوری و همدستانش قبل از ورود ارتش به تبریز از ایران میگریزند و فرقه قبل از ورود ارتش به تبریز در ۲۱ آذر ۱۳۲۵ سقوط کرده و آذربایجان رهایی مییابد و مردم به استقبال ارتش میشتابند
از آن زمان اسناد و شواهد زیادی در دست است که نشان میدهد عمده ترین دلیل فروپاشی حکومت یک ساله فرقه دموکرات در آذربایجان، نبود حمایت گسترده مردمی از این حکومت بود.

در کنار آن درایت و کاردانی قوام السلطنه، پشتیبانی شاه و رشادت های فرماندهان، افسران و سربازان ارتش ایران مهمترین عوامل هستند.
نجات آذربایجان - ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان روزی بود که یکانهای ارتش شاهنشاهی به فرماندهی محمدرضا شاه پهلوی وارد تبریز و رضاییه شد و استانهای شمالی ایران را از چنگ استالین و مزدورانش بیرون آورد. ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز جشن ملی اعلام شد و از سال ۱۳۲۵ همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ایران بر آن خطه جشن گرفته شد. نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند.
۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ شاه که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را برعهده گرفته بودند با هواپیما بر فراز قرارگاههای شورشیان و خائنین پرواز کردند تا از میزان نیروی آنان آگاه شوند. مردم که از پرواز هواپیمای شاه برفراز آذربایجان آگاهی یافته بودند بپاخاستند و بر فرقهسازان حکومت خودمختار پیشه وری تاختند و بسیاری از کمونیستها را نابود کردند. با پیشروی ارتش ایران به تبریز، مردم و ارتش، اعضای فرقه دموکرات را از ادارههای دولتی بیرون آوردند و آنها را بازداشت کردند. نیروهای زیر فرماندهی سرهنگ بایندر پس از پیروزی در تکاب وارد شاهیندژ شدند. صد نفر از سران فرقه دموکرات همراه با پیشهوری با شتاب وارد جلفا شدند و با مقدار زیادی اموال غارت شده به شوروی گریختند. ستون دوم ارتش وارد شهر میاندوآب شد و قاضی محمد و حاج بابا و بسیاری از جدایی خواهان در کردستان تسلیم شدند. ستون سوم فرستاده شده به رشت پس از زد و خورد با فداییان فرقه دموکرات آنها را شکست داده و آستارا را زیر کنترل خود درآوردند. سپس مهاباد مهار ارتش ایران شد و سربازان به سوی مرند و ماکو پیشروی کردند. یک ستون ارتش پس از آزاد کردن چند شهر آذربایجان، جلفا شهر مرزی را پس از یکسال آزاد کردند. سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکانهای ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند.

طرح مجله ارتش
ارتش و نجات آذربایجان، 21 آذر
مجله عمومی ارتش، طرح های زیادی به مناسبت عملیات نجات آذربایجان در 21 آذر 1325 منتشر کرده است که در بایگانی های مربوط به این مجله موجود است. به تدریج برخی از این طرح ها را در این ستون منتشر خواهیم کرد و به این ترتیب در اختیار علاقه مندان به تاریخ معاصر آذربایجان قرار خواهیم داد.


برگرفته از سایت مشروطه و پان ایرانیست و خبرنامه ملی ایرانیان و آذری هاو وبلاگ فرشید با تلخیص بسیار