محدودیت در زمینه منابع ناریخ نظامی ایران

  • الهام ملک‌زاده پژوهشگر تاریخ و مؤلف کتاب بیان کرد: درباره تاریخ نظامی ایران منابعی وجود دارد اما به طور جدی با محدودیت منابع روبه‌روییم؛ کتاب‌هایی که در همان دوره نوشته شده‌اند بیشتر گزارش هستند و پژوهش تاریخی نیستند؛ از سوی دیگر این کتاب‌ها فاقد فهرست هستند و کار پژوهشگر را بسیار دشوار می‌کنند.
  • قانون نظام وظیفه اجباری در سال ۱۳۰۴ در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. کتاب «سربازگیری و خدمت نظام وظیفه اجباری در دوره رضاشاه» بر اساس اسناد معتبر تهیه شده است و مأخذی مستند و آرشیوی است.
  • زیبا جلالی نائینی، مدیر انتشارات شیرازه در نشست بررسی کتاب «سربازگیری و خدمت نظام وظیفه اجباری در دوره رضاشاه» که در مجموعه فرهنگان برگزار شد، ابتدا به اهمیت پژوهش‌های تاریخی اشاره کرد و گفت: معمولا متون تاریخی شکل وقایع‌نگاری داشته‌اند؛ یعنی بسیار کلی‌نگر، خطی و گذرا روایت می‌شده‌اند و کمتر به علل وقوع رخدادها پرداخته شده است.
  • وی افزود: البته خوشبختانه اخیرا پژوهشگران به جنبه‌های عمیق‌تر تاریخی می‌پردازند. آشنایی با تاریخ به صورت مطالعۀ موردی و تحلیلی و با پرداختن به چرایی و منشا وقایع اهمیت بالایی دارد. منابع موجود پیشین درباره این موضوع به طور گذرا به آن پرداختند و در آن‌ها ابعاد گسترده‌تر نادیده انگاشته شده است اما این کتاب با بررسی دقیق اسناد تاریخ نوین نظامی ایران به شکل بهتری به موضوع پرداخته است و این انتظار را برآورده می‌کند.
  • رفت‌وآمد سربازها برای انسجام ملی بسیار مهم بود
  • دکتر داریوش رحمانیان، عضو هئیت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران و سردبیر روزنامه «مردم‌نامه»، به ارائه بحث خود پرداخت و گفت: این کتاب نمونه‌ای از آثار نوآورانه در حوزه تاریخ اجتماعی است. جست‌وجو در آرشیو تاریخی ایران بسیار دشوار و دکتر ملک‌زاده به خوبی به این کار پرداخته‌ است. کسانی که با پیشینه این موضوع آشنا باشند متوجه اهمیت این کتاب خواهند شد. در این کتاب انبوهی از اسناد مهم را می‌بینیم که روایت تاریخی بر مبنای آن‌ها شکل گرفته است.
  • وی در ادامه به ارائه انتقادهایی از کتاب پرداخت و افزود: فصل‌بندی کتاب بسیار خوب است اما بهتر بود قسمت اول به دو بخشِ جهان و ایران تقسیم شود زیرا این پدیده مدرن است و نیازمند توضیح تاریخی. پیدایش نظام وظیفه جدید در پیوند با دولت-ملت‌سازی مدرن شکل گرفته است. پدیدارشدن ملت‌ها امری مدرن است. در نتیجه روابط بین‌الملل شکل می‌گیرد و جنگ بر سر مرزها آغاز می‌شود. در این زمینه است که مفهوم ارتش ملی و سربازگیری برای آن مطرح می‌شود. ملک‌زاده روایت این مسئله را نیاورده است و بهتر است این نکته در کتاب اصلاح شود.
  • وی ادامه داد: ملک‌زاده پیگیری این مسئله را با آقامحمدخان آغاز کرده و به زمان رضاشاه رسیده‌؛ در این قسمت کاستی‌هایی وجود دارد. بهتر بود ببینیم در ذهن متفکران، متجددان و اصلاح‌گران ایرانی نیز نسبت به این پدیده چه گذشته است.
  • او به این نکته اشاره کرد و گفت: رفت‌وآمد سربازها برای انسجام ملی بسیار مهم بود اما اگر کسی ادبیات مربوط به این نوسازی را مرور کند با مشکلاتی اساسی مواجه می‌شود. برنامه‌های توسعه همواره بر اساس نگاه دولت‌محور نوشته شده‌اند و در آن‌ها ارتش اهمیتی بنیادی دارد. در این نگاه مسائل اجتماعی مردم نادیده گرفته می‌شوند.
  • همین‌طور بهتر بود در کنار مسئله سربازگیری، پیشاهنگی در آموزش و پرورش نیز در نظر گرفته می‌شد زیرا منطقی مشابه با همین امر دارد؛ در دستور کار حکومت قرار گرفته بود که تیپ خاصی از مردان ایرانی ساخته شوند که مطیع و گوش‌به‌فرمان باشند. شاه‌پرستی باید به سربازان القا می‌شد.
  • اهمیت دوره نادرشاه در تاریخ نظامی ایران
  • سپس دکتر صفورا برومند، عضو هئیت علمی پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، به ارائه بحث خود پرداخت و گفت: این کتاب بسیاری از پرسش‌ها را پاسخ می‌دهد. از منظر تاریخ اجتماعی منابعِ استفاده‌شده در این اثر بسیار خاص و مفید است و به گسترش این مطالعات کمک می‌کند. اطلاعاتی که در این کتاب می‌خوانیم ایده‌هایی را برای شکل‌گیری پژوهش‌های آینده فراهم می‌کند.
  • او در ادامه به موارد خاصی که در کتاب به آن‌ها پرداخته شده است اشاره کرد و افزود: در کتابچه قرارداد افواج که در سال ۱۲۴۹ شمسی تدوین شده است به این مسئله اشاره می‌شود که افراد برای خدمت سربازی باید معیارهای خاصی داشته باشند. زمانی که این کتاب در آن نوشته شده است بسیار اهمیت دارد و نشان‌دهنده تحولی عمیق در روابط اجتماعی است.
  • نکته دیگری که در کتاب به آن اشاره شده دروسی است که برای آموزش پیاده نظام آماده شده است؛ یکی از مهم‌ترین چیزهایی که نظامیان بلد نبودند ساختار پیاده‌نظام بود و اصلا نظمی در حرکات آنان وجود نداشت. این مسئله نشان‌دهنده تغییری در آداب اجتماعی است زیرا این افراد این نظم جدید را با خود به عرصه خانواده و روابط اجتماعی خود نیز می‌بردند.
  • وی همچنین بیان کرد: نکته مهم دیگر مسئله عریضه‌نویسی است؛ خانواده‌ها نامه‌هایی می‌نوشتند تا فرزندانشان به خدمت نظام وظیفه نروند اما آن‌ها شیوه عریضه‌نویسی را بلد نبودند و همین دلیل در آن دوره دستورالعملی برای نامه‌نگاری اداری صادر می‌شود. این تحولی در عرصه مناسبات اجتماعی است و شکل جدیدی از نظم را پدیدار می‌کند.
  • برومند در پایان سخنانش به مسائل مهم دیگری اشاره کرد و افزود: مسئله مهم دیگر اهمیت دوره نادرشاه در تاریخ نظامی ایران است؛ در شماره‌ای از نشریه قشون امیر گیلانشاه درباره تاریخچه سربازگیری صحبت می‌کند و می‌گوید منبعی درباره تاریخ سربازگیری وجود ندارد و بخشی از تاریخ آن با توجه به نسخه‌ای خطی درباره دوران نادرشاه تکمیل می‌شود. ترانه‌های سربازی از مسائل مهم دیگر است و از خلال این آوازها با اندیشه‌ها، امیدها و بیم‌های خانواده‌ها آشنا می‌شویم. مسئله آخر که بسیار اهمیت دارد مسئله معاینه جسمانی است که سابقه اجتماعی و منشا خانوادگی آن‌ها را نشان می‌دهد.
  • کتاب با تاریخ‌نگاری ارتش ایران متفاوت است
  • سپس دکتر الهام ملک‌زاده، پژوهشگر تاریخ و نویسنده کتاب، به ارائه نکاتی درباره کتاب پرداخت و گفت: در حوزه تاریخ نظامی در ایران آثار گوناگونی وجود دارد اما این کتاب نه تاریخ‌نگاری ارتش ایران است و نه تاریخ نظامی. موضوع کتاب فقط دو مفهوم سربازگیری و خدمت نظام وظیفه اجباری است و این با تاریخ‌نگاری ارتش ایران متفاوت است. دلیل این امر نیز برمی‌گردد به اهمیت اجتماعیِ اساسی این پدیده در دوران کنونی؛ بسیاری از خانواده‌ها نمی‌خواهند فرزندانشان به سربازی بروند و از راه‌های مختلفی تلاش می‌کنند تا این اتفاق نیفتد. این مسائل برای من سوال ایجاد کرد و می‌خواستم بدانم این مقاومت در برابر خدمت نظام وظیفه به چه دلیل شکل گرفته است و ریشه آن کجاست.
  • او ادامه داد: وقتی اسناد را بررسی کردم متوجه شدم که دنیایی از مطالب درباره این موضوع وجود دارد. وقتی به این حجم انبوه برخوردم بهتر دیدم که منبعی اسنادی تهیه کنم تا کتابی تألیفی و تحلیلی. تصمیم گرفتم مأخذی تولید کنم و بر مبنای آن روایتی اولیه را توصیف کنم.
  • ملک‌زاده بیان کرد: درباره تاریخ نظامی ایران منابعی وجود دارد اما به طور جدی با محدودیت منابع روبه‌روییم؛ کتاب‌هایی که در همان دوره نوشته شده‌اند بیشتر گزارش هستند و پژوهش تاریخی نیستند؛ از سوی دیگر این کتاب‌ها فاقد فهرست هستند و کار پژوهشگر را بسیار دشوار می‌کنند. پژوهش‌هایی که در خارج از ایران انجام شده‌اند نیز با خطاهایی درگیر هستند؛ این آثار برخی مسائل را به شکل انتزاعی تصویرسازی کردند زیرا به منابع و اسناد دسترسی نداشته‌اند و به همین دلیل با واقعیت منطبق نیستند.
  • او در ادامه به نکات مهم کتاب اشاره کرد و گفت: با وجود اینکه قانون سربازگیری تصویب شد اما این قانون پاسخگو نبود و ضمانت اجرایی نداشت. بحث سربازگیری در مفهوم امروزی الزاما محصول دوره رضاشاه نیست بلکه در برنامه‌های احزاب پس از مشروطه دیده می‌شود. این قانون در دوره‌ رضاشاه اجرا می‌شود و دلیل آن نیز برمی‌گردد به اقتدار نظامی او.
  • وی افزود: وجه قوت اجرای نظام وطیفه اجباری این بود که از مجالس سربازگیری کمک گرفته شد؛ این مجالس به این ترتیب برگزار می‌شد که باید در محلات به جست‌وجوی سربازان می‌پرداختند و این امر با کمک کدخداها و افراد معتمد محلی انجام می‌شد. این مجالس نقطه عطف تسهیل این قانون بود. در این فرآیند برخلاف قانون کشف حجاب، زور نقش چندانی نداشت بلکه نفود افراد معتمد مؤثر بود. از سوی دیگر عریضه‌ها و شکایت‌های مردم عادی از مقامات نظامی گاهی حتی تا مرحله مجازات ادامه پیدا می‌کرد.
  • او در پایان به موافقت‌ها و مخالفت‌ها درباره این قانون اشاره کرد و گفت: در این دوره جریان آیت‌الله حائری یزدی، موسس حوزه علمیه قم به طور کلی وارد سیاست نمی‌شود و درباره این مسئله نیز سکوت می‌کند. اما آیت‌الله مدرس در مجلس سربازگیری را با جهاد در اسلام تطبیق می‌دهد و به این شکل همراهی با این مسئله را تشویق می‌کند. حاج آقا نورالله در اصفهان با این امر مخالفت می‌کند اما با او همراهی صورت نمی‌گیرد و حرکت او فراموش می‌شود. برگرفته از ایران ورجاوند '

آرتش و ارتشتار (ارتشدار)

  • آرتش
  • ریشه‌ لغت
  • اوستایی
  • آوایش
  • /اَرتِش/
  • ارتش
  • (نظامی): مجموع نیروهای نظامی یک کشور. سپاه، لشکر.

    ارتش ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش اَر - تِش قابل تجزیه باشد ولی تَش به زبان لُری قدیم ظاهراً به معنی قبیله بوده است. تَش درویش آدمی به معنی قبیله درویش آدمی.[۱]

  • بخشی یا یکی از نیروهای نظامی بعضی کشورها.
  • (مجاز): فرد متعلق به طبقه سپاهیان در زمان ساسانیان. ارتیشتار.
  • ارتش از واژه‌های برساخته در دوران معاصر است و از روی واژه ارتشتار (ارتشدار) که پیش از آن به معنی سپاهی (لشکری) در زبان فارسی وجود داشت، برساخته شده‌است. ارتشتار در پهلوی اَرتَیشتر و آن از کلمه اوستائی رَثَه اِشتَرَه به معنی رزمیان گرفته شده است. این پسین‌سازی از این خاسته‌است که واژه را مرکب (به اشتباه: ارتش + تار) فرض کرده‌اند و جزء دوم دار را به معنای دارنده گرفته‌اند. این واژه را فرهنگستان ایران نساخته‌است بلکه نتیجه کار عده‌ای است که در دوره‌های جدید اما پیش از کودتای ۱۲۹۹، در مقابل برخی از واژه‌های جدید و ترکی که در ارتش رواج داشت، به واژه‌گزینی پرداختند اما چون با این فن آشنا نبودند، دچار لغزشهایی شدند. اینان واژه «ارتش» را به جای واژه ترکی قشون قرار دادند و بدین وسیله می‌خواستند این واژه ترکی را کنار بگذارند که البته سرانجام با جا افتادن این واژه، در این امر کام یافتند.
  • منابع

  • فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ شمس

اخلاق جنگ

  • برگرفته از روزنامه ۸ صبح :شماری از پژوهشگران مسایل سیاسی به این باوراند که جنگ جهنم است و مفاهیمی چون خوب و بد و اصول و قوانین، در جنگ هیچ معنایی ندارند. پژوهشگران دیگر به این باوراند که چون هر مورد دیگر، در جنگ هم قوانین و اساساتی هست که باید در نظر گرفته شوند. به‌گفته این پژوهشگران همین قوانین و اساسات- اخلاق جنگ- جنگ‌ها را از هم متمایز می‌کنند و آن‌ها را جنگ‌های ضروری و غیرضروری، خوب و بد و منصفانه و نامنصفانه می‌سازند.
  • پژوهشگر مسایل سیاسی، مایکل والزر می‌نویسد که انسان در جنگ هم‌چون همه موارد دیگر می‌کوشد اعمالش اخلاقی به‌نظر بیاید و چنین است که گفتمان اخلاق جنگ آغاز می‌شود. در تیوری‌پردازی جنگ دو مساله مهم وجود دارد: «یوس ان بلو» و «یوس اد بیلوم» (۱). «یوس اد بیلوم» به دلایل رفتن و یا نه رفتن به جنگ و به کاوش پرسش «آیا این جنگ ضروری است؟» می‌پردازد. از سوی دیگر، «یوس ان بلو» به اخلاق جنگ- اخلاق زمان جنگ و قوانین میدان نبرد- می‌پردازد. در ادبیات جنگ، این دو در شناخت چگونگی جنگ و دسته‌بندی جنگ‌ها به «خوب» و «بد» خیلی مهم‌اند.
  • به‌گفته بنجامن فرانکلن، تاکنون تاریخ هیچ‌گاهی جنگ خوب و صلح بد را ندیده است. این حرف فرانکلن خیلی ساده است؛ جنگ ویرانی و فلاکت و مرگ را به بار می‌آورد و صلح خوبی و راحتی را و از این بابت همه صلح را به جنگ ترجیح می‌دهند. نویسندگانی که در مورد جنگ می‌نویسند می‌گویند که هرچند گفته فرانکلن دقیق است، زمانی‌که از جنگ حرف زده می‌شود باید «خوبی» و «ضرورت» را از هم متمایز ساخت. آن‌ها می‌گویند که در جنگ پرسش خوبی و بدی نه بلکه پرسش ضرورت است. آنها جنگ را «شر لازم» می‌پندارند و می‌گویند که هرچند جنگ فلاکت را به بار می‌آورد، در بعضی موارد اجتناب‌ناپذیر و ضروری است. هم‌چو دیدگاه هم در تفکر اسلامی- جهاد- و هم در تفکر عیسوی- جنگ عادلانه (۲). وجود دارد؛ طرفداران هر دو جنگ، آن‌ها را اخلاقی و ضروری می‌پندارند.
  • ایده «‬جنگ ضروری»‬ بنا شده است برای این‌که بعضی وقتها برای به دست آوردن «‬صلح واقعی»‬ باید به جنگ رفت. تیوری‌پردازان جنگ ضروری به این باوراند که در شرایطی که صلح- در این‌جا نبود مرگ و نابودی- همراه باشد با نبود عدالت و آزادی، جنگ بهتر از صلح است. در چنین موارد، جنگ ابزاری است ضروری برای از میان بردن صلح کاذب و برقراری مجدد صلح واقعی. فیلسوف یونانی، سیسرو- که تاثیرپذیرفته از متفکران جنگ عادلانه بود- معتقد بر این بود که تنها دلیل موجه برای جنگ برقراری صلح است. جنگ همیشه در تضاد با صلح قرار گرفته است و به‌عنوان چیزی که صلح را می‌شکند شناخته شده است. ولی به‌گفته سیسرو و نویسندگان هم‌فکر او، در بعضی موارد جنگ می‌تواند ابزار باشد برای نگهداری و تامین صلح. در زمانه‌های کهن، در بیشتر جاها جنگ را ابزاری می‌دانستند برای مبارزه با شر (۳). به‌گونه مثال آگوستین، بزرگترین تیوری‌پرداز جنگ عادلانه در مسیحیت، بر این باور بود که جنگ ابزاری است کوتاه‌مدت برای مبارزه با خشونت دوامدار و ستم‌گری بیپایان.
  • هرچند این بحث‌ها خیلی جذاب و جالب‌اند، باید در نظر داشت که جنگ دنیای مدرن با جنگ دنیای سابق خیلی متفاوت است. به‌گونه مثال، یکی از اساسی‌ترین اصول ‬«جنگ خوب»‬ و «جنگ اخلاقی»‬ در نظر داشت قوانین میدان نبرد و دوری از غیرنظامیان است. (۴). این در حالی است که در دنیای مدرن، میدان نبرد سنتی از میان رفته و جنگجویان و غیرنظامیان قاطی شده‌اند. در جنگ‌های نامنظم دنیای مدرن، میدان نبرد جای خاصی نیست؛ کشورها و شهرها همه میدان نبرد شده‌اند و مردم عادی و غیرمسلح هم جنگجویان به زور کشانیده شده به جنگ. در چنین جنگ انتخاب شرکت وجود ندارد؛ همه مورد حمله قرار دارند و مردم بی‌گناه اشیای جنگ شده‌اند. در چنین موردی هیچ بحثی نمی‌تواند از جنگ دفاع کند.
  • هم‌چنان باید در نظر گرفت که تعریف‌های «‬جنگ خوب»‬ و «‬جنگ ضروری»‬ در طول تاریخ و در جاهای متفاوت خیلی تغییر کرده‌اند و اکنون هم در حال تغییراند. در بیشتر موارد، خوب بودن جنگ نسبی بوده است. مثلن یونایان قدیم جنگ در مقابل دیگران را بهتر از جنگ در مقابل هم‌دیگر می‌پنداشتند. (۵). و یا رومی‌ها جنگ را زمانی خوب می‌پنداشتند که در محدوده یک سلسه قوانین مذهبی، برای منافع مشترک و با دلایل توجیه‌پذیر به راه افتاده باشد. (۶). همین تغییر تعریف‌ها و نبود قوانین اخلاقی و رزمی جهانی، جنگ را پیچیده‌تر از پیش کرده‌اند.
  • از سوی دیگر، گفتمان عدالت در جنگ و داشتن دلیل خوب برای رفتن به جنگ خیلی پیچیده است. بزرگ‌ترین پرسش این است که تا چه حدی امکان دارد در جنگ‌های نامنظم دنیای مدرن، یوس اد بیلوم و یوس ان بلو را در نظر گرفت؟ هر دو طرف جنگ همیشه خود را حق به جانب دانسته و دلایل خود را منطقی، عادلانه و ضروری می‌پندارند. همه هم فکر می‌کنند که جنگ آخرین و بهترین گزینه برای‌شان بوده است و جنگ آن‌ها متفاوت از جنگ دیگران است. جنگی که مورد پذیرش خیلی‌ها است، جنگ دفاعی است ولی حتا در جنگ دفاعی هیچ حرفی کاملا سیاه و سپید نیست. حتا در موضوع جنگ دفاعی، هر دو طرف خود را حق به جانب می‌دانند. می‌گویند قهرمان یک گروه برای گروهی دیگر می‌تواند تروریست باشد؛ در این میان چه کسی می‌تواند ثابت کند که کدام طرف واقعا حق به جانب است. از همین بابت هیچ جنگی را نمی‌شود صددرصد ضروری و عادلانه پنداشت و برای همین است که تصمیم‌گیری در مورد جنگ و خوبی و ضرورت آن دشوارتر- و هم خطرناک‌تر- شده است.
  • علاوه بر آن، جنگ‌ها همیشه آمیخته با دروغ و پروپاگاندا می‌باشند: دروغ‌های پیش از جنگ، دروغ‌های زمان جنگ و دروغ‌های پس از جنگ. رهبرها و دولت‌ها می‌توانند به سادگی با سازش دروغ‌ها و گسترش پروپاگاندا، افکار مردم را در مورد عدل، ضرورت و خوبی جنگ شکل دهند. با وجود اینکه در دنیای مدرن دسترسی به اطلاعات خیلی ساده‌تر از پیش است، کنون هم توده‌ها برای معلومات اساسی به نخبگان تکیه می‌کنند. چنین اتکا، به نخبگان اجازه می‌دهد به سادگی افکار عامه را تغییر دهند و دلایل خود را با دروغ‌های سیاسی توجیه کنند. همین دروغ‌های سیاسی سبب می‌گردند جنگ یکی از ابزارهای سیاست‌های عمومی باقی بماند. چنان‌که می‌گویند: برای درست ساختن هر نادرست و نادرست ساختن هر درست فقط یک رهبر کاریسماتیک و خوش‌گفتار ضرورت است.
  • گاهی وقت‌ها، جنگ شاید اجتناب‌ناپذیر و ضروری باشد؛ اما حرف مهم این است که چه کسی ضروری بودن جنگ را تعیین کند، زمانی‌که همه به جنگ از دیدگاه‌های منحصربه‌فرد می‌بیند. در شرایطی که اطمینان در مورد ضرورت جنگ وجود نداشته باشد، هیچ ایدهآل جهانیی در مورد توجیه جنگ وجود نداشته باشد و هر رهبری بتواند هر جنگی را توجیه کند، جنگ جهنم است و بزرگ‌ترین قربانیان آن غیرنظامیان.
  • (۱) – Jus in Bello, Jus ad Bellum
  • دو عبارت لاتین که در نوشته‌های قوانین جنگ خیلی مروجاند‫.‬
  • (۲) – The Just War Theory
  • (۳) – Just Wars, Holy Wars, and Jihad
  • سهیل هاشمی. جنگ عادلانه، جنگ مقدس و جهاد. ص.۵
  • (۴) – Just and Unjust Wars
  • مایکل والزر. جنگ‌های عادلانه و ناعادلانه. ص. ۱۴۵-۱۵۵
  • (۵) – Ethics of War
  • اخلاق جنگ. ص. ۲۷.
  • (۶) – Ethics of War
  • اخلاق جنگ. ص. ۳۲۳

هرگز به زندگی عادی بر نخواهند گشت

  • برگرفته از سایت چه گفت

عکس نوشته رومن رولان ‌دو گروه از مردان هیچگاه به زندگی عادی بر نخواهند گشت آنان که به جنگ رفته اند ، و آنان که عاشق شده اند.

جمله رومن رولان درباره جنگ :

‌دو گروه از مردان هیچگاه به زندگی عادی بر نخواهند گشت

  • آنان که به جنگ رفته اند ، و آنان که عاشق شده اند

وطن دوستی در شاهنامه

  • راسخون
  • وطن دوستی در شاهنامه
  • میهن دوستی، افتخار به تمدن غنی و باستانی ایران، حفظ وطن از اجنبیان یغماگر و امثال این‌ها از اهداف و موضوعات اساسی شاهنامه‌ی فردوسی محسوب می‌شود. قبل از همه باید تذکر داد که این به تقاضا و طلب زمانه‌ی شاعر بوده
  • وطن دوستی در شاهنامه
  • میهن دوستی در شاهنامه فردوسی
  • میهن دوستی، افتخار به تمدن غنی و باستانی ایران، حفظ وطن از اجنبیان یغماگر و امثال این‌ها از اهداف و موضوعات اساسی شاهنامه‌ی فردوسی محسوب می‌شود. قبل از همه باید تذکر داد که این به تقاضا و طلب زمانه‌ی شاعر بوده است. چنان که معلوم است، ایران زمین در طول بیش از دویست سال در اسارت خلافت عرب بود و فقط بر اثر مبارزه‌های طولانی آزادی‌خواهانه و میهن‌دوستانه‌ی مردم و حاکمان وطن دوست آن امثال امیران صفاری و طاهری و به ویژه سامانی صاحب استقلال گردید. در این مبارزه سهم جریان شعوبیه هم که در عکس العمل به مناسبات تحقیرآمیز و اسارت بار خلافت عرب پدید آمده بود، خیلی بزرگ است. بی‌وجه نیست که بعضی محققان فردوسی را هم از جانب داران این جریان میهن دوستی دانسته‌اند.
  • از سوی دیگر استقلال کشور را در عهد فردوسی خطر جدی‌ای تهدید می‌کرد که آن تشکیل دولت‌های ترکان قراختایی و غزنوی بود که در هم‌جواری ایران زمین و داخل آن عرض وجود کرده، گاه گاه از دشت‌ها به شهرها حمله‌های غارتگرانه می‌نمودند مخصوصاً، حاکمان غزنوی که از غلام زادگان و لشکریان دربار سامانیان و پرورش یافته‌ی آنان بودند، خطر جدی به وجود می‌آوردند. این را فردوسی وطن دوست خوب درک می‌کرد و به همین دلیل برای هشدار دادن دولت مردان و مردم از این خطر در شاهنامه به مسئله‌ی یگانگی ایران و حفظ آن از هجوم‌های بیگانگان توجه خاص نشان می‌داد. از اینجاست که سراسر شاهنامه را احساس وطن دوستی و ایران دوستی فرا گرفته است. به این مسئله محمدامین ریاحی درست اشاره کرده است: «در عصر فردوسی هم ایران از یک سو دستخوش ستم و تارج تازیان بود و از دیگر سوی اقوام بیابانگرد تازه نفسی از شمال شرق به ایران می‌تاختند و شاهنامه‌ی فردوسی پیامی به مردم ایران برای برانگیختن روح پایداری در برابر خطرها بود. این پیام در سراسر شاهنامه از آغاز تا انجام آن به گوش می‌رسد.» (1)
  • یکی از اولین محققانی که به احساس بلند میهن دوستی فردوسی در شاهنامه پی برده به آن توجه خاص نمود، خاورشناسی آلمانی تئودور نولد که بود. او در اثر معروفش حماسه‌ی ملی ایران در این باره اشاره‌ی واضح و درست کرده است: «وطن پرستی یعنی ایران پرستی شاعر ما یک نوع ایران پرستی معنوی بود. وطن پرستی او [فردوسی] عبارت است از شوق مفرط برای ملتی که وحدت و بزرگواری آن از مدت‌ها پیش از بین رفته بود...» (2)
  • دانشمندان دیگر شرق و غرب نیز به جایگاه بلند موضوع وطن دوستی در شاهنامه اشاره‌ها کرده‌اند. حتی بعضی محققان چون احمد کسروی که به شعر و شاعری فارسی توجهی ندارند و آن را برای جامعه‌ی ایرانی ضررآور هم می‌دانند، به طور استثنا ارزش بلند وطن پروری شاهنامه‌ی فردوسی را تأیید نموده‌اند.
  • توصیف ایران در شاهنامه
  • تصویر و توصف و تجلیل و ستایش ایران چون وطن شاهان و حاکمان نیکوکار، قهرمانان و پهلوانان جسور، موبدان و دانشمندان حکیم، وزیران و دبیران عاقل و فاضل و خلاصه مردم شریف این سرزمین از ابتدا تا انتهای شاهنامه جای دارد. طوری که قدمعلی سرامی نوشته است، واژه‌ی ایران در شاهنامه بیش از هشتصد مرتبه ذکر شده است. در زمان فردوسی هم ایران به دو معنی وسیع و محدود استفاده می‌شده است، چنان که امروز هم همین حالت در مورد مفهوم تاریخی آن به نظر می‌رسد. فردوسی ایران را در مقابل توران قرار داده و یا گاهی زابلستان و سیستان را جزو ایران نمی‌داند:
  • چو از شهر زابل به ایران شویم *** به نزدیک شاه دلیران شویم
  • برای فردوسی و قهرمانانش ایران نه تنها وطن بلکه هستی است و آن‌ها خود را بدون وطن هیچ می‌دانند. وطن برای آنان از همه گرامی‌تر و عزیزتر است. از این رو آن‌ها برای ایران هیچ چیز را دریغ نمی‌دارند:
  • چو ایران نباشد تن من مباد *** چنین دارم از موبد پاک یاد (3)
  • فردوسی وطن خود ایران را خیلی دوست می‌دارد و در هر مورد خراب نکردن این کشور آباد را تأکید می‌نماید. در زمان انوشیروان هنگامی که ایران دچار حمله‌ی اجنبیان می‌گردد، برای خراب نشدن کشور دلسوزانه خطاب می‌کند:
  • نمانیم که این بوم ویران کنند *** همی غارت از شهر ایران کنند...
  • نخوانند بر ما کسی آفرین *** چو ویران بود بوم ایران زمین
  • هر بار که ایران دچار حمله‌ی ترکان شده، شهر و دهات آن خراب و ویران می‌گردد و مردم آن بی‌خانمان می‌شوند، شاعر غصه می‌خورد، رنج می‌برد و به افسوس می‌گوید:
  • دریغ است ایران که ویران شود *** کنام پلنگان و شیران شود
  • همه جای جنگ سواران بُدی *** نشستن گه شهریاران بُدی
  • کنون جای سختی و جای بلاست *** نشستن گه تیز تک اژدهاست
  • کسی کز پلنگان بخوردست شیر *** در این رنج ما را بود دستگیر
  • وطن دوستی در شاهنامه
  • این چهار بیت را که مالامال درد و حسرت شاعر وطن دوست است، دانشمند پاکستانی حافظ محمود خان شیرانی «مرثیه‌ی ایران» نامیده و با هیجان تأکید نموده است: «ما نمی‌توانیم درک کنیم که او [فردوسی] چگونه توانسته است در چند کلمه این قدر درد و حزن و غم و یأس را در یکجا جمع کند.» (4)
  • همان گونه که قدمعلی سرامی نوشته است در شاهنامه هشتاد و چهار جنگ میان ایرانیان و تورانیان تصویر شده است و فردوسی تورانیان را ترکان دانسته است. در شاهنامه بارها بر اثر حمله‌ی ترکان توران، خراب شدن ایران همانند ابیات زیر تصویر شده است.
  • ز ترکان از دشت نیزه‌وران *** ز هر سو بیامد سپاهی گران
  • سپاه اندر ایران پراکنده شد *** زن و مرد و کودک همه بنده شد
  • ضمناً ناگفته نماند که درباره‌ی ترک دانستن تورانیان توسط فردوسی بحث‌ها زیادند. از جمله محمدامین ریاحی این مسئله را چنین شرح داده است: «در عصر فردوسی هجوم‌های ترکان خلخ از سرزمین‌هایی که در روزگاران گذشته سرزمین تورانیان بود، سبب شده است که ترک و تورانی معنی واحدی یافته است.» (5)
  • ولی به نظر ما دلیل اصلی این نیست. زیرا فردوسی خوب می‌دانست که سرزمین توران مکان اصلی آریایی‌ها است و تور هم که گویا پایه گذار این ملک است یکی از فرزندان فریدون ایرانی است. پس دلیل این اشتباه فردوسی در چیست؟
  • قبل از همه باید گفت که اطلاعات فردوسی درباره‌ی توران متضاد بوده، باعث پدید آمدن ملاحظات مختلف محققان گشته است. شاعر پیش از همه توران را سرزمین تور، فرزند فریدون می‌داند و در باب «بخش کردن فریدون جهان را به پسران» روایت اوستایی را درباره‌ی شاه ثرتئونه (Thraetaena) که همان شکل قدیمی فریدون است و به سلم، تور و ایرج تقسیم کردن قلمرو او نقل نموده و گذاشته شدن نام آنان بر سرزمین‌های زیر نفوذشان را تأیید کرده است:
  • نهفته چو بیرون کشید از نهان *** به سه بخش کرد آفریدون جهان
  • یکی روم و خاور، دیگر ترک و چین *** سوم دشت گردان و ایران زمین
  • نخستین به سلم اندرون بنگرید *** همه روم و خاور مر او را گزید...
  • دگر تور را داد توران زمین *** ورا کرد سالار ترکان چین...
  • وزان پس چو نوبت به ایرج رسید *** مر او را پدر شهر ایران گزید
  • از بیت‌های فوق برمی‌آید که فریدون به تور سرزمین ترکان و چین را داده است، ولی در تصویرهای بعدی شاعر توران اساساً شهر و نواحی ماوراءالنهر و خراسان را در بر می‌گیرد و تور همچون سپهسالار ترکان قلمداد می‌شود.
  • وطن دوستی در شاهنامه
  • اکثر هشتاد و چهار جنگ میان ایران و توران که در شاهنامه تصویر شده است در سرزمین ماوراءالنهر و خراسان رخ داده است. مثلاً در ضمن جنگ ایرانیان با افراسیاب تورانی، رستم که در زابل قرار دارد عزم ایران نموده به کیقباد چنین خطاب می‌کند:
  • کنون خیز تا سوی ایران شویم *** به یاری به نزد دلیران شویم
  • در ابیات ذیل افراسیاب ترک دانسته شده است:
  • بشد تند افراسیاب از میان *** برآویخت با لشکر تازیان...
  • شکست آمد از ترک بر تازیان *** ز چستی فزونی سرآمد زبان
  • ولی در جای دیگر افراسیاب ایرانی بودن اصل خود را تأکید می‌نماید:
  • چنین گفت کایران دو رویه مراست *** بباید شنیدن سخن‌های راست
  • که پور فریدون نیای من است *** همه شهر ایران برای من است
  • همه جا لشکر توران از ترک‌ها عبارت است:
  • ز ترکان بس بود طلایه به راه *** رسیدند در رستم کینه خواه
  • چنین اشاره‌های ظاهراً ضد و نقیض در شاهنامه زیاد به نظر می‌رسند که متأسفانه مورد تحقیق جداگانه قرار نگرفته‌اند.
  • همان گونه که معلوم است در زمانی که مورد تصویر فردوسی قرار گرفته است، هنوز ترکان مانند یک قوم تشکیل نیافته بودند. به عقیده‌ی ترک شناس معروف لئون گومیلیف «خلق ترک در اواخر قرن پنجم میلادی بر اثر آمیزش اقوام در محیط جنگل و دشت خاص آلتای و دامنه‌ی کوه‌های آن به وجود آمده است». (6)
  • خاورشناس برجسته و. و. بارتولد نیز ظهور خلق ترک را در قرن ششم میلادی دانسته، تأکید می‌کند که در آسیای میانه باید وطن آریایی‌های آسیا را و حتی به طور کلی هند و اروپایی را جست. (7)
  • دانشمند تاجیک باباجان غفوروف بر مبنی دستاوردهای نوین تاریخی و باستان شناسی به این نتیجه رسیده است که «در عصر‌های چهارم تا هفتم پیش از میلاد... سرتاسر آسیای میانه را کاملاً خلق‌های ایرانی، باختری‌ها، خوارزمی‌ها، سغدی‌ها، گروه‌های سکایی و غیره اشغال می‌کردند» (8)
  • باستان شناس روس س. کوزمینا تاریخ قوم چادرنشین تور را مورد بررسی قرار داده، ذکر آن را در اوستا پیدا می‌نماید و تأکید می‌کند که دانشمندان معروف یونان و روم قدیم امثال پلینی، آریستی، و هرودوت راجع به تورها اطلاع داده آن‌ها را از قوم‌های ایرانی تبار دانسته‌اند. (9)
  • وطن دوستی در شاهنامه
  • درباره‌ی تور و توران منابع زیاد تاریخی فارسی زبان از جمله فرهنگ نامه‌ها نیز اطلاع داده‌اند که چند نمونه از آن‌ها در لغت نامه‌ی دهخدا نقل گردیده به طریق ذیل جمع بندی شده است: «کلمه‌ی توران نام سرزمین تورانیان است، در پهلوی توران (Turan) مرکب از تور+آن (پسوند نسبت و کان)، سرزمین توران به ایرانویچ یا ممالک خوارزم متصل بوده از طرف شرق تا دریاچه‌ی آرال که جغرافی نویسان قرون وسطی آن را دریاچه‌ی خوارزم نیز نامیده‌اند، امتداد داشته است. جنگ‌های ایرانیان و تورانیان بخش مهم داستان‌های ملی ما را تشکیل می‌دهد... از اوستا و کتب دینی پهلوی و داستان‌های ملی و اقوال مورخین قدیم برمی‌آید که ایرانیان و تورانیان از یک نژاد بودند...» (10)
  • دانشمند امریکایی ریچارد فرای نیز به مسئله‌ی ایران و توران و تصویر آنها در شاهنامه توجه نموده، به اختلاف بین مردمان یکجانشین و چادرنشین آریایی اشاره می‌کند که جای بحث نیست. همچنین او مبارزه‌ی ایران و توران را در شاهنامه برخورد آریایی‌ها و غیرآریایی‌ها می‌داند که این هم درست است. ولی در توضیح سبب این حادثه تأمل و تعمق نکرده کوشش به خرج داده است که دلیل‌ها پیش آرد. او این اندیشه بیان می‌نماید که «پس از غلبه‌ی اسلام، ترک‌ها واقعاً با تورهای (Tur) پیشین یکی شده‌اند، زیرا در نام ترک می‌توان صورت جمع Tun را دید که Tun نشانه‌ی توتم اجداد اولیه‌ی ترکان آسیای مرکزی بود».
  • بدین ترتیب ریچارد فرای از یک طرف مردم تور را آریایی می‌داند و از سوی دیگر ترک‌ها را به آن‌ها می‌پیوندد. ولی همان گونه که لئون گومیلیف تأکید کرده است کلمه‌ی ترک ریشه‌ی چینی داشته و جمع آن با همراه کردن پسوند مغولی «یوت» (یعنی ترکیوت) صورت می‌گرفته است که این را دانشمند فرانسوی پ. پلیا به اثبات رسانده است. (11) بنابراین شباهت واژه‌های ترک با تور و توران ظاهری بوده و با هم رابطه‌ای ندارند.
  • توران و ترک را با هم مربوط نمودن فردوسی به نظر ما بی‌دلیل نبوده، او این «اشتباه» را عمداً با هدف معینی کرده است. به بیانی دیگر این یکی از رمزهای شاهنامه است که خود شاعر در ابتدای اثر‌ اشاره کرده است:
  • تو این را دروغ و فسانه مدان *** به یکسان روشن زمانه مدان
  • ازو هرچه اندر خوری با خرد *** دگر بر ره رمز معنی برد
  • فردوسی چون حکیم و دانشمند بزرگ خوب می‌دانست که ماوراءالنهر و خراسان از زمان‌های باستان وطن مردمان آریایی است، از این رو دلیل اساسی اشاره‌ی رمزآمیز وطن ترکان دانستن سرزمین مذکور را باید از حوادث تاریخی زمان شاعر جست و مرزهای آن را آشکار کرد. همان گونه که معلوم است هنگام تألیف شاهنامه، دولت مقتدر سامانیان رو به تنزل می‌نهاد. شاعر حساس و وطن دوست می‌دید که ترکان نه تنها در دربار و لشکر سامانیان جایگاه بالایی پیدا می‌کردند، بلکه در داخل قلمرو آنان و سرزمین‌های هم جوار دولت‌های نو تأسیس ترکان قراخانی و غزنوی که از پروردگان خود سامانیان بودند، صاحب قدرت گردیده، خطر جدی به وجود می‌آورند. از این رو تصویر مفصل جنگ‌های تورانیان، و ترک قلمداد کردن تورانیان را می‌توان یک نوع هشدار به سامانیان از پیش آمدن خطر جدی به هستی دولت آن‌ها دانست که در واقع تا به پایان رسیدن شاهنامه به وقوع پیوست.
  • از سوی دیگر «اشتباه» مذکور فردوسی به احساس بلند میهن پرستی و وطن دوستی نمایان‌ترین ویژگی فردوسی می‌باشد. همه‌ی شاهنامه و زبان او بر این ادعاست. (12) فردوسی هستی خود را بدون وطن تصور نمی‌کند و همیشه از خرابی ایران غصه می‌خورد.
  • ولی وطن دوستی فردوسی به هیچ وجه به ضرر مردمان و کشورهای دیگر نبوده است از این رو نمی‌توان به اندیشه‌ی محققانی چون نولد که راضی شد که فردوسی را دشمن توران و ترکان دانسته «دشمنی با ترک‌ها را موضوع جنگ نامه‌ی او می‌شمارد». (13) زیرا شاعر هرچند ایران را خیلی دوست می‌دارد ولی نسبت به توران و تورانیان حس بدبینی ندارد و همیشه مخالف حاکمان و لشکریان تجاوزکار و خرابی‌آور خواه ایرانی و خواه تورانی بود. او بعضاً حتی قهرمان محبوب خود رستم را در موردی که بی‌سبب به توران لشکر کشیده باعث خرابی آن گشته است، سرزنش می‌کند. همچنین بی‌سبب نیست که مشهورترین بیت‌های وطن دوستانه‌ی شاهنامه (همه سر به سر تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور به دشمن دهیم) از زبان مردم تورانی بیان شده است.
  • وطن دوستی در شاهنامه
  • طوری که ذکر شد بعضی محققان فردوسی را طرفدار ملت گرایی و ایران پرستی افراطی دانسته‌اند. ولی چنان که دیدیم وطن دوستی شاعر افراطی نبوده خیلی واقعی است و از ‌اندازه بیرون نیست. در این باره قدمعلی سرامی درست فرموده است: «علی رغم باور بسیاری از پژوهندگان جنبه‌ی ناسیونالیستی شاهنامه چندان قوی نیست. فردوسی چند صد بار نام ایران را در شعر خویش آورده است. اما این نام جز در مورد انگشت شمار حس میهن پرستی او را برنیانگیخته است. از سخن این شاعر پیداست که ایران را دوست دارد، اما این دوست داشتن اولاً به هیچ وجه افراطی نیست، ثانیاً همواره واقع بینانه است.» (14)
  • در واقع فردوسی در بیان اندیشه و احساسات وطن دوستی هم به افراط راه نداده حقیقت را معیار و محک قرار داده است. او همچنین برای ابراز این مطلب و موضوع مهم سیمای چند تن از شاهان و پهلوانان وطن دوست را آفریده است که با فداکاری و کاردانی‌های خود توجه خوانندگان را جلب نموده‌اند. فریدون و منوچهر، نوذر و گرشاسپ، کیقباد و کیخسرو، سیاووش و اسفندیار از شاهان و شاهزادگانی هستند که در حفظ وطن نیروی خود را دریغ نمی‌دارند. از پهلوانان در وطن پروری و میهن دوستی کسی با رستم برابر نمی‌شود. رستم بدون ایران هستی خود را تصور نمی‌کند. همچنان که ایران هم در شاهنامه بی‌رستم کامل نیست. زیرا رستم را شاعر سپر ایران می‌داند که در مشکل‌ترین لحظه‌ها آن را از مدهش‌ترین خطر و آفت‌ها ایمن می‌دارد. از اینجاست که کیخسرو به رستم می‌گوید:
  • ز هر بد تویی پیش ایران سپر *** همیشه چو سیمرغ گسترده پر
  • کاووس هرگاه دچار مشکلات می‌شود، مجبور می‌گردد که روی نیاز به رستم آرد، هنگامی که سهراب به ایران لشکر می‌کشد، کاووس با آنکه با رستم قهر بود، علاج دیگری جز دعوت او نمی‌یابد:
  • یکی نزد رستم برد آگهی *** کزین ترک شد مغز گردان تهی
  • ندارم سواری ورا هم نبرد *** از ایران نیارد کس این کار کرد
  • خود رستم نیز قدر و ارزش خود را همچون حمایت‌گر ایران و پشتیبان پهلوانان خوب می‌داند و می‌گوید:
  • نگهدار ایران و شیران منم *** به هر جای پشت دلیران منم
  • از اینجاست که رستم در فرهنگ مردم ایرانی تبار به یک رمز و نماد برجسته‌ی وطن دوستی تبدیل یافته است و در همه‌ی دور و زمان‌ها نمونه‌ی عبرت بوده در تربیت احساس وطن دوستی مردم، به خصوص جوانان سهم بزرگ گذاشته است.
  • پی‌نوشت‌ها:
  • 1. محمد امین ریاحی، فردوسی (زندگی،‌ اندیشه و شعر او)، تهران، 1375، ص 187.
  • 2. تئودور نولدکه، حماسه‌ی ملی ایران، ترجمه‌ی بزرگ علوی، مقدمه‌ی سعید نفیسی، تهران، 1327، ص 69.
  • 3. مصراع نخست این بیت در شاهنامه‌ی چاپ مسکو به این صورت نوشته شده: «نباشد به ایران تن من مباد» که وقتی با ابیات پیش‌تر خود آورده شود معنی خواهد داشت:
  • چو گودرز و هفتاد پور گزین *** همه پهلوانان با آفرین
  • نباشد به ایران تن من مباد *** چنین دارم از موبد پاک باد
  • شاهنامه چاپ مسکو، ج 2، ص 219.
  • 4. حافظ محمودخان شیرانی، در شناخت فردوسی، ترجمه‌ی شاهد چوهدری، تهران، 1369، ص 309.
  • 5. محمدامین ریاحی، فردوسی (زندگی، ‌اندیشه و شعر او)، تهران، 1375، ص 160.
  • 6. ???????. ??????? ?????. ?. ?????, 1967, c. 25.
  • 7. و. و. بارتولد، آثار، ج 9، مسکو، 1997، ص 513، (به زبان روسی).
  • 8. باباجان غفوروف، تاجیکان (تاریخ قدیم، قرون وسطی و دوره‌ی نوین)، ج 1 و 2، دوشنبه، 1997، ص 51.
  • 9. س. کوزمینا، در کشور قباد و افراسیاب، مسکو، 1977، ص 77.
  • 10. علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج 5، تهران، 1373، ص 6242.
  • 11. لئون گومیلیف، ترکان قدیم، ص 22.
  • 12. حافظ محمودخان شیرانی، در شناخت فردوسی، ترجمه‌ی شاهد چوهدری، تهران، 1369، ص 308.
  • 13. تئودور نولدکه، حماسه‌ی ملی ایران، ترجمه‌ی بزرگ علوی، مقدمه‌ی سعید نفیسی، تهران، 1327، ص 70.
  • 14. قدمعلی سرامی، از رنگ گل تا رنج خار (شکل شناسی قصه‌های شاهنامه)، تهران، 1368، ص 712.
  • راسخون
  • نویسنده: میرزا ملااحمد
  • منبع مقاله:
  • ملااحمد، میرزا؛ (1388)، بیا تا جهان را به بد نسپریم (پیام اخلاقی حکیم ابوالقاسم فردوسی)، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ اول

جملاتی منسوب به حکیم ارد در خصوص میهن پرستی

  • روزی که میهن و کشور خویش را از یاد ببریم ، امنیت خود را از دست داده ایم. آدم بزرگ، برای شادی مردم و آبادی سرزمین خویش، از خود گذشتگی و جانفشانی می کند. برآزندگان ، آزادی و میهن خویش را ستایش می کنند همواره برای پاسخگویی به یورش دشمنان سرزمین خویش ، آماده باشیم.
  • کسانی که پیوسته از دشمن خویش یاد می کنند ، نادانسته ، او را بزرگ و بزرگتر می کنند بدون خودآگاهی میهنی ، کشور رنگ پیشرفت به خود نمی گیرد. عاشق میهن ، شرف ، آزادی و انسانیت بودن فراتر از عشق ورزی به سیمای دیگریست.این اشتباه است که همبستگی ملی و میهنی خویش را در رخدادهای شوم و جنگ بجوییم. جشن ها و کار و کوشش های میهنی می توانند نماد همبستگی ملی باشند مردمان توانمند ، در میان جشن و بزم نیستند . آنها هر دم ، به آرمانی بزرگتر می اندیشند و برای رسیدن به آن ، در حال پیکارند حکیم ارد بزرگ

راهبردها و فنون جنگ در شاهنامه فردوسي

  • پژوهشي نو درباره حماسه ملي ايرانيان

مردم در هنگام جنگ و ستیز باید حامی شاه و کشور باشند و با تمام وجود از کیان خویش پاسداری کنند. در جنگ منوچهر با سلم و تور می خوانیم:
سران سپه مهتران دلیر
کشیدند صف پیش سالار شیر

به سالار گفتند ما بنده ایم
خود اندر جهان شاه را زنده ایم

چو فرمان دهد ما همیدون کنیم
زمین را ز خون رود جیحون کنیم

سوی خیمه ی خویش باز آمدند
همه با سری کینه ساز آمدند

«راهبردها و فنون جنگ در شاهنامه» نوشته مسلم احمدي، پژوهشي نو درباره حماسه ملي ايران است كه تاكنون كمتر به موضوع آن پرداخته شده است. نويسنده مي‌كوشد تا شيوه‌هاي جنگ و راه‌هاي مبارزه با دشمن را، بدان صورت كه در شاهنامه آمده است، بررسي كند و هر شيوه را با روش‌هاي متداول امروزي بسنجد.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، كتاب «راهبردها و فنون جنگ در شاهنامه» شامل يك پيشگفتار و شش فصل است. مسلم احمدي در پيشگفتار خود، نخست اشاره مي‌كند كه نه تنها تاريخ نظامي و هنر جنگ از درس‌هاي اصلي دانشگاه‌هاي نظامي معتبر جهان است، بلكه زمينه رشد انديشه‌هاي فرماندهان جنگي، جز از راه بررسي عميق و علمي جنگ‌هاي پيشينيان به دست نخواهد آمد.

سپس تاكيد مي‌كند كه نبايد تصور شود كه مطالعه جنگ‌هاي سده‌ها و هزاره‌هاي پيش، ارزش علمي ندارد و با روش‌هاي نظامي امروز سازگار نيست. «تاريخ نظامي عصر جديد گواه اين واقعيت است كه بسياري از نظريه‌ها و آيين‌هاي جنگي امروز از بررسي علمي نبردهاي اعصار پيشين سرچشمه گرفته است» نويسنده در ادامه سخن خود، ارج شاهنامه فردوسي و ارزش توصيفات جنگي آن را برمي‌شمارد و آن را از جنبه نظامي در خور اهميت بسيار مي‌داند.

فصل اول تعريف كوتاهي از حماسه و انواع آن است. نويسنده يادآوري مي‌كند كه هرچند حماسه، هسته‌اي تاريخي و حقيقي دارد، اما با سپري شدن زمان، با افسانه آميخته مي‌شود. آنگاه به ويژگي‌هاي يك اثر حماسي مي‌پردازد.

فصل دوم «جنگ در شاهنامه» نام دارد. خواننده ابتدا با مفاهيم پايه‌اي كتاب، از قبيل تعريف جنگ و علل و اصول آن آشنا مي‌شود. سپس از جنگ در شاهنامه سخن به ميان مي‌آيد و يادآور مي‌شود كه حجم زيادي از شاهنامه شرح جنگ‌هاست. با اين همه جنگ‌هاي ايرانيان «يا به پاس دفاع است، يا براي كين‌خواهي». از سويي ديگر، آن جنگ‌ها يا جوهر ديني دارند يا زمينه ملي.

در جنگ‌هاي شاهنامه، ايرانيان هرگز پيشقدم نمي‌شوند؛ مگر در دو جنگ. يكي كشته شدن ايرج به دست سلم و تور است و ديگري كشته شدن سياوش به دست افراسياب. آنگاه انواع جنگ‌ها بر شمرده مي‌شود كه عبارتند از جنگ ميان انسان‌ها، جنگ انسان با موجودات اهريمني و جنگ با حيوانات وحشي.

شيوه‌هاي فرماندهي و روش‌هاي جنگي در شاهنامه
فصل سوم «فرماندهي و ارتش در شاهنامه» عنوان گرفته است. احمدي مي‌نويسد كه تا زمان اردشير ساساني، تشكيلات منظم ارتشي وجود نداشت و هر كدام از حكمرانان محلي ايران، سپاه ويژه خود را داشتند. تا آنكه به دستور اردشير يكم، تشكيلات منظمي شبيه آيين نظام وظيفه امروزي به وجود مي‌آيد. جداي از اين يادآوري، او اركان ارتش در شاهنامه را شامل پياده نظام، سواره نظام و فيل‌سواران مي‌داند.

احمدي مي‌نويسد كه پياده نظام در دوره پهلواني شاهنامه اهميت بيشتري دارد؛ در حالي كه اهميت آن در دوره تاريخي از دست مي‌رود، اما كار عمده جنگ‌ها بر عهده سواره نظام بود. كاربرد فيل هم، به ويژه در دوره ساسانيان، يعني دوره تاريخي شاهنامه، بيشتر از زمان‌هاي ديگر بوده است. شيوه به كارگيري فيل اين گونه بود كه «معمولا بر پشت فيل، برج چوبي بزرگي مي‌بستند و چند تيرانداز در اين برج قرار مي‌گرفتند و از سوراخ‌هاي برج تيراندازي مي‌كردند.» استفاده ديگر از فيل، سد كردن قسمت جلو لشكر بود، بدين سان سد دفاعي مصنوعي پديد مي‌آمد.

موضوع ديگري كه در فصل سوم بدان پرداخته شده «شيوه فرماندهي در شاهنامه» و انواع صف آرايي‌هاست. احمدي مي‌نويسد كه شيوه آرايش سپاه در شاهنامه، ژرفاي انديشه نظامي ايرانيان را نشان مي‌دهد. صف سپاهيان شامل دو دسته اصلي و فرعي بود. اين روش هنوز هم كاربرد دارد. براي نمونه، دسته‌هاي فرعي سپاه در شاهنامه، روزبانان، كمين‌ور و طلايه ناميده مي‌شوند. امروزه به اين دسته‌ها، دژبان، ضربت و جلودار مي‌گويند. در پايان فصل نيز با ترسيم نقشه‌اي، چگونگي استقرار و صف آرايي لشكريان در شاهنامه توضيح داده شده است.

روش‌هاي نبرد در بخش اساطيري شاهنامه
«روش‌هاي نبرد در بخش اساطيري» عنواني براي فصل چهارم كتاب است. احمدي مي‌نويسد كه راز برتري ايرانيان در نبردها، برخورداري از انديشه نظامي و بهره‌گيري از فنون جنگي بود. براي شناخت آن برتري، شاهنامه منبعي گرانبهاست و مثال مي‌زند كه يكي از بهترين آرايش‌هاي جنگي ايرانيان در برابر دشمن، آرايش سپاه گودرز در برابر پيران در نبرد دوازده رُخ بود.

سپس مقايسه‌اي ميان دوره اساطيري و پهلواني شاهنامه با دوره‌هاي تاريخي مي‌كند و اشاره مي‌كند كه چون منبع اصلي شاهنامه، «خداينامه» ساساني است، پس روش‌هاي جنگي بخش تاريخي، بازتاب شيوه‌هاي جنگي ساسانيان است.

در ادامه، روش‌هاي نبرد شرح داده شده است. برخي از آن روش‌ها عبارتند از غافلگير كردن كه خود به سه روش شبيخون، پيش دستي و حمله از پشت سر تقسيم مي‌شود. نويسنده اشاره مي‌كند كه ايرانيان شبيخون را روشي ناجوانمردانه مي‌دانستند، اما آنجايي كه ناگزير بودند كه از اين روش استفاده كنند، فني‌ترين و زيباترين فنون جنگي را مي‌آفريدند. در جنگ‌هاي امروز، شبيخون را «تك شبانه» مي‌نامند.

محاصره كردن يك روش ديگر است. ايجاد موانع مصنوعي بر سر راه دشمن نيز از ديگر روش‌هاست. احمدي مي‌نويسد: «اين روش يكي از مدرن‌ترين روش‌هاي به‌كار گرفته شده در شاهنامه است و در جنگ‌هاي امروزي يكي از پُركاربردترين روش‌هاي جنگي است و تقريبا با تفاوت اندكي نسبت به شكل قديمي آن مورد استفاده قرار مي‌گيرد»

از سوي ديگر، جنگ رواني يكي از رايج‌ترين شكل‌هاي مبارزه است و در شاهنامه كاربرد بسيار دارد. متداول‌ترين شكل جنگ رواني، رجزخواني‌هاي پهلوانان قبل از نبرد تن به تن است. عالي‌ترين نمونه‌هاي آن را نيز بايد همآوردخواهي رستم با اشكبوس دانست.
در اين بخش، افزون بر مثال‌هاي متعدد از داستان‌هاي شاهنامه، نمونه‌هايي از نبردهاي تاريخي هم بيان شده است. همانند جنگ جهاني اول، نبرد نادرشاه با هندي‌ها در كرنال، نبرد تاريخي كان بين سپاه روم و سپاه آنيبال سردار اسپانيايي، نبرد واترلو ناپلئون و نبرد ترموپيل.

شيوه‌هاي نبرد در بخش تاريخي شاهنامه
فصل پنجم «شيوه‌هاي نبرد در بخش تاريخي» نام دارد. دوره تاريخي، سومين بخش از شاهنامه است. نويسنده يادآوري مي‌كند كه در اين دوره تصورات پهلواني و داستاني و كارهاي غيرعادي به تدريج از بين مي‌رود و جاي آن را اشخاص و كارهاي تاريخي مي‌گيرد. از سويي ديگر شيوه‌ها و روش‌هاي قديمي تكامل پيدا مي‌كند و استفاده از سلاح‌هاي جديد، همانند «منجنيق»، رونق مي‌گيرد.

سپس ويژگي‌ها و شيوه‌هاي نبرد در بخش تاريخي را شرح مي‌دهد. برخي از اين شيوه‌ها عبارتند از ايجاد ديوار دفاعي، اشغال ميدان جنگ و در تنگنا قرار دادن دشمن، ايجاد تله‌هاي انفجاري كه در جنگ اسكندر با «فور» هندي به كار رفته بود و نمونه‌هاي ديگري همچون تخريب پُل و استفاده از ستون پنجم.

از قسمت‌هاي خواندني كتاب، فصل ششم آن است كه عنوان «بررسي آماري جنگ‌ها در شاهنامه» دارد. در اين فصل از آمار استفاده شده تا ميزان بهره‌جويي فردوسي از انواع فنون جنگي نشان داده شود. بر اين اساس براي مثال، در شاهنامه 17 جنگ با موجودات اهريمني، 28 جنگ تن به تن، 91 جنگ گروهي، 15 مورد شبيخون و 17 مورد عقب‌نشيني گزارش شده است.

درباره جنگ دژ، محاصره كردن، ايجاد موانع مصنوعي، كسب اطلاعات، كمين كردن، پيشدستي و موارد متعدد ديگر نيز آمار جالب توجهي بدست داده شده است. احمدي مي‌نويسد كه بر پايه آمار، متداول‌ترين و پُركاربردترين شيوه نبرد، جنگ تن به تن بوده است، اما به تدريج روش غافلگيري گسترش مي‌يابد.

نكته ديگري كه احمدي بر آن تاكيد دارد، آن است كه «از كليه 22 روش جنگي كه از شاهنامه استخراج شده، مي‌توان به تنوع، زيبايي، تاكتيك مناسب در جنگ‌ها، ذهن پويا، خلاق و سيال فردوسي پي بُرد ضمن آن كه با مطالعه هر قسمت به روشني مي‌توان به راهبردي بودن بسياري از اين روش‌ها در جنگ‌هاي امروزي اقرار و از آنها الگوبرداري كرد.»

فهرست سلاح‌هاي جنگي موجود در شاهنامه (شامل 70 نوع سلاح) با آوردن توضيحاتي كوتاه و بيت‌هايي مناسب از شاهنامه و فهرست منابع و مآخذ، پايان بخش كتاب است. فهرست اعلام و اماكن نيز در انتها آمده است.

اصول جنگ در نهج البلاغه

  • مقاله
  • بررسی و نقد اصول جنگ در نهج البلاغه
  • در این مقاله نگارنده ابتدا اصول جنگ و بیان اصول نه گانهء آن در جنگ های امروزی را تعریف کرده است.سپس به نهج البلاغه مراجعه نموده و به مقایسه بین اصول جنگ با دیدگاه امام علی(ع)در رابطه با امور نظامی پرداخته است.سؤال اصلی تحقیق این است که چه تفاوتی میان اصول به کار گرفته شدهء آن حضرت در جنگ هایش با اصول حاکم بر جنگ های امروزی وجود دارد؟پس از مطالعه،بررسی و مقایسه مشخص می شود حضرت،در بعضی از اصول،تعریفی غیر از تعریف مرسوم و رایج اصول جنگ داشته و از طرف دیگر چهار اصل اضافه بر اصول نه گانه،در جنگ های خود به کار برده است که آن اصول عبارتند از:اصل ایمان،اصل اخلاص،اصل دعا و اصل اخلاق.این چهار اصل را امام علی(ع)در آغاز جنگ های خود بر آنها تأکید داشته و سپاهیان خود را به مراعات آن سفارش فرموده است که این نیز خود نشان از آموخته های وی در مکتب رسول اللّه(ص) که حضرت تربیت یافتهء آن مکتب است دارد. واژگان کلیدی: اصول جنگ،دفاع،نهج البلاغه،امام علی(ع)
  • تاریخ انتشار : 1393/2/10
  • بازدید : 7999
  • منبع : مجله مدیریت نظامی » بهار 1389 - شماره 37 ,
  • مقدمه
  • در این مقاله سعی شده است که اصول حاکم بر جنگ های امروزی را که در مراکز آموزش نظامی تدریس می شود،با اصول جنگ و جهاد از دیدگاه علی(ع)در نهج البلاغه مقایسه نموده و آن را نقد و بررسی نماییم.
  • اصول جنگ های امروزی عبارتند از:اصل هدف،اصل آفند،اصل سادگی،اصل وحدت فرماندهی،اصل تمرکز قوا،اصل صرفه جویی در قوا،اصل مانور،اصل غافلگیری و اصل تأمین.این اصول به عنوان اصولی استاندارد،رایج و شناخته شده در تمام جنگ های دنیا مورد استفاده قرار می گیرند.
  • در نظام های الهی که مبنای طرح ها،تصمیم ها و برنامه ها در آن نظام ها،آموزه های دینی و الهی است،اصول جنگ نیز از این قاعده مستثنی نیستند.به عنوان مثال،هدف از جنگ در نظام های غیردینی ممکن است کشورگشایی،انهدام و از بین بردن تجهیزات و نیروهای طرف مقابل باشد،در صورتی که هدف از جنگ در نظام های دینی بسط و توسعهء عدالت خواهی و هدایت نیروهای طرف مقابل می باشد.
  • ازاین رو،انجام تحقیق و پژوهش پیرامون اصول جنگ در نظام های دینی و غیردینی امری ضروری است.با توجه به اهمیت موضوع و ابعاد گستردهء آن،این مقاله تنها به بررسی،مطالعه و مقایسهء این تفاوت ها می پردازد.به امید آنکه این تحقیق سرآغازی باشد بر انجام تحقیق های دقیق تر و کاملتر دیگر که پرده از زوایای مخفی موضوع بردارد.
  • در کتاب«اصول جنگ»،کاری از مرکز تحقیقات نمایندگی ولی فقیه در سپاه درمورد اصول جنگ و تاریخچه پیدایش آن آمده است:
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 114)
  • «اصول،جمع اصل و اصل در لغت به معنی ریشه،بیخ و بن آمده است؛به عبارت دیگر اصل،چیزی است که اشیای دیگر بر آن بنا شود،مانند پدر نسبت به فرزند و ریشه نسبت به شاخه.
  • جنگ به معنی کار زار،ستیزه،نبرد و پیکار آمده و مناسب این است که آن را از نظر اصطلاحی چنین بیان کنیم:
  • جنگ،نوعی نزاع است که برخورد میان دو گروه سازمان یافته را نشان می دهد. جنگ،اعمال زور با استفاده از نیروی مسلح است که هدف هریک از طرفین،غلبه بر دیگری است.ازاین رو،با توجه به معانی لغوی و اصطلاحی یاد شده، اصول جنگ را می توان چنین تعریف نمود:
  • قوانین و قواعد ثابت و ویژه ای است که به کارگیری آنها می تواند تا حدود زیادی نیل به پیروزی در جنگ را تضمین کند.کاربرد صحیح این اصول،فرمانده را در رسیدن به اهداف یاری می دهد.
  • گرچه کارشناسان،برای اصول جنگ تعاریف مختلفی بیان کرده اند،امّا مضمون همهء آنها،همان تعریف یاد شده است.در اینجا برای اطلاع بیشتر به چند نمونه اشاره می کنیم:
  • -اصول جنگ،مجموعه ای از ملاحظات اساسی جنگ است و طی قرن ها جمع آوری شده است.
  • -اصول جنگ،مجموعه ای از ملاحظات مجرّد است که از عصارهء تجربیات به دست آمده اند و چنانچه در شرایط خاصّی با فراست به کار روند،در انتخاب راهکارهای مناسب،راهبردشناسان را یاری خواهند کرد.
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 115)
  • -اصول جنگ حقایق مسلّمی هستند که حاکم بر جریان جنگ بوده و به کار بردن به جای آنها در اعمال نظر فرماندهی و هدایت و موفقیت عملیات تأثیر بسزایی دارد.
  • -اصول جنگ عبارت است از بعضی قواعد ابدی که در هر دوره از ادوار تاریخ جنگ تغییرناپذیر بوده و به کار بردن آنها باعث پیشرفت و پیروزی سرداران بزرگ عالم شده است.
  • ناگفته نماند،هرچند اصول جنگ دارای ماهیت ثابتی هستند،اما نسبت به کشورها و نوع نگرشی که هر کشور در دکترین نظامی خود به این اصول دارد،متغیر هستند.
  • پایه و شالودهء علم و هنر جنگ را«اصول جنگ»قلمداد نموده اند که شامل عصارهء قوانین و نظریه های نظامی ارزیابی شده و نتیجهء تجربیات و آزمایش های پی در پی صحنه های جنگ است و نیز حاصل خون های ریخته شده و میراث عملیات های نظامی قرون گذشته و حال به شمار می روند.
  • به کارگیری این اصول از سده های قبل از میلاد تاکنون پیروزی های بزرگی را نصیب سرداران معروفی مانند اسکندر،هانیبال،سزار و...کرده است.بنابراین،بشر از دیرباز به ضرورت و اهمیت اصول جنگ پی برده و همواره برای بهتر جنگیدن و دستیابی به نتایج مطلوب و کسب پیروزی،سعی بر آن داشته تا حد اکثر استفاده را از این اصول در طرح ریزی ها و انجام عملیات ها ببرد و هرگاه با شکستی روبه رو می شده،به تجزیه و تحلیل علل شکست پرداخته است و به این نتیجه رسیده که یک یا چند اصل را در کار خود نادیده گرفته است.
  • به کارگیری اصول جنگ در کلیهء نبردهای موفق و پیروز دنیا امری حتمی و اجنتاب ناپذیر بوده است.همچنین بی توجهی به این اصول نیز یکی از
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 116)
  • عوامل مؤثر شکست در جنگ ها بوده است.جایگاه خاص اصول جنگ بر کسی پوشیده نیست،«حتّی راهبردشناسان و نظریه پردازان-که هر دو در دنیایی غیرعینی و سنجش ناپذیر سیر می کنند-آگاهانه یا ناآگاهانه به وسیلهء اصول جنگ هدایت و راهنمایی می شوند.»
  • در نحوهء پیدایش و تدوین اصول جنگ،بین کارشناسان اختلاف است.ژنرال بهاکات بر این باور است که:از آنجا که آدمی خود ارتش را به وجود آورده،خود نیز قوانین و اصولی را برای به کارگیری آن خلق کرده است.بعضی معتقدند که پیدایش اصول جنگ به زمان«سون تزو»،
  • یعنی حدود چهار هزار سال قبل از میلاد باز می گردد.جان ام کالینز هم تدوین این اصول را به دورهء«کلاس ویتز»نسبت می دهد:«چنین به نظر می رسد که تدوین اصول جنگ از دورهء کلاس ویتز با پنج توصیه ای که او در یک یادداشت برای ولیعهد پروس در سال 1812 میلادی نوشت،آغاز گردید.»
  • این توصیه ها اولین بار به صورت پیوسته در کارهای جمع آوری شدهء او به نام «درباره جنگ»به چاپ رسید.حد اقل سه توصیهء دیگر به عنوان عناصر در بخش سوم کتاب مزبور پدیدار گردید.از اشخاص دیگری که متعاقبا به این مهم افزودند، می توان مک کایندر،ماهان،فوش،دوهه و لنین را نام برد.ظاهرا جی اف بی فولر، اولین تهیه کنندهء متن پذیرفته شده ای از اصول جنگ بود که آمریکا آن را تأیید کرد و متن آن ابتدا در سال 1921 در آیین نامهء آموزش وزارت جنگ این کشور به شمارهء(10-5)به چاپ رسید.
  • از آرا و نظریات چنین برمی آید که اصول جنگ همانند قواعد علم منطق فطری هستند و از زمان های قدیم،انسان ها به صورت غریزی از آنها در جنگ بهره می جستند،ولی کشف،ثبت و تدوین آنها به تدریج و در طول زمان انجام گرفته است. اندیشمندان علوم نظامی متأخر در واقع چیز جدیدی ابداع نکردند و هنر آنان تنها
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 117)
  • کشف،ثبت و تدوین اصول و قواعدی بود که بشر و نخبگان نظامی پیشین آن را به صورت غریزی یا بهره گیری از قوّهء تعقل و تفکر و تجربه به کار می بسته است.» (نمایندگی ولی فقیه در سپاه،1386)
  • هریک از علوم،صنایع و مشاغل قواعد و مقررات ویژه ای دارند.فن و علوم جنگ نیز از این قاعده مستثنی نیست.اصول و قواعد مربوط به جنگ در طی قرن ها بر اثر تجارب جنگی به دست آمده است و پیروزی ها و شکست ها هر دو منبع پیدایش این تجارب و اصول بوده اند.بعضی از این اصول،از زمان های پیش از میلاد مسیح باقی مانده اند.در کتاب دانش نظامی عمومی چاپ ارتش ج.ا.ا در تعریف اصول جنگ که در حال حاضر در مراکز آموزش نظامی نیروهای مسلح ج.ا.ا تدریس می شود،آمده است:
  • اصول جنگ 1عبارتند از قواعدی کلی که هدایت نبرد را به عهده دارند یا می توان گفت که اصول جنگ،حقایق مسلمی هستند که حاکم بر میدان نبرد بوده و کاربرد به موقع آنها در به دست آوردن پیروزی اثر قاطع دارد.این اصول عبارتند از:
  • 1-اصل هدف؛
  • 2-اصل آفند؛
  • 3-اصل سادگی؛
  • 4-اصل وحدت فرماندهی؛
  • 5-اصل تمرکز؛
  • 6-اصل صرفه جویی در قوا؛
  • 7-اصل مانور؛
  • 8-اصل غافلگیری؛
  • 9-اصل تامین.(فرقانی و امکانی،1381:24)
  • --------------
  • (1)- Principles of War
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 118)
  • البته همان طورکه در بالا به آن اشاره شد،اصول نه گانهء فوق در حال حاضر به عنوان اصول پذیرفته شده جهانی در مراکز آموزش نظامی تدریس می شود(سایت (www.wpi.edu (معین وزیری،1389).
  • قبل از هر چیز ذکر این مطلب ضروری است که امام علی(ع)،ابتدا جنگ را به عنوان یک اصل منع فرموده است.آن حضرت در نامه هایی که به لشگریانش قبل از جنگ صفین می نویسد،به این موضوع اشاره کرده و می فرماید:
  • «لا تقاتلوهم حتّی یبدءوکم فأنّکم بحمد اللّه علی حجّهء و ترککم أیاهم حتّی یبدءوکم حجّهء اخری لکم علیهم»(نهج البلاغه:نامهء 14)
  • «با دشمن جنگ را آغاز نکنید تا آنها شروع کنند؛زیرا بحمد اللّه حجت با شما است و آغازگر جنگ نبودن شما تا آنگاه که دشمن به جنگ روی آورد،حجت دیگر بر حقانیت شما خواهد بود.»
  • یا اینکه در جای دیگر به فرزندش امام حسن(ع)می فرماید:
  • «لا تدعونّ ألی مبارزهء و أن دعیت ألیها فاجب فأنّ الدّاعی ألیها باغ و الباغی مصروع» (نهج البلاغه:حکمت 233)
  • «کسی را به پیکار دعوت نکن؛اما اگر تو را به نبرد خواندند،بپذیر؛زیرا آغازگر پیکار تجاوزکار و تجاوزکار شکست خورده است.»
  • پس نتیجه می شود طبق آموزه های نهج البلاغه،جنگ و جهاد ما باید دفاعی باشد،نه اینکه آغازگر جنگ باشیم.اکنون به بررسی اصول جنگ در نهج البلاغه می پردازیم.
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 119)
  • 1-اصل هدف 1
  • «عبارت از مقصود نهایی است که کلیهء تلاش نیروهای نظامی به طرف آن متمرکز و هدایت می گردد.در جنگ ها ممکن است اهداف مختلفی مدنظر باشد.هدف ممکن است یک منطقهء خاص جغرافیایی و یا نیروهای دشمن باشد.ولی به هرحال انتخاب و تعیین هدف صحیح اولین و مهمترین قدم در به کار بردن اصول جنگ در جنگ های حال حاضر می باشد و طبیعی است موقعی که هدف مشخص شد،کلیهء وسایل و منابع موجود به منظور وصول به آن انتخاب شده و به کار گرفته می شود.هدف نهایی هر عمل نظامی در جنگ،انهدام نیروهای دشمن و از بین بردن میل جنگجویی او است.» (فرقانی و امکانی،1381:24)
  • هنگامی که به نهج البلاغه مراجعه می کنیم،علی(ع)هدف نهایی از جنگ و جهاد را «هدایت انسان ها»معرفی می کند،نه صرفا از بین بردن او:
  • «أمّا قولکم أ کلّ ذلک کراهیهء الموت فو اللّه ما أبالی دخلت ألی الموت أو خرج الموت ألی و أمّا قولکم شکا فی أهل الشّام فو اللّه ما دفعت الحرب یوما إلاّ و أنا أطمع أن تلحق بی طائفهء فتهتدی بی و تعشو إلی ضوئی و ذلک أحب إلی من أن أقتلها علی ضلالها و إن کانت تبوء باثامها»(نهج البلاغه:خطبهء 55)
  • «اینکه می گویید خویشتن داری از ترس مرگ است،به خدا سوگند!باکی ندارم که من به سوی مرگ روم یا مرگ به سوی من آید و اگر تصور می کنید در جنگ با شامیان تردید دارم؛به خدا سوگند!هر روزی که جنگ را به تأخیر می اندازم،برای آن است که آرزو دارم عده ای از آنها به ما ملحق شوند و هدایت گردند.در لا به لای تاریکی ها نور مرا نگریسته،به سوی من بشتابند که این برای من از کشتار آنان در راه گمراهی بهتر است.گرچه در این صورت نیز به جرم گناهانشان گرفتار می گردند.»
  • --------------
  • (1)- Objective
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 120)
  • پیامبر اسلام(ص)نیز هنگام اعزام لشگریان برای جنگ به سوی یمن به علی(ع) می فرماید:
  • «و ایم اللّه لأن یهدی اللّه علی یدیک رجلا خیر لک ممّا طلعت علیه الشّمس و غربت»(مجلسی،1404،ج 21:361)
  • به خدا سوگند!هرگاه خداوند به وسیلهء تو انسانی را هدایت کند،ارزش آن برای تو،بیشتر است از آنچه خورشید بر آن می تابد.حتی علی(ع)در نهج البلاغه جنگ را به عنوان آخرین حربه برای مقابله با دشمن معرفی می کند و می فرماید:
  • «...و لا تفعلوا فعلهء تضعضع قوّهء و تسقط منّهء و تورث وهنا و ذلّهء و سأمسک الأمر ما استمسک و إذا لم أجد بدّا فاخر الدّواء الکی.»(نهج البلاغه:خطبهء 168)
  • «...کاری نکنید که قدرت ما را تضعیف کند و اقتدار امت ما را متزلزل سازد و سستی و زبونی به بار آورد.این جریان سیاسی را تا می توانم مهار می کنم،اما اگر راه چاره ای نیابم،با آنان می جنگم.»
  • پس نتیجه می گیریم تا جایی که ممکن است باید از وقوع جنگ جلوگیری کرد.در نهایت اگر چاره ای نبود،باید برای عزت اسلام و مسلمین جنگید و همچنین نباید آغازکنندهء جنگ باشیم و اگر هم جنگ صورت گرفت،هدف نهایی باید هدایت نفرات نادان دشمن باشد.
  • 2-اصل آفند1
  • «آفند عبارت است از به دست آوردن و حفظ ابتکار و آزادی عمل و تحمیل اراده به دشمن.بزرگترین بخش آفند به دست گرفتن ابتکار و آزادی عمل است که بدین وسیله انتخاب هدف ها،محل و زمان و همچنین وسایل لازم برای اجرای مأموریت آسان می گردد.»(فرقانی،امکانی،1381:25)
  • --------------
  • (1)- Offensive
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 121)
  • علی(ع)در نهج البلاغه به دفعات به این اصل اشاره کرده و با الفاظ و تعابیر مختلف روحیهء جنگاوری و آفندی را در سپاهیان خود زنده کرده است:
  • «...و اطعنوا الشّزر و نافحوا بالظّبی و صلوا السّیوف بالخطا و اعلموا انّکم بعین اللّه و مع ابن عمّ رسول اللّه.»(نهج البلاغه:خطبهء 66)
  • «...با گوشهء چشم به دشمن بنگرید و ضربت را از چپ و راست فرود آورید و با تیزی شمشیر بزنید و با گام برداشتن به پیش،شمشیر را به دشمن برسانید و بدانید که در پیش روی خدا و پسر عموی پیامبر قرار دارید.»
  • و درمورد جنگ با شامیان می فرماید:«همانا شامیان بدون ضربت نیزه های پیاپی هرگز از جای خود خارج نشوند؛ضرباتی که بدن هایشان را سوراخ نماید،چنان که وزش باد از این سو فرو شده بدان سو درآید؛ضربتی که کاسهء سر را بپراکند و استخوان های بدن را خرد و بازوها و پاها را قطع و به اطراف پخش کند.آنان دست برنمی دارند تا آنگاه که دسته های لشگر پیاپی بر آنان حمله کنند و آنها را تیرباران نمایند و سواران ما هجوم آورند و صف هایشان را درهم شکنند و لشگرهای عظیم پشت سر لشگرهای انبوه،آنها را تا شهرهایشان عقب برانند تا اسب ها،سرزمینشان را که روی در روی یکدیگر قرار دارد و اطراف چراگاهایشان و راه های آنان را از زیر سم بکوبند.» (همان:خطبهء 124)
  • و این سخن پر مغز از حضرت(ع)است که درمورد شامیانی که آب را بر لشگریان آن حضرت بستند،فرمود:«...روّوا السّیوف من الدّماء ترووا من الماء فالموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاهء فی موتکم قاهرین.»(همان:خطبهء 51)
  • «...شمشیرها را از خون آنها سیراب سازید تا از آب سیراب شوید.پس بدانید که مرگ در زندگی توأم با شکست و زندگی جاویدان در مرگ پیروزمندانهء شماست.»
  • و در نامه ای که به اهل مصر نوشته،می فرماید:
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 122)
  • «...برای جهاد با دشمنان کوچ کنید.خداوند شما را رحمت کند.در خانه های خود نمانید که به ستم گرفتار و به خواری دچار خواهید شد....»(همان:نامهء 62)
  • 3-اصل سادگی 1
  • «عبارت از روشنی و سادگی طرح ها و نبودن پیچیدگی و ابهام در آنها است تا سربازان مأموریت های تاکتیکی را به خوبی درک و اجرا نمایند و اینکه از به کار بردن تاکتیک های پیچیده و غیرمعقول پرهیز نمایند.»(فرقانی و امکانی،1381:26)
  • رعایت این اصل نیز در دستورهای آن حضرت به لشگریان به وضوح مشاهده می شود؛چنانچه در خطبهء 124 می فرماید:«فقدّموا الدّارع و أخّروا الحاسر و عضّوا علی الأضراس فإنّه أنبی للسّیوف عن الهام...»؛«زره پوشیده ها را در پیشاپیش لشگر قرار دهید و آنها که کلاه خود ندارند،در پشت سر قرار گیرند.دندان ها را در نبرد روی هم بفشارید که تأثیر ضربت شمشیر را بر سر کمتر می کند....»
  • و در جای دیگر نیز هنگام ارسال لشگر،دستورهای جنگی را خیلی ساده و قابل فهم همگان برای لشگریان خود صادر می نماید؛مثلا در دستوراتی برای لشگریانش که برای جنگ با شامیان رهسپار می شوند،می فرماید:
  • «أمّا بعد فقد بعثت مقدّمتی و أمرتهم بلزوم هذا الملطاط حتّی یأتیهم أمری و قد رأیت أن أقطع هذه النّطفهء إلی شرذمهء منکم موطّنین أکناف دجلهء فأنهضهم معکم إلی عدوّکم و أجعلهم من أمداد القوّهء لکم.»(نهج البلاغه:خطبهء 48)
  • «پس از ستایش پروردگار،پیشتازان لشگرم را از جلو فرستادم و دستور دادم در کنار فرات توقف کنند تا فرمان من به آنها برسد؛زیرا تصمیم گرفتم از آب فرات بگذرم و به سوی جمعیتی از شما که در اطراف دجله مسکن گزیده اند،رهسپار گردم و آنها را همراه شما بسیج نمایم و از آنها برای کمک و تقویت شما یاری بطلبم.»
  • --------------
  • (1)- Simplicity
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 123)
  • 4-اصل وحدت فرماندهی 1
  • «منظور از وحدت فرماندهی آن است که کلیهء نیروهای رزمی،تلاش های خود را هماهنگ نموده و تحت یک فرماندهی و مسئولیت واحد در آینده تا بهترین نتیجه به دست آید.»(فرقانی و امکانی،1381:26)
  • در جنگ های آن حضرت رعایت اصل وحدت فرماندهی دیده می شود.در نامهء 50 می فرماید:«...ولی علیکم الطّاههء و ألاّ تنکصوا عن دعوهء و لا تفرّطوا فی صلاح و أن تخوضوا الغمرات إلی الحقّ فإن أنتم لم تستقیموا لی علی ذلک لم یکن أحد أهون علی ممّن اعوجّ منکم ثمّ أعظم له العقوبهء و لا یجد عندی فیها رخصهء فخذوا هذا من أمرائکم و أعطوهم من أنفسکم ما یصلح اللّه به أمرکم.»؛
  • «...و اطاعت من بر شما لازم است و نباید از فرمان من سرپیچی کنید و در انجام آنچه صلاح است،سستی ورزید.برای رسیدن به حق تلاش کنید.حال اگر پایداری نکنید،خوارترین افراد نزد من،انسان کج رفتار است که او را به سختی کیفر خواهم داد و هیچ راه فراری نخواهد داشت؛پس دستور العمل های ضروری را از فرماندهانتان دریافت داشته و از فرماندهان خود در آنچه که خدا امور شما را اصلاح می کند،اطاعت کنید.»
  • و درمورد نقش فرماندهی پیامبر گرامی اسلام(ص)در جنگ می فرماید:«هرگاه آتش جنگ شعله می کشید،ما به رسول خدا(ص)پناه می بردیم که در آن لحظه کسی از ما همانند پیامبر(ص)به دشمن نزدیکتر نبود.»(نهج البلاغه:غریب الکلام 9)
  • و هنگامی که بین دو تن از فرماندهان لشگرش اختلاف بالا گرفت،طی نامه ای می فرماید:
  • --------------
  • (1)- Unity of command
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 124)
  • «من مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهیانی که تحت امر شما هستند، فرماندهی دادم.»(همان:نامهء 13)
  • این موضوع بیانگر اهمیت وحدت فرماندهی در میدان نبرد است و در سیرهء رسول گرامی اسلام(ص)نیز که بررسی می کنیم،مشهود است؛مثلا آن حضرت در لشگری که برای جنگ گسیل داشت،سه نفر را به ترتیب یکی پس از دیگری به عنوان فرمانده معرفی می نماید که این امر،نشان دهندهء نقش مهم و اساسی رهبر و فرمانده در جنگ است.
  • 5-اصل تمرکز قوا1
  • «منظور از تمرکز قوا،ایجاد نیروی رزمی در مکان و زمان مناسب به منظور اجرای مأموریت است.برتری نیروی رزمی شامل استفاده از کلیهء تسهیلات لازم و داشتن برتری قدرت آتش،پشتیبانی خدمات رزمی،مهارت در رزم،تصمیم،انضباط،مسائل اداری و رهبری خواهد بود.»(فرقانی و امکانی،1381:27)
  • علی(ع)در این زمینه می فرماید:«و أیاکم و التّفرّق فإذا نزلنم فانزلوا جمیعا و إذا ارتحلتم فارتحلوا جمیعا»(نهج البلاغه:نامه 11)؛«از پراکندگی بپرهیزید.هر جا فرود می آیید،باهم فرود آیید و هر جا کوچ می کنید،همه باهم کوچ کنید....»
  • درمورد نظم و انضباط و اطاعت از فرمانده(مالک اشتر)در اصل تمرکز قوا می فرماید:«...فاسمعا له و أطیعا و اجعلاه درعا و مجنّا...»(همان:نامهء 13)
  • «...گفتهء او را بشنوید و از فرمان او اطاعت کنید.او را چونان زره و سپر نگهبان خود برگزینید....»
  • --------------
  • (1)- Mass
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 125)
  • 6-اصل صرفه جویی در قوا1
  • «صرفه جویی در قوا عبارت است از کاربرد حد اقل نیرو در یک منطقه،به منظور کاربرد نیروی بیشتر در دیگر مناطق.»(فرقانی و امکانی،1381:27)
  • علی(ع)در این مورد می فرماید:«...و لتکن مقاتلتکم من وجه واحد أو اثنین و اجعلوا لکم رقباء فی صیاصی الجبال و مناکب الهضاب لئلاّ یاتیکم العدوّ من مکان مخافهء أو أمن و اعلموا أنّ مقدّمهء القوم عیونهم و عیون المقدّمهء طلائعهم و إیاکم و التّفرّق...» (نهج البلاغه:نامهء 11)؛
  • «...جنگ را از یک سو یا دو سو آغاز کنید و در بالای قله ها و فراز تپه ها دیده بان هایی بگمارید.مبادا دشمن از جایی که می ترسید یا از سویی که بیم ندارید، ناگهان بر شما یورش آورد و بدانید که پیشاهنگان سپاه،دیده بان لشگریانند و دیده بانان طلایه داران سپاه هستند.از پراکندگی بپرهیزید...»
  • 7-اصل مانور2
  • مانور عبارت از حرکت و جابجایی حساب شدهء عده ها و آتش ها در منطقهء نبرد و استقرار آنها در وضعیتی برتر نسبت به دشمن است.منظور از اصل مانور این است که وسایل و نیروهای خود را با در نظر گرفتن محدودیت ها و نقاط ضعف دشمن،طوری مستقر کنیم که نتیجه اش انجام مأموریت با حد اقل کارکنان و وسایل باشد.»(فرقانی و امکانی،1381:27)
  • در نهج البلاغه این چنین می خوانیم:«فقدّموا الدّارع و أخّروا الحاسر و عضّوا علی الأضراس فإنّه أنبی للسّیوف عن الهام و التووا فی أطراف الرّماح فإنّه أمور للاسنّهء و عضّوا الأبصار فإنّه اربط للجأش و أسکن للقلوب و أمیتوا الأصوات فإنّه أطرد للفشل و رایتکم فلا تمیلوها و لا تخلّوها و لا تجعلوها إلاّ بأیدی شجعانکم و المانعین الذّمار منکم
  • --------------
  • (1)- Economy of force
  • (2)- Maneuver
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 126)
  • فأنّ الصّابرین علی نزول الحائق هم الّذین یحفّون برایاتهم و یکتنفونها حفافیها و وراءها و أمامها...»(نهج البلاغه:خطبهء 124)
  • «زره پوشیده ها را در پیشاپیش لشگر قرار دهید و آنها که کلاه خود ندارند،در پشت سر قرار گیرند.دندان ها را در نبرد روی هم بفشارید که تأثیر ضربت شمشیر را بر سر کمتر می کند.در برابر نیزه های دشمن پیچ و خم به خود دهید که نیزه ها را می لغزاند و کمتر به هدف اصابت می کند.چشم ها را فرو خوابانید که بر دلیری شما می افزاید و دل را آرام می کند.صداها را آهسته و خاموش سازید که سستی را می زداید.پرچم لشگر را بالا دارید و پیرامون آن را خالی مگذارید و جز به دست دلاوران و موافقان سرسخت خود نسپارید؛زیرا آنان که در حوادث سخت ایستادگی می کنند،از پرچم های خود بهتر پاسداری می نمایند و آن را در دل لشگر نگاه می دارند و از هر سو از پیش و پس و اطراف مراقب آن هستند...»
  • جمله جملهء کلام حضرت قابل بررسی و مطالعه است و بایستی پیرامون آن دقت نمود و متخصصان فن راجع به آن مطالعه و پژوهش نمایند؛زیرا قطعا راهنمایی های آن حضرت پیرامون تاکتیک های جنگی خالی از عنایات و الهامات الهی نیست.
  • و در نامهء 16،هنگام آغاز جنگ صفین می فرماید:«لا تشتدّنّ علیکم فرّهء بعدها کرّهء و لا جولهء بعدها حملهء و أعطوا السّیوف حقوقها و وطّئوا للجنوب مصارعها و اذمروا أنفسکم علی الطّعن الدّعسی و الضرّب الطّلحفی و أمیتوا الأصوات فإنّه أطرد للفشل...»؛
  • «عقب نشینی هایی که مقدمهء هجوم دیگری است و ایستادگی که حمله در پی دارد، نگرانتان نسازد.حق شمشیرها را ادا کنید و پشت دشمن را به خاک بمالید و برای فرو کردن نیزه ها و محکم ترین ضربه های شمشیر،خود را آماده کنید.صدای خود را در سینه ها نگهدارید که در زدودن سستی نقش بسزایی دارد...»
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 127)
  • 8-اصل غافلگیری 1
  • «غافلگیری یعنی وارد آوردن ضربهء لازم به دشمن در محل و زمان لازم به ترتیبی که دشمن خود را برای مقابله آماده نکرده باشد.رازداری در طرح ها،مخفی کردن حرکات، گسترش عده ها،تظاهر و نمایش و سرعت در حرکت مسائلی است که منجر به غافلگیری دشمن می شود.»(فرقانی،امکانی،1381:28)
  • علی(ع)در کلامی کوتاه اما پرمعنی و نغز به این اصل اساسی اشاره کرده و در جایی که برای حملهء غافلگیرانه رعایت سکوت لازم است،به لشگریان می فرماید:
  • «و أمیتوا الأصوات فإنّه أطرد للفشل...»(نهج البلاغه:خطبهء 124)؛«صداها را آهسته و خاموش گردانید؛زیرا برای برطرف کردن سستی ها و شکست ها بهترین عامل است.»
  • در سخنی دیگر درمورد حفظ اسرار در جنگ می فرماید:«من کتم سرّه کانت الخیرهء بیده و کلّ حدیث جاوز اثنین فشا.»(شیخ صدوق،1362:304)
  • «یعنی کسی که اسرار خود را کتمان کند،خیر و پیروزی در اختیار او خواهد بود و هر جریانی که از دو نفر گذشت،فاش خواهد شد.»
  • پیامبر گرامی اسلام(ص)نیز در فتح مکه پس از آنکه به طور ناگهانی مکه را محاصره نمود،دستور داد:شبانگاه برای درهم شکستن روحیهء دشمن دور تا دور مکه در نقاط مرتفع آتش برافروزند.مردم مکه یکباره متوجه شدند که در محاصرهء کامل قرار گرفته اند و آتش همچون دایره ای شهر مکه را احاطه نموده است.روحیه ها درهم شکسته شد تا آنجا که ابو سفیان و حکیم بن حزام ناچار شدند خود،برای تسلیم به سوی نیروهای پیامبر(ص)حرکت کنند و خود را به عباس ابن عبد المطلب برسانند و از او بخواهند از پیامبر(ص)تقاضا کند که آنها را در امان دارد.پیامبر(ص)پاسخ داد:مسلمان شوند تا در امان باشند.آنها مسلمان شدند و مردم مکه نیز تسلیم شدند و سرانجام شهر
  • --------------
  • (1)- Surprise
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 128)
  • مکه،پایگاه عظیم شرک و بت پرستی،بدون خونریزی با استفاده از اصل غافلگیری و شیوهء جنگ روانی تسلیم شد(واقدی،1404،ج 2:814).
  • 9-اصل تأمین 1
  • «تأمین به کلیهء اقداماتی اطلاق می گردد که از غافلگیری شدن نیروهای خودی جلوگیری نموده و آزادی عمل را برای آنان فراهم و حفظ نماید.رعایت نکردن این اصل موجب شکست نیروها خواهد شد.»(فرقانی و امکانی،1381:28)
  • حضرت علی(ع)در نامهء 11 درمورد رعایت تأمین در جنگ می فرماید:«فإذا نزلتم بعدوّ أو نزل بکم فلیکن معسکرکم فی قبل الأشراف أو سفاح الجبال أو أثناء الانهار کیما یکون لکم رداءا و دونکم مردّا و لتکن مقاتلتکم من وجه واحد أو اثنین و اجعلوا لکم رقباء فی صیاصی الجبال و مناکب الهضاب لئلاّ یأتیکم العدوّ من مکان مخافهء أو أمن و اعلموا أنّ مقدّمهء القوم عیونهم و عیون المقدّمهء طلائعهم.»؛
  • «هرگاه به دشمن رسیدید یا او به شما رسید،لشگرگاه خویش را بر فراز بلندی ها یا دامنهء کوه ها یا بین رودخانه ها قرار دهید تا پناهگاه شما و مانع هجوم دشمن باشد. جنگ را از یک سو یا دو سو آغاز کنید و در بالای قله ها و فراز تپه ها دیده بان هایی بگمارید.مبادا دشمن از جایی که می ترسید یا از سویی که بیم ندارید،ناگهان بر شما یورش آورد و بدانید که پیشاهنگان سپاه دیده بان لشگریانند و دیده بانان طلایه داران سپاه هستند.»
  • تا اینجا به بررسی اصول جنگ در جنگ های امروزی و در نهج البلاغه پرداخته شد. اما با دقت بیشتر در نهج البلاغه،علی(ع)به اصول دیگری نیز اشاره فرموده که رعایت آنها در پیروزی رزمندگان در میدان نبرد کاملا مؤثر است که در اینجا به بیان آنها می پردازیم:
  • --------------
  • (1)- Security
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 129)
  • الف)اصل دعا
  • دعا در جنگ و میدان جهاد،از جمله اصولی است که مراعات آن در پیروزی رزمندگان،اهمیت زیادی دارد.
  • گاهی دعای آن حضرت برای جبران ضعف است،چنانچه به هنگام بسیج نیروها برای درهم شکستن ناکثین،در منزلی به نام زاویه فرود آمد و چهار رکعت نماز خواند و سر به سجده نهاد و گریست.سپس دست به دعا برداشت که:
  • «اللّهمّ إنّ هؤلاء قد بغوا علی و خالفوا طاعتی و نکثوا بیعتی اللّهمّ احقن دماء المسلمین»(نوری،1408،ج 3:449)؛
  • «خداوندا!این قوم اطاعت مرا رها ساخته اند و در برابر من قیام کرده اند و بیعت مرا شکسته اند(از تو در برابر آنها یاری می خواهم که بر آنها پیروز شوم)خداوندا!خون مسلمانان را حفظ فرما.»
  • و گاهی دعا برای دفع دلهره و ترس بوده و هنگام رویارویی با دشمن از خدا می خواهد:«اللّهمّ و أعوذ بک عند ذلک من الجبن عند موارد الأهوال»(شیخ حر عاملی، 1409،ج 15:136)؛«پروردگارا!من به هنگام سختی ها و صحنه های هراس آور از ترس و دلهره به تو پناه می برم.»
  • و یا دعا برای نابودی سران کفر در جنگ جمل از درگاه خداوند درخواست کرده است:«اللّهمّ أقعص الزّبیر بشرّ قتلهء و اسفک دمه علی ضلالهء و عرّف طلحهء المذلّهء و ادّخر لهما فی الآخرهء شرا من ذلک»(کلینی،1365،ج 1:345)
  • «خداوندا!زبیر را با بدترین نوع کشتن از صفحهء روزگار برانداز و خونش را بریز و هم در حالت ضلالت و گمراهی بریز و طعم مذلت را بر طلحه بچشان و برای آخرتشان بدتر از این ذخیره کن.»
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 130)
  • و گاهی دعای آن حضرت برای جلوگیری از حس کبر و غرور پس از پیروزی بوده و هنگام تصمیم برای حرکت به سوی صفین ضمن خطبه ای دعا می کند:
  • «اللّهمّ...إن أظهرتنا علی عدوّنا فجنّبنا البغی و سدّدنا للحق»(نهج البلاغه:خطبهء 171)
  • «بار خدایا!اگر بر دشمن پیروزمان ساختی،از تجاوز و تعدی برکنارمان دار و به راه حق استوارمان بنما.»
  • و در دعا برای طلب شهادت می فرماید:«و إن أظهرتهم علینا فارزقنا الشّهادهء و اعصمنا من الفتنهء»(همان)؛«خدایا!اگر آنها را بر ما پیروز ساختی،شهادت را روزی ما گردان و از شرک و فساد و فتنه نگاهمان دارد.»
  • در جنگ صفین هنگامی که شنید یارانش،معاویه و اطرافیانش را ناسزا می گویند، برای هدایت دشمنان فرمود:به جای دشنام،موضع ضد حق آنها را افشا کنید و بگویید: «اللّهمّ احقن دماءنا و دماءهم و أصلح ذات بیننا و بینهم و اهدهم من ضلالتهم حتّی یعرف الحقّ من جهلح و یرعوی عن الغی و العدوان من لهج به»(همان:خطبهء 206)
  • «بار پرورگارا!خون ما و آنها را حفظ کن و بین ما و آنها را اصلاح نما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت فرما تا آنها که جاهل هستند،حق را بشناسند و کسانی که با حق در ستیزند،دست بردارند و بازگردند.»
  • ب)اصل اخلاق اسلامی
  • رعایت اخلاق اسلامی از مواردی است که بایستی در جنگ در نظر گرفته شود.
  • امام(ع)پیش از رویارویی با دشمن در صفین به لشگرش فرمود:«...فإذا کانت الهزیمهء بإذن اللّه فلا تقتلوا مدبرا و لا تصیبوا معورا و لا تجهزوا علی جریح و لا تهیجوا النّساء بأذی و إن شتمن أعراضکم و سببن أمراءکم...»(همان:نامهء 14)؛
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 131)
  • «اگر به اذن خدا شکست خوردند و گریختند،آن کس را که پشت کرده،نکشید و آن را که قدرت دفاع ندارد،آسیب نرسانید و مجروحان را به قتل نرسانید.زنان را با آزار دادن تحریک نکنید.هرچند آبروی شما را بریزند یا امیران شما را دشنام دهند...»
  • و در همین جنگ به سپاهیانش می فرماید:«إنّی أکره لکم أن تکونوا سبّابین و لکنّکم لو وصفتم أعمالهم و ذکرتم حالهم کان أصوب فی القول و أبلغ فی العذر...»(همان:خطبهء 206)؛«من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید.اما اگر کردارشان را تعریف و حالات آنها را بازگو می کردید،به سخن راست نزدیکتر و عذرپذیر بود...»
  • همچنین در سیرهء رسول اللّه(ص)و امیر المؤمنین علی(ع)دستورات اخلاقی در جنگ،به شرح زیر مشاهده می شود:«و لا تحرقوا النّخل و لا تغرقوه بالماء»؛نخل ها را نسوزانید و در آب عرق نکیند.»(کلینی،1367،ج 5:29).
  • «و لا تقطعوا شجرهء مثمرهء و لا تحرقوا زرعا»؛«درختان میوه را قطع نکنید و زراعت را به آتش نکشید»(همان).
  • «و لا تعقروا من البهائم ممّا یؤکل لحمه»؛«حیوانات حلال گوشت و اهلی را نکشید و از نابود کردن آنها بپرهیزید.»(همان)
  • «و لا تقتلوا شیخا فانیا و لا صبیا ولا امرأهء»؛«پیرمردان و زنان و کودکان را به قتل نرسانید.»(همان:27)
  • «نهی رسول اللّه ص أن یلقی السّمّ فی بلاد المشرکین»؛«رسول گرامی اسلام،از ریختن سم در آبادی های مشرکان نهی می فرمودند.»(همان:28)
  • «إیاکم و المثلهء و لو بالکلب العقور»؛«دشمنانی را که در جنگ کشته شده اند،مثله نکیند.حتی سگ هار را نیز مثله نکنید.»(همان:نامهء 47)
  • معروف است امیر مؤمنان علی(ع)به هنگامی که سپاهیانش با یک حملهء برق آسا «شریعه»را از دست نیروهای معاویه گرفتند،برای معاویه پیام فرستاد:
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 132)
  • «إنّا لا نکافیک بصنعک هلمّ إلی الماء فنحن و أنتم فیه سواء»(منقری،1404:193)؛
  • «ای معاویه!ما مانند تو عمل نمی کنیم و در برابر بستن آب بر روی ما،آب را بر روی سپاهیان تو نمی بندیم.بیایید آب ببرید،ما و شما در استفاده از آب مساوی هستیم.»
  • چون هدف از جهاد اسلامی هدایت دشمنان است و نه کشتن آنها،رعایت اصول اخلاقی که در بالا ذکر شد،تأثیر زیادی در پیروزی نهایی رزمندگان اسلام دارد.
  • ج)اصل اخلاص
  • اخلاص،عامل قبولی و پذیرش اعمال از جانب خداوند متعال است.اگر کسی عملی را فقط برای خدا انجام دهد،انسان رستگار و پیروزمندی می باشد.در جنگ و جهاد،اگر نیت فقط جلب رضایت خداوند باشد،پیروزی واقعی با رزمندگان مخلص خدا است؛چه در ظاهر شکست بخورند و چه در ظاهر پیروز شوند.همین اعتقاد باعث تقویت روحیهء رزمندگان اسلام خواهد شد.
  • علی(ع)در خطبهء 56 هنگام جنگ صفین می فرماید:«...فلمّا رأی اللّه صدقنا أنزل بعدوّنا الکبت و أنزل علینا النّصر حتّی استقرّ الإسلام ملقیا جرانه و متبوّئا أوطانه و لعمری لو کنّا نأتی ما أتیتم ما قام للدّین عمود و لا اخضرّ للإیمان عود...»؛
  • «پس آنگاه که خدا راستی و اخلاص ما را دید،خواری و ذلت را بر دشمنان ما نازل و پیروزی را به ما عنایت فرمود تا آنجا که اسلام استحکام یافته،فراگیر شد و در سرزمین های پهناوری نفوذ کرد.به جانم سوگند!اگر ما در مبارزه مثل شما بودیم،هرگز پایه ای برای دین استوار نمی ماند و شاخه ای از درخت ایمان سبز نمی گردید...»
  • وقتی خبر تهاجم سربازان معاویه به شهر انبار در سال 38 هجری و سستی مردم به امام ابلاغ شد،دربارهء ارزش جهاد خالص برای خدا فرمود:
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 133)
  • «أمّا بعد فإنّ الجهاد باب من أبواب الجنّهء فتحه اللّه لخاصّهء أولیائه و هو لباس التّقوی و درع اللّه الحصینهء و جنّته الوثیقهء فمن ترکه رغبهء عنه ألبسه اللّه ثوب الذّلّ و شمله البلاء و دیث بالصّغار و القماءهء و ضرب علی قلبه بالإسهاب و أدیل الحقّ منه بتضییع الجهاد و سیم الخسف و منع النّصف»(نهج البلاغه:خطبهء 27)؛
  • «پس از ستایش پروردگار،جهاد در راه خدا دری از درهای بهشت است که خدا آن را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است.جهاد،لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند است.کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند،خدا لباس ذلت و خواری بر او می پوشاند و دچار بلا و مصیبت می شود و کوچک و ذلیل می گردد.دل او در پردهء گمراهی مانده و حق از او روی می گرداند.به سبب ترک جهاد،به خواری محکوم و از عدالت محروم است.»
  • و در جمله ای کوتاه درعین حال پرمعنا،عامل پیروزی و موفقیت را اخلاص دانسته و می فرماید:«أخلص تنل»؛«یعنی در کارهایت اخلاص پیشه کن تا به هدف برسی.» (آمدی،بی تا،ج 2،172)
  • و در ضمن جمله دیگری فرموده است:«کسی که خلوص نیت در اطلاعات را مقدم ندارد،به پاداش نخواهد رسید.»(همان:414)
  • اگر جهاد برای خدا باشد،تعداد یاران و نفرات خودی نیز نباید در روحیهء رزمندگان اسلام تأثیر بگذارد.چنانچه آن حضرت در نامه ای که به عقیل،برادرش،نسبت به کوچ دادن لشگر به سوی دشمن می نویسد،می فرماید:«...فإنّ رأیی قتال المحلّین حتّی ألقی اللّه لا یزیدنی کثرهء النّاس حولی عزّهء و لا تفرّقهم عنّی وحشهء...»(نهج البلاغه:نامهء 36)؛
  • «...همانا رأی من پیکار با پیمان شکنان است تا آنگاه که خدا را ملاقات کنم.نه فراوانی مردم مرا توانمند می کند و نه پراکندگی آنان مرا هراسناک می سازد...»
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 134)
  • و در خطبهء 23 به عنوان یک اصل کلی،همگان را به اخلاص در تمام اعمال فراخوانده و می فرماید:«و اعملوا فی غیر ریاء و لا سمعه فإنّه من یعمل لغیر اللّه یکله اللّه لمن عمل له.»؛«عمل نیک انجام دهید،بدون آنکه به ریا و خودنمایی مبتلا شوید؛ زیرا هرکس کاری برای غیر خدا انجام دهد،خدا او را به همان غیر واگذارد.»
  • د)اصل ایمان
  • ایمان به عنوان مهمترین اصل در جنگ و جهاد است.منظور از ایمان،ایمان به خدا و امدادهای الهی در جنگ است.مسلمان رزمندهء مؤمن،در مبارزه راسخ تر و مقاوم تر بوده و تا آخرین قطرهء خون خود در برابر دشمن ایستادگی می کند.نقش ایمان آنقدر مهم است که به جا است آن را به عنوان اصل اول جنگ برشمرد.امام علی(ع)در جنگ جمل هنگام دادن پرچم به دست فرزندش،محمد حنیفه،فرمود:«عضّ علی ناجذک أعر اللّه جمجمتک تد فی الأرض قدمک ارم ببصرک أقصی القوم و غصّ بصرک و اعلم أنّ النّصر من عند اللّه سبحانه»(همان:خطبهء 11)؛
  • «اگر کوه ها از جای کنده شود،تو ثابت و استوار باشد.دندان ها را برهم بفشار.کاسهء سرت را به خدا عاریت ده.پای بر زمین میخکوب کن.به صفوف پایانی لشگر دشمن بنگر.از فراوانی دشمن چشم بپوش و بدان که پیروزی از سوی خدای سبحان است.»
  • و در خطبهء 56،به نقش فرماندهء مؤمن در افزودن ایمان رزمندگان می فرماید:«و لقد کنّا مع رسول اللّه(ص)نقتل آباءنا و أبناءنا و إخواننا و أعمامنا ما یزیدنا ذلک إلاّ إیمانا و تسلیما و مضیا علی اللّقم و صبرا علی مضض الألم و جدّا فی جهاد العدوّ...»
  • «در رکاب پیامبر خدا(ص)بودیم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود جنگ می کردیم.این مبارزه بر ایمان و تسلیم ما می افزود و ما را در جادهء وسیع حق و صبر و بردباری در برابر ناگواری ها و جهاد و کوشش در مقابل دشمن،ثابت قدم می ساخت.»
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 135)
  • آن حضرت در نامه ای به مردم مصر که به همراه مالک اشتر فرستاد،به نقش ایمان در ایجاد شجاعت اشاره کرده و می فرماید:«إنّی و اللّه لو لقیتهم واحدا و هم طلاع الأرض کلّها ما بالیت و لا استوحشت و إنّی من ضلالهم الّذی هم فیه و الهدی الّذی أنّا علیه لعلی بصیرهء من نفسی و یقین من ربّی و إنّی إلی لقاء اللّه لمشتاق و حسن ثوابه لمنتظر راج.»(همان:نامهء 62)؛
  • «به خدا سوگند!اگر تنها با دشمنان روبه رو شوم،درحالی که آنان تمام روی زمین را پر کرده باشند،نه باکی داشته و نه می هراسم.من به گمراهی آنان و هدایت خود که بر آن استوارم،آگاهم و به پروردگارم یقین دارم و همانا من برای ملاقات پروردگار مشتاق و به پاداش او امیدوارم.»
  • در آیات قرآن مجید نیز به نقش ایمان به خدا و امدادهای الهی و همچنین نقش صبر در پیروزی و رستگاری در جنگ اشاره شده است.پیامبر اسلام(ص)هنگامی که نیروهایش را گرد هم می آورد و می خواست فرمان حرکت را صادر کند،فرمود:«اغزوا بسم اللّه و فی سبیل اللّه.»(طوسی،1365،ج 6:138)؛«برای نبرد با دشمن با نام خداوند و در راه خدا کوچ نمایید.»
  • علی(ع)هنگام بسیج نیرو به فرمانده چنین دستور می دهند:«فسر علی برکهء اللّه» (نهج البلاغه:نامهء 12)؛«برای نبرد با لطف و برکات خداوند و برای اجرای فرمان او حرکت کنید.»
  • بدیهی است ویژگی های دیگری همچون شهادت طلبی،شجاعت،صبر،استقامت و... اگرچه برای یک رزمنده مؤمن به خدا ضروری است،اما همچون نسبت فروغ به اصول دین،به عنوان روبنای اصول جنگ به شمار می روند.این ویژگی ها،فروع و روبنایی نسبت به اصل ایمان است و همان طورکه در بالا اشاره شد،آن حضرت در نهج البلاغه چهار اصل بالا را به عنوان اصول جنگ بیان نموده اند.
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 136)
  • به طور خلاصه سخنان آن حضرت پیرامون جهاد فی سبیل اللّه در نهج البلاغه با عناوین زیر آمده است:
  • الف)هشدار به رزمندگان و بر حذر داشتن آنها از غفلت در برابر دشمنان؛
  • ب)ایستادگی،مقاومت و پایداری در جنگ؛
  • ج)تقدیر و تشکر از رزمندگان؛
  • د)سرزنش کسانی که برای جنگ حرکت نمی کنند؛
  • هـ)تشویق به جهاد و عدم سکوت و ذلت.
  • نتیجه گیری
  • پس از بررسی و مقایسهء اصول حاکم بر جنگ های امروزی با فرمایش های امام علی(ع) پیرامون جنگ و جهاد در نهج البلاغه،موارد زیر نتیجه گیری می شود:
  • 1-علی(ع)ابتدا به جنگ(شروع جنگ)را منع فرموده است؛
  • 2-هدف نهایی از جنگ در کلام آن حضرت هدایت دشمن است،در صورتی که هدف نهایی در اصول جنگ امروزی،انهدام نیروهای دشمن و از بین بردن میل جنگجویی او است؛
  • 3-تمام نه اصلی که به عنوان اصول جنگ در دکترین جنگ های امروزی مطرح است، در نهج البلاغه نیز به آنها اشاره شده است؛
  • 4-علاوه بر اصول نه گانهء جنگ های امروزی،در نهج البلاغه چهار اصل ایمان،اخلاص، دعا و اخلاق نیز به عنوان اصول مسلم در تعیین سرنوشت جنگ مطرح شده است.
  • پیشنهاد
  • در خاتمه پیشنهاد می شود پیرامون چهار اصل مطرح شده در نهج البلاغه مطالعه و بررسی نمایند و آنها را به اصول جنگ در کتب آموزش نظامی در نیروهای مسلح به اصول نه گانه بیفزایند و تدریس گردند.
  • ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 137)
  • منابع و مآخذ
  • 1-آمدی،عبد الواحد،غرر الحکم و درر الکلم،تهران،دانشگاه تهران،بی تا.
  • 2-ابن بابویه قمی(شیخ طوسی)،محمد بن علی بن حسین،الامالی،دار الکتب الاسلامیه،تهران،1362.
  • 3-پایگاه اینترنتی www.wpi.edu نوشته ای با عنوان The 9 Principles of War .
  • 4-شیخ حر عاملی،محمد بن حسن،وسائل الشیعه،قم،مؤسسهء آل البیت،1409 هـ ق
  • 5-صالح،صبحی،نهج البلاغه،مؤسسه دار الهجره،قم،1370
  • 6-طوسی،محمد بن حسن،التهذیب،دار الکتب الاسلامیه،تهران،1365.
  • 7-فرقانی،جمشید و امکانی،مصطفی،دانش نظامی عمومی،انتشارات معاونت آموزشی نزاجا،تهران،1381.
  • 8-کلینی رازی،ابو جعفر محمد بن اسحاق،اصول کافی،دار الکتب الاسلامیه،تهران، 1365.
  • 9-مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار،مؤسسهء الوفاء،بیروت،1361
  • 10-مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه،اصول جنگ،مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی،تهران،1386.
  • 11-معین وزیری،نصرت اللّه،تحلیل جنگ خلیج فارس از دیدگاه اصول جنگ»،به نقل از پایگاه اینترنتی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، (www.dsrc.ir) ،1389.
  • 12-منقری،نصر بن مزاحم،واقعه صفین،مکتبه آیهء اللّه العظمی مرعشی نجفی،قم، 1362.
  • 13-نوری،میرزا حسین،مستدرک الوسائل،مؤسسه آل البیت،قم،1408 هـ ق.
  • 14-واقدی،محمد بن عمر،المغازی،مؤسسهء الاعلمی،بیروت،1362.
  • پایان مقاله
  • نویسنده : رسولی حبیب الله؛ عضو هیأت علمی دانشگاه افسری امام علی(ع)
  • پایگاه امام علی

تاریخچه سرود ای ایران

  • آیا تاریخچه ساخت سرود ای ایران را میدانید؟
  • آیا تاریخچه ساخت سرود ای ایران را میدانید؟
  • تمامی ایرانی ها با شنیدین سرود ای ایران حس وطن دوستانه ای خواهند داشت. اگر چه این سرود، سرود ملی کشور ایران نیست ، اما محبوبیت و معروفیت بالایی دارد. این سرود با الهام از شرایط دوره های سخت در ایران ساخته شده است. در این بخش از وبلاگ آموزشگاه موسیقی الهام تاریخچه زیبای خلق این اثر را بخوانید.
  • تاریخچه ساخت سرود ای ایران
  • سرود « ای ایران » نام یکی از مشهورترین سرودهای میهنی وملی گرایانه ایران ؛ ساخته روح الله خالقی است که می‌توان آن را سرود ملی غیررسمی ایرانیان دانست این سرود به ثبت ملی رسیده‌است.
  • پیشینهٔ این ترانه به دوران جنگ جهانی دوم در ایران بازمی‌گردد. در سپتامبر ۱۹۴۱ زمانی که متفقین ایران را اشغال کرده‌ بودند. ایدهٔ این شعراز دیدن وضعیت اسفبار کشور، بخصوص اهتزاز پرچم متفقین در پادگان استرآباد به شاعر الهام شد.
  • روزی حسین گل گلاب در راه ملاقات با اقای خالقی درخیابان شاهد درگیری دو افسر ایرانی و انگلیسی بود که در آن وضع افسر اجنبی به افسر ایرانی که درجه بالاتری نیز نسبت به آن داشت سیلی میزند و سرباز ایرانی به خاطر شرایط وقت که ایران در اشغال متفقین بود هیچ کاری نمی کند. گل گلاب با دیدن این صحنه با چشمانی اشکبار به دیدار خالقی میرود و جریان را بازگو میکند.
  • او می گوید شعری خواهم گفت تا ایران و روح ایرانی در آن زنده بماند. خالقی نیز می گوید که من اهنگ آن را تنظیم میکنم و بنان که آنجا بود نیز می گوید من هم شعر را خواهم خواند.
  • سپس گل گلاب همانجا روی تکه کاغذی شروع به کار میکند و پس از چند ساعت شعر اماده می شود و خالقی تنظیم اهنگ آن را طی چند روز بعد اماده می کند. اما درآن زمان به دلیل وضعیت وقت کشور تا مدتها اجازه خواندن به آن داده نمی شود.
  • سرود ای ایران
  • زمان خلق اثر
  • سرود «ای ایران» دقیقا در ۲۷ مهر ماه سال ۱۳۲۳ در تالار دبستان نظامی (دانشکده افسری فعلی) و در حضور جمعی از چهره‌های فعال در موسیقی ایران متولد شد.استقبال و تأثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را به مرکز پخش صدا دعوت کرد تا صفحه‌ای از آن ضبط و همه روزه ازرادیو تهران پخش شود.
  • ویژگی های سرود ای ایران
  • شعر این سرود را «حسین گل گلاب» استاد دانشگاه تهران سروده بود و ویژگی‌های خاصی داشت:
  • اول این که تک‌تک واژه‌های به کار رفته در سروده، فارسی است و در هیچ‌یک از ابیات آن کلمه‌ای معرب یاغیر فارسی وجود ندارد. سراسر هر سه بند سرود، سرشار از واژه‌هاى خوش‌تراش فارسى است.
  • زبان پاکیزه‌اى که هیچ واژه بیگانه در آن راه پیدا نکرده است، و با این همه هیچ واژه‌اى نیز در آن مهجور و ناشناخته نیست و دریافت متن را دشوار نمى‌سازد.
  • دومین ویژگی سرود «ای ایران» در بافت و ساختار شعر آن است، به‌گونه‌ای که تمامی گروه‌های سنی، از کودک تا بزرگ‌سال می‌توانند آن را اجرا کنند. همین ویژگی سبب شده تا این سرود در تمامی مراکز آموزشی و حتی کودکستان‌ها قابلیت اجرا داشته باشد.
  • و بالاخره سومین ویژگی‌ای که برای این سرود قائل شده‌اند، فراگیری این سرود به لحاظ امکانات اجرایی است که به هر گروه یا فرد، امکان می‌دهد تا بدون ساز و آلات و ادوات موسیقی نیز بتوان آن را اجرا کنند. سرود ای ایران، به دور از اندیشه بَدان، بعد از گذشت ۷۰ سال همچنان زنده است و خود را بازتولید معنایی می‌کند.
  • به گزارش ایسنا، فیلم مستند مرز پرگهر که در سال ۱۳۸۹ به تهیه‌کنندگی و کارگردانی مهندس هومن ظریف (روزنامه‌ نگار، مستند ساز و کارمند روزنامه اطلاعات) تولید شد، به شرح تفصیلی زندگی، اندیشه و آثار دکتر حسین گل‌گلاب می‌پردازد و درباره چگونگی ساخته‌شدن سرود ملی “ای ایران” با بازماندگان آفرینندگان این سرود به بحث می‌نشیند.
  • ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
  • ای ایران ای مرزِ پرگهر؛ ای خاکت سرچشمه ی هنر ●♪♫
  • دور از تو اندیشه بدان، پاینده مانی تو جاودان ●♪♫
  • ای دشمن از تو؛ سنگِ خاره‌ ای من آهنم ●♪♫
  • جان من؛ فدای خاکِ پاکِ میهنم ●♪♫
  • مهرِ تو چون شد پیشه‌ ام؛ دور از تو نیست اندیشه‌ ام ●♪♫
  • در راهِ تو کی ارزشی دارد؛ این جانِ ما؟ ●♪♫
  • پاینده باد؛ خاکِ ایرانِ ما ●♪♫
  • سنگ کوهت در و گوهر است؛ خاک دشتت بهتر از زر است ●♪♫
  • مهرت از دل کی برون کنم؟ بر گو، بی مهرِ تو چون کنم؟ ●♪♫
  • تا گردش جهان و دورِ آسمان؛ به‌ پاست ●♪♫
  • نور ایزدی، همیشه رهنمای ماست ●♪♫
  • مهرِ تو چون شد پیشه‌ ام؛ دور از تو نیست اندیشه‌ ام ●♪♫
  • در راهِ تو کی ارزشی دارد؛ این جانِ ما؟ ●♪♫
  • پاینده باد؛ خاکِ ایرانِ ما ●♪♫
  • ای خرم بهشتِ من؛ روشن از تو سرنوشتِ من ●♪♫
  • گر آتش بارد به پیکرم؛ جز مهرت در دل نپرورم ●♪♫
  • از آب و خاک و مهر تو سرشته شد؛ گلم ●♪♫
  • مهر اگر برون رود؛ تهی شود دلم ●♪♫
  • ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

ایران جایی است که بدون مطالعه نمی توان در ان وارد شد

نویسنده : روزبه پارساپور

نام رسمی : جمهوری اسلامی ایران
موقعیت : جنوب غربی آسیا ٬ در منطقهٔ خاورمیانه ٬ شمال دریای کاسپین ٬ جنوب دریای پارس
پهناوری : 1648195 کیلومتر مربع (هجدهمین کشور بزرگ جهان)
جمعیت : 70472000 تا سال 1385 که هر سال حدود یک میلیون نفر بر آن افزوده میشود.
ذخایر اثبات شده نفت ایران در خلیج فارس : 130.7 میلیارد بشکه در سال 2003 (اطلاعات سیاسی اقتصادی 209-210)
امید به زندگی : در زنان 71 سال و در مردان 56-68 سال (www.deueation2005,yahoo.com)برگرفته از مرکز مطالعات خلیج فارس

مقدمه
ایران در شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان، و ترکمنستان؛ در شرق با افغانستان و پاکستان؛ و در غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد و همچنین دارای مرز دریایی در شمال با دریای خزر و در جنوب با خلیج فارس و دریای عمان است، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی است ولی دین باستانی زرتشتی و مسیحی و یهودی نیز در ایران قانونی می باشد. فارسی زبان رسمی ایران است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت دارای تاریخی کهن است و یکی از تاریخی‌ترین کشورهای جهان به شمار می‌رود که در شکل گیری پایه های فرهنگی و تمدنی جهان نقش اصلی را ایفا نموده است.ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا دارای موقعیتی راهبردی است. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک و سازمان اکو است. ایران یک قدرت منطقه‌ای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آورده‌است.[1]

ریشه نام ایران
واژهٔ ایران در فارسی باستان «آئیریانا» (airya) و در فارسی میانه به شکل «اِران» (erān) بوده، و برگرفته از شکل‌ قدیمی «airya nama» و به معنای «سرزمین مردمان اصیل» است.واژهٔ «آریا» در زبان‌های اوستایی، فارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکل‌های «اَیریه» (airya)، «اَریه» (āriya)، «آریه» (arya) به کار رفته‌است. همچنین در زبان سنسکریت «اریه» (ariya) به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه» (aryaka) به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی به‌زبان اوستایی «ائیرین» (airyana) و به زبان پهلوی و فارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به زبان آریایی "airya" است. ایر در واژه به‌معنی «آزاده» و جمع آن «ایران» به‌معنی «آزادگان» است.نام ایران در لغت به معنی «سرزمین آریاییان» است و مدت‌ها پیش از اسلام نیز نام بومی آن نیز ایران، اران، یا ایرانشهر بود.[3]، البته از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۳۱۴ (۱۹۳۵) در عرصهٔ جهانی با نام «پرشیا» شناخته می‌شد[2] که در سال ۱۳۱۴ در شرف تأسیس لیگ ملل با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی همان نام بومی کشور (ایران) در عرصهٔ جهانی هم مورد کاربرد قرار گرفت. نام «پرشیا» همچنان برابر نام ایران است و در زبان‌های اروپایی به دلیل سابقه تاریخی ٬ فرهنگی‌اش کاربرد دارد، اما در اخبار سیاسی بیشتر نام ایران به کار برده می‌شود.در بسیاری از کتب باستانی و تاریخی ایران این نام مشهود است:
نخستین و بهترین سرزمینی که من اهورامزدا (خداوند) بیافریدم ایران ویچ (ایران) است آنجایی که رود نیک دایتی روان است.


(نسکهای باستانی ایران فرگرد اول ٬ وندیداد 20 – 30)
فروهرهای مردان پاکدین سرزمینهای ایران را می ستاییم . فروهر های زنان پاکدین سرزمینهای ایران را می ستاییم .(بند 143 از تیر یشت)
فروهر کیومرث پاک را می ستاییم . نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهورامزدا گوش فرا داد . از او خانواده سرزمینهای آریایی ایران و نژاد آریا بوجود آمد . رحمت و فروهر زرتشت اسپنتمان مقدس را اینک می ستاییم .(بند 87 از فروردین یشت)
نخست زرتشت نامدار در ائیران وئیچ (ایران زمین) چهار بار یتا اهو را خواند.(یسنای 9 بند 14)
انجمنی کرد اهورامزدا با ایزدان مینوی ائیران وئیچ ( ایران ).انجمنی کرد جمشید دارنده رمه خوب با بهترین مردمان در ائیران وئیچ ایران.(بند 20 -31)


هنر نزد ایرانیان است و بس ندادند شیر ژیان را به کس
همه یکدل انند و یزدان شناس به نیکی ندارند از بد هراس
سیاوش منم نه از پریزادگان از ایرانم از شهر آزادگان
که ایران بهشت است یا بوستان همی بوی مشک آید از بوستان
ندانی که ایران نشست من است جهان سر به زیر دست من است
دریغ است که ایران ویران شود کنام شیران و پلنگان شود
همه جای جنگی سواران بدی نشستن گه شهریاران بدی
چو ایران نباشد تن من مباد بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
همه روی یکسر به جنگ آوریم جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
ز بهر بر و بوم و پیوند خویش زن و کودک وخرد و فرزند خویش
همه سر به تن کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم (شاهنامه فردوسی بزرگ)


همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران ٬ دل زمین باشد دل ز تن ٬ به بود یقین (حکیم نظامی گنجوی)


سرزمین ایران یکی از گهواره های تاریخ و تمدن بشری محسوب می شود که همیشه صحنه ساز دلاوری ٬ مردانگی ٬ تمدن ٬ فرهنگ و پیشرفت بوده است . اگر بر اوستا ٬ ودها ٬ تورات ٬ خداینامه ٬ تاریخ مسعودی ٬ طبری و دیگر کتب اسلامی و دینی ایرانی نگاهی بیاندازیم خواهیم دید که همگی تاریخ و تمدن را از ایران زمین آغاز کرده اند . این ایران همان فلات ایران است که آشور و بابل و سومر و اکد و پارس و پارت و ماد را شامل می شود . رابرت ویزون می نویسد که سر آغاز تمدن ایران تا پانزده هزار سال پیش باز میگردد . کرونین تمدن ایران را از تمدن کهن مصر نیز قدیمی تر می داند . پرفسور اسمیت می گوید که ایرانیان بی گمان نخستین آموزگاران جهان بوده اند و آنچه مردمان دیگر دارند از ملت ایران آموخته اند ( ایران در پس پرده تاریخ ٬ ص 13 ) . به گفته پرفسور هولدن برگ در پی بازدید از ایران و پژوهشهای ایرانشناسی خود گفت : تمدن ایران بسیار فراتر از آنچیزی است که مورخین غربی برای ما نگاشته اند . مرزهای این تمدن کل خاورمیانه و حتی بخشهای زیادی از آسیا و قسمتی از اروپا را تحت نفوذ خود داشته است . سلسله های کهن حکومتی در ایران بزرگ که در تاریخ مکتوب برای ما باقی مانده است شامل این حکومتها می شود.


دودمان‌های ایرانی در پیش از اسلام
• ایلامیان (بیش از ۳۲۰۰ سال پ. م. - ۵۳۹ پ.م.)
• ماد (آغاز قرن هشتم پ. م. - ۵۵۰ پ. م.) «نخستین پادشاهی آریایی‌ها در ایران» ؛ بنیان‌گذار دیاکو ؛ پادشاه نامدار هووخشتره
• هخامنشیان (۵۵۹ پ. م. - ۳۳۰ پ. م.) بنیان‌گذار کورش بزرگ ؛ پادشاهان نامدار داریوش بزرگ و خشایارشا
• سلوکیان (۳۳۰ پ. م. - ۱۲۹ پ. م.) بنیان‌گذار سلوکوس یکم
• اشکانیان (۲۵۶ پ. م. - ۲۲۴ م.) «استقلال ایران از سلوکیان» ؛ بنیان‌گذار اشک یکم ؛ شهریاران بزرگ مهرداد یکم و ارد یکم
• ساسانیان (۲۲۴ م. - ۶۵۲ م.) بنیان‌گذار اردشیر بابکان ؛ شهریاران بزرگ شاپور یکم، شاپور دوم و انوشیروان


دودمان‌های ایرانی پس از اسلام
• طاهریان (۲۰۶ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیان‌گذار طاهر بن حسین ذوالیمینین
• صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیان‌گذار یعقوب بن لیث صفاری
• سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیان‌گذار اسماعیل سامانی
• زیاریان (۳۱۵ - ۴۶۲ ه.ق.) بنیان‌گذار مرداویج پسر زیار ؛ شهریار نامدار قابوس بن وشمگیر
• بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه.ق.) بنیان‌گذار عمادالدوله علی ؛ شهریار بزرگ عضدالدوله
• غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه.ق.) بنیان‌گذار سلطان محمود غزنوی
• سلجوقیان (۴۲۹ - ۵۱۱ ه.ق.) بنیان‌گذار طغرل بیک ؛ شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر
• خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه.ق.) بنیان‌گذار انوشتکین غرجه ؛ شهریار نامدار سلطان محمد
• ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه.ق.) بنیان‌گذار هلاکو خان
• تیموریان (۷۷۱ - ۹۰۳ ه.ق.) بنیان‌گذار تیمور گورکانی
• صفویان (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه.ق.) بنیان‌گذار شاه اسماعیل یکم ؛ شهریار بزرگ شاه عباس یکم
• افشاریان (۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ ه.ق.) بنیان‌گذار نادرشاه افشار
• زندیان (۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ ه.ق.) بنیان‌گذار کریمخان زند
• قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه.ق.) بنیان‌گذار آقامحمدخان ؛ شهریار نامی ناصرالدین شاه
• پهلوی (۱۳۴۵ ه.ق./ ۱۳۰۴ ه.خ. - ۱۳۵۷ ه.خ.) بنیان‌گذار رضا شاه پهلوی
• جمهوری اسلامی (۱۳۵۷ ه.خ. - تاکنون) بنیان‌گذار امام خمینی

رستنیهای ایران
در ایران رستنیهای بسیار میروید که غالب آنها بومی این سرزمین میباشند. بطور کلی بعلت تنوع اقلیم‚ توزیع گیاهان در ایران بسیار متنوع است. کویرها و بیابانهای مرکزی از جهت گیاهان از تمام نقاط دیگر آسیا فقیرتر است و از طرف دیگر کرانه دریای مازندران که باران فراوان و هوای ملایم دارد سرشار از گیاهان است. در دامنه های شمالی البرز تا ارتفاع 1800 متر درختان گردو‚بلوط‚ افرا‚ روش‚ زبان گنجشک‚ نارون‚ سرو‚ لالکی‚ شمشاد‚ و کرتوجود دارد و بهترین مناطق جنگلی ایران در این ناحیه میباشد. درخراسان و آذرآبادگان‚ لرستان‚ کردستان‚ کرمانشاهان‚ اصفهان‚کهکیلویه فارس‚ کوههای بختیاری و کرمان نیز مناطق جنگلی وجوددارد. از گیاهان دانه دار پنبه‚ بزرک‚ کنجد‚ کرچک روغن استخراج میشود. از گیاهان و بوته های وحشی صمغهای گوناگون کتیرا‚ سقز‚سریش‚ انقوزه بدست می آید. از گیاهان رنگی‚ نیل‚ روناس‚ مازو‚حنا‚ زعفران و غیره حاصل میگردد. بسیاری از گلها بومی ایران هستند: لاله‚ گل سرخ‚ علف مشک‚ جنتیانا‚ گل استکانی‚ شقایق‚شمعدانی‚ عطری‚ بنفشه‚ پامچال‚ زنبق‚ ختمی درختی‚ شمشادپیچ ویاسمن و...

حیوانات ایران
در جنگلهای البرز‚ ببر‚ پلنگ‚ خرس‚ گراز و جوجه تیغی یافت میشود. روباه‚ یوزپلنگ‚ گرگ‚ شغال‚ سنجاب و خرگوش نیز دراین جنگلها فراوان است. در کویرها و نمکزارها گورخر و در دشت ها آهو‚ در کوهها میش‚ قوچ و بز و در نواحی باطلاقی خرس یافت میشود. حشرات و خزندگان در ایران فراوان است. از جمله پرندگان اهلی‚ مرغ‚خروس‚ اردک‚ غاز‚ کبوتر و بوقلمون‚ و از جمله پرندگان وحشی اردکوحشی‚ درنا‚ بلدرچین‚ خروس کولی‚ کبوتر چاهی‚ توکا‚ سار‚ تیهو‚باقرقره‚ قرقاول‚ کبک‚ قمری‚ چکاوک‚ عقاب‚ باز‚ لک لک‚ قوش‚ قرهقوش‚ قرقی‚ کرکس‚ سبزقبا‚ هدهد‚ حورصید و اقسام گنجشک و جغد است. در رودهای کنار دریای مازندران اقسام فراوانی از ماهیها یافت میشود. مانند: ماهی آزاد‚ ماهی سفید‚ کولی‚ سوف و ماهی خاویار.صید ماهیهای گوناگون خلیج فارس در این اواخر اهمیت پیدا کردهاست.

معادن ایران
ایران به عنوان یکی از غنی ترین کشورهای جهان شناخته شده است که به همین روی متاسفانه همیشه مورد طمع قدرتهای فاسد جهان مانند انگلستان و روسیه قرار داشته است. عمده ترین منابع معدنی ایران معادن نفت و گاز است که قسمت اعظم آن از مسجدسلیمان‚ لالی‚ هفتگل‚ نفت سفید‚ آغاجاری‚گچساران‚ اهواز‚ بندرعباس‚ بینک‚ منه‚ پازنان‚ نفتشاه‚ سراجه و قم استخراج میشود . معادن زغال سنگ‚ بیشتر در نواحی گاجره‚شمشک‚ نسا‚ لولان‚ گرمابدره‚ الیکا‚ گلندرود‚ زیراب‚ سمنان‚شاهرود‚ تربتجام‚ کاشان‚ طرق‚ شمسآباد و کرمان قرار دارد.معادن آهن در اراک‚ ملایر‚ کرمان‚ یزد‚ اصفهان‚ کاشان‚ دامغان‚سمنان‚ خراسان‚ اطراف تهران‚ آذربایجان‚ گیلان‚ زنجان‚ خراسان وجزایر خلیج فارس می باشد. معادن مس در انارک‚ آذربایجان‚اردستان‚ شاهرود‚ زنجان‚ کرمان و معادن منگنز دررباط کریم‚ نائین‚ اردستان‚ اشتهارد‚ و کرومیت در عباس آباد‚شاهرود‚ سبزوار‚ فریمان‚ رباط سفید‚ کرمان و فارس. و طلا در موته و کردستان موجود است .گوگرد در سمنان و نواحی خلیج فارس. و فیروزه در خراسان که فیروزه نیشابور از قدیم مشهور بوده است. و همچنین معادن سنگ مرمر در یزد‚ و گائولن در حوالی دماوند‚ نطنز‚ مرفه‚ ساوه‚ آباده‚علی آباد قم‚ و خاک سرخ در جزیره هرمز‚ گناباد‚ بجستان‚ رطون‚نهاوند. و سنگهای ساختمانی‚ گرانیت‚ بازالت و گچ و آهک در غالب نقاط ایران وجود دارد.

مردم و زبان ایران
نژاد آریایی است که برخی معتقد هستند که ایران زادگاه آریاییان است و آنان به این سرزمین مهاجرت نکرده اند و برخی دیگر معتقدند که در حدود اواسط هزاره دوم قبل از میلاد به ایران وارد شدند و در طی تاریخ با اقوام مختلف عرب و ترک و غیره درآمیخت و نژاد ایرانی به معنی اخص از اعقاب این آریائیها محسوب میشود. زبان رسمی ایران فارسی است که نه فقط در ایران بلکه از کوههای زاگرس تا پامیر وسیردریا گسترش دارد و بالغ بر دویست میلیون ایرانی نژاد را پوشش میدهد. از دلایل اینکه زبان پارسی زبان رسمی ایران است میتوان به این نکات اشاره نمود : به دلیل قدمت بیش از 2500 ساله اش که در کتیبه های تخت جمشید نیز آمده است ٬ مشترک بودن بین همه اقوام ایرانی مانند کرد و لر و بلوچ و آذری و پشتون و تاجیک و ارمنی ٬ غنای ادبیات و گستره جهانی آن که بزرگانی همچون حافظ ٬ سعدی ٬ مولانا ٬ نظامی ٬ رودکی ٬ فردوسی ٬ خیام ٬ عطار ٬ صائب و . . . را در خود جای داده اهمیت فراوانی دارد ٬ شاهنامه گنجینه جهانی است که ابر مرد تاریخ ایران فردوسی بزرگ آن را گردآوری نمود و برای همیشه این زبان را زنده نگه داشت از دلایل این امر است . گویش ها و زبانهای ارزشمند دیگری نیز که همگی از ریشه پهلوی ایران باستان است نیز در ایران موجود است که نیازمند پروش و آموزش آن در میان نسل آینده است ماننده کردی – تالشی – لری – آذری پهلوی و . . .

هنر و معماری ایران
ریشه های هنر ایران را باید در ادوار پیش از تاریخ این کشور جستجو کرد. از اواسط قرن 19 م. دانشوران و هنرشناسانی در باز یافتن و طبقه بندی این ریشه ها پرداخته اند و هنوز دانشوران وهنرشناسانی به این کار سرگرمند. از آغاز تاریخ ایران بر اثر مهاجرت اقوام متعدد و فتوحات جهانگشایان ایرانی و فرمانروائی متناوب بیگانگان شیوه های گوناگون هنری وارد این سرزمین شده است. این شیوهها همواره با سنتهای دیرین بومی درآمیخته اما تا پایان عهد صفویه 1135 ه . ق. هیچگاه از اصالت آنها نکاسته است. بعکس هنرهای حاضر ایران از این پیوندها نیرو گرفته و بی آنکه خصیصه خود را ببازد گسترش و تکامل پذیرفته است. در عصر شاهان هخامنشی 550 تا 330 ق. م. بابلیان‚ لیدیائیان‚ مصریان و اقوام دیگری که به زیر فرمان کوروش بزرگ درآمده بودند و جانشینان وی بودند در ایجاد فرهنگ هنری که بر پایه بزرگداشت شاهان استوار بود ایرانیان را یاری کردند. با آنکه تاثیر سبک های معماری یونان و مصر و آشور در آثارتخت جمشید آسان به چشم میخورد اما این مکان جهانی با الهام از آنان و طراحی کاملا ایرانی با شکوه هرچه تمام تر و با اصالت آریایی پایتخت امپراتوری 30 کشور جهان شد .
ستونهای باشکوه دوهزار و پانصد ساله پارسه (تخت جمشید) از ستونهای یونانی نازک ترند و شیارهای روی آنها باریکتر و بهم نزدیکتر‚ پایه های بلند و اغلب ناقوسی شکل دارند.سرستونها هر یک بشکل نیم تنه دو نره گاو است که پشت به پشت هم داده اند و گلهای دوازدهپر ساده ای حاشیه وار آنها را زینت بخشیده است. پیکرههای سنگی کاخها گویا و ساده اند و در تراشیدن آنهاواقع پردازی و اندیشه های حماسی با ظرافت و نظمی شگفت بهم تلفیق شده اند. از این قبیل اند نقشهای برجسته خراجگزاران و سربازان و جانوران و گیاهان که در کنار پلکانهای تالار بزرگ کاخ خشایارشاه بر دیوار حجاری شده اند.


اشیاء و پیکرههای کوچک فلزی بویژه زیورهای طلا و نقره که از خاک برون آمده نشانه رونق هنر فلزکاری در اعصار قدیم ایران زمین است. پس ازحمله اسکندر گجستک تا پنج قرن آثاری پدید آمد که معدودی از آنها بجا مانده و تاثیر شدید هنرهای ولایتی یونان و مایه های رومی در آنها نمودار است. در عهد ساسانیان226 - 640 م. هنرهای بومی دوباره جان گرفت. بقایای کاخهای تیسفون و فیروز آباد نمودار بناهای عظیمی است که از آجر و سنگ ساخته شده بوده و گچبریهای سنگین تالارهای آنها را زینت میداده است. ساختن گنبدهای عظیم بر اطاقهای مربع تاآن زمان ممکن نبود. معماران عهد ایران ساسانی با ابداع طرق جدید از قبیل طاقهای ضربی این مشکل را حل کردند و تحول مهمی در کارمعماری جهان پدید آوردند. در نقشهای برجستهای که پیکرتراشان این عهد
بر صخره های نقش رستم و طاق بستان بجا گذاشته اند شیوه مستقل بچشم میخورد. در این عهد برجسته کاری بر ظروف طلا و نقره رواج یافت‚ صحنه های شکار‚ تصاویر جانوران و نیز نقش سیمرغ بر ظروف عهد ساسانی فراوان بود. نقشهائی از این قبیل بر پارچه های لطیف ابریشمین نیز می نهادند. پس از حمله اعراب هنر و فرهنگ ایران بتدریج اصالت ایرانی خود را از دست داد ولی با هنر و فرهنگ کشورهای اسلامی در آمیخت و به شکل تازه ای جلوه گر شد. به عبارتی هنر اسلامی را ایرانیان با پشتوانه کهن معماری و فرهنگ غنی خود زنده و جهانی کردند

هفت سین جبهه جنگ

میهن دوستی در احادیث

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : عَمُرَتِ البُلدانُ بِحُبِّ الأوطانِ .[بحار الأنوار : 78/45/50.]

امام على عليه السلام : كشورها با ميهن دوستى آباد شده اند.