اصول جنگ در نهج البلاغه
- مقاله
- بررسی و نقد اصول جنگ در نهج البلاغه
- در این مقاله نگارنده ابتدا اصول جنگ و بیان اصول نه گانهء آن در جنگ های امروزی را تعریف کرده است.سپس به نهج البلاغه مراجعه نموده و به مقایسه بین اصول جنگ با دیدگاه امام علی(ع)در رابطه با امور نظامی پرداخته است.سؤال اصلی تحقیق این است که چه تفاوتی میان اصول به کار گرفته شدهء آن حضرت در جنگ هایش با اصول حاکم بر جنگ های امروزی وجود دارد؟پس از مطالعه،بررسی و مقایسه مشخص می شود حضرت،در بعضی از اصول،تعریفی غیر از تعریف مرسوم و رایج اصول جنگ داشته و از طرف دیگر چهار اصل اضافه بر اصول نه گانه،در جنگ های خود به کار برده است که آن اصول عبارتند از:اصل ایمان،اصل اخلاص،اصل دعا و اصل اخلاق.این چهار اصل را امام علی(ع)در آغاز جنگ های خود بر آنها تأکید داشته و سپاهیان خود را به مراعات آن سفارش فرموده است که این نیز خود نشان از آموخته های وی در مکتب رسول اللّه(ص) که حضرت تربیت یافتهء آن مکتب است دارد. واژگان کلیدی: اصول جنگ،دفاع،نهج البلاغه،امام علی(ع)
- تاریخ انتشار : 1393/2/10
- بازدید : 7999
- منبع : مجله مدیریت نظامی » بهار 1389 - شماره 37 ,
- مقدمه
- در این مقاله سعی شده است که اصول حاکم بر جنگ های امروزی را که در مراکز آموزش نظامی تدریس می شود،با اصول جنگ و جهاد از دیدگاه علی(ع)در نهج البلاغه مقایسه نموده و آن را نقد و بررسی نماییم.
- اصول جنگ های امروزی عبارتند از:اصل هدف،اصل آفند،اصل سادگی،اصل وحدت فرماندهی،اصل تمرکز قوا،اصل صرفه جویی در قوا،اصل مانور،اصل غافلگیری و اصل تأمین.این اصول به عنوان اصولی استاندارد،رایج و شناخته شده در تمام جنگ های دنیا مورد استفاده قرار می گیرند.
- در نظام های الهی که مبنای طرح ها،تصمیم ها و برنامه ها در آن نظام ها،آموزه های دینی و الهی است،اصول جنگ نیز از این قاعده مستثنی نیستند.به عنوان مثال،هدف از جنگ در نظام های غیردینی ممکن است کشورگشایی،انهدام و از بین بردن تجهیزات و نیروهای طرف مقابل باشد،در صورتی که هدف از جنگ در نظام های دینی بسط و توسعهء عدالت خواهی و هدایت نیروهای طرف مقابل می باشد.
- ازاین رو،انجام تحقیق و پژوهش پیرامون اصول جنگ در نظام های دینی و غیردینی امری ضروری است.با توجه به اهمیت موضوع و ابعاد گستردهء آن،این مقاله تنها به بررسی،مطالعه و مقایسهء این تفاوت ها می پردازد.به امید آنکه این تحقیق سرآغازی باشد بر انجام تحقیق های دقیق تر و کاملتر دیگر که پرده از زوایای مخفی موضوع بردارد.
- در کتاب«اصول جنگ»،کاری از مرکز تحقیقات نمایندگی ولی فقیه در سپاه درمورد اصول جنگ و تاریخچه پیدایش آن آمده است:
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 114)
- «اصول،جمع اصل و اصل در لغت به معنی ریشه،بیخ و بن آمده است؛به عبارت دیگر اصل،چیزی است که اشیای دیگر بر آن بنا شود،مانند پدر نسبت به فرزند و ریشه نسبت به شاخه.
- جنگ به معنی کار زار،ستیزه،نبرد و پیکار آمده و مناسب این است که آن را از نظر اصطلاحی چنین بیان کنیم:
- جنگ،نوعی نزاع است که برخورد میان دو گروه سازمان یافته را نشان می دهد. جنگ،اعمال زور با استفاده از نیروی مسلح است که هدف هریک از طرفین،غلبه بر دیگری است.ازاین رو،با توجه به معانی لغوی و اصطلاحی یاد شده، اصول جنگ را می توان چنین تعریف نمود:
- قوانین و قواعد ثابت و ویژه ای است که به کارگیری آنها می تواند تا حدود زیادی نیل به پیروزی در جنگ را تضمین کند.کاربرد صحیح این اصول،فرمانده را در رسیدن به اهداف یاری می دهد.
- گرچه کارشناسان،برای اصول جنگ تعاریف مختلفی بیان کرده اند،امّا مضمون همهء آنها،همان تعریف یاد شده است.در اینجا برای اطلاع بیشتر به چند نمونه اشاره می کنیم:
- -اصول جنگ،مجموعه ای از ملاحظات اساسی جنگ است و طی قرن ها جمع آوری شده است.
- -اصول جنگ،مجموعه ای از ملاحظات مجرّد است که از عصارهء تجربیات به دست آمده اند و چنانچه در شرایط خاصّی با فراست به کار روند،در انتخاب راهکارهای مناسب،راهبردشناسان را یاری خواهند کرد.
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 115)
- -اصول جنگ حقایق مسلّمی هستند که حاکم بر جریان جنگ بوده و به کار بردن به جای آنها در اعمال نظر فرماندهی و هدایت و موفقیت عملیات تأثیر بسزایی دارد.
- -اصول جنگ عبارت است از بعضی قواعد ابدی که در هر دوره از ادوار تاریخ جنگ تغییرناپذیر بوده و به کار بردن آنها باعث پیشرفت و پیروزی سرداران بزرگ عالم شده است.
- ناگفته نماند،هرچند اصول جنگ دارای ماهیت ثابتی هستند،اما نسبت به کشورها و نوع نگرشی که هر کشور در دکترین نظامی خود به این اصول دارد،متغیر هستند.
- پایه و شالودهء علم و هنر جنگ را«اصول جنگ»قلمداد نموده اند که شامل عصارهء قوانین و نظریه های نظامی ارزیابی شده و نتیجهء تجربیات و آزمایش های پی در پی صحنه های جنگ است و نیز حاصل خون های ریخته شده و میراث عملیات های نظامی قرون گذشته و حال به شمار می روند.
- به کارگیری این اصول از سده های قبل از میلاد تاکنون پیروزی های بزرگی را نصیب سرداران معروفی مانند اسکندر،هانیبال،سزار و...کرده است.بنابراین،بشر از دیرباز به ضرورت و اهمیت اصول جنگ پی برده و همواره برای بهتر جنگیدن و دستیابی به نتایج مطلوب و کسب پیروزی،سعی بر آن داشته تا حد اکثر استفاده را از این اصول در طرح ریزی ها و انجام عملیات ها ببرد و هرگاه با شکستی روبه رو می شده،به تجزیه و تحلیل علل شکست پرداخته است و به این نتیجه رسیده که یک یا چند اصل را در کار خود نادیده گرفته است.
- به کارگیری اصول جنگ در کلیهء نبردهای موفق و پیروز دنیا امری حتمی و اجنتاب ناپذیر بوده است.همچنین بی توجهی به این اصول نیز یکی از
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 116)
- عوامل مؤثر شکست در جنگ ها بوده است.جایگاه خاص اصول جنگ بر کسی پوشیده نیست،«حتّی راهبردشناسان و نظریه پردازان-که هر دو در دنیایی غیرعینی و سنجش ناپذیر سیر می کنند-آگاهانه یا ناآگاهانه به وسیلهء اصول جنگ هدایت و راهنمایی می شوند.»
- در نحوهء پیدایش و تدوین اصول جنگ،بین کارشناسان اختلاف است.ژنرال بهاکات بر این باور است که:از آنجا که آدمی خود ارتش را به وجود آورده،خود نیز قوانین و اصولی را برای به کارگیری آن خلق کرده است.بعضی معتقدند که پیدایش اصول جنگ به زمان«سون تزو»،
- یعنی حدود چهار هزار سال قبل از میلاد باز می گردد.جان ام کالینز هم تدوین این اصول را به دورهء«کلاس ویتز»نسبت می دهد:«چنین به نظر می رسد که تدوین اصول جنگ از دورهء کلاس ویتز با پنج توصیه ای که او در یک یادداشت برای ولیعهد پروس در سال 1812 میلادی نوشت،آغاز گردید.»
- این توصیه ها اولین بار به صورت پیوسته در کارهای جمع آوری شدهء او به نام «درباره جنگ»به چاپ رسید.حد اقل سه توصیهء دیگر به عنوان عناصر در بخش سوم کتاب مزبور پدیدار گردید.از اشخاص دیگری که متعاقبا به این مهم افزودند، می توان مک کایندر،ماهان،فوش،دوهه و لنین را نام برد.ظاهرا جی اف بی فولر، اولین تهیه کنندهء متن پذیرفته شده ای از اصول جنگ بود که آمریکا آن را تأیید کرد و متن آن ابتدا در سال 1921 در آیین نامهء آموزش وزارت جنگ این کشور به شمارهء(10-5)به چاپ رسید.
- از آرا و نظریات چنین برمی آید که اصول جنگ همانند قواعد علم منطق فطری هستند و از زمان های قدیم،انسان ها به صورت غریزی از آنها در جنگ بهره می جستند،ولی کشف،ثبت و تدوین آنها به تدریج و در طول زمان انجام گرفته است. اندیشمندان علوم نظامی متأخر در واقع چیز جدیدی ابداع نکردند و هنر آنان تنها
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 117)
- کشف،ثبت و تدوین اصول و قواعدی بود که بشر و نخبگان نظامی پیشین آن را به صورت غریزی یا بهره گیری از قوّهء تعقل و تفکر و تجربه به کار می بسته است.» (نمایندگی ولی فقیه در سپاه،1386)
- هریک از علوم،صنایع و مشاغل قواعد و مقررات ویژه ای دارند.فن و علوم جنگ نیز از این قاعده مستثنی نیست.اصول و قواعد مربوط به جنگ در طی قرن ها بر اثر تجارب جنگی به دست آمده است و پیروزی ها و شکست ها هر دو منبع پیدایش این تجارب و اصول بوده اند.بعضی از این اصول،از زمان های پیش از میلاد مسیح باقی مانده اند.در کتاب دانش نظامی عمومی چاپ ارتش ج.ا.ا در تعریف اصول جنگ که در حال حاضر در مراکز آموزش نظامی نیروهای مسلح ج.ا.ا تدریس می شود،آمده است:
- اصول جنگ 1عبارتند از قواعدی کلی که هدایت نبرد را به عهده دارند یا می توان گفت که اصول جنگ،حقایق مسلمی هستند که حاکم بر میدان نبرد بوده و کاربرد به موقع آنها در به دست آوردن پیروزی اثر قاطع دارد.این اصول عبارتند از:
- 1-اصل هدف؛
- 2-اصل آفند؛
- 3-اصل سادگی؛
- 4-اصل وحدت فرماندهی؛
- 5-اصل تمرکز؛
- 6-اصل صرفه جویی در قوا؛
- 7-اصل مانور؛
- 8-اصل غافلگیری؛
- 9-اصل تامین.(فرقانی و امکانی،1381:24)
- --------------
- (1)- Principles of War
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 118)
- البته همان طورکه در بالا به آن اشاره شد،اصول نه گانهء فوق در حال حاضر به عنوان اصول پذیرفته شده جهانی در مراکز آموزش نظامی تدریس می شود(سایت (www.wpi.edu (معین وزیری،1389).
- قبل از هر چیز ذکر این مطلب ضروری است که امام علی(ع)،ابتدا جنگ را به عنوان یک اصل منع فرموده است.آن حضرت در نامه هایی که به لشگریانش قبل از جنگ صفین می نویسد،به این موضوع اشاره کرده و می فرماید:
- «لا تقاتلوهم حتّی یبدءوکم فأنّکم بحمد اللّه علی حجّهء و ترککم أیاهم حتّی یبدءوکم حجّهء اخری لکم علیهم»(نهج البلاغه:نامهء 14)
- «با دشمن جنگ را آغاز نکنید تا آنها شروع کنند؛زیرا بحمد اللّه حجت با شما است و آغازگر جنگ نبودن شما تا آنگاه که دشمن به جنگ روی آورد،حجت دیگر بر حقانیت شما خواهد بود.»
- یا اینکه در جای دیگر به فرزندش امام حسن(ع)می فرماید:
- «لا تدعونّ ألی مبارزهء و أن دعیت ألیها فاجب فأنّ الدّاعی ألیها باغ و الباغی مصروع» (نهج البلاغه:حکمت 233)
- «کسی را به پیکار دعوت نکن؛اما اگر تو را به نبرد خواندند،بپذیر؛زیرا آغازگر پیکار تجاوزکار و تجاوزکار شکست خورده است.»
- پس نتیجه می شود طبق آموزه های نهج البلاغه،جنگ و جهاد ما باید دفاعی باشد،نه اینکه آغازگر جنگ باشیم.اکنون به بررسی اصول جنگ در نهج البلاغه می پردازیم.
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 119)
- 1-اصل هدف 1
- «عبارت از مقصود نهایی است که کلیهء تلاش نیروهای نظامی به طرف آن متمرکز و هدایت می گردد.در جنگ ها ممکن است اهداف مختلفی مدنظر باشد.هدف ممکن است یک منطقهء خاص جغرافیایی و یا نیروهای دشمن باشد.ولی به هرحال انتخاب و تعیین هدف صحیح اولین و مهمترین قدم در به کار بردن اصول جنگ در جنگ های حال حاضر می باشد و طبیعی است موقعی که هدف مشخص شد،کلیهء وسایل و منابع موجود به منظور وصول به آن انتخاب شده و به کار گرفته می شود.هدف نهایی هر عمل نظامی در جنگ،انهدام نیروهای دشمن و از بین بردن میل جنگجویی او است.» (فرقانی و امکانی،1381:24)
- هنگامی که به نهج البلاغه مراجعه می کنیم،علی(ع)هدف نهایی از جنگ و جهاد را «هدایت انسان ها»معرفی می کند،نه صرفا از بین بردن او:
- «أمّا قولکم أ کلّ ذلک کراهیهء الموت فو اللّه ما أبالی دخلت ألی الموت أو خرج الموت ألی و أمّا قولکم شکا فی أهل الشّام فو اللّه ما دفعت الحرب یوما إلاّ و أنا أطمع أن تلحق بی طائفهء فتهتدی بی و تعشو إلی ضوئی و ذلک أحب إلی من أن أقتلها علی ضلالها و إن کانت تبوء باثامها»(نهج البلاغه:خطبهء 55)
- «اینکه می گویید خویشتن داری از ترس مرگ است،به خدا سوگند!باکی ندارم که من به سوی مرگ روم یا مرگ به سوی من آید و اگر تصور می کنید در جنگ با شامیان تردید دارم؛به خدا سوگند!هر روزی که جنگ را به تأخیر می اندازم،برای آن است که آرزو دارم عده ای از آنها به ما ملحق شوند و هدایت گردند.در لا به لای تاریکی ها نور مرا نگریسته،به سوی من بشتابند که این برای من از کشتار آنان در راه گمراهی بهتر است.گرچه در این صورت نیز به جرم گناهانشان گرفتار می گردند.»
- --------------
- (1)- Objective
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 120)
- پیامبر اسلام(ص)نیز هنگام اعزام لشگریان برای جنگ به سوی یمن به علی(ع) می فرماید:
- «و ایم اللّه لأن یهدی اللّه علی یدیک رجلا خیر لک ممّا طلعت علیه الشّمس و غربت»(مجلسی،1404،ج 21:361)
- به خدا سوگند!هرگاه خداوند به وسیلهء تو انسانی را هدایت کند،ارزش آن برای تو،بیشتر است از آنچه خورشید بر آن می تابد.حتی علی(ع)در نهج البلاغه جنگ را به عنوان آخرین حربه برای مقابله با دشمن معرفی می کند و می فرماید:
- «...و لا تفعلوا فعلهء تضعضع قوّهء و تسقط منّهء و تورث وهنا و ذلّهء و سأمسک الأمر ما استمسک و إذا لم أجد بدّا فاخر الدّواء الکی.»(نهج البلاغه:خطبهء 168)
- «...کاری نکنید که قدرت ما را تضعیف کند و اقتدار امت ما را متزلزل سازد و سستی و زبونی به بار آورد.این جریان سیاسی را تا می توانم مهار می کنم،اما اگر راه چاره ای نیابم،با آنان می جنگم.»
- پس نتیجه می گیریم تا جایی که ممکن است باید از وقوع جنگ جلوگیری کرد.در نهایت اگر چاره ای نبود،باید برای عزت اسلام و مسلمین جنگید و همچنین نباید آغازکنندهء جنگ باشیم و اگر هم جنگ صورت گرفت،هدف نهایی باید هدایت نفرات نادان دشمن باشد.
- 2-اصل آفند1
- «آفند عبارت است از به دست آوردن و حفظ ابتکار و آزادی عمل و تحمیل اراده به دشمن.بزرگترین بخش آفند به دست گرفتن ابتکار و آزادی عمل است که بدین وسیله انتخاب هدف ها،محل و زمان و همچنین وسایل لازم برای اجرای مأموریت آسان می گردد.»(فرقانی،امکانی،1381:25)
- --------------
- (1)- Offensive
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 121)
- علی(ع)در نهج البلاغه به دفعات به این اصل اشاره کرده و با الفاظ و تعابیر مختلف روحیهء جنگاوری و آفندی را در سپاهیان خود زنده کرده است:
- «...و اطعنوا الشّزر و نافحوا بالظّبی و صلوا السّیوف بالخطا و اعلموا انّکم بعین اللّه و مع ابن عمّ رسول اللّه.»(نهج البلاغه:خطبهء 66)
- «...با گوشهء چشم به دشمن بنگرید و ضربت را از چپ و راست فرود آورید و با تیزی شمشیر بزنید و با گام برداشتن به پیش،شمشیر را به دشمن برسانید و بدانید که در پیش روی خدا و پسر عموی پیامبر قرار دارید.»
- و درمورد جنگ با شامیان می فرماید:«همانا شامیان بدون ضربت نیزه های پیاپی هرگز از جای خود خارج نشوند؛ضرباتی که بدن هایشان را سوراخ نماید،چنان که وزش باد از این سو فرو شده بدان سو درآید؛ضربتی که کاسهء سر را بپراکند و استخوان های بدن را خرد و بازوها و پاها را قطع و به اطراف پخش کند.آنان دست برنمی دارند تا آنگاه که دسته های لشگر پیاپی بر آنان حمله کنند و آنها را تیرباران نمایند و سواران ما هجوم آورند و صف هایشان را درهم شکنند و لشگرهای عظیم پشت سر لشگرهای انبوه،آنها را تا شهرهایشان عقب برانند تا اسب ها،سرزمینشان را که روی در روی یکدیگر قرار دارد و اطراف چراگاهایشان و راه های آنان را از زیر سم بکوبند.» (همان:خطبهء 124)
- و این سخن پر مغز از حضرت(ع)است که درمورد شامیانی که آب را بر لشگریان آن حضرت بستند،فرمود:«...روّوا السّیوف من الدّماء ترووا من الماء فالموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاهء فی موتکم قاهرین.»(همان:خطبهء 51)
- «...شمشیرها را از خون آنها سیراب سازید تا از آب سیراب شوید.پس بدانید که مرگ در زندگی توأم با شکست و زندگی جاویدان در مرگ پیروزمندانهء شماست.»
- و در نامه ای که به اهل مصر نوشته،می فرماید:
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 122)
- «...برای جهاد با دشمنان کوچ کنید.خداوند شما را رحمت کند.در خانه های خود نمانید که به ستم گرفتار و به خواری دچار خواهید شد....»(همان:نامهء 62)
- 3-اصل سادگی 1
- «عبارت از روشنی و سادگی طرح ها و نبودن پیچیدگی و ابهام در آنها است تا سربازان مأموریت های تاکتیکی را به خوبی درک و اجرا نمایند و اینکه از به کار بردن تاکتیک های پیچیده و غیرمعقول پرهیز نمایند.»(فرقانی و امکانی،1381:26)
- رعایت این اصل نیز در دستورهای آن حضرت به لشگریان به وضوح مشاهده می شود؛چنانچه در خطبهء 124 می فرماید:«فقدّموا الدّارع و أخّروا الحاسر و عضّوا علی الأضراس فإنّه أنبی للسّیوف عن الهام...»؛«زره پوشیده ها را در پیشاپیش لشگر قرار دهید و آنها که کلاه خود ندارند،در پشت سر قرار گیرند.دندان ها را در نبرد روی هم بفشارید که تأثیر ضربت شمشیر را بر سر کمتر می کند....»
- و در جای دیگر نیز هنگام ارسال لشگر،دستورهای جنگی را خیلی ساده و قابل فهم همگان برای لشگریان خود صادر می نماید؛مثلا در دستوراتی برای لشگریانش که برای جنگ با شامیان رهسپار می شوند،می فرماید:
- «أمّا بعد فقد بعثت مقدّمتی و أمرتهم بلزوم هذا الملطاط حتّی یأتیهم أمری و قد رأیت أن أقطع هذه النّطفهء إلی شرذمهء منکم موطّنین أکناف دجلهء فأنهضهم معکم إلی عدوّکم و أجعلهم من أمداد القوّهء لکم.»(نهج البلاغه:خطبهء 48)
- «پس از ستایش پروردگار،پیشتازان لشگرم را از جلو فرستادم و دستور دادم در کنار فرات توقف کنند تا فرمان من به آنها برسد؛زیرا تصمیم گرفتم از آب فرات بگذرم و به سوی جمعیتی از شما که در اطراف دجله مسکن گزیده اند،رهسپار گردم و آنها را همراه شما بسیج نمایم و از آنها برای کمک و تقویت شما یاری بطلبم.»
- --------------
- (1)- Simplicity
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 123)
- 4-اصل وحدت فرماندهی 1
- «منظور از وحدت فرماندهی آن است که کلیهء نیروهای رزمی،تلاش های خود را هماهنگ نموده و تحت یک فرماندهی و مسئولیت واحد در آینده تا بهترین نتیجه به دست آید.»(فرقانی و امکانی،1381:26)
- در جنگ های آن حضرت رعایت اصل وحدت فرماندهی دیده می شود.در نامهء 50 می فرماید:«...ولی علیکم الطّاههء و ألاّ تنکصوا عن دعوهء و لا تفرّطوا فی صلاح و أن تخوضوا الغمرات إلی الحقّ فإن أنتم لم تستقیموا لی علی ذلک لم یکن أحد أهون علی ممّن اعوجّ منکم ثمّ أعظم له العقوبهء و لا یجد عندی فیها رخصهء فخذوا هذا من أمرائکم و أعطوهم من أنفسکم ما یصلح اللّه به أمرکم.»؛
- «...و اطاعت من بر شما لازم است و نباید از فرمان من سرپیچی کنید و در انجام آنچه صلاح است،سستی ورزید.برای رسیدن به حق تلاش کنید.حال اگر پایداری نکنید،خوارترین افراد نزد من،انسان کج رفتار است که او را به سختی کیفر خواهم داد و هیچ راه فراری نخواهد داشت؛پس دستور العمل های ضروری را از فرماندهانتان دریافت داشته و از فرماندهان خود در آنچه که خدا امور شما را اصلاح می کند،اطاعت کنید.»
- و درمورد نقش فرماندهی پیامبر گرامی اسلام(ص)در جنگ می فرماید:«هرگاه آتش جنگ شعله می کشید،ما به رسول خدا(ص)پناه می بردیم که در آن لحظه کسی از ما همانند پیامبر(ص)به دشمن نزدیکتر نبود.»(نهج البلاغه:غریب الکلام 9)
- و هنگامی که بین دو تن از فرماندهان لشگرش اختلاف بالا گرفت،طی نامه ای می فرماید:
- --------------
- (1)- Unity of command
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 124)
- «من مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهیانی که تحت امر شما هستند، فرماندهی دادم.»(همان:نامهء 13)
- این موضوع بیانگر اهمیت وحدت فرماندهی در میدان نبرد است و در سیرهء رسول گرامی اسلام(ص)نیز که بررسی می کنیم،مشهود است؛مثلا آن حضرت در لشگری که برای جنگ گسیل داشت،سه نفر را به ترتیب یکی پس از دیگری به عنوان فرمانده معرفی می نماید که این امر،نشان دهندهء نقش مهم و اساسی رهبر و فرمانده در جنگ است.
- 5-اصل تمرکز قوا1
- «منظور از تمرکز قوا،ایجاد نیروی رزمی در مکان و زمان مناسب به منظور اجرای مأموریت است.برتری نیروی رزمی شامل استفاده از کلیهء تسهیلات لازم و داشتن برتری قدرت آتش،پشتیبانی خدمات رزمی،مهارت در رزم،تصمیم،انضباط،مسائل اداری و رهبری خواهد بود.»(فرقانی و امکانی،1381:27)
- علی(ع)در این زمینه می فرماید:«و أیاکم و التّفرّق فإذا نزلنم فانزلوا جمیعا و إذا ارتحلتم فارتحلوا جمیعا»(نهج البلاغه:نامه 11)؛«از پراکندگی بپرهیزید.هر جا فرود می آیید،باهم فرود آیید و هر جا کوچ می کنید،همه باهم کوچ کنید....»
- درمورد نظم و انضباط و اطاعت از فرمانده(مالک اشتر)در اصل تمرکز قوا می فرماید:«...فاسمعا له و أطیعا و اجعلاه درعا و مجنّا...»(همان:نامهء 13)
- «...گفتهء او را بشنوید و از فرمان او اطاعت کنید.او را چونان زره و سپر نگهبان خود برگزینید....»
- --------------
- (1)- Mass
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 125)
- 6-اصل صرفه جویی در قوا1
- «صرفه جویی در قوا عبارت است از کاربرد حد اقل نیرو در یک منطقه،به منظور کاربرد نیروی بیشتر در دیگر مناطق.»(فرقانی و امکانی،1381:27)
- علی(ع)در این مورد می فرماید:«...و لتکن مقاتلتکم من وجه واحد أو اثنین و اجعلوا لکم رقباء فی صیاصی الجبال و مناکب الهضاب لئلاّ یاتیکم العدوّ من مکان مخافهء أو أمن و اعلموا أنّ مقدّمهء القوم عیونهم و عیون المقدّمهء طلائعهم و إیاکم و التّفرّق...» (نهج البلاغه:نامهء 11)؛
- «...جنگ را از یک سو یا دو سو آغاز کنید و در بالای قله ها و فراز تپه ها دیده بان هایی بگمارید.مبادا دشمن از جایی که می ترسید یا از سویی که بیم ندارید، ناگهان بر شما یورش آورد و بدانید که پیشاهنگان سپاه،دیده بان لشگریانند و دیده بانان طلایه داران سپاه هستند.از پراکندگی بپرهیزید...»
- 7-اصل مانور2
- مانور عبارت از حرکت و جابجایی حساب شدهء عده ها و آتش ها در منطقهء نبرد و استقرار آنها در وضعیتی برتر نسبت به دشمن است.منظور از اصل مانور این است که وسایل و نیروهای خود را با در نظر گرفتن محدودیت ها و نقاط ضعف دشمن،طوری مستقر کنیم که نتیجه اش انجام مأموریت با حد اقل کارکنان و وسایل باشد.»(فرقانی و امکانی،1381:27)
- در نهج البلاغه این چنین می خوانیم:«فقدّموا الدّارع و أخّروا الحاسر و عضّوا علی الأضراس فإنّه أنبی للسّیوف عن الهام و التووا فی أطراف الرّماح فإنّه أمور للاسنّهء و عضّوا الأبصار فإنّه اربط للجأش و أسکن للقلوب و أمیتوا الأصوات فإنّه أطرد للفشل و رایتکم فلا تمیلوها و لا تخلّوها و لا تجعلوها إلاّ بأیدی شجعانکم و المانعین الذّمار منکم
- --------------
- (1)- Economy of force
- (2)- Maneuver
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 126)
- فأنّ الصّابرین علی نزول الحائق هم الّذین یحفّون برایاتهم و یکتنفونها حفافیها و وراءها و أمامها...»(نهج البلاغه:خطبهء 124)
- «زره پوشیده ها را در پیشاپیش لشگر قرار دهید و آنها که کلاه خود ندارند،در پشت سر قرار گیرند.دندان ها را در نبرد روی هم بفشارید که تأثیر ضربت شمشیر را بر سر کمتر می کند.در برابر نیزه های دشمن پیچ و خم به خود دهید که نیزه ها را می لغزاند و کمتر به هدف اصابت می کند.چشم ها را فرو خوابانید که بر دلیری شما می افزاید و دل را آرام می کند.صداها را آهسته و خاموش سازید که سستی را می زداید.پرچم لشگر را بالا دارید و پیرامون آن را خالی مگذارید و جز به دست دلاوران و موافقان سرسخت خود نسپارید؛زیرا آنان که در حوادث سخت ایستادگی می کنند،از پرچم های خود بهتر پاسداری می نمایند و آن را در دل لشگر نگاه می دارند و از هر سو از پیش و پس و اطراف مراقب آن هستند...»
- جمله جملهء کلام حضرت قابل بررسی و مطالعه است و بایستی پیرامون آن دقت نمود و متخصصان فن راجع به آن مطالعه و پژوهش نمایند؛زیرا قطعا راهنمایی های آن حضرت پیرامون تاکتیک های جنگی خالی از عنایات و الهامات الهی نیست.
- و در نامهء 16،هنگام آغاز جنگ صفین می فرماید:«لا تشتدّنّ علیکم فرّهء بعدها کرّهء و لا جولهء بعدها حملهء و أعطوا السّیوف حقوقها و وطّئوا للجنوب مصارعها و اذمروا أنفسکم علی الطّعن الدّعسی و الضرّب الطّلحفی و أمیتوا الأصوات فإنّه أطرد للفشل...»؛
- «عقب نشینی هایی که مقدمهء هجوم دیگری است و ایستادگی که حمله در پی دارد، نگرانتان نسازد.حق شمشیرها را ادا کنید و پشت دشمن را به خاک بمالید و برای فرو کردن نیزه ها و محکم ترین ضربه های شمشیر،خود را آماده کنید.صدای خود را در سینه ها نگهدارید که در زدودن سستی نقش بسزایی دارد...»
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 127)
- 8-اصل غافلگیری 1
- «غافلگیری یعنی وارد آوردن ضربهء لازم به دشمن در محل و زمان لازم به ترتیبی که دشمن خود را برای مقابله آماده نکرده باشد.رازداری در طرح ها،مخفی کردن حرکات، گسترش عده ها،تظاهر و نمایش و سرعت در حرکت مسائلی است که منجر به غافلگیری دشمن می شود.»(فرقانی،امکانی،1381:28)
- علی(ع)در کلامی کوتاه اما پرمعنی و نغز به این اصل اساسی اشاره کرده و در جایی که برای حملهء غافلگیرانه رعایت سکوت لازم است،به لشگریان می فرماید:
- «و أمیتوا الأصوات فإنّه أطرد للفشل...»(نهج البلاغه:خطبهء 124)؛«صداها را آهسته و خاموش گردانید؛زیرا برای برطرف کردن سستی ها و شکست ها بهترین عامل است.»
- در سخنی دیگر درمورد حفظ اسرار در جنگ می فرماید:«من کتم سرّه کانت الخیرهء بیده و کلّ حدیث جاوز اثنین فشا.»(شیخ صدوق،1362:304)
- «یعنی کسی که اسرار خود را کتمان کند،خیر و پیروزی در اختیار او خواهد بود و هر جریانی که از دو نفر گذشت،فاش خواهد شد.»
- پیامبر گرامی اسلام(ص)نیز در فتح مکه پس از آنکه به طور ناگهانی مکه را محاصره نمود،دستور داد:شبانگاه برای درهم شکستن روحیهء دشمن دور تا دور مکه در نقاط مرتفع آتش برافروزند.مردم مکه یکباره متوجه شدند که در محاصرهء کامل قرار گرفته اند و آتش همچون دایره ای شهر مکه را احاطه نموده است.روحیه ها درهم شکسته شد تا آنجا که ابو سفیان و حکیم بن حزام ناچار شدند خود،برای تسلیم به سوی نیروهای پیامبر(ص)حرکت کنند و خود را به عباس ابن عبد المطلب برسانند و از او بخواهند از پیامبر(ص)تقاضا کند که آنها را در امان دارد.پیامبر(ص)پاسخ داد:مسلمان شوند تا در امان باشند.آنها مسلمان شدند و مردم مکه نیز تسلیم شدند و سرانجام شهر
- --------------
- (1)- Surprise
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 128)
- مکه،پایگاه عظیم شرک و بت پرستی،بدون خونریزی با استفاده از اصل غافلگیری و شیوهء جنگ روانی تسلیم شد(واقدی،1404،ج 2:814).
- 9-اصل تأمین 1
- «تأمین به کلیهء اقداماتی اطلاق می گردد که از غافلگیری شدن نیروهای خودی جلوگیری نموده و آزادی عمل را برای آنان فراهم و حفظ نماید.رعایت نکردن این اصل موجب شکست نیروها خواهد شد.»(فرقانی و امکانی،1381:28)
- حضرت علی(ع)در نامهء 11 درمورد رعایت تأمین در جنگ می فرماید:«فإذا نزلتم بعدوّ أو نزل بکم فلیکن معسکرکم فی قبل الأشراف أو سفاح الجبال أو أثناء الانهار کیما یکون لکم رداءا و دونکم مردّا و لتکن مقاتلتکم من وجه واحد أو اثنین و اجعلوا لکم رقباء فی صیاصی الجبال و مناکب الهضاب لئلاّ یأتیکم العدوّ من مکان مخافهء أو أمن و اعلموا أنّ مقدّمهء القوم عیونهم و عیون المقدّمهء طلائعهم.»؛
- «هرگاه به دشمن رسیدید یا او به شما رسید،لشگرگاه خویش را بر فراز بلندی ها یا دامنهء کوه ها یا بین رودخانه ها قرار دهید تا پناهگاه شما و مانع هجوم دشمن باشد. جنگ را از یک سو یا دو سو آغاز کنید و در بالای قله ها و فراز تپه ها دیده بان هایی بگمارید.مبادا دشمن از جایی که می ترسید یا از سویی که بیم ندارید،ناگهان بر شما یورش آورد و بدانید که پیشاهنگان سپاه دیده بان لشگریانند و دیده بانان طلایه داران سپاه هستند.»
- تا اینجا به بررسی اصول جنگ در جنگ های امروزی و در نهج البلاغه پرداخته شد. اما با دقت بیشتر در نهج البلاغه،علی(ع)به اصول دیگری نیز اشاره فرموده که رعایت آنها در پیروزی رزمندگان در میدان نبرد کاملا مؤثر است که در اینجا به بیان آنها می پردازیم:
- --------------
- (1)- Security
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 129)
- الف)اصل دعا
- دعا در جنگ و میدان جهاد،از جمله اصولی است که مراعات آن در پیروزی رزمندگان،اهمیت زیادی دارد.
- گاهی دعای آن حضرت برای جبران ضعف است،چنانچه به هنگام بسیج نیروها برای درهم شکستن ناکثین،در منزلی به نام زاویه فرود آمد و چهار رکعت نماز خواند و سر به سجده نهاد و گریست.سپس دست به دعا برداشت که:
- «اللّهمّ إنّ هؤلاء قد بغوا علی و خالفوا طاعتی و نکثوا بیعتی اللّهمّ احقن دماء المسلمین»(نوری،1408،ج 3:449)؛
- «خداوندا!این قوم اطاعت مرا رها ساخته اند و در برابر من قیام کرده اند و بیعت مرا شکسته اند(از تو در برابر آنها یاری می خواهم که بر آنها پیروز شوم)خداوندا!خون مسلمانان را حفظ فرما.»
- و گاهی دعا برای دفع دلهره و ترس بوده و هنگام رویارویی با دشمن از خدا می خواهد:«اللّهمّ و أعوذ بک عند ذلک من الجبن عند موارد الأهوال»(شیخ حر عاملی، 1409،ج 15:136)؛«پروردگارا!من به هنگام سختی ها و صحنه های هراس آور از ترس و دلهره به تو پناه می برم.»
- و یا دعا برای نابودی سران کفر در جنگ جمل از درگاه خداوند درخواست کرده است:«اللّهمّ أقعص الزّبیر بشرّ قتلهء و اسفک دمه علی ضلالهء و عرّف طلحهء المذلّهء و ادّخر لهما فی الآخرهء شرا من ذلک»(کلینی،1365،ج 1:345)
- «خداوندا!زبیر را با بدترین نوع کشتن از صفحهء روزگار برانداز و خونش را بریز و هم در حالت ضلالت و گمراهی بریز و طعم مذلت را بر طلحه بچشان و برای آخرتشان بدتر از این ذخیره کن.»
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 130)
- و گاهی دعای آن حضرت برای جلوگیری از حس کبر و غرور پس از پیروزی بوده و هنگام تصمیم برای حرکت به سوی صفین ضمن خطبه ای دعا می کند:
- «اللّهمّ...إن أظهرتنا علی عدوّنا فجنّبنا البغی و سدّدنا للحق»(نهج البلاغه:خطبهء 171)
- «بار خدایا!اگر بر دشمن پیروزمان ساختی،از تجاوز و تعدی برکنارمان دار و به راه حق استوارمان بنما.»
- و در دعا برای طلب شهادت می فرماید:«و إن أظهرتهم علینا فارزقنا الشّهادهء و اعصمنا من الفتنهء»(همان)؛«خدایا!اگر آنها را بر ما پیروز ساختی،شهادت را روزی ما گردان و از شرک و فساد و فتنه نگاهمان دارد.»
- در جنگ صفین هنگامی که شنید یارانش،معاویه و اطرافیانش را ناسزا می گویند، برای هدایت دشمنان فرمود:به جای دشنام،موضع ضد حق آنها را افشا کنید و بگویید: «اللّهمّ احقن دماءنا و دماءهم و أصلح ذات بیننا و بینهم و اهدهم من ضلالتهم حتّی یعرف الحقّ من جهلح و یرعوی عن الغی و العدوان من لهج به»(همان:خطبهء 206)
- «بار پرورگارا!خون ما و آنها را حفظ کن و بین ما و آنها را اصلاح نما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت فرما تا آنها که جاهل هستند،حق را بشناسند و کسانی که با حق در ستیزند،دست بردارند و بازگردند.»
- ب)اصل اخلاق اسلامی
- رعایت اخلاق اسلامی از مواردی است که بایستی در جنگ در نظر گرفته شود.
- امام(ع)پیش از رویارویی با دشمن در صفین به لشگرش فرمود:«...فإذا کانت الهزیمهء بإذن اللّه فلا تقتلوا مدبرا و لا تصیبوا معورا و لا تجهزوا علی جریح و لا تهیجوا النّساء بأذی و إن شتمن أعراضکم و سببن أمراءکم...»(همان:نامهء 14)؛
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 131)
- «اگر به اذن خدا شکست خوردند و گریختند،آن کس را که پشت کرده،نکشید و آن را که قدرت دفاع ندارد،آسیب نرسانید و مجروحان را به قتل نرسانید.زنان را با آزار دادن تحریک نکنید.هرچند آبروی شما را بریزند یا امیران شما را دشنام دهند...»
- و در همین جنگ به سپاهیانش می فرماید:«إنّی أکره لکم أن تکونوا سبّابین و لکنّکم لو وصفتم أعمالهم و ذکرتم حالهم کان أصوب فی القول و أبلغ فی العذر...»(همان:خطبهء 206)؛«من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید.اما اگر کردارشان را تعریف و حالات آنها را بازگو می کردید،به سخن راست نزدیکتر و عذرپذیر بود...»
- همچنین در سیرهء رسول اللّه(ص)و امیر المؤمنین علی(ع)دستورات اخلاقی در جنگ،به شرح زیر مشاهده می شود:«و لا تحرقوا النّخل و لا تغرقوه بالماء»؛نخل ها را نسوزانید و در آب عرق نکیند.»(کلینی،1367،ج 5:29).
- «و لا تقطعوا شجرهء مثمرهء و لا تحرقوا زرعا»؛«درختان میوه را قطع نکنید و زراعت را به آتش نکشید»(همان).
- «و لا تعقروا من البهائم ممّا یؤکل لحمه»؛«حیوانات حلال گوشت و اهلی را نکشید و از نابود کردن آنها بپرهیزید.»(همان)
- «و لا تقتلوا شیخا فانیا و لا صبیا ولا امرأهء»؛«پیرمردان و زنان و کودکان را به قتل نرسانید.»(همان:27)
- «نهی رسول اللّه ص أن یلقی السّمّ فی بلاد المشرکین»؛«رسول گرامی اسلام،از ریختن سم در آبادی های مشرکان نهی می فرمودند.»(همان:28)
- «إیاکم و المثلهء و لو بالکلب العقور»؛«دشمنانی را که در جنگ کشته شده اند،مثله نکیند.حتی سگ هار را نیز مثله نکنید.»(همان:نامهء 47)
- معروف است امیر مؤمنان علی(ع)به هنگامی که سپاهیانش با یک حملهء برق آسا «شریعه»را از دست نیروهای معاویه گرفتند،برای معاویه پیام فرستاد:
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 132)
- «إنّا لا نکافیک بصنعک هلمّ إلی الماء فنحن و أنتم فیه سواء»(منقری،1404:193)؛
- «ای معاویه!ما مانند تو عمل نمی کنیم و در برابر بستن آب بر روی ما،آب را بر روی سپاهیان تو نمی بندیم.بیایید آب ببرید،ما و شما در استفاده از آب مساوی هستیم.»
- چون هدف از جهاد اسلامی هدایت دشمنان است و نه کشتن آنها،رعایت اصول اخلاقی که در بالا ذکر شد،تأثیر زیادی در پیروزی نهایی رزمندگان اسلام دارد.
- ج)اصل اخلاص
- اخلاص،عامل قبولی و پذیرش اعمال از جانب خداوند متعال است.اگر کسی عملی را فقط برای خدا انجام دهد،انسان رستگار و پیروزمندی می باشد.در جنگ و جهاد،اگر نیت فقط جلب رضایت خداوند باشد،پیروزی واقعی با رزمندگان مخلص خدا است؛چه در ظاهر شکست بخورند و چه در ظاهر پیروز شوند.همین اعتقاد باعث تقویت روحیهء رزمندگان اسلام خواهد شد.
- علی(ع)در خطبهء 56 هنگام جنگ صفین می فرماید:«...فلمّا رأی اللّه صدقنا أنزل بعدوّنا الکبت و أنزل علینا النّصر حتّی استقرّ الإسلام ملقیا جرانه و متبوّئا أوطانه و لعمری لو کنّا نأتی ما أتیتم ما قام للدّین عمود و لا اخضرّ للإیمان عود...»؛
- «پس آنگاه که خدا راستی و اخلاص ما را دید،خواری و ذلت را بر دشمنان ما نازل و پیروزی را به ما عنایت فرمود تا آنجا که اسلام استحکام یافته،فراگیر شد و در سرزمین های پهناوری نفوذ کرد.به جانم سوگند!اگر ما در مبارزه مثل شما بودیم،هرگز پایه ای برای دین استوار نمی ماند و شاخه ای از درخت ایمان سبز نمی گردید...»
- وقتی خبر تهاجم سربازان معاویه به شهر انبار در سال 38 هجری و سستی مردم به امام ابلاغ شد،دربارهء ارزش جهاد خالص برای خدا فرمود:
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 133)
- «أمّا بعد فإنّ الجهاد باب من أبواب الجنّهء فتحه اللّه لخاصّهء أولیائه و هو لباس التّقوی و درع اللّه الحصینهء و جنّته الوثیقهء فمن ترکه رغبهء عنه ألبسه اللّه ثوب الذّلّ و شمله البلاء و دیث بالصّغار و القماءهء و ضرب علی قلبه بالإسهاب و أدیل الحقّ منه بتضییع الجهاد و سیم الخسف و منع النّصف»(نهج البلاغه:خطبهء 27)؛
- «پس از ستایش پروردگار،جهاد در راه خدا دری از درهای بهشت است که خدا آن را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است.جهاد،لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند است.کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند،خدا لباس ذلت و خواری بر او می پوشاند و دچار بلا و مصیبت می شود و کوچک و ذلیل می گردد.دل او در پردهء گمراهی مانده و حق از او روی می گرداند.به سبب ترک جهاد،به خواری محکوم و از عدالت محروم است.»
- و در جمله ای کوتاه درعین حال پرمعنا،عامل پیروزی و موفقیت را اخلاص دانسته و می فرماید:«أخلص تنل»؛«یعنی در کارهایت اخلاص پیشه کن تا به هدف برسی.» (آمدی،بی تا،ج 2،172)
- و در ضمن جمله دیگری فرموده است:«کسی که خلوص نیت در اطلاعات را مقدم ندارد،به پاداش نخواهد رسید.»(همان:414)
- اگر جهاد برای خدا باشد،تعداد یاران و نفرات خودی نیز نباید در روحیهء رزمندگان اسلام تأثیر بگذارد.چنانچه آن حضرت در نامه ای که به عقیل،برادرش،نسبت به کوچ دادن لشگر به سوی دشمن می نویسد،می فرماید:«...فإنّ رأیی قتال المحلّین حتّی ألقی اللّه لا یزیدنی کثرهء النّاس حولی عزّهء و لا تفرّقهم عنّی وحشهء...»(نهج البلاغه:نامهء 36)؛
- «...همانا رأی من پیکار با پیمان شکنان است تا آنگاه که خدا را ملاقات کنم.نه فراوانی مردم مرا توانمند می کند و نه پراکندگی آنان مرا هراسناک می سازد...»
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 134)
- و در خطبهء 23 به عنوان یک اصل کلی،همگان را به اخلاص در تمام اعمال فراخوانده و می فرماید:«و اعملوا فی غیر ریاء و لا سمعه فإنّه من یعمل لغیر اللّه یکله اللّه لمن عمل له.»؛«عمل نیک انجام دهید،بدون آنکه به ریا و خودنمایی مبتلا شوید؛ زیرا هرکس کاری برای غیر خدا انجام دهد،خدا او را به همان غیر واگذارد.»
- د)اصل ایمان
- ایمان به عنوان مهمترین اصل در جنگ و جهاد است.منظور از ایمان،ایمان به خدا و امدادهای الهی در جنگ است.مسلمان رزمندهء مؤمن،در مبارزه راسخ تر و مقاوم تر بوده و تا آخرین قطرهء خون خود در برابر دشمن ایستادگی می کند.نقش ایمان آنقدر مهم است که به جا است آن را به عنوان اصل اول جنگ برشمرد.امام علی(ع)در جنگ جمل هنگام دادن پرچم به دست فرزندش،محمد حنیفه،فرمود:«عضّ علی ناجذک أعر اللّه جمجمتک تد فی الأرض قدمک ارم ببصرک أقصی القوم و غصّ بصرک و اعلم أنّ النّصر من عند اللّه سبحانه»(همان:خطبهء 11)؛
- «اگر کوه ها از جای کنده شود،تو ثابت و استوار باشد.دندان ها را برهم بفشار.کاسهء سرت را به خدا عاریت ده.پای بر زمین میخکوب کن.به صفوف پایانی لشگر دشمن بنگر.از فراوانی دشمن چشم بپوش و بدان که پیروزی از سوی خدای سبحان است.»
- و در خطبهء 56،به نقش فرماندهء مؤمن در افزودن ایمان رزمندگان می فرماید:«و لقد کنّا مع رسول اللّه(ص)نقتل آباءنا و أبناءنا و إخواننا و أعمامنا ما یزیدنا ذلک إلاّ إیمانا و تسلیما و مضیا علی اللّقم و صبرا علی مضض الألم و جدّا فی جهاد العدوّ...»
- «در رکاب پیامبر خدا(ص)بودیم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود جنگ می کردیم.این مبارزه بر ایمان و تسلیم ما می افزود و ما را در جادهء وسیع حق و صبر و بردباری در برابر ناگواری ها و جهاد و کوشش در مقابل دشمن،ثابت قدم می ساخت.»
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 135)
- آن حضرت در نامه ای به مردم مصر که به همراه مالک اشتر فرستاد،به نقش ایمان در ایجاد شجاعت اشاره کرده و می فرماید:«إنّی و اللّه لو لقیتهم واحدا و هم طلاع الأرض کلّها ما بالیت و لا استوحشت و إنّی من ضلالهم الّذی هم فیه و الهدی الّذی أنّا علیه لعلی بصیرهء من نفسی و یقین من ربّی و إنّی إلی لقاء اللّه لمشتاق و حسن ثوابه لمنتظر راج.»(همان:نامهء 62)؛
- «به خدا سوگند!اگر تنها با دشمنان روبه رو شوم،درحالی که آنان تمام روی زمین را پر کرده باشند،نه باکی داشته و نه می هراسم.من به گمراهی آنان و هدایت خود که بر آن استوارم،آگاهم و به پروردگارم یقین دارم و همانا من برای ملاقات پروردگار مشتاق و به پاداش او امیدوارم.»
- در آیات قرآن مجید نیز به نقش ایمان به خدا و امدادهای الهی و همچنین نقش صبر در پیروزی و رستگاری در جنگ اشاره شده است.پیامبر اسلام(ص)هنگامی که نیروهایش را گرد هم می آورد و می خواست فرمان حرکت را صادر کند،فرمود:«اغزوا بسم اللّه و فی سبیل اللّه.»(طوسی،1365،ج 6:138)؛«برای نبرد با دشمن با نام خداوند و در راه خدا کوچ نمایید.»
- علی(ع)هنگام بسیج نیرو به فرمانده چنین دستور می دهند:«فسر علی برکهء اللّه» (نهج البلاغه:نامهء 12)؛«برای نبرد با لطف و برکات خداوند و برای اجرای فرمان او حرکت کنید.»
- بدیهی است ویژگی های دیگری همچون شهادت طلبی،شجاعت،صبر،استقامت و... اگرچه برای یک رزمنده مؤمن به خدا ضروری است،اما همچون نسبت فروغ به اصول دین،به عنوان روبنای اصول جنگ به شمار می روند.این ویژگی ها،فروع و روبنایی نسبت به اصل ایمان است و همان طورکه در بالا اشاره شد،آن حضرت در نهج البلاغه چهار اصل بالا را به عنوان اصول جنگ بیان نموده اند.
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 136)
- به طور خلاصه سخنان آن حضرت پیرامون جهاد فی سبیل اللّه در نهج البلاغه با عناوین زیر آمده است:
- الف)هشدار به رزمندگان و بر حذر داشتن آنها از غفلت در برابر دشمنان؛
- ب)ایستادگی،مقاومت و پایداری در جنگ؛
- ج)تقدیر و تشکر از رزمندگان؛
- د)سرزنش کسانی که برای جنگ حرکت نمی کنند؛
- هـ)تشویق به جهاد و عدم سکوت و ذلت.
- نتیجه گیری
- پس از بررسی و مقایسهء اصول حاکم بر جنگ های امروزی با فرمایش های امام علی(ع) پیرامون جنگ و جهاد در نهج البلاغه،موارد زیر نتیجه گیری می شود:
- 1-علی(ع)ابتدا به جنگ(شروع جنگ)را منع فرموده است؛
- 2-هدف نهایی از جنگ در کلام آن حضرت هدایت دشمن است،در صورتی که هدف نهایی در اصول جنگ امروزی،انهدام نیروهای دشمن و از بین بردن میل جنگجویی او است؛
- 3-تمام نه اصلی که به عنوان اصول جنگ در دکترین جنگ های امروزی مطرح است، در نهج البلاغه نیز به آنها اشاره شده است؛
- 4-علاوه بر اصول نه گانهء جنگ های امروزی،در نهج البلاغه چهار اصل ایمان،اخلاص، دعا و اخلاق نیز به عنوان اصول مسلم در تعیین سرنوشت جنگ مطرح شده است.
- پیشنهاد
- در خاتمه پیشنهاد می شود پیرامون چهار اصل مطرح شده در نهج البلاغه مطالعه و بررسی نمایند و آنها را به اصول جنگ در کتب آموزش نظامی در نیروهای مسلح به اصول نه گانه بیفزایند و تدریس گردند.
- ................................................................ مدیریت نظامی » شماره 37 (صفحه 137)
- منابع و مآخذ
- 1-آمدی،عبد الواحد،غرر الحکم و درر الکلم،تهران،دانشگاه تهران،بی تا.
- 2-ابن بابویه قمی(شیخ طوسی)،محمد بن علی بن حسین،الامالی،دار الکتب الاسلامیه،تهران،1362.
- 3-پایگاه اینترنتی www.wpi.edu نوشته ای با عنوان The 9 Principles of War .
- 4-شیخ حر عاملی،محمد بن حسن،وسائل الشیعه،قم،مؤسسهء آل البیت،1409 هـ ق
- 5-صالح،صبحی،نهج البلاغه،مؤسسه دار الهجره،قم،1370
- 6-طوسی،محمد بن حسن،التهذیب،دار الکتب الاسلامیه،تهران،1365.
- 7-فرقانی،جمشید و امکانی،مصطفی،دانش نظامی عمومی،انتشارات معاونت آموزشی نزاجا،تهران،1381.
- 8-کلینی رازی،ابو جعفر محمد بن اسحاق،اصول کافی،دار الکتب الاسلامیه،تهران، 1365.
- 9-مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار،مؤسسهء الوفاء،بیروت،1361
- 10-مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه،اصول جنگ،مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی،تهران،1386.
- 11-معین وزیری،نصرت اللّه،تحلیل جنگ خلیج فارس از دیدگاه اصول جنگ»،به نقل از پایگاه اینترنتی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، (www.dsrc.ir) ،1389.
- 12-منقری،نصر بن مزاحم،واقعه صفین،مکتبه آیهء اللّه العظمی مرعشی نجفی،قم، 1362.
- 13-نوری،میرزا حسین،مستدرک الوسائل،مؤسسه آل البیت،قم،1408 هـ ق.
- 14-واقدی،محمد بن عمر،المغازی،مؤسسهء الاعلمی،بیروت،1362.
- پایان مقاله
- نویسنده : رسولی حبیب الله؛ عضو هیأت علمی دانشگاه افسری امام علی(ع)
- پایگاه امام علی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 21:59 توسط محمدرضا معتمدی
|
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.