حافظ اسد سیاست‌مدار و فرمانده نظامی و از رهبران برجسته حزب بعث سوریه بود. او ۳۰ سال (از ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۰) در سوریه حکومت کرد که در سال اولش مقام رئیس‌الوزرا (نخست وزیر) داشت و در ۲۹ سال بعد مقام ریاست جمهوری. حافظ اسد در سال ۱۹۳۰ به دنیا آمد. حافظ اسد پس از طی تحصیلات مقدماتی وارد دانشکده افسری شد. وی پس از مدّتی خدمت در ارتش، در نیروی هوایی سوریه به در جه ژنرالی رسید و پس از طی مقاماتی چون وزیر دفاع و فرمانده نیروی هوایی، نخست وزیر و دبیر کل حزب بعث از ماه مارس ۱۹۷۱ میلادی پس از انجام کودتایی رئیس جمهور سوریه شد. وی در کودتای سال ۱۹۶۳ حزب بعث مشارکت داشت و پس از آن به فرماندهی نیروی هوایی سوریه رسید. در سال ۱۹۶۶ اسد و دوستانش کودتای دیگری را علیه جناح سنتی حزب بعث ترتیب دادند که به قدرت گرفتن شاخه رادیکال نظامی بعث به رهبری صالح جدید منجر شد و اسد در دولت جدید به عنوان وزیر دفاع منصوب شد. او در سال ۱۹۷۰ در کودتای دیگری صالح جدید را سرنگون کرد و از آن به بعد تا هنگام مرگ حاکم بلامنازع سوریه شد. منتقدان اسد بر این باورند که حکومت او مبتنی بر دیکتاتوری نظامی بود. آن‌ها کشتار حما و کشتار زندان تدمر توسط قوای مسلح بعثی سوریه برای سرکوبی مخالفان دولت حافظ اسد را نمود دیکتاتوری نظامی او می‌دانند. کشتار حما یک عملیات نظامی در فوریه ۱۹۸۲ بود که با یورش همه‌جانبهٔ نیروهای مسلح بعثی سوریه به این شهر به منظور سرکوب شورش مخالفان حکومت حزب بعث سوریه و دولت حافظ اسد صورت گرفت. رفعت اسد فرماندهی این عملیات را برعهده داشت. رفعت اسد در این عملیات، برای آن که حکومت برادرش حافظ اسد را مستحکم تر سازد و مخالفانش را نابود کند، بنابر تخمین عفو بین‌الملل بین ۱۷۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰ مردم غیرنظامی سوریه را به قتل رساند. او هم‌چنین برای حفظ حکومت بعث سوریه به ریاست حافظ اسد، کشتار زندان تدمر را نیز مرتکب شده است. یک روز پس از آن که فردی تلاش کرد حافظ اسد را ترور کند، با وجود آن که ترور اسد ناموفق ماند، حزب بعث تصمیم به انتقام گرفت و کشتار زندان تدمر رخ داد. به صورتی که قوای نظامی حزب بعث و نیروهای گروهان دفاعی سوریه تحت فرماندهی رفعت اسد، به داخل زندان ریختند و تقریباً ۱۰۰۰ نفر از زندانیانی را که در حال گذراندن محکومیت خود بودند، به قتل رساندند. بدون این که آن ۱۰۰۰ زندانی، کوچک‌ترین نقشی در ترور نافرجام اسد داشته باشند.شنبه
سفر حافظ اسد به مسکو و شکل‌گیری اتحادی دیرپا
بازدید حافظ اسد، رئیس‌جمهور وقت سوریه، از مسکو در سال ۱۹۷۱ و استقبال آلکسی کاسیگین_ نخست‌وزیر اتحاد جماهیر شوروی_ از او، یکی از رویداد‌های مهم در تاریخ معاصر خاورمیانه و روابط بین‌المللی محسوب می‌شود. این دیدار در برهه‌ای انجام شد که سوریه و اتحاد جماهیر شوروی، به عنوان متحدانی استراتژیک، روابط خود را در زمینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی گسترش می‌دادند.
جنگ سرد و رقابت جهانی
در دهه ۱۹۷۰ میلادی، جهان در اوج جنگ سرد قرار داشت. اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده به عنوان دو قدرت بزرگ جهانی در تلاش بودند تا مناطق استراتژیک را تحت نفوذ خود قرار دهند. خاورمیانه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی حساس و منابع غنی انرژی، به میدان رقابت این دو ابرقدرت تبدیل شده بود.
سوریه، به عنوان یکی از کشور‌های کلیدی خاورمیانه، نقش مهمی در این معادلات بازی می‌کرد. پس از شکست در جنگ ۱۹۶۷ با اسرائیل و از دست دادن ارتفاعات جولان، این کشور به دنبال تقویت توان نظامی و بازسازی ارتش خود بود. در چنین شرایطی، اتحاد جماهیر شوروی به عنوان تأمین‌کننده اصلی تسلیحات و پشتیبانی نظامی برای سوریه ظاهر شد. سفر حافظ اسد به مسکو در این دوره، نقطه عطفی در تحکیم این روابط بود.
صعود حافظ اسد به قدرت
حافظ اسد در نوامبر ۱۹۷۰ با کودتای بدون خونریزی موسوم به «حرکت اصلاحی» قدرت را در سوریه به دست گرفت. او که پیش‌تر وزیر دفاع سوریه بود، در جریان جنگ شش‌روزه (۱۹۶۷) به شدت تحت فشار داخلی قرار داشت. پس از به قدرت رسیدن، اسد تلاش کرد تا با تثبیت قدرت داخلی و بازسازی ارتش، جایگاه خود را در سوریه و خاورمیانه تقویت کند.
یکی از اولویت‌های اسد در اوایل حکومت خود، برقراری روابط استراتژیک با اتحاد جماهیر شوروی بود. او معتقد بود که همکاری با شوروی نه تنها در تقویت توان نظامی سوریه مؤثر است، بلکه به او امکان می‌دهد در برابر فشار‌های ایالات متحده و متحدانش مانند اسرائیل ایستادگی کند.
اهمیت سفر به مسکو
سفر حافظ اسد به مسکو در سال ۱۹۷۱، به منزله آغاز دوره‌ای جدید در روابط دوجانبه سوریه و شوروی بود. این سفر دو هدف اصلی را دنبال می‌کرد:۱. تقویت همکاری‌های نظامی: سوریه نیاز مبرمی به تسلیحات پیشرفته و آموزش نظامی داشت. در این سفر، قرارداد‌های مهمی برای تأمین تجهیزات نظامی و حمایت‌های فنی منعقد شد. شوروی با ارسال تسلیحاتی مانند تانک‌های پیشرفته، هواپیما‌های جنگی و سامانه‌های دفاع هوایی، نقش اصلی را در بازسازی قدرت نظامی سوریه ایفا کرد.
۲. توسعه روابط اقتصادی و زیرساختی: در کنار مسائل نظامی، اسد به دنبال تقویت زیرساخت‌های اقتصادی کشورش نیز بود. اتحاد جماهیر شوروی متعهد شد که در پروژه‌های بزرگی مانند ساخت سدها، نیروگاه‌های برق و توسعه کشاورزی به سوریه کمک کند. این همکاری‌ها به سوریه کمک کرد تا از وابستگی به غرب فاصله بگیرد و مدلی از توسعه اقتصادی مستقل را دنبال کند.
جایگاه اتحاد جماهیر شوروی در سیاست خاورمیانه
اتحاد جماهیر شوروی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی، به دنبال گسترش نفوذ خود در کشور‌های عربی بود. روابط نزدیک با مصر (در دوران جمال عبدالناصر)، عراق، لیبی و یمن نمونه‌ای از این سیاست‌ها بود. اما شکست اتحاد شوروی در حفظ مصر پس از روی کار آمدن انور سادات، باعث شد مسکو تمرکز خود را بر سوریه به عنوان متحد اصلی منطقه‌ای قرار دهد.
سوریه، برخلاف مصر که در سال ۱۹۷۲ پیمان خود با شوروی را قطع کرد، به یکی از پایدارترین متحدان مسکو تبدیل شد. این اتحاد بر پایه منافع مشترک، به ویژه مقابله با اسرائیل و نفوذ ایالات متحده در خاورمیانه، استوار بود. دیدار حافظ اسد از مسکو به منزله تأیید دوباره این روابط استراتژیک بود.
دستاورد‌های این دیدار برای سوریه
دیدار حافظ اسد از مسکو، تأثیرات عمیقی بر سیاست داخلی و خارجی سوریه داشت.
۱. افزایش توان نظامی: تسلیحات و تجهیزات نظامی شوروی، به سوریه امکان داد تا نقش مؤثرتری در جنگ‌های بعدی، به ویژه جنگ یوم کیپور (۱۹۷۳)، ایفا کند. این جنگ اگرچه با پیروزی قاطع همراه نبود، اما جایگاه سوریه را به عنوان یک بازیگر اصلی منطقه تقویت کرد.
۲. استقلال سیاسی: روابط نزدیک با شوروی، به حافظ اسد کمک کرد تا از فشار‌های سیاسی ایالات متحده و متحدانش در خاورمیانه بکاهد. اسد با تکیه بر این حمایت‌ها، سیاست مستقلی را در قبال اسرائیل و دیگر کشور‌های منطقه دنبال کرد.
۳. توسعه اقتصادی: پروژه‌های زیرساختی که با کمک شوروی در سوریه آغاز شد، در بهبود شرایط زندگی و تقویت اقتصاد این کشور نقش داشت. این اقدامات، پایه‌های حکومت اسد را در داخل کشور مستحکم‌تر کرد.
میراث روابط سوریه و شوروی
دیدار حافظ اسد از مسکو در سال ۱۹۷۱، یکی از نقاط عطف در تاریخ روابط سوریه و شوروی بود. این دیدار نه تنها به تقویت موقعیت داخلی و منطقه‌ای حافظ اسد، که با کودتا به قدرت رسیده بود، کمک کرد؛ بلکه پایه‌های اتحاد استراتژیک دو کشور را نیز برای دهه‌های بعدی بنا نهاد. حتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، روسیه به عنوان وارث این اتحاد، روابط نزدیک خود را با سوریه حفظ کرد.
حمایت نظامی روسیه از دولت بشار اسد، فرزند حافظ اسد، در بحران‌های سال‌های اخیر سوریه، نشان‌دهنده تداوم این پیوند استراتژیک است که در دوران حافظ اسد و با سفر تاریخی او به مسکو شکل گرفت. دیدار رسمی ژنرال حافظ اسد پرزیدنت سوریه از ایران ۱۰-۷ دی ماه ۱۳۵۴
۷ دی ماه ۱۳۵۴ ژنرال حافظ اسد پرزیدنت سوریه و بانو نیم روز به دعوت شاه و ملکه فرح برای یک دیدار چهار روزه وارد تهران شدند. در فرودگاه مهرآباد اعلیحضرتین از حافظ اسد و بانو پیشباز کردند و آیین پیشباز رسمی و نظامی انجام یافت. باشندگان در این آیین نخست وزیر، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی، وزیر امورخارجه، رییس ستاد بزرگ ارتشتاران، فرمانده سرای نظامی، رییس کل تشریفات دربار شاهنشاهی و رییس دفتر مخصوص شاهنشاهی، فرمانده گارد شاهنشاهی، و سفیران کشورهای اسلامی در دربار شاهنشاهی بودند. پرزیدنت سوریه پس از پیاده شدن از هواپیما در پای پلکان دست شاه را به گرمی فشرد و شاه و ملکه فرح به میهمانان خود خوش آمد گفتند. آنگاه پرزیدنت سوریه همراهان خود را معرفی کرد. پس از به پایان رسیدن آیین پیشباز در فرودگاه مهرآباد، شاه و ژنرال اسد و دیگر همراهان رهسپار میدان شهیاد شدند. شهردار تهران در آیینی که در میدان شهیاد انجام یافت، کلید طلایی شهر را به میهمانان والای اعلیحضرتین فراداشت.
آنگاه پرزیدنت اسد و همسرشان در کنار شاهنشاه و ملکه رهسپار کاخ گلستان شدند. گفتگوهای شاه و پرزیدنت اسد از ۸ دی ماه در تهران آغاز می‌شود. در این گفتگوها پایوران ایرانی و سوری شرکت دارند و مسایل مورد علاقه دوکشور بررسی خواهد شد. عبدالحلیم خدام معاون نخست وزیر و وزیر خارجه سوریه، محمدالعمادی وزیر اقتصاد و تجارت خارجی، شاکر فهام وزیر آموزش عالی سوریه، فوزی کیانی وزیر فرهنگ و هنر ملی و ادیب الداودی مشاور ویژه پرزیدنت در امور سیاسی شرکت دارند. از سوی ایران نیز یک هیات عالی رتبه در گفتگوها شرکت خواهد داشت.گفته می شود جز وزیر خارجه ، چند تن از وزیران خارجه گفتگوهای ایران و سوریه را دنبال می کنند.
سخنان محمدرضا شاه پهلوی در میهمانی شام به سرفرازی ورود ژنرال حافظ اسد پرزیدنت سوریه کاخ نیاوران ۷ دی ماه ۱۳۵۴
حضرت رئیس جمهوری،
برای شهبانو و من پذیرایی از آن حضرت و بانو اسد در کشور خودمان مایه کمال خوشوقتی است. شما اکنون میهمان گرامی کشوری هستید که لااقل بیست‌وپنج قرن سابقه رابطه نزدیک و مستمر در شئون مختلف سیاسی، مذهبی، فرهنگی و بازرگانی، آن را با سرزمین شما پیوند می‌دهد.
شهر زیبای دمشق، که آن را کهنسال‌ترین پایتخت جهان نامیده‌اند، در طول قرون متمادی اسلامی مرکز فعالیت علمی و اقامتگاه بسیاری از رجال بزرگ علم و ادب و حکمت ایران بوده‌است. مردانی از قبیل غزالی و طبری و سعدی و جامی و شیخ بهایی، سالیان دراز در این کانون بزرگ فرهنگی جهان اسلامی زندگی کردند و برخی از ایشان مانند ابونصر فارابی و فخرالدین عراقی در همان جا درگذشتند.
کتابخانه معروف ظاهریه، که از غنی‌ترین کتابخانه‌های دنیای اسلامی است، صاحب گنجینه‌ای گرانبها از آثار نفیس علم و ادب پارسی است و دانشگاه دمشق در امر تدریس زبان و ادبیات فارسی، وارث سنتی است که قرن‌ها ادامه دارد. ترجمه‌های عالی آثار ادب ایران، به خصوص سعدی و خیام و حافظ، توسط دانشمندان عالیقدر کشور شما، مورد علاقه و تقدیر ما است. لازم به تذکر نیست که در همه این مدت متقابلاً فرهنگ سوریه به عنوان یک جزء برجسته و مهم فرهنگ پرافتخار اسلامی در ایران مورد شناسایی و ستایش بوده و هست.
خوشوقتم تذکر دهم که به خصوص در سال‌های اخیر رابطه دو کشور ما به صورتی روزافزون بر اساس تفاهم و دوستی و همکاری در حال پیشرفت بوده‌است. در دو سال گذشته، مقامات عالیرتبه متعدد ایران و سوریه از کشورهای یکدیگر بازدید کرده‌اند و در همین مدت موافقتنامه بلندمدت بازرگانی و موافقتنامه جهانگردی میان دو کشور به امضا رسیده و همکاری وسیعی در زمینه‌های اقتصادی و بازرگانی پایه‌ریزی شده‌است، به طوری که حجم مبادلات دو کشور در مدت چند سال، به هفت برابر بالا رفته‌است. با فعالیت وسیع و همه‌جانبه‌ای که اکنون به رهبری پر تحرک و مدبرانه آن حضرت در رشته‌های مختلف صنعتی و اقتصادی و کشاورزی و غیره در کشور سوریه در جریان است و بهترین مظهر آن طرح‌های وسیع چهارمین برنامه پنج ساله عمرانی سوریه است که در همین چند روزه آغاز می‌شود، همکاری‌های اقتصادی و بازرگانی دو کشور در آینده باز هم زیادتر خواهدشد و مسلم است که این همکاری در زمینه‌های اجتماعی و آموزشی و فرهنگی و هنری نیز بر اساس سنت دیرینه توسعه خواهدیافت.
درمورد مسئله مهم و حیاتی بحران خاورمیانه که سوریه به عنوان خط مقدم جبهه در آن نقشی اساسی و درجه اول دارد، شاید احتیاجی به تذکر این نکته نباشد که کشور ما همواره به پیروی از اصول حق و عدالت، موضع قاطعی در امر لزوم تخلیه کامل سرزمین‌های اشغال‌شده عربی و احقاق حقوق حقه و قانونی ملت فلسطین داشته و از این اصول، چه در سازمان ملل متحد و کنفرانس‌های اسلامی و چه از نظر عملی، دفاع کرده‌است.
حضرت رئیس جمهوری،
شما اکنون با شهامت و قاطعیت بسیار وظیفه خطیر رهبری ملت خود را در بحران سیاسی و نظامی حساس و خطرناک کنونی، و در عین حال وظیفه پایه‌ریزی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی سوریه مترقی و پیشرفته فردا را به عهده دارید و طبیعی است که ملت ایران به عنوان دوست و برادر قدیمی ملت سوریه و به عنوان عضو خانواده اسلامی جهان، صمیمانه خواستار موفقیت شما در خدمت هر چه بیشتر به مصالح ملی است.
تندرستی و شادکامی آن حضرت و بانو اسد، رفاه و ترقی روزافزون ملت هم‌کیش و دوست و برادر سوریه، و تقویت دوستی و همکاری دو کشور، و پیروزی و عظمت هر چه بیشتر عالم اسلام را آرزو دارم. حافظ اسد در حالی از دنیا رفت که نسبت به شکست مذاکرات سازش ناراحت نبود، بلکه نسبت به موفقیت استراتژی اش در آزاد سازی جنوب لبنان و حفظ استقلال سوریه در سخت‌ترین شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای خوشحال هم بود، آن‌هم در زمانی که حتی روسیه استقلال خود را از دست داده بود.
روزنامه الاخبار در مقاله ای به بررسی کتاب بثینه شعبان مشاور مطبوعاتی بشار اسد رئیس جمهور سوریه با عنوان "10 سال با حافظ اسد" پرداخت که به زبان انگلیسی نوشته و در سال 2013 در لندن منتشر شده است.
وی در این کتاب تأکید کرد که اگر حافظ اسد به حقوق ملی کشورش پایبند نبود می‌توانست با اسرائیل سازش کند و در اردوگاه دشمنی با آمریکا قرار نگیرد. توافق‌نامه سازش نیز متوازن و قابل استمرار بود و می‌توانست ملت سوریه را راضی کند و مانند معاهده اسلو در سال 1993 مبهم نمی‌شد تا هر بند از آن نیازمند توافق طرفین باشد و تاریخ شکست آن در ایجاد سازش را گواهی دهد. شعبان در این کتاب مواضع حافظ اسد از جمله نرمش دیپلماتیک و صلابت دینی در تمسک به حقوق را مورد تأکید قرار داده و برخی ابعاد مذاکراتی را که خود مسئول آن بوده را نیز تشریح کرده است.
وی در این زمینه می‌نویسد که راهبرد مذاکراتی اسد مبتنی بر 3 محور بود:
محور اول وحدت سرنوشت ملت‌های منطقه.اما بعد از اینکه فلسطینی‌ها و اردنی‌ها به امضای توافق با اسرائیل روی ‌آوردند، وی بر روی اسم وحدت سرنوشت سوریه و لبنان تأکید کرد.
محور دوم اصرار به عقب‌نشینی اسرائیل تا مرزهای سال 67 بدون از دست دادن حتی یک وجب از سرزمین فلسطین یا تبادل آن بود.
محور سوم حفظ استقلال و کرامت و توانمندی‌های دفاعی سوریه بود. وی در مناسبات سازش طبیعی خود با اسرائیل به دنبال این محورها بود. این مناسبات متفاوت از عادی‌سازی روابط و مناسبات دوجانبه است. وی تأکید داشت که نمی‌خواهد جولان را باز پس گیرد و در عوض کل سوریه را تسلیم اسرائیل کند، این همان اتفاقی بود که با مصر و اردن و فلسطین افتاد.
روزنامه الاخبار لبنان با اشاره به اهداف تبلیغاتی این کتاب تأکید کرد که می‌توان نویسنده آن را به ویژه در مستندسازی روند مذاکرات ستود، اما در رویکرد انتقادی به این کتاب می‌توان گفت که نویسنده در بررسی راهبرد فراگیر حافظ اسد در مذاکره با آمریکایی‌ها ناموفق بوده یا این استراتژی را نادیده گرفته است. این روند روزنامه لبنانی را بر آن داشت تا نقاط عطف رویکردهای مهم‌ترین استراتژیست جهان عرب در قرن بیستم را در ده محور مورد بررسی دقیق قرار دهد.
1- حافظ اسد قدرت را در دست گرفت تا درگیری با جریان‌های چپ‌گرای هرج‌ومرج طلب که تحت تأثیر عوام‌فریبی گروه‌های فلسطینی بوده و خواستار انحلال ارتش عربی سوریه و تکیه بر شبه‌نظامیان شده بودند را یکسره کند. آن‌ها به دنبال ایجاد درگیری‌های طبقاتی در کشور با عنوان جنگ آزادیبخش مردمی بودند. این جنبش اصلاحی که جنبشی راست‌گرا بود، در آن زمان یک ضرورت سوری و عربی به شمار می‌رفت.
اسد ملی‌گرا و واقع گرا بود و ساختار سوریه و عناصر تشکیل ‌دهنده آن را می‌شناخت. وی همچنین نقش اصلی سوریه در ابعاد عربی و منطقه‌ای و موقعیت تاریخی این کشور در مبارزه با دشمن اسرائیلی را درک می‌کرد. به همین علت روش شبه نظامی مبارزه که می‌توانست با شعارهای انقلابی به تجزیه ساختارهای ملی کشور منجر شود را رد کرد و در عوض تمام تلاش خود را برای بازسازی مجدد ارتش ملی و اعتقادی جدید بنا نهاد که بتواند همزمان 2 عملیات را دنبال کند: اول حفظ وحدت دولت سوریه و دوم مبارزه با اسرائیل.
این 2 مأموریت در ابعاد سیاسی به تلاش برای ایجاد هم‌بستگی اجتماعی و ملی در سوریه منجر شد، چرا که همبستگی عربی می‌توانست تمرکز بیشتری در درگیری با اسرائیل ایجاد کند. این روند می‌طلبید که کشاورزان و اقشار زحمت‌کش و سازنده در بخش‌های عمومی مورد حمایت قرار گیرند تا درگیری‌های طبقاتی در کشور ایجاد نشود.
2- دوره حاکمیت حافظ اسد با مشارکت فعال در ممانعت از هرج‌ومرج در اردن (سالهای 1970 تا 1971) و حفظ ثبات این کشور همراه شد، این در حالی بود که سوریه اختلافات سیاسی با دولت اردن داشت، اما به علت تمایل به ایجاد محیط مناسب برای جنگ با دشمن صهیونیستی روی این اختلافات تکیه نکرد، چرا که همبستگی در بلاد شام را ساختار حیاتی دولت ملی سوریه می‌دانست.
3- سیاست‌های حافظ اسد باعث شد تا سوریه بتواند وارد جنگ اکتبر 1973 شود، انگیزه‌های وی از این جنگ آزادی‌خواهانه بود، در حالی که انور سادات به دنبال تحریک طرف مقابل بود، به همین علت انور سادات در حالی که جنگ در جبهه سوریه ادامه داشت، در نیمه راه حافظ اسد را تنها گذاشت. به این ترتیب بود که مصر از روند درگیری با رژیم صهیونیستی خارج شد، انصاف حکم می‌کند که سطح بالای برنامه‌ریزی نظامی و قدرت مبارزاتی و قهرمانی ارتش سوریه در جبهه جولان در جنگ اکتبر را یادآوری کنیم.
4- حافظ اسد با اسرائیل آتش‌بس میدانی به امضا رساند و مانند انور سادات به مسیر سازش با این رژیم کشیده نشد، این موضوع عامل اصلی آغاز جنگ داخلی در لبنان بود. اینجا هم دیدگاه هوشمندانه‌ اسد در مورد سرنوشت و نقش شبه ‌نظامیان در تجزیه رژیم‌های سرزمین شام مشخص است، حافظ اسد جنگ داخلی در سوریه را مصیبتی در تمامی ابعاد چه از منظر پروژه مقاومت در برابر اشغالگری یا حفظ وحدت لبنان و یا استفاده از این کشور به عنوان گروگانی برای حل‌وفصل آرمان فلسطین می‌دانست.
وی تأکید داشت که موضوع فلسطین تنها منحصر به فلسطینی‌ها نیست، بلکه موضوع محوری شام و عرب‌ها به شمار می‌رود، این دیدگاه‌ها مأموریت نجات لبنان را بر عهده اسد گذاشت و به ‌این ‌ترتیب است که ما می‌بینیم با وجود درگیری دولت سوریه با دیدگاه شبه ‌نظامیان مسیحی، نیروهای سوریه برای ممانعت از مهاجرت دادن آن‌ها وارد عمل شدند. اسد دیدگاه‌هایی بلند مدت داشت و به مسائل مقطعی اهمیت نمی‌داد، بلکه منافع بزرگسرزمین شام را مدنظر داشت.
5- حافظ اسد در برابر مذاکرات و معاهده کمپ دیوید ایستاد، وی نیز می‌توانست مانند انور سادات از در سازش با اسرائیل درآمده و مانند صحرای سینا، جولان را پس بگیرد و در زمره گروه‌های آمریکایی درآید، اما این پیشنهادات را رد کرد. چرا که ماهیت واقعی وی سازش به معنی آمریکایی نبود، بلکه او اعتقاد داشت که باید تا پایان با رژیم صهیونیستی جنگید.
وی به استقلال کشور و نقش منطقه ای سوریه ایمان داشت و با اینکه درک عمیقی از سختی جنگ نظامی بدون حضور شریک مصری داشت، اما به رویکرد خود براساس مبانی اخلاقی‌اش ادامه داد. وی در این مرحله راهبرد خود را در 3 محور تعریف کرد: تلاش برای توسعه و سازندگی از داخل، آغاز ایجاد توازن استراتژیک بین سوریه و دشمن، ادامه روش جنگی با دشمن در خارج از این کشور.
6- آمریکا و رژیم‌های مرتجع عربی به مقابله با این استراتژی پرداختند و با تحریک و حمایت و تأمین مالی و تجهیز گروه‌های وابسته به اخوان المسلمین، آن‌ها را بر ضد سوریه شوراندند. کسانی که آن روزهای سیاه را به خاطر دارند، انفجارهای متعدد در مدارس و مجتمع‌های مسکونی و ترورهای مختلف و جنایت‌های دیگر را به یاد می‌آورند.
7- بخش اول دهه 80 دوره درگیری دمشق با طرف‌های مختلف بود. سوریه جنگ نظامی شدیدی با اخوان ‌المسلمین در داخل و با اسرائیل و آمریکا و وابستگان فتح و شبه نظامیان مسیحی لبنان در لبنان داشت، این در حالی بود که محاصره شدید و فشارهای روزافزون بر ضد این کشور ادامه داشت، اما حافظ اسد در برابر تمام این سختی‌ها ایستاد و به توسعه داخلی و تقویت نیروهای مسلح نیز توجه داشت. وی معاهده لبنان با اسرائیل را از کار انداخت و از ایجاد مقاومت متعهد و منضبط به جای شبه‌ نظامیان در لبنان حمایت کرد و در نهایت هم پیمانی منطقه‌ای به نام حزب‌الله ایجاد شد. اسد همچنین از مقاومت فلسطین و انتفاضه اول نیز حمایت کرد.
8- در تمام این درگیری‌ها حافظ اسد با وجود ادامه جنگ سرد از حمایت اتحاد جماهیر شوروی و در درجه دوم از طرف هم‌پیمان ایرانی خود حمایت می‌شد. دیدگاه‌های راهبردی عمیق وی او را به این نتیجه رساند که اتحاد جماهیر شوروی تجزیه می‌شود و عرصه سیاست بین‌المللی را رها می‌کند، همچنین ایران نیز با وجود حمایت از دمشق در آن زمان یک قدرت بین‌المللی کافی برای تأمین موازنه قدرت به شمار نمی‌رفت.
علاوه بر این‌ها ورود نیروهای عراقی به کویت -صرف‌نظر از عوامل و مشروعیت آن- هشدارها در مورد تخریب عراق و ارتش آن را تقویت کرد، این در حالی بود که عراق و ارتش آن از دیدگاه حافظ اسد عمق استراتژیک سوریه و اردن در مقابله با اسرائیل به شمار می‌رفت.
9- در این شرایط اسد 2 گزینه پیش رو داشت ، گزینه اول خودکشی در سایه فروپاشی موازنه های بین‌المللی و منطقه‌ای قدرت بود و گزینه دوم تسلیم شدن. این رهبر باتجربه با آمیختن این 2 گزینه روش سومی را ایجاد کرد که البته پیچیده بود و خیلی‌ها توان درک آن را نداشتند. وی می‌دانست که باید هزینه بپردازد، به همین علت تصمیم گرفت که به دشمنانش چیزی بدهد که ارزش عملیاتی نداشت و در مقابل از ابعاد روانی برای آن‌ها هزینه زیادی داشت. مشارکت نمادین در جنگ موسوم به آزادسازی کویت این ایده را عملیاتی کرد. اسد بعد از آن چیز دیگری را به دشمن نداد.
وی مرحله تک‌قطبی جهان را برای تحقق دستاوردهایی به کار گرفت که مهم‌ترین آن‌ها حفاظت از دولت سوریه و گزینه‌های اقتصادی و اجتماعی و ملی با حفظ تمامیت و استقلال در سیاست خارجی این کشور و پایان دادن به محاصره و تحریم‌ها و پیشبرد روند اقتصاد داخلی این کشور بود.
توقف جنگ و معیارهای دوگانه قدرت در لبنان و نوسازی ارتش لبنان به عنوان ستون وحدت دولت و ثبات این کشور و ایجاد مقاومت منضبط در این کشور و توانمند شدن آن در حمایت از مقاومت فلسطین و تلاش برای رفع محاصره عراق از دیگر مواضع حافظ اسد در این دوره بود . در نهایت وی موفق شد باخت از دست دادن هم‌پیمان شوروی خود را با دستاوردهایی که با منافع عالی سوریه یا نقش این کشور در مبارزه با اسرائیل منافاتی نداشت، تغییر دهد.
10- در اینجا به مذاکراتی برمی‌گردیم که شعبان به ذکر آن پرداخته است. طبعاً حافظ اسد جادوگر نبود، بلکه به مجادله تاریخ اعتقاد داشت. وی در زمان ورود جهان به مرحله تک‌قطبی رکود نداشت. وی به مذاکرات به عنوان مسیری برای سازش شرافتمندانه نگاه نمی‌کرد، چرا که می‌دانست این دستاورد غیرممکن است، بلکه به عنوان روشی برای همزیستی با آمریکا در مرحله پیروزی بین‌المللی آن با کمترین خسارت‌ها و بیشترین دستاوردهای ممکن به این مذاکرات می‌نگریست.شعبان در مراحل متعددی تردیدها و خشم علنی و غیرعلنی اسد از مذاکرات سازش ماراتن گونه را به ثبت رسانده است. ما طبعاً این نکته را رد نمی‌کنیم که حافظ اسد به این صورت فکر می‌کرد: اگر این اقدامات به عقب‌نشینی کامل اسرائیل از جولان تا مرزهای سال 67 بدون دادن امتیازات اساسی و ضربه به استقلال سوریه و نقش و تاریخ ملی و کرامت این کشور منجر شود، این یک نتیجه ممتاز در ابعاد سوری و عربی است.
این روند آزادسازی اراضی سوریه را در بر دارد و در عین حال بیهوده بودن عقب‌نشینی‌های مصری‌ها و فلسطینی‌ها و اردنی‌ها را فاش می‌کند و شاید آن‌ها را به تجدید نظر در مواضع خود وادار کند. البته اسد با بصیرت و هوشمندی استراتژیک خود می‌دانست که بازپس‌گیری جولان در مذاکرات در سایه شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای موجود در دهه 90 استقلال سوریه را به نفع ائتلاف آمریکایی- اسرائیلی از بین می‌برد.
اگر حافظ اسد مانند انور سادات و ملک حسین و یاسر عرفات اهل سازش بود، سازش را مهم‌تر از دستیابی به چند متر از سرزمین‌های خود در سواحل طبریا می‌دانست. از دیدگاه واقع ‌گرایانه به دست آوردن چند متر از زمین با وجود اهمیت نمادینی که دارد نمی‌تواند مانعی جدی برای ایجاد سازش باشد. شعبان می‌نویسد که آنچه اسد از آن می‌ترسید، این بود که عقب‌نشینی اول به عقب‌نشینی های متوالی آینده منجر شود. اصرار اصلی حافظ اسد به حفظ استقلال سوریه بود و از دست دادن این موضوع با هیچ امتیازی از سوی طرف مقابل قابل قبول نبود.
اسد مرد صلح بود، ؟! اما صلح بین سوری‌ها و سرزمین‌های شام و عرب، طبعاً این روش با سازش با اسرائیل منافات دارد.اسد در حالی از دنیا رفت که نسبت به شکست مذاکرات سازش ناراحت نبود، بلکه نسبت به موفقیت استراتژی اش در آزاد سازی جنوب لبنان و حفظ استقلال سوریه در سخت‌ترین شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای خوشحال هم بود، آن‌هم در زمانی که حتی روسیه استقلال خود را از دست داده بود.
ـ مراجعه‌کنندگان به سفارت جمهوري عربي سوريه در تهران، هنگام ورود به سرسراي اصلي سفارت، با تابلوفرش بزرگي از يک سوارکار خوش‌چهره و بلندقامت با محاسني شبيه رزمندگان ايراني مواجه مي‌شوند که پس از پرس‌وجو از کارکنان سفارتٰ پاسخ مي‌شنوند که اين تصوير "باسل اسد" برادر ارشد پرزيدنت "بشار اسد" است.
"باسل اسد" برادر ارشد بشار اسد، رئیس جمهور سوریه در 23 مارس 1962 ميلادي به دنیا آمد. وی مهندس راه و ساختمان، سوارکاری ماهر و چتربازی متبحر بود.
او پس از ملحق شدن به دانشکده ارتش و فرماندهی ستاد مشترک و یگان چتربازان به‌سرعت پله‌های ترقی را طی کرد و به فرماندهی گارد ریاست جمهوری سوريه رسید.
باسل، علاقه بسیاری به انفورماتیک و علوم دانش‌محور داشت و نخستین کسی بود که علوم انفورماتیک را وارد کشور سوریه کرد.
در یازده سالگی به اتحادیه جوانان انقلاب پیوست و آموزش تیراندازی و سوارکاری و عبور از مانع را در همین سن و سال آغاز کرد.
او در سیزده سالگی يعني سال 1975 ميلادي به عضویت حزب سوسالیست بعث عربی پیوست و فعالیت‌‌های حزبی خود را در این حزب دنبال کرد، در حالی که فعالیت‌های ورزشی خود را نیز همچنان دنبال می‌کرد تا اینکه در سال 1981 ميلادي به قهرمانی در رشته تیراندازی در سوریه رسید.
پس از پایان تحصیلات مقدماتی وارد دانشکده مهندسی راه و ساختمان شد تا مدرک کارشناسی خود را در این رشته به دست آورد و پس از آن وارد دانشکده نیروهای مسلح شد تا با مدرک مهندسی زرهي و درجه سرگردی از این دانشکده فارغ‌التحصیل شود. وي سرانجام در 26 سالگی و در سال 1988 ميلادي به رتبه افسر زرهي ارتقاي درجه یافت.
باسل اسد به تحقیقات علمی نظامی هم علاقه بسیاري داشت و به همین دلیل، تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه به صورت مشترک با اتحاد جماهير شوروی سابق انجام داد که با استقبال بسیاري در داخل سوريه مواجه شد و به همین منظور، تحقیقات علمی نظامی مشابه دیگری با 15 کشور دیگر جهان انجام داد تا به این ترتیب در مقطع دکترای علوم نظامی، رتبه ممتاز دریافت کند.
وی از جمله معدود افرادی در نیروهای مسلح سوریه به شمار می‌آمد که دوره‌های آموزشی هدایت بالگردهای نظامی را سپری کرد و آموزش هدایت جنگنده‌های مافوق صوت میگ 21 را آغاز کرد، اما نتوانست آن را به پایان برساند.
باسل اسد در حالی که به وارد سومین دهه زندگی خود شده بود در یک حادثه مشکوک رانندگی در 21 مارس 1994 ميلادي در نزدیکی فرودگاه دمشق جان سپرد .
واقعیت امر این است که باسل اسد از سنین جوانی یعنی از سن 20 سالگی و از زمان تحصیل در دانشگاه دمشق، علاقه شدیدی به مسائل سیاسی داخلی وخارجی از خود نشان می‌داد.همان طور که گفته شد، باسل همزمان با تحصیل در رشته الکترونیک وارد ارتش شد و در مدت کوتاهی با مشورت پدر خود در بازسازی نیروهای مسلح و چینش مهره‌های جوان و با کفایت نظامی نقش مهمی ایفا کرد.
او در عین حال به عنوان یک ورزشکار در رشته سوارکاری همواره در میادین ورزشی حضوری پر رنگ داشت و در مسابقات منطقه‌ای و بین المللی شرکت می‌کرد.
شايعات درباره ازدواج باسل
از آنجا که رشته سوارکاری نیز مورد علاقه "هیا الحسین" دختر پادشاه وقت اردن بود، این دو (یعنی باسل و هیا الحسین) در مسابقات منطقه‌ای سوارکاری همواره درکنار یکدیگر دیده می‌شدند.
حضور این دو در میادین مسابقات سوارکاری شایعاتی در مورد ازدواج قریب‌الوقوع باسل و هیا در سوریه بر سر زبان‌ها انداخت اما گفته شد از آنجا که میان حافظ اسد و ملک حسین اختلافات سیاسی شدیدی درباره مسائل منطقه‌ای و فلسطین وجود داشت، حافظ با ازدواج هیا الحسین و باسل اسد مخالفت کرد.
باسل در عرصه‌های ورزشی به الگویی برای جوانان سوریه تبدیل شده بود و در زمینه‌های سیاسی و امنیتی غالباً حضور پررنگ وي در پشت‌پرده تحولات سوريه کاملاً مشهود بود.یادم هست که تصویر او در حال سوارکاری یا در کنار پدرش در تمام ادارات و اماکن و بازار به وفور دیده می شد .
از ویژگی‌های دیگر باسل اسد، علاقه شدید وی به جریان‌های سیاسی شیعه بود، به گونه‌ای که حافظ اسد، پيگيري پرونده محرمانه حزب‌الله لبنان را به باسل اسد سپرده بود.
در همان زمان، بشار اسد، رئیس‌جمهور کنونی سوریه در لندن در رشته پزشکی دوره فوق تخصصی جراحی چشم را می‌گذراند و بنابراين همه توجهات براي آينده سوريه، به باسل معطوف بود. تقریباً همه قدرت‌هاي جهان و نيز سازمان‌هاي جاسوسي کشورهاي عرب منطقه بر این باور بودند که باسل اسد، به دلیل بر خورداری از کاریزمای بالا، روزی به عنوان رئیس‌جمهور سوریه جانشین پدر خواهد شد و به همين دليل بود که موساد به پشتيباني ديگر سازمان‌هاي جاسوسي غربي و منطقه‌اي در صدد ترور وي برآمد
روز 21 ژوئیه 1994 ميلادي، باسل اسد به همراه پسردایی خود "رامی مخلوف" و محافظ شخصی خود "خالد الحسین"، برای عزیمت به آلمان، عازم فرودگاه دمشق در حومه این شهر شد. رانندگی خودرو را رامی مخلوف به عهده داشت. باسل اسد در کنار راننده، و خالد الحسین در صندلی عقب نشسته بود. دو کیلومتر مانده به فرودگاه دمشق ظاهراً کنترل خودرو از دست راننده خارج شد و با سرعت بالایی به مجسمه حافظ اسد در کنار جاده برخورد می‌کند .
از عجایب این حادثه این بود که راننده و محافظ شخصی باسل اسد تنها جراحت سطحی برمی‌دارند، اما باسل اسد به شدت مجروح و پیکر نیمه جان او به بیمارستان امام خمینی(س) در اطراف زینبیه که به فرودگاه نزدیک‌تر است، منتقل می‌شود.
این بیمارستان برای کمک به فلسطینیان اردوگاه یرموک دمشق وعراقی‌های رانده شده مقیم سوریه احداث شده بود و در آن زمان ریاست آن را دکتر خیر اندیش، پزشک ایرانی اعزامی به سوریه بر عهده داشت. به هر روی درمان‌های اولیه موثر واقع نشد و باسل اسد بر اثر شدت جراحات به شهادت رسيد.
در همان زمان رسانه‌هاي صهيونيستي با هدف انحراف افکار عمومي از دخالت موساد در اين ترور، شایع کردند که شماری از افسران گارد ریاست جمهوری سوریه که فرماندهی آن بر عهده سرهنگ "آصف شوکت" شوهر "بشری اسد" تنها دختر حافظ اسد بود در ترمز خودروي باسل دستکاری‌هایی کرده بوده‌اند.
تصادف حوالی ساعت 6 بامداد اتفاق افتاد اما کسی جرأت نمی‌کرد خبر حادثه را به اطلاع حافظ اسد برساند. افسر کشیک کاخ "الروضه" دمشق محل اقامت حافظ اسد بلافاصله ماجرای تصادف و درگذشت باسل اسد را به اطلاع ژنرال "مصطفی طلاس" وزیر دفاع وقت سوریه رساند.
طلاس متقابلاً "عبد الحلیم خدام" معاون اول رئیس جمهوری، "محمود الزعبی"، نخست‌وزیر و "فاروق الشرع" وزیر خارجه را در جریان این حادثه قرار داد و از آنها خواست سریعاً برای انتقال این خبر دردناک به رئیس جمهوری سوریه به کاخ الروضه دمشق بیایند.
هنگامی که این شخصیت‌ها در سالن انتظار بودند "ابو سلیم دعبول" رئیس دفتر حافظ اسد به وی اطلاع داد که خدام، الزعبی، طلاس و الشرع در سالن انتظار هستند. حافظ اسد از اتاق خارج شد اما هنگام روبرو شدن با این اشخاص، به طرز عجيبي در یک لحظه وسط سالن توقف کرد و پرسيد: "نکند باسل از دست رفته؟"
دفن باسل اسد با تربت کربلا
تشییع جنازه با شکوهی برای باسل اسد برگزار شد که در آن "حسنی مبارک" رئیس جمهور وقت مصر، "الیاس هراوی" رئیس‌جمهوری وقت لبنان، رهبران حزب‌الله لبنان، "نبیه بری" رئیس پارلمان، "سید محمدحسین فضل‌الله" امام جمعه بيروت، مرحوم شیخ "محمدمهدی شمس‌الدین" رئیس وقت مجلس اعلای شیعیان لبنان، نمايندگان امام خميني(س) و دولت ايران و صدها هزار نفر از مردم لبنان و سوریه شرکت داشتند.

مراسم خاکسپاري پيکر باسل نيز با حضور رهبران مقاومت اسلامي و شخصيت‌هاي شيعي و مقامات ايراني برگزار شد. در هنگام دفن پيکر نيز يکي از مقامات جمهوري اسلامي ايران مقداري تربت کربلا در لحد باسل قرار داد.
یک هفته بعد مرحوم "محمدمهدی جواهری" شاعر برجسته شيعه عراقی و نوه محمدحسین نجفی "صاحب جواهر" چکامه‌اي بلندبالا در رثای شهيد باسل اسد می‌سراید. جواهری شاعر نابغه شيعه، سال‌ها بود از ترس رژيم بعثي صدام، به عنوان پناهنده سیاسی در سوریه زندگی می‌کرد و به دستور حافظ اسد از کلیه امتیازات یک وزیر سوری بهره می‌گرفت.
حدود 10 بیت از این قصیده سوزناک توسط "سید مکاوی" آهنگساز نابغه و نابینای مصری که با خانواده اسد دوستی دیرینه‌ای داشت، به صورت آهنگی آماده شد و "میاد حناوی" خواننده معروف سوری با صوت حزیني این اشعار را خواند.
تأثیر این آواز به حدی بود که خانم "انیسه مخلوف" همسر حافظ اسد، هنگام شنیدن آن از تلویزیون دولتی سوریه از هوش رفت که به دلیل تأثیرگذاري فوق‌العاده آن بر روحیه خانواده اسد، حافظ اسد به "محمد سلمان" وزیر اطلاع‌رسانی وقت سوریه دستور داد از پخش مجدد آن جلوگیری شود.
هر چند که این حادثه دردناک، همه مردم سوریه را به‌شدت متأثر کرد اما برخی از اعضای تندرو اخوان المسلمون سوریه نتوانستند خوشحالی خود را از شهادت باسل اسد پنهان کنند.
آنان معتقد بودند غيبت باسل از صحنه سياسي سوريه، به تضعيف جريان شيعي و مقاومت اسلامي در اين کشور خواهد انجاميد و راه براي عادي‌سازي روابط با غرب و رژيم صهيونيستي هموار خواهد شد؛ راهي که اخوان المسلمون سوريه و همدستانش، همچنان به دنبال آنند.
بعدازظهر روز شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۷۹ حافظ اسد رئیس‌جمهور هفتادساله‌ی سوریه در حالی که داشت تلفنی با نخست‌وزیر وقت لبنان گفت‌وگو می‌کرد، دچار حمله‌ی قلبی شد، گوشی از دستش افتاد و درجا جان سپرد. درگذشت او نه‌تنها سوریه که جهان عرب را غرق در ماتم و سوگواری کرد.
نیویورک‌تایمز همان شب در تحلیلی اسد را به عنوان محور اساسی در روند صلح خاورمیانه خواند و نوشت که با درگذشت او این روند در هاله‌ای از ابهام فرو رفت. بیل کلینتون رئیس‌جمهور وقت آمریکا نیز ضمن اظهار تسلیت در بیانیه‌ای به همین مناسبت اعلام کرد که با تمام اختلاف‌نظرش با او برایش بسیار احترام قائل بوده است. کلینتون به همین بیانیه نیز اکتفا نکرد و در همان شب تلفنی به مدت ده دقیقه با بشار اسد فرزند حافظ که یک ماه بعد جانشین او شد صحبت کرد.
کمی پس از این‌که مجری تلویزیون سوریه خبر درگذشت حافظ اسد را از تلویزیون با گریه ‌خواند، مردم سوگوار دسته دسته روانه‌ی خانه‌ی او در شمال دمشق شدند.
در مراسم تشییع‌جنازه‌ی او نیز که چند روز بعد انجام شد از میان سران کشورهای غربی ژاک شیراک رئیس‌جمهور فرانسه شرکت کرد و بقیه مثل صدراعظم آلمان و... پیام‌های تسلیت صادر کردند. از سوی ایران نیز سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور وقت و سردار رحیم‌صفوی فرمانده کل سپاه حضور یافتند و پس از آن بشار اسد فرزند حافظ اسد طولانی‌ترین دیدار را پس از مراسم تشییع با رئیس‌جمهور ایران انجام داد.
هموارسازی عجیب مسیر قانونی
در مجموع واکنش‌های جهانی به مرگ حافظ اسد نشان می‌داد که او چهره‌ای تقریبا موجه در جهان سیاست بوده است. حافظ اسد در دنیای عرب به نماد مبارزه با اسرائیل و اتحاد اعراب به شمار می‌رفت. به محض درگذشت او اما طی یک روند پرسرعت و عجیب فرزند ۳۴ ساله‌اش بشار اسد بر سر کار آمد. شخصی که اگرچه در هنگام روی کار آمدن حتی قانون را نیز برای رئیس‌جمهور شدنش تغییر دادند و در شهرهای مختلف سوریه مردم به تظاهرات بیعت با او دست زدند اما پس از ۱۰ سال یک بار تا مرز سقوط پیش رفت و بار بعد که همین دو روز پیش بود مجبور شد با تصرف پایتخت کشورش به دست مخالفان مسلح عطای قدرت را به لقایش ببخشد و از کشور خود بگریزد.
اما بشار طی چه روندی بر سر کار آمد؟ در همان شبی که حافظ اسد از دنیا رفت، بلافاصله پارلمان سوریه جلسه‌ای فوق‌العاده تشکیل داد و به اتفاق آرا (۲۷۰ رای) با تعدیل ماده‌ی ۸۳ قانون اساسی این کشور حداقل سن رئیس‌جمهوری را از ۴۰ سال به ۳۴ سال کاهش داد تا سن بشار مانعی برای رئیس‌جمهور شدنش ایجاد نکند.
در همین شب رهبری کشوری حزب بعث سوریه نیز در نشست خود بشار را رسما به عنوان نامزد ریاست‌جمهوری سوریه معرفی کرد. خبرگزاری رسمی سوریه «سانا» عصر یکشنبه ۲۲ خرداد ۷۹ اعلام کرد: «اعضای رهبری کشوری حزب بعث این کشور در نشست خود که به ریاست سلیمان قداح معاون دبیر کشوری حزب مذکور تشکیل شد، به اتفاق آرا بشار اسد را برای به دست گرفتن منصب ریاست‌جمهوری به مجلس ملی سوریه معرفی کردند.».فردای آن روز یعنی ۲۲ خرداد نیز به فوریت برای هموارسازی مسیر ریاست‌جمهوری بشار او را به درجه‌ی ژنرالی ارتقا دادند و مسئولیت فرماندهی کل نیروهای مسلح سوریه را برعهده‌اش گذاشتند.
عبدالحلیم خدام کفیل ریاست‌جمهوری سوریه در همین روز پس از ارتقای درجه‌ی بشار اسد به ژنرالی او را به عنوان سرفرمانده نیروهای مسلح منصوب کرد. دفتر او اعلام کرد حکمی که برای بشار اسد صادر شده است از زمان ابلاغ لازم‌الاجراست. پیش از آن حافظ اسد شخصا سرفرماندهی نیروهای مسلح را به عهده داشت.
همچنین در نشست چهارم تیرماه رهبری کشوری حزب بعث سوریه بشار اسد فرمانده کل ارتش و نیروهای مسلح سوریه به جای پدرش به سمت دبیرکل تشکیلات رهبری کشوری حزب بعث انتخاب شد. این تشکیلات که ۲۱ عضو داشت، بالاترین مرجع تصمیم‌گیرنده‌ی حزب بعث سوریه بود و سیاست‌های داخلی و خارجی این کشور را تعیین می‌کرد...
با اقدامات سریع حزب بعث سوریه، مسیر کاملا برای ریاست‌جمهوری بشار اسد ۳۴ ساله هموار شد و او نهایتا طی یک همه‌پرسی تک‌نفره که کاندیدایش فقط خودش بود و در دوشنبه بیستم تیر ۷۹ برگزار شد، با کسب بیش‌ترین آرا برای یک دوره هفت ساله رئیس‌جمهور سوریه شد؛ دوره‌ای که سه بار بعد با همه‌پرسی‌هایی شبیه تکرار شد!
با همه‌ی این تلاش‌ها اما بشار هرگز نتوانست جای پدر را در عرصه‌ی سیاست بگیرد، نه عامل اتحاد اعراب شد و نه نماد مبارزه با صهیونیسم، فردی که کشورش روزگاری مهد اتحاد اعراب بود، حالا با مخالفینی ساقط شد که در ورود به پایتخت سوریه با دست نماد پان‌ترکیسم را به رسانه‌ها نمایش می‌دادند! برخی ازتمجیدها و انتقادات لزوما بیانگر نظرات نویسنده وبلاگ نیست و برگرفته از رویداد ۲۴ . مشروطه . گروه بین الملل مشرق . خبر آنلاین . کانال دکتر سرگلزایی .انتخاب می باشد