عملیات نمرود / جان مک‌الیز: قهرمان افسانه‌ای SAS و الهام‌بخش کاپیتان پرایس

کماندوی SAS که رهبری حمله مستقیم در جریان محاصره سفارت ایران را بر عهده داشت، سرجوخه جان مک‌آلیس از اسکادران «بی» از هنگ ۲۲ SAS بود. این عملیات (عملیات نیمرود) در ماه مه ۱۹۸۰، نه ۱۹۸۱، انجام شد و با موفقیت به یک بحران گروگان‌گیری شش روزه پایان داد.
این حمله و جزئیات پیرامون آن عبارتند از:
عملیات: پس از شکست مذاکرات، ماموریت نجات گروگان‌ها به مدت ۱۷ دقیقه در ساعت ۱۹:۲۳ در ۵ مه ۱۹۸۰ آغاز شد. این عملیات به طور زنده از تلویزیون پخش شد و مک‌آلیس در سطح جهان به عنوان سربازی که مواد منفجره را در پنجره بالکن طبقه اول سفارت قرار داده و منفجر کرد، شناخته شد.
ساختار فرماندهی: مدیر کل SAS سرتیپ پیتر دو لا بیلیر بود و افسر فرمانده در محل، سرهنگ دوم مایکل رز بود.
پیامدها: تا سال ۱۹۸۱، مک‌آلیس به آموزش‌های ضد تروریسم منتقل شد و شاهد اقدامات بیشتری در جنگ فالکلند .
جان مک‌آلیس یک اپراتور مشهور SAS بود که در اواخر قرن بیستم در چندین درگیری جنگید. او همچنین در عملیات نمرود ، حمله معروف سرویس هوایی ویژه (SAS) به سفارت ایران در لندن در ماه مه ۱۹۸۰، شرکت داشت. سفارت ایران تحت محاصره بود و کارمندان آن تقریباً یک ماه گروگان گرفته شده بودند. این محاصره با یک حمله جسورانه و تمام عیار SAS پایان یافت.
مقدمه
جان توماس «مک» مک‌آلیس در ۲۵ آوریل ۱۹۴۹ در اسکاتلند متولد شد. او در لوریستون، فالکرک بزرگ شد. مک‌آلیس در سال ۱۹۶۹ به ارتش بریتانیا پیوست و خیلی زود به پنجاه و نهمین فرماندهی مستقل، یعنی مهندسان سلطنتی، اعزام شد. او تنها ۲۰ سال داشت. شش سال بعد، در سال ۱۹۷۵ پس از گذراندن دوره گزینش SAS به هرفورد نقل مکان کرد. او با درجه سرجوخه در اسکادران B، هنگ ۲۲ SAS خدمت کرد .
دوران نظامی
همانطور که جان مک در برنامه تلویزیونی گفت، لحظه‌ای که زندگی او را تغییر داد، بحران گروگان‌گیری در سفارت ایران بود. مک‌آلیس پس از آنکه به همراه اعضای تیم آبی SAS به صورت زنده در تلویزیون دیده شد، مشهور شد. جان مک‌آلیس در بالکن طبقه اول سفارت ایران هنگام تلاش برای قرار دادن یک بمب روی در دیده شد. این لحظاتی قبل از حمله آنها به ساختمان در ۵ مه ۱۹۸۰ بود.
جان مک‌آلیس در دوران بعدی خدمت خود در نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (SAS)، در جنگ فالکلند در سال ۱۹۸۲ نیز خدمت کرد و در سال ۱۹۸۸ به خاطر خدماتش در ایرلند شمالی مدال نظامی دریافت کرد. او همچنین به عنوان محافظ شخصی سه وزیر مهم بریتانیا خدمت کرد. او در سال ۱۹۹۲ با درجه گروهبانی ارتش را ترک کرد و پس از خدمت در ارتش، به عنوان مشاور امنیتی در عراق و افغانستان منصوب شد. او همچنین مربی ایرسافت بود.
ساس: به اندازه کافی سرسخت هستی؟
جان مک‌آلیس زمانی مشهور شد که داستان زندگی خود را در برنامه تلویزیونی SAS: آیا به اندازه کافی سرسخت هستید؟ تعریف کرد. با سبیل‌هایش که به شکل نعل اسب طراحی شده بود، خیلی زود به عنوان اسطوره نیروهای ویژه جهان شناخته شد. این برنامه از تلویزیون بریتانیا پخش شد و موفقیت چشمگیری داشت.
این برنامه از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ تولید شد و اعضای داوطلب عمومی را در معرض تجربه فرآیند انتخاب نیروی هوایی ویژه ارتش بریتانیا قرار داد. این برنامه توسط درموت اولیری، در کنار جان مک که قبلاً به آن اشاره شد، اجرا شد. این برنامه تلویزیونی در جنوب مراکش فیلمبرداری شده است - و شرکت‌کنندگان در یک اردوگاه آموزشی موقت در یک قلعه ۱۵۰ ساله کاسبار در دامنه کوه‌ها اقامت خواهند داشت.
زندگی و مرگ جان مک‌آلیس
جان مک در ۲۶ آگوست ۲۰۱۱ در تسالونیکی، یونان، بر اثر حمله قلبی درگذشت. مراسم تشییع جنازه در کلیسای جامع هرفورد با تشریفات نظامی برگزار شد.
او دو بار ازدواج کرد. قلب او در سال ۲۰۰۹ ضعیف شد، زمانی که پسرش، گروهبان پاول مک‌آلیس ۲۹ ساله ، در حین انجام وظیفه در هلمند، افغانستان، بر اثر برخورد بمب کنار جاده‌ای با وسیله نقلیه‌اش کشته شد. او عضو گردان دوم تفنگداران بود و تنها آرزویش این بود که مانند پدرش باشد. او می‌خواست به سرویس هوایی ویژه بپیوندد. جان مک‌آلیس همسر دوم، یک دختر از ازدواج اول و دو فرزند از ازدواج دومش داشت.
ندای وظیفه: کاپیتان پرایس
جان مک‌آلیس در سال ۲۰۰۳، زمانی که در بازی ویدیویی محبوب «ندای وظیفه» حضور داشت، مورد تقدیر قرار گرفت. او در این بازی ایده شخصیت کاپیتان پرایس را مطرح کرد . پرایس سبیل بزرگی داشت که مستقیماً از جان مک‌آلیس، که او هم به خاطر سبیل بزرگش معروف است، الهام گرفته شده بود. او همچنین مرد پشت صحنه «شاگ مک‌دونالد» در کتاب‌های «دزد خانم» بود. او در دنباله‌های بسیاری از این بازی‌ها ظاهر شد و توسط میلیون‌ها نفر در سراسر جهان شناخته شد.

این برداشت مدرن از کاپیتان پرایس که هنوز سبیل بزرگی دارد، الهام بیشتری از جان مک‌آلیس، سرباز بریتانیایی نیروی هوایی ویژه (SAS)، گرفته است. مک‌آلیس در ماجرای گروگان‌گیری سفارت ایران نقش داشت و در سال ۲۰۰۳ مجری برنامه تلویزیونی SAS: آیا به اندازه کافی سرسخت هستید؟ بود. (عکس: Call of Duty)
داستان زندگی جان مک‌آلیس، با اینکه تقریباً ده سال پیش فوت کرد، مردم جامعه SAS هنوز این جنگجوی بزرگ را به یاد دارند.
اریک ساف دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی با تخصص در مطالعات بین‌المللی حفظ صلح است. او بیش از یک دهه سابقه عضویت در یک واحد ویژه مبارزه با تروریسم را دارد. علاوه بر این، او مربی سلاح گرم است و در حال حاضر به عنوان عضوی از واحد SWAT خدمت می‌کند.. fox times/و.....

ترکیب اطلاعات و عملیات برای هیجان بیشتر

“Who Dares Wins” (چه کسی جرأت می‌کند تا پیروز شود) محصول سال ۱۹۸۲ است که بر اساس رمانی از تیم بریتانیایی به نام The Crew ساخته شده و در آن عملیات‌هایی علیه تروریست‌ها (که در فیلم گروه‌های چپ‌گرای افراطی هستند) توسط SAS انجام می‌شود. در این فیلم، ایده نفوذ و استفاده از تاکتیک‌های پیچیده اطلاعاتی به تصویر کشیده شده است.

آموزش‌های اطلاعاتی بخش مهمی از نقش و وظایف نیروهای ویژه مانند SAS (Special Air Service) بریتانیا و نیروهای مشابه آن در سایر کشورها است، اما این آموزش‌ها متفاوت از آموزش‌های یک “جاسوس” کلاسیک هستند.
در اینجا خلاصه‌ای دقیق‌تر در مورد فعالیت‌ها و آموزش‌های اطلاعاتی SAS آورده شده است:

آموزش نفوذ و نفوذی (Infiltration & Undercover Work)

نیروهای SAS برای عملیات‌های ویژه (Special Operations) آموزش می‌بینند که شامل موارد زیر است:

جمع‌آوری اطلاعات (Intelligence Gathering): هدف اصلی عملیات‌های SAS، به ویژه عملیات‌های ضدتروریستی و اطلاعاتی، جمع‌آوری اطلاعات حیاتی در میدان نبرد، یا پیش از آن است. این امر نیازمند توانایی بالا در “دیدن و شنیدن” بدون لو رفتن است.

مخفی‌کاری (Concealment) و تغییر هویت (Disguise): آموزش‌هایی برای زندگی در محیط‌های خصمانه، تغییر ظاهر و استفاده از هویت‌های جعلی (مانند یک شهروند عادی یا حتی نفوذ به صفوف دشمن) بخشی از سرفصل‌های پیشرفته‌تر است. این کار شبیه به تکنیک‌های مورد استفاده در سازمان‌های اطلاعاتی است، اما اغلب با هدف پشتیبانی از عملیات نظامی/ضدتروریستی صورت می‌گیرد.

مصاحبه و بازجویی: توانایی استخراج اطلاعات از منابع یا اسرا نیز بخشی از مهارت‌های مکمل آن‌هاست.

۲. تفاوت با سازمان‌های اطلاعاتی (MI6/CIA)

باید بین نقش یک نیروی عملیاتی ویژه (SAS) و یک مامور اطلاعاتی/جاسوس (مانند MI6 یا CIA) تمایز قائل شد:

SAS (عملیات): تمرکز اصلی بر اقدام (Action)، تخریب، نجات گروگان‌ها، و جنگ‌های نامنظم است. آموزش‌های اطلاعاتی آن‌ها عمدتاً در خدمت پشتیبانی از این عملیات‌هاست؛ یعنی می‌خواهند بدانند هدف کجاست و چگونه وارد شوند و خارج شوند.

سازمان‌های اطلاعاتی (جاسوسی): تمرکز اصلی بر جمع‌آوری اطلاعات استراتژیک، نفوذ بلندمدت، استخدام منابع انسانی (HUMINT)، و تحلیل سیاسی است. این افراد آموزش‌های عمیق‌تر و بلندمدت‌تری در زمینه روانشناسی، تحلیل اطلاعاتی، و فعالیت‌های پنهانی دارند.

نتیجه‌گیری در مورد فیلم:
در این فیلم که یک مأمور SAS باید برای مدت طولانی در میان تروریست‌ها زندگی کند و اطلاعات جمع‌آوری نماید، این بخش از داستان (نفوذ طولانی‌مدت) بیشتر به ماهیت کار سازمان‌های اطلاعاتی شباهت دارد تا عملیات‌های استاندارد ضدتروریسم SAS که معمولاً کوتاه‌مدت و با هدف مشخص هستند. با این حال، در فیلم‌های سینمایی، اغلب این دو نقش برای ایجاد هیجان، ترکیب می‌شوند.
در فیلم “Who Dares Wins” (۱۹۸۲) ، عملیات SAS بیشتر شامل حملات مستقیم و تاکتیک‌های نفوذ سریع برای مقابله با تروریست‌ها است، اما مفهوم استفاده از مهارت‌های اطلاعاتی و مخفی‌کاری در ارتش‌های غربی کاملاً پذیرفته شده است. این فیلم یادآور گروگانگیری در سفارت ایران در لندن توسط تروریستهای خلق عرب می باشد

مستند جرات برای پیروزی SAS

https://www.aparat.com/v/D0z7o مشابه مستند فرمانده در ایران است .

گزینه نهایی (۱۹۸۲) | همچنین: چه کسی جرات می‌کند برنده شود

مخفی‌کاری نیروهای ویژه هوایی ویژه (SAS) با جاه‌طلبی‌های رادیکال ترکیب می‌شود. وقتی دیپلماسی شکست می‌خورد، یک عملیات مخفی به گزینه نهایی تبدیل می‌شود! کاپیتان پیتر اسکلن به یک گروه رادیکال نفوذ می‌کند که قصد تصرف محل اقامت سفیر ایالات متحده را دارند. با به دام افتادن گروگان‌ها و افزایش خطرات جهانی، اسکلن باید قبل از اینکه زمان به پایان برسد، نقشه آنها را از درون خنثی کند.

عنوان اصلی: گزینه نهایی (۱۹۸۲) | همچنین: چه کسی جرات می‌کند برنده شود

⭐️ بازیگران:
لوئیس کالینز - کاپیتان پیتر اسکلن
جودی دیویس - فرانکی لیت
ریچارد ویدمارک - فرمانده آرتور کوری
ادوارد وودوارد - فرمانده... پاول
رابرت وبر - ژنرال ایرا پاتر
جان داتین - راد واکر
اینگرید پیت - هلگا
تونی دویل - سرهنگ هادلی

🎬 گروه

گزینه نهایی فیلمی به سبک آثار جیمز باند برگرفته از ویکی پدیا ، یوتیوب و IMDb و سایت سلاح های به کار رفته در فیلم و سریال

کارگردان: ایان شارپ
نویسنده: رجینالد رز
موسیقی متن: روی باد

تاریخ انتشار: ۲۶ آگوست ۱۹۸۲
بودجه: ۵ میلیون پوند
محل فیلمبرداری: لندن، انگلستان

نیروی دلتا در مقابل سرویس هوایی ویژه (SAS)

نیروی دلتا در هواپیما

در دنیای عملیات ویژه، طیف گسترده‌ای از واحدهای بسیار توانمند و نخبه وجود دارد که هر کدام چیزی منحصر به فرد را ارائه می‌دهند. اما آنچه ما عملیات ویژه مدرن می‌دانیم، باید از جایی آمده باشد - و ممکن است شما را شگفت‌زده کند اگر بدانید که تقریباً هر واحد SOF، تا حدودی، می‌تواند اصل و نسب خود را به سرویس هوایی ویژه بریتانیا (SAS) برساند، که به طور گسترده به عنوان قدیمی‌ترین واحد SOF مدرن شناخته می‌شود. یکی از این واحدها که به شدت از SAS الگوبرداری شده است، نیروی دلتا، یک واحد ماموریت ویژه درجه یک نخبه ارتش ایالات متحده است.

این سوال مطرح می‌شود که نیروی دلتا و سرویس هوایی ویژه چقدر به هم شباهت دارند؟ آیا یکی از دیگری بهتر است؟ چه چیزی آنها را از هم متمایز می‌کند؟ و از همه مهمتر، آنها چه کاری انجام می‌دهند؟

: تاریخچه

سرویس هوایی ویژه (SAS) در شمال آفریقا در طول جنگ جهانی دوم

سرویس هوایی ویژه‌ای که استرلینگ پایه ریخت، در شمال آفریقا لطمه‌های بسیاری به آلمان‌ها وارد آورد، از جمله نابودی ۲۵۰ هواپیمای آلمانی بر روی زمین، تخریب راه‌آهن و وسایل ارتباط راه دور و از کار انداختن واحدهای موتوری آنان. گزارش شده که او شخصاً چهل و یک تن را خفه کرده‌است. برنارد لاو مونت‌گومری او را کاملاً دیوانه می‌دانست ولی باور داشت وجود چنین دیوانه‌هایی برای زمان جنگ لازمند.

سر آرچبالد دیوید استرلینگ (به انگلیسی: Sir Archibald David Stirling) (زادهٔ ۱۵ نوامبر ۱۹۱۵- مرگ ۴ نوامبر ۱۹۹۰) کوهنورد و افسر نیروی زمینی بریتانیا در جنگ جهانی دوم و بنیادگذار سرویس هوایی ویژه بود.

سرهنگ دوم استرلینگ به همراه ستوان ادوارد مک‌دونالد و دیگر سربازان SAS در شمال آفریقا،

مجسمه دیوید استرلینگ اثر آنجلا کانر

دیوید استرلینگ

سرویس هوایی ویژه که در سال ۱۹۴۱ توسط افسر ارتش بریتانیا، دیوید استرلینگ، تأسیس شد، در بیابان‌های شمال آفریقا در طول جنگ جهانی دوم متولد شد. استرلینگ چشم‌انداز جسورانه‌ای برای شکست دادن آلمانی‌ها در جبهه آفریقا داشت. ایده او شامل ایجاد تیم‌های کوچکی از سربازان آموزش‌دیده با چتربازی بود که در اعماق خطوط دشمن نفوذ می‌کردند تا اطلاعات کسب کنند، هواپیماهای دشمن را نابود کنند و به مسیرهای تدارکات و تقویت حمله کنند. پس از ارائه ایده خود به مقامات بالاتر، ایجاد SAS چراغ سبز گرفت و در ابتدا به عنوان دسته L، تیپ سرویس هوایی ویژه تشکیل شد. در حالی که SAS رسماً به عنوان یک تیپ شناخته می‌شود که معمولاً از حدود ۵۰۰۰ نفر تشکیل شده است، فقط از پنج افسر و تقریباً ۶۰ نفر تشکیل می‌شد. این بخشی از کمپین اطلاعات غلط بریتانیا بود که هدف آن فریب دشمن و القای این باور بود که یک هنگ چترباز نخبه در منطقه به تعداد زیاد فعالیت می‌کند.

ارتش بریتانیا ویژه (SAS) در جنگ جهانی دوم و به ویژه در کارزار شمال آفریقا، عملیاتی سبک و غافلگیرانه انجام می‌دهد که شامل نفوذ به پشت خطوط دشمن با استفاده از جیپ‌های آمریکایی است. این نیروها به دستور دیوید استرلینگ در سال ۱۹۴۱ تشکیل شدند و از سربازان با توان بدنی بالا انتخاب شدند که آموزش های سخت و ویژه را می دیدند. در عکس‌ها و مستندات آن دوره دیده شده است که اعضای SAS بعضاً ریش داشته‌اند. این موضوع به دلیل سبک غیررسمی‌تر و مخفی‌کارانه فعالیت‌های این نیروها بوده است که در برخی مواقع از قوانین معمول نظامی درباره ظاهر سربازان کوتاه بیایند تا در عملیات‌های خاص و پشت خطوط دشمن موفق عمل کنند.

به عبارت دیگر، در حالی که ویژه ارتش منظم اجازه استفاده از ریش را نداشت، نیروهای SAS به عنوان یک واکنش سریع و مخفی، با شرایط متفاوتی وجود داشت و در برخی عملیات‌ها گذاشتن ریش را برای افزایش استارتار و تطبیق بهتر با محیط‌های عملیاتی مجاز می‌دانستند. این اجازه خاص به ویژگی‌های مأموری و سبک عملیات ویژه بوده است نه وضعیت کلی ارتش انگلیس در آن زمان ، تنها یک قرن بعد مجوز گذاشتن ریش در ارتش انگلیس صادر شد .

با وجود برخی مشکلات فزاینده، SAS نه تنها در آفریقا، بلکه در مدیترانه و شمال غربی اروپا نیز بسیار مؤثر واقع شد و در چندین مأموریت کلیدی دیگر و مبارزات مهم در جنگ جهانی دوم، مانند D-Day، شرکت کرد.

پس از پایان جنگ جهانی دوم، بریتانیا دیگر نیازی به سرویس هوایی ویژه ندید و این واحد را منحل کرد. اما این پایان کار SAS نبود، زیرا تنها دو سال بعد، بریتانیایی‌ها دوباره از آنها درخواست کمک کردند. این بار، این واحد اصلاح شد و زمینه را برای SAS مدرنی که امروزه می‌شناسیم، فراهم کرد. SAS با شرکت در بسیاری از ماموریت‌ها و درگیری‌های مهم و تأثیرگذار جهانی، مانند محاصره سفارت ایران، جنگ خلیج فارس و جنگ علیه تروریسم، نامی جهانی برای خود دست و پا کرد. شعار معروف آنها "چه کسی جرات دارد برنده شود" گواهی بر ذهنیت و کار آنها در طول سال‌ها است و الگویی برای بسیاری دیگر ایجاد کرد که دقیقاً همان کاری بود که برای نیروی دلتا انجام داد.

نیروی دلتا که در سال ۱۹۷۷ توسط سرهنگ چارلز بکویث تأسیس شد، پس از حوادث تروریستی متعدد و پر سر و صدای دهه ۱۹۷۰، زمانی که دولت ایالات متحده به این نتیجه رسید که به یک واحد عملیات ویژه اختصاصی نیاز دارد که قادر به پاسخگویی به چنین رویدادهای تهدیدآمیز سطح بالایی باشد، پا به عرصه وجود گذاشت. بکویث که نیاز به یک گروه عملیات ویژه که بتواند با ماهیت در حال تغییر جنگ مقابله کند را تشخیص داده بود، برای ایجاد یک واحد ضد تروریسم تمام وقت در عرض ۲۴ ماه انتخاب شد.

ایجاد یک واحد مأموریت ویژه Tier One از صفر، در چنین مهلت محدودی، از نظر اکثر افراد غیرممکن به نظر می‌رسید، اما به هیچ وجه کار آسانی نبود. اما بکویث برگ برنده‌ای در آستین داشت. او در طول دوران خدمتش به عنوان یک کلاه سبز، در کنار سرویس ویژه هوایی بریتانیا به عنوان افسر تبادل نیرو خدمت کرد و با اپراتورهای SAS جنگ چریکی انجام داد. او با الهام از سرویس ویژه هوایی، از فرآیند انتخاب و ساختار آنها به عنوان الهام استفاده کرد و دلتا فورس را با تیمی آموزش دیده از داوطلبان SOF برپا کرد. درست مانند سرویس ویژه هوایی، دلتا فورس در ماموریت‌های مهم متعددی در سراسر جهان، مانند عملیات طلوع سرخ و عملیات قوی سیاه، شرکت کرد و به عنوان یکی از زبده‌ترین نیروهای عملیات ویژه جهان شهرت یافت.

نیروی دلتا در مقابل سرویس هوایی ویژه (SAS): قابلیت‌های امروزی

سرویس هوایی ویژه (SAS) امروزی

در حال حاضر، نیروهای دلتا و SAS به روش‌های خاص خود رشد و توسعه یافته‌اند تا به برترین واحدهای عملیات ویژه جهان تبدیل شوند. در حالی که ممکن است توانایی‌ها و مجموعه ماموریت‌های آنها کمی متفاوت باشد، متوجه خواهید شد که آنها بیش از آنچه فکر می‌کنید به هم شباهت دارند. در واقع، هر دوی این واحدها در کنار یکدیگر جنگیده‌اند و خونریزی کرده‌اند و رابطه نزدیکی با هم دارند.

کاملاً مشخص است که ارتش‌های ایالات متحده و بریتانیا مرتباً سربازان و افسران خود را مبادله می‌کنند، اما این اتفاق حتی بیشتر در بین نیروهای عملیات ویژه آنها رخ می‌دهد. اپراتورهای SAS در دلتا فورس خدمت کرده‌اند، درست همانطور که اپراتورهای دلتا فورس در SAS خدمت کرده‌اند. بنابراین نه تنها این واحدها می‌توانند بدون یکدیگر به خوبی عمل کنند، بلکه می‌توانند با هم متحد شوند و تیم‌های بسیار قدرتمندی را تشکیل دهند که قبلاً هرگز دیده نشده است. فقط به Task Force Black، یک گروه ویژه مشترک ایالات متحده و بریتانیا متشکل از اپراتورهای دلتا فورس و SAS نگاه کنید که، در میان چیزهای دیگر، تقریباً ۳۵۰۰ تروریست را در یک دوره ۵ ساله در خاورمیانه خنثی کرد.

اگرچه بسیاری از اطلاعات مربوط به نیروی دلتا و SAS در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، چرا که هم وزارت دفاع ایالات متحده و هم وزارت دفاع بریتانیا به ندرت در مورد این واحدها صحبت می‌کنند، اما هنوز هم می‌توان در مورد توانایی‌ها و مجموعه ماموریت‌های فعلی آنها اطلاعات کمی ارائه داد.

هر دو به طور عمومی به انجام ماموریت‌هایی از مبارزه با تروریسم، مبارزه با مواد مخدر، دستگیری اهداف با ارزش بالا، انهدام سلول‌های تروریستی، حملات مهم، عملیات مخفی، آموزش ارتش‌های کشورهای خارجی و موارد دیگر شناخته می‌شوند. اما این به سختی سطح را خراش می‌دهد، زیرا همانطور که انتظار می‌رود، خلاصه کردن قابلیت‌های هر دوی این واحدها تنها با یک جمله غیرممکن است. زیرا، بیایید واقع‌بین باشیم، این اپراتورها نوک پیکان عملیات ویژه هستند.

نیروی دلتا در مقابل سرویس هوایی ویژه (SAS): ساختار سازمانی

عکس تیم دلتا فورس، دهه ۱۹۹۰.

ساختارهای دلتا فورس و سرویس هوایی ویژه با دقت طراحی شده‌اند تا اطمینان حاصل شود که از اپراتورهای آنها تا حد امکان استفاده می‌شود.

نیروی هوایی ویژه (SAS) از چهار اسکادران فعال «شمشیرزن» تشکیل شده است که به ترتیب عبارتند از: A، B، D و G و هر یک از آنها حدود ۶۰ نفر نیرو دارد. هر یک از اسکادران‌ها دارای چهار نیرو است که عبارتند از نیروی هوایی، نیروی قایقی، نیروی تحرک و نیروی کوهستان. نیروی هوایی در فرود با چتر نجات مهارت دارد، نیروی قایقی در عملیات آبی-خاکی تخصص دارد، نیروی تحرک در استفاده از انواع وسایل نقلیه مهارت دارد و نیروی کوهستان متشکل از کوهنوردان متخصصی است که در رشته‌هایی مانند جنگ قطبی آموزش دیده‌اند.

روی هم رفته، این اسکادران‌ها به صورت چرخشی در نقش‌های ضد تروریسم، آموزش اسکادران، وظیفه‌ی آماده‌باش برای پاسخ به هر نقطه از جهان و استقرارهای عملیاتی فعالیت می‌کنند.

وقتی سکه را به سمت نیروی دلتا می‌اندازید، اپراتورهای آن درست مانند SAS در چهار اسکادران قرار می‌گیرند. این اسکادران‌های تهاجمی به ترتیب A، B، C و D نامگذاری شده‌اند. هر یک از این اسکادران‌ها دارای دو نیروی تهاجمی مستقیم و همچنین یک نیروی شناسایی و نظارتی هستند.

به آن نگاه می‌کنید، چهار اسکادران. آدم فکر می‌کند که دلتا فورس از SAS یا چیزی شبیه به آن الهام گرفته شده است. گذشته از شوخی، اگرچه اطلاعات زیادی در مورد اینکه آیا دلتا فورس از اسکادران‌های خود مانند نیروی هوایی، قایق، تحرک یا کوهستان استفاده می‌کند، در دست نیست، اما اعتقاد بر این است که یک دسته پشتیبانی هوایی دارد که ناوگان کوچکی از هلیکوپترهای AH-6 و MH-6 را اداره می‌کند، که نباید با 160th SOAR اشتباه گرفته شود. علاوه بر این، یک اسکادران سیگنال و یک اسکادران پشتیبانی دارد.

همچنین می‌خواهیم توجه داشته باشیم که سرویس هوایی ویژه چند عنصر منحصر به فرد دارد. اول، واحدهای ویژه خود را در درون خود دارد که شامل مجموعه متفاوتی از مشاغل و نقش‌ها هستند. برخی از این واحدها عبارتند از: بال جنگ ضدانقلابی، بال تحقیقات عملیات و بال جنگ انقلابی. بال جنگ ضدانقلابی اساساً مدرسه‌ای است که برای آموزش مبارزه با تروریسم طراحی شده است و هر واحد را قبل از اینکه به وظیفه مبارزه با تروریسم منتقل شوند، آموزش می‌دهد. بال تحقیقات عملیات شامل اپراتورهای SAS است که با تکنسین‌ها و دانشمندان وزارت دفاع برای ارزیابی، بهبود و توسعه سلاح‌ها، تجهیزات و قابلیت‌های جدید همکاری می‌کنند. جالب اینجاست که این افراد مفهوم انفجار ناگهانی را مطرح کردند. هر چه بیشتر بدانید!

و در آخر، جناح جنگ انقلابی با سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا همکاری می‌کند و مشابه بخش‌های شبه‌نظامی سیا عمل می‌کند. این جناح معمولاً از اپراتورهای قدیمی‌تر با تجربه زیاد تشکیل شده است.

قبل از اینکه شروع به مقایسه فرآیندهای انتخاب برای نیروی دلتا و سرویس هوایی ویژه کنیم، یک نکته دیگر در مورد SAS وجود دارد که دانستن آن مهم است. تا الان، ما تقریباً در مورد سرویس هوایی ویژه بیست و دوم، که هنگ فعال این واحد است، نوشته‌ایم. همچنین دو هنگ ذخیره وجود دارد که اساساً از اعضای پاره وقت تشکیل شده‌اند. با این حال، درجه‌ای از جدایی وجود دارد، زیرا ماموریت‌ها و قابلیت‌های نیروهای ذخیره کمی متفاوت است، و همچنین این واقعیت که آنها به اندازه همتایان فعال خود فرآیند انتخاب طاقت‌فرسایی را طی نمی‌کنند. این با نیروی دلتا بسیار متفاوت است، زیرا آنها بخش ذخیره ندارند. برای آن دسته از شما که می‌خواهید به صورت پاره وقت در نیروی دلتا خدمت کنید، این اتفاق نمی‌افتد!

نیروی دلتا در مقابل سرویس هوایی ویژه (SAS): آموزش و گزینش

نیروی دلتا در جنگ خلیج فارس

نیروی دلتا و سرویس هوایی ویژه از این نظر مشابه هستند که اگرچه هر دو از هر شاخه‌ای از ارتش‌های مربوطه خود نیرو جذب می‌کنند، اما عمدتاً از یک بخش خاص نیرو جذب می‌کنند. برای نیروی دلتا، معمولاً کلاه سبزها و تکاوران ارتش هستند. برای SAS، عمدتاً از هنگ چتربازان ارتش بریتانیا یا تفنگداران دریایی سلطنتی نیرو جذب می‌کنند.

اما چه یک اپراتور باتجربه نیروهای ویژه ویژه باشد که برای یکی از این واحدها تلاش می‌کند و چه فردی از یک نیروی متعارف که معتقد است آنچه را که لازم است، دارد، همه برای هر یک از این جوامع، فرآیند انتخاب یکسانی را طی می‌کنند.

نرخ ریزش نیروهای منتخب SAS به بیش از ۹۰ درصد می‌رسد. مطمئنیم که این خود گویای همه چیز است، اما به هر حال! انتخاب SAS یک فرآیند سه مرحله‌ای است، در حالی که Delta Force یک فرآیند دو مرحله‌ای است. هر یک از این مراحل، دشواری‌ها و چالش‌های منحصر به فرد خود را برای غلبه بر آنها ارائه می‌دهد.

مرحله اول گزینش SAS با عنوان «استقامت» شناخته می‌شود. این نام را به این دلیل به خود گرفته است که نه تنها آمادگی جسمانی کاندیدا، بلکه استقامت ذهنی آنها را نیز آزمایش می‌کند. این مرحله تقریباً چهار هفته طول می‌کشد و در برکن بیکنز برگزار می‌شود. در اینجا، کاندیداها با کوله پشتی‌های سنگین در یک سری پیاده‌روی‌های طولانی که در آن باید بین ایستگاه‌های بازرسی حرکت کنند، رکاب می‌زنند. هیچ بازخوردی از سوی کارکنان ارائه نمی‌شود، به این معنی که هیچ کس نمی‌داند عملکرد آنها چقدر خوب است. این مرحله به چیزی که به عنوان «درگ طولانی» شناخته می‌شود، ختم می‌شود، که یک پیاده‌روی ۴۰ مایلی با یک رکاب ۵۵ پوندی است که باید در کمتر از ۲۴ ساعت انجام شود.

مرحله اول گزینش دلتا فورس بسیار شبیه به SAS است. این مرحله نیز چهار هفته طول می‌کشد و شامل چندین مسیر روزانه و شبانه است که در آن داوطلبان باید چندین مایل را با وزن زیادی روی پشت خود رکاب بزنند. با پیشرفت در طول مسیر، مسافت‌ها و وزن‌ها افزایش می‌یابد در حالی که محدودیت زمانی کاهش می‌یابد. علاوه بر این، آنها تحت معاینات روانشناختی متعددی قرار می‌گیرند و توسط کادر بررسی می‌شوند تا مشخص شود که آیا برای این کار مناسب هستند یا خیر. درست همانطور که SAS مرحله اول گزینش خود را به اوج می‌رساند، دلتا فورس مسیر خود را با یک راهپیمایی ۴۰ مایلی رکاب معروف به "پیاده‌روی طولانی" به پایان می‌رساند که باید در مدت زمان نامشخصی انجام شود. داوطلبان تا زمان اتمام کل مرحله اول نمی‌دانند که آیا انتخاب شده‌اند یا خیر.

با ورود به مرحله دوم گزینش، SAS این مرحله را آموزش جنگل می‌نامد. در اینجا، داوطلبان هفته‌ها آموزش در مورد سلاح‌ها، تاکتیک‌ها، رویه‌ها، فنون جنگی، مراقبت‌های پزشکی و نبرد تن به تن را در جنگل‌های انبوه و گرم برونئی، بلیز یا مالزی دریافت می‌کنند. هدف این مرحله، حذف کسانی است که نمی‌توانند نظم و انضباط لازم را برای حفظ خود و تجهیزاتشان در شرایط خوب در گشت‌های طولانی مدت در شرایط دشوار داشته باشند.

مرحله دوم و نهایی نیروی دلتا با عنوان دوره آموزشی اپراتور شناخته می‌شود. داوطلبان از حالت آماده‌باش خارج می‌شوند و آموزش‌هایی با انواع سلاح‌های سبک، تیراندازی و دیده‌بانی، چتربازی، نبرد نزدیک، تخریب، حفاظت از افراد مهم، تجهیزات نظامی و حمله دریافت می‌کنند. پس از اتمام دوره OTC، آنها با یک اسکادران تهاجمی ادغام می‌شوند و اولین تمرین خود را با تیم خود آغاز می‌کنند.

SAS هنوز یک مرحله دیگر برای انتخاب خود دارد که به عنوان فرار، گریز و پرسش‌های تاکتیکی شناخته می‌شود. در اینجا، داوطلبان برای دریافت آموزش‌های بیشتر در کشتارگاه مشهور جهانی SAS، جایی که از مهمات جنگی استفاده می‌شود، به بریتانیا بازمی‌گردند. علاوه بر این، آنها رانندگی جنگی، نحوه کار با سلاح‌ها و وسایل نقلیه خارجی، آموزش پرش و سپس برنامه بقا و مقاومت در نبرد، مشابه مدرسه SERE در ایالات متحده را می‌آموزند. در این برنامه، آنها فرار، گریز و زنده ماندن با پرسش‌های تاکتیکی در صورت دستگیری در دنیای واقعی را می‌آموزند. داوطلبان آزاد می‌شوند، شکار می‌شوند و به طرز وحشیانه‌ای بازجویی می‌شوند. اگر آنها مطابق با استانداردهای مربی عمل کنند، آموزش را کامل می‌کنند و کلاه بژ و نشان SAS خود را دریافت می‌کنند.

اما بیایید واقع‌بین باشیم: حتی وقتی اپراتورهای دلتا فورس و SAS انتخاب خود را به پایان برسانند، آموزش آنها تازه آغاز شده است. در طول مدت حضورشان در این واحدها، آنها دائماً مهارت‌های خود را تقویت و اصلاح می‌کنند تا به بهترین اپراتورهای ممکن تبدیل شوند.

نیروی دلتا در مقابل سرویس هوایی ویژه (SAS): نتیجه‌گیری

مربی سگ سرویس ویژه هوایی بریتانیا (SAS) در افغانستان

در نهایت، نه دلتا فورس و نه SAS هیچ‌کدام «بهتر» از دیگری نیستند. هر دو سابقه‌ای غنی در جنگ دارند و هر دو دارایی‌های ارزشمندی را به دنیای SOF و فراتر از آن ارائه می‌دهند.

نیروی دلتا یک واحد درجه یک است، اما تنها واحد درجه یک در ارتش ایالات متحده نیست، در واقع پنج واحد از آنها تحت فرماندهی مشترک عملیات ویژه (JSOC) قرار دارند. General discharge .wikipedia