استخبارات عراق
دستگاه اطلاعاتی عراق
![]()
نشان سازمان
دید کلی سازمان
بنیانگذاری۱۹۷۳
سازمان پیشین
- دستگاه ویژه
برچینش۲۰۰۳
حوزهٔ قدرت حکومت عراق
ستادبغداد، عراق
سازمان اجرایی
- مجید حسن المجید (۱۹۹۵–۲۰۰۳)، رئیس
سازمان بالادست خودمختار
استخبارات، نام نهاد اطلاعاتی امنیتی عراق است که طی جنگ تحمیلی عراق برضد ایران، مسئولیت جمعآوری اطلاعات برای فعالیتهای نظامی و بازجویی از اسرا را بر عهده داشته است.
استخبارات، کلمهای عربی، و در لغت، به معنای خبر پرسیدن از کسی، خبر خواستن و در اصطلاح، به معنی اطلاعات است.[1]
زمانی که ملک فیصل در 23 اوت 1921م (1 شهریور 1300ش) با حمایت انگلیس در عراق به تخت پادشاهی نشست[2]، دو نهاد امنیتی را تحت عنوان «مدیریة الامن العامه» یا امنیت عمومی که عهدهدار امنیت مدنی شهروندان بود و «مدیریة الاستخبارات العسکریه» یا اطلاعات نظامی که نظامیان را زیر نظر داشت، در عراق به وجود آورد.
پس از کودتای 8 فوریه 1963م (1341ش) حزب بعث در عراق[3]، این حزب، نهاد «المخابرات العامه» یا سرویس اطلاعات را تشکیل داد.[4] در دوران حکومت صدام، به بهانه کشف توطئه، در سال 1983 (1361ش)، نهاد «الامن الخاص» یا امنیت ویژه هم ایجاد شد.[5]
الاستخبارات العسکریه، از ابتدای تأسیس، زیرمجموعه وزارت دفاع بود. پس از کودتای حزب بعث در سال 1341ش، زیر نظر شورای انقلاب عراق قرار گرفت. وظایف اصلی اداره الاستخبارات العسکریه، جمعآوری اطلاعات از کشورهای همسایه در زمینههای استعداد نظامی نیروهای زمینی و دریایی و هوایی، شناسایی فرماندهان، و جمعآوری اطلاعات نظامی از سرحدات و عمق مرزهای مشترک با کشورهای همسایه، تهیه نقشههای نظامی و توپوگرافی و عکسهای هوایی و ماهوارهای از کشورهای مورد نظر دولت، اجرای عملیات ضداطلاعاتی، مقابله با اقدامات جاسوسی و پیگیری تخلفات احتمالی در سطوح نیروهای مسلح عراق بود.
رئیس این اداره در زمان جنگ، قصی، فرزند صدام حسین، بود.[6] دفتر اصلی سازمان، در بغداد و کنار رود دجله قرار داشت. رؤسای آن، از بلندپایگان رژیم[7] و افسرانی دورهدیده و مسلط به چندین زبان بودند. این افسران معمولاً سُنّی و اغلب از شهرهای رمادی، موصل و تکریت بودند که با روشهای پیچیدهای انتخاب میشدند.[8] افسران این اداره، در سفارتخانههای عراق در خارج از کشور، از پوشش دیپلماتیک برای این موارد استفاده میکردند: تهیه اطلاعات نظامی از کشورهای همسایه، شناسایی فرماندهان نظامی، جمعآوری اطلاعات سرحدات کشورهای همسایه، آمادهسازی نقشههای نظامی، گردآوری عکسهای ماهوارهای، مبارزه با هر فعل و انفعال و تحرکی که با پشتیبانی بیگانگان صورت میگرفت، رویارویی با جاسوسان بیگانه و خنثیسازی برنامههای آنان، کسب اطلاعات، تهیه گزارش درباره فعالیتهای هستهای و جنگهای میکروبی و شیمیایی غرب، تهیه عکسهای هوایی از پایگاههای کشورهای دیگر، مراکز تجمع نیرو، مراکز ساخت اسلحه کشورهای عضو ناتو، شناسایی موقعیت پایگاههای هوایی و زمینی و دریایی این کشورها، تهیه طرحهای محرمانه تسلیحاتی و ساخت جنگافزارهای مدرن، مبارزه با مخالفان داخلی، خنثی کردن فعالیتهای جاسوسان و سوءقصد به جان مخالفان حزب در خارج از کشور.[9]
در دوران جنگ تحمیلی عراق برضد ایران، استخبارات ارتش عراق در مرزها فعالیت گستردهای داشت؛ به این معنی که یگانها و تجهیزات فنیِ شنود قوی در مناطق مرزی ایران و عراق کار گذاشته شده بود. مأموریت این تیمها، استراق سمع شبکههای بیسیمی ارتش و سپاه بود که به دو صورت شنود از راه نزدیک و شنود از راه دور اجرا میشد.[10]
اعضای سازمان مجاهدین خلق که به رهبری مسعود رجوی در سال 1361ش به عراق گریختند و «ارتش آزادیبخش ملی ایران» را در آن کشور تشکیل دادند[11]، به علت اینکه استعارات و کدهای زبان فارسی را بهخوبی میفهمیدند، لغات و استعارات فارسی را تجزیه و تحلیل میکردند و یکی از نقاط قوت استخبارات عراق در شنود طی جنگ تحمیلی بودند.[12]
در طول جنگ، اسرای ایرانی متعددی توسط استخبارات عراق شکنجه و شهید شدند. استخبارات، اسرا را با شیوههای گوناگونی تخلیه اطلاعاتی میکرد؛[13] از جمله شوک دادن با برق، سوزاندن پاها و دست و صورت، کشیدن ناخنها، بستن به صلیب و آویزان کردن از سقف.[14]
اداره الاستخبارات العسکریه، در 1997م (1375ش) تحت عنوان «مدیریة الاستخبارات العسکریه العامه»، به عنوان اداره کل اطلاعات و ضداطلاعات نظامی، زیر نظر ریاستجمهوری عراق قرار گرفت.[15]
پس از سرنگونی رژیم صدام و دستگیری مقامهای استخبارات عراق، اطلاعات بیشتری درباره جنایات این سازمان امنیتی عراق به دست آمد. این اطلاعات، بیشتر به زبانهای عربی و انگلیسی هستند.[16].................................................................................................................................................................................... .........................................................................................................................................................جهت پرهیز از تکرار درخصوص نهادهای امنیتی و جاسوسی به وبلاگ دیگرم رقبای شرلوک هولمز مراجعه نمایید
[1]. طبیعتشناس، تحسین، فرهنگ اصطلاحات نظامی عربی ـ فارسی، تهران: جهاد دانشگاهی دانشگاه تربیت معلم، 1374، ص17؛ دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، ج2، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1372، ص1797.
[2]. پارسادوست، منوچهر، نقش عراق در شروع جنگ همراه با بررسی تاریخ عراق و اندیشههای حزب بعث، تهران: شرکت سهامی انتشار، چ اول، 1369، ص34.
[3]. سرهنگ ع.الجمیلی، نگاهی به تاریخ سیاسی عراق، ترجمه محمدحسین زوار کعبه، تهران: حوزه هنری، 1370، ص100.
[4]. تبرائیان، صفاءالدین، خوابگردها: از پایان جنگ جهانی اول تا روی کار آمدن حزب بعث، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1396، ص66.
[5]. جنایات پشت پرده، انجمن نجات، 1384، ص3.
[6]. همان، ص1.
[7]. تبرائیان، صفاءالدین، خوابگردها، ص69.
[8]. رمضان، میخائیل، شبیه صدام، بینا، 1379، ص243.
[9]. تبرائیان، صفاءالدین، خوابگردها، ص68 و 69.
[10]. اسماعیلی، سیدحجت، خداوند اشرف از ظهور تا سقوط، تهران: مؤسسه فرهنگی هنری و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1393، ص663 و 664.
[11]. تبرائیان، صفاءالدین، خوابگردها، ص65 و 72.
[12]. اسماعیلی، سیدحجت، خداوند اشرف از ظهور تا سقوط، ص664.
[13]. جباری، جلیل، شهید غریب، تهران: سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، 1373، ص71.
[14]. احمدزاده، میکائیل، آخرین خاکریز، تهران: سازمان عقیدتی ـ سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نشر آجا)، 1389، ص143.
[15]. تبرائیان، صفاءالدین، خوابگردها، ص68.
[16]. بایگانی دانشنامه الکترونیکی دفاع مقدس، سند ش1/2-97-1367، مصاحبه با مرتضی بشیری.فاطمه دانششکیب / ویکی پدیا
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.