تیمسار عبدالعلی بدرهای
عبدالعلی بدرهای (زاده ۳ بهمن ۱۲۹۸ در کرمانشاه – درگذشته ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ در تهران) سپهبد و آخرین فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی ایران و فرمانده گارد جاویدان شاهنشاهی بود. بدرهای از امضا کنندگان اعلامیه بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بود.
عبدالعلی بدرهای متولد سوم بهمن ۱۲۹۸ در کرمانشاه بود پس از اتمام تحصیلات در دبیرستان نظام کرمانشاه و تهران وارد دانشکده افسری شد. وی از سال ۱۳۲۱ به صف ارتش پیوست و پس از طی کردن دورهٔ دانشکدهٔ جنگ در سال ۱۳۴۱، مدت کوتاهی را در ساواک مشغول بود و سپس به عنوان معاون و رئیس ستاد لشکر یک گارد شاهنشاهی منصوب شد
در سال ۱۳۳۳ با درجه سرگردی آجودان محمدرضا پهلوی شد و در سمت فرمانده گردان جاویدان انجام خدمت نمود. در سال ۱۳۴۰ پس از طی دوره ستاد با درجه سرهنگ تمامی در ستاد گارد شاهنشاهی مأمور خدمت شد. در سال ۱۳۴۷ با درجه سرتیپی به سمت معاونت گارد شاهنشاهی منصوب شد. در سال ۱۳۵۰ با درجه سرلشکری فرمانده گارد جاویدان و جانشین فرماندهی گارد شاهنشاهی شد و در سال ۱۳۵۳ با درجه سپهبدی فرمانده گارد شاهنشاهی شد.
محمدرضا شاه پهلوی قبل از ترک ایران در دی ماه ۱۳۵۷، تغییراتی در فرماندهی ارتش شاهنشاهی ایران داد. به فرمان شاه، سپهبد بدرهای از مقام فرمانده لشکر گارد، به فرماندهی نیروی زمینی ارتش برگزیده شد. وی از جمله امرای مورد وثوق و اعتماد شاه بود.
در روز ۲۳ بهمن همان سال به قتل رسید. قاتل یا قاتلین وی با گذشت چهار دهه همچنان ناشناس ماندهاند





آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.