«ببینید شمشیرشان کج است، بهسان ابروی ما…!»
![]()
یک شمشیر ایرانی با غلاف
شمشیر ایرانی به شمشیرهای ساخت ایران گفته میشود که اغلب منحنی بودند و در قرن نهم مورد استفاده ایرانیان قرار گرفتند. در خارج از ایران برای این شمشیرها از کلمه فارسی شمشیر (به انگلیسی: Shamshir) استفاده میشود.
شمشیر های ایرانی در دوره های باستان شامل آکیناکه و شمشیر های صاف و دو لبه ساسانی را شامل میشد.
در اصل شمشیرهای ایرانی مستقیم و دولبه بودند (آکیناکه). تیغههای شمشیر خمیده در اصل آسیای میانه بودند. در مورد اینکه این تیغههای خمیده برای اولین بار از آسیای میانه به ایران وارد شدهاند و در چه دورهای پذیرفته شده و به شمشیر قابل تشخیص تبدیل شدهاند، بین مورخان اختلاف نظر وجود دارد. تیغههای خمیده در قرن ۹ در ایران ظاهر شد، هنگامی که این سلاحها توسط سربازان در منطقه خراسان آسیای مرکزی استفاده میشد اما مورد استقبال گسترده قرار نگرفت. شمشیری که اکنون در خارج از ایران «شمشیر» نامیده میشود، پس از نفوذ ترکان سلجوقی در قرن دوازدهم، حمله مغولها به قرن سیزدهم و سرانجام شکل متمایز از شمشیرهای اولیه تا قرن شانزدهم در ایران ایجاد شد. شمشیر در ترکیه (کیلیج)، امپراتوری گورکانیان (تلوار) و جهان عرب (سیف) نام داشت. با گذشت سالها ممکن است تیغهها در هند یا امپراتوری عثمانی تولید شده و دوباره در ایران نصب شوند و برعکس منجر به شمشیرهای نژادی شوند.
اخیراً پژوهشهای بسیاری پیرامون شمشیر ایرانی انجام شده و منوچهر مشتاق خراسانی مقالات بسیاری را دراین باره به رشته تحریر درآورده است. همچنین برای نخستین بار صادق اسکندری کتابی تحت عنوان رازشمشیر را با استفاده از منابع تاریخی و پژوهشهای میدانی در رابطه با شمشیر ایرانی گردآوری کردهاست که منبع مهمی در این زمینه به حساب میآیدآکیناکه، شمشیر ایران باستان در دوره هخامنشیان، شمشیری ایرانی بود که پیش از ورود اسلام به ایران مورد استفاده قرار میگرفت.
«ببینید شمشیرشان کج است، بهسان ابروی ما…!» این واژهها که بخشی از دیالوگ مرگ یزدگردِ بهرام بیضایی است، اگرچه دلنشیناند و ادیبانه، ولی از دید تاریخی زمانپریشانهاند! شمشیر تازیان خمیده نبود که هیچ، در آن تاریخ بهرهگیری از چنین شمشیرهایی رواج هم نداشته است.
در زبان فارسی شمشیر نامی همگانی است و به شمشیر ویژهای گفته نمیشود. ولی در انگلیسی و بسیاری از زبانهای دیگر جهان شمشیر یک چم (:معنا) دارد و آن هم شمشیر ایرانی است. شمشیر ایرانی به شمشیرهای خمیدهای گفته میشود که شوربختانه و از روی ناآگاهی شمشیر عربی پنداشته میشود. امروزه از روی یافتههای باستانشناختی میدانیم که شمشیری که تازیان در هنگامهی گشودن ایران از آن بهره میبردهاند شمشیری راست و کوتاه بوده است. بازگردیم به واژهی شمشیر؛ همانگونه که گفتیم در زبانهای دیگر هنگامی که واژهی شمشیر به کار برده میشود، منظور همان شمشیر ایرانی است. در انگلیسی هر شمشیر خمیدهای که خاستگاهش از خاورزمین باشد را Scimitar میخوانند که این واژه با میانجیگری Cimitereِ فرانسوی، از Scimitarra (شیمیتارا)ی ایتالیایی وام گرفته شده است و شیمیتارا هم خود دگرگونشدهی واژهی فارسی شمشیر است. شمشیر را در پهلوی هم شمشیر (šamšēr) میگفتند. ریشهی آن بهدرستی دانسته نیست ولی درگذشته پنداشته میشد که چم (:معنای) آن «پنجهی شیر» باشد، برای نمونه در این بیت عسجدی مروزی به این برداشت اشاره شده است:
چون شاه بگیرد به کف اندر شمشیراز بیم بیفکند ز کفها شمِ شیر
شمشیرهای ایرانیان از آغاز خمیده نبود. در روزگار هخامنشیان و چهبسا پیش از آن، ایرانیان شمشیرهایی راست و کوتاه داشتند. سپس از روزگار اشکانیان شمشیرها راست و بلند شد. این شمشیرها همگی دودَم بودند، به دیگرسخن در هر دو سوی تیغه لبهی برندهای بود که شمشیرزن میتوانست از هرسویی که میخواهد به دشمن آسیب زند …
ویکی پدیا و امرداد
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.