احمد کشوری و علی اکبر شیرودی
کشوری، احمد

احمد کشوری (1359ـ1332)، فرمانده هوانیروز منطقههای ایلام و کرمانشاه، در نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی عراق برضد ایران بود که در ایلام به شهادت رسید.
احمد کشوری در تیر 1332، در شهر «کیاکلا» مازندران به دنیا آمد. دوران دبستان را در مدرسه خیام کیاکلا و دوران دبیرستان را در شهرهای «سرپل تالار» و «قنه» بابل گذراند.[1] وی مدال طلای مسابقات کشتی در شهرستان بابل را کسب کرد.[2] سال 1351، کشوری در رشته صنایع غذایی دانشگاه تهران پذیرفته شد[3] اما از رفتن به دانشگاه منصرف شد.[4] او به خاطر عشق به پرواز و سیمرغ شدن[5] به ستاد هوانیروز رفت و وارد پادگان 06 تهران شد. کشوری جزو هفت نفری بود که برای خلبانی پذیرفته شدند.[6]
آخر فروردین 1352، برای گذراندن دوره آموزش خلبانی، به پایگاه اصفهان اعزام و موفق به دریافت گواهینامه خلبانی هلیکوپتر در 28 آذر 1352، در دوره یکم شد.[7] وی تنها خلبانی بود که برای اولین بار به صورت انفرادی پرواز کرد. تابستان 1353، او برای یک دوره ششماهه آموزش مقدماتی پیادهنظام، به شیراز اعزام شد.[8] کشوری با کاغذهای رنگی، بالگردی را طراحی و روی دیوار آسایشگاه پایگاه هوانیروز شیراز چسباند که بعدها آرم و نماد هوانیروز شد.[9] نیمه زمستان 1353، پس از پایان آموزش به تهران بازگشت و با حکم ستاد هوانیروز، به اصفهان اعزام شد تا در گروه رزمی کرمانشاه، مشغول به کار شود که به دلیل آماده نبودن پایگاه کرمانشاه، در اصفهان ماند و آموزش خلبانی بالگرد کبرا را سپری کرد.[10]
در پایان سال 1354، کشوری به پایگاه هوانیروز کرمانشاه انتقال یافت[11] و گواهینامه خلبانی کبرا را در 18 اردیبهشت 1354، با درجه ستوان سومی گرفت.[12] وی با همکاری افراد خیر هوانیروز، مخفیانه صندوق اعانهای برای کمک به مستضعفین کرمانشاه تشکیل داد.[13] او در سال 1355، به فرماندهی گروهان تک پایگاه کرمانشاه منصوب شد[14] و در پایگاه، به فعالیتهای سیاسی و مذهبی پرداخت. وی با پخش اعلامیه در پایگاههای ارتش، چندین بار بازجویی شد.[15] در اسفند 1355، کشوری با دخترداییاش ازدواج کرد.[16] ثمره این ازدواج یک دختر به نام مریم و یک پسر به نام علی بود.[17]
کشوری سال 1356، در پایگاه هوانیروز کرمانشاه، فرماندهی خلبانها و پرسنل فنی را بر عهده داشت.[18] اولین اقدام کشوری در دوران انقلاب، دایر کردن جلسات آموزش قرآن در پایگاه هوانیروز کرمانشاه بود.[19] پس از 22 بهمن 1357، با بروز آشوب در کردستان، در شکستن محاصره پادگان سنندج و نجات پادگانهای سقز، بانه، مریوان و سردشت نقش اساسی ایفا کرد.[20] بیستوهشتم اسفند 1357، با توجه به ناامنی و آشوب و غارت در پادگان سنندج و صدور اعلامیه امام خمینیقدسسرهالشریف، مبنی بر روشن شدن وضعیت مردم و تکلیف احزاب و گروههای معاند،[21] برای انجام عملیاتی وارد پادگان سنندج شد.[22] او در این عملیات مجروح شد و به کرمانشاه برگشت.[23]
سوم فروردین 1358 دوباره عازم پادگان سنندج شد تا خانوادههای نظامیان را به کرمانشاه منتقل کند.[24] بهار 1358، فرماندهی عملیات پاکسازی ارتفاعات گهواره و اسلامآباد غرب را برعهده داشت.[25] هفدهم مرداد 1358، زمانی که شهر و پادگان پاوه در محاصره ضدانقلاب و در حال سقوط بود، با فرمان تیمسار ولیالله فلاحی، رئیس ستاد مشترک ارتش، برای انجام عملیاتی به پاوه رفت.[26] گروهان سوم تک خلبانان که کشوری بهعنوان خلبان در آن فعالیت میکرد، «گروهان مجاهدین» لقب گرفته بود.[27] کشوری به همراه تیم هوانیروز، با همکاری دکتر مصطفی چمران فرمانده جنگهای نامنظم و پادگان کردستان و ولیالله فلاحی، 26 مرداد 1358، پاوه را از نیروهای ضدانقلاب پاکسازی کردند.[28] همچنین او رهبری تیم هوانیروز در عملیات پاکسازی کردستان را برعهده داشت و پادگان بانه را نیز پاکسازی کرد و در این عملیات مجروح شد.[29] در عملیاتی از محور سقز ـ گردنه خان بهطرف بانه، وی رهبری بالگردهای مسلح برای پشتیبانی از عملیات ستون نیروهای لشکر 16 زرهی را برعهده داشت و به کمک علی صیاد شیرازی، فرمانده عملیاتهای غرب کشور و خلبان علیاکبر شیرودی، گردنه را پاکسازی کردند.[30]
ششم خرداد 1359، کشوری به عملیاتی در سقز و بانه عازم شد که گلوله به بالگرد وی اصابت کرد و مجروح شد.[31] 31 شهریور 1359، با شنیدن خبر حمله عراق به ایران، از بیمارستان ارتش تهران خارج و به پایگاه هوانیروز کرمانشاه رفت.[32] در آنجا دو تیم آتش توسط هوانیروز انتخاب شد، یکی برای پادگان ابوذر در سرپلذهاب که رهبر تیم شیرودی، و تیم دوم برای پایگاه قوچعلی (واقع در تنگه قوچعلی) که به فرماندهی کشوری بود.[33] روز بعد، عملیات رزمی به فرماندهی کشوری در مرز ایلام آغاز شد. در این عملیات ستون تانکهای عراق در محور گیلانغرب به سوی سرپلذهاب که قصد پیشروی به سوی اسلامآباد را داشتند، زمینگیر شدند.[34] همچنین حملات هوایی وی در منطقه، باعث آزادسازی ارتفاعات استراتژیک میمک شد.[35]
کشوری در اوایل جنگ، تیمهایی به نام «بکاو و بکش» تشکیل داده بود. وظیفه آنها جستوجوی نیروهای دشمن و کشتن آنها بود. کشوری، فرمانده تیمهای حمله در عملیاتهای هوایی بود.[36] در مأموریتی برای عقب راندن نیروهای عراقی که از حد فاصل قصرشیرین تا سرپلذهاب جلو آمده بودند، با دستور کشوری، تیم پرواز به سمت منطقه رفت و با زدن اول و آخر ستون نظامی عراق، آنها را مجبور به عقبنشینی کردند.[37] وی از اولین روزی که وارد منطقه عملیاتی ایلام شد، خانوادهاش را نیز به همراه برد و در اقامتگاه استانداری اسکان یافتند.[38]
کشوری برای انجام عملیاتی، 15 آذر 1359، به منطقه میمک اعزام شد. ساعت 10:25 بالگرد وی با حمله دو فروند هواپیمای میگ عراقی در تنگه بینا سقوط کرد.[39] کشوری هنگام برخورد بالگرد با زمین در میان آتش سوخت و به شهادت رسید.[40]
پیکر شهید احمد کشوری را پس از تشییع در شهرهای ایلام، کرمانشاه و تهران، در 18 آذر 1359، در قطعه 24 بهشت زهرای تهران به خاک سپردند.[41] ارتش جمهوری اسلامی ایران به پاس گرامیداشت این شهید بزرگ، نیمه آذر را روز هوانیروز نامگذاری کرد. تیمسار ولیالله فلاحی به شهید کشوری، لقب «ناجی کردستان» را داد.[42]
در سال 1372، سریال سیمرغ به کارگردانی حسین قاسمی جامی درباره شهیدان خلبان کشوری و شیرودی ساخته شد. آذر 1391، شهر کیاکلا به سیمرغ تغییر نام داد که برگرفته از سریال سیمرغ است.[43]
یادمان شهید احمد کشوری و شهدای میمک در محل سقوط هلیکوپتر شهید کشوری احداث شده است.[44]
[1]. شاهمحمدی، حجت، معصومی، سیدامیر، سیمرغ، تهران: هفت، 1378، ص11 و 12.
[2]. فلاح، ایرج، آبآذری، مسعود، خانهای کوچک با گردسوزی روشن، تهران: یازهرا(س)، 1390، ص33 و 34.
[3]. آبآذری، مسعود، چای آخر، تهران: آجا، 1389، ص40.
[4]. معصومی، سیدامیر، صحیفه پرواز، تهران: حوزه هنری، 1369، ص233.
[5]. شاهد یاران، ش114 و 115، فروردین و اردیبهشت 1394، ص1.
[6]. آبآذری، مسعود، چای آخر، ص40 و 41.
[7]. همان، ص42 و 168.
[8]. همان، ص44 و 45.
[9]. همان، ص7.
[10]. همان، ص75.
[11]. شاهد یاران، ص1.
[12]. آبآذری، مسعود، چای آخر، ص167.
[13]. شاهمحمدی، حجت، معصومی، سیدامیر، سیمرغ، ص13.
[14]. شاهد یاران، ص16.
[15]. توکلی، یعقوب، فرهنگنامه جاودانههای تاریخ، تهران: شاهد، 1382، ص329.
[16]. آبآذری، مسعود، چای آخر، ص51 و 55.
[17]. فلاح، ایرج، آبآذری، مسعود، خانهای کوچک با گردسوزی روشن، ص75.
[18]. شاهد یاران، ص17.
[19]. همان، ص65.
[20]. همان، ص1.
[21]. قضات، رحمان، آنها خودی نبودند، تهران: اطلاعات، 1389، ص65.
[22]. شاهد یاران، ص19.
[23]. قضات، رحمان، آنها خودی نبودند، ص69 و 70.
[24]. شاهد یاران، ص19.
[25]. مؤذنجامی، عبدالحمید، بر بالهای سیمرغ، تهران: آجا، 1385، ص20.
[26]. شاهد یاران، ص9.
[27]. قضات، رحمان، آنها خودی نبودند، ص328.
[28]. همان، ص345.
[29]. همان، ص233 و 234.
[30]. همان، ص233.
[31]. همان، ص239 و 242 و 231.
[32]. شاهد یاران، ص10 و 11 و 21 و 22.
[33]. همان، ص25 و 69 و 72.
[34]. همان، ص10 و 11 و 21 و 22.
[35]. همان، ص 21 و 22 و 23.
[36]. آبآذری، مسعود، عبور از نهایت، تهران: سازمان حفظ و نشر ارزشهای دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، 1386، ص47.
[37]. سجادیانصاری، علی، حسیناحمدی، علی، فرماندهان دفاع مقدس: نبوغ نظامی و خلاقیت، تهران: آجا، 1389، ص118 و 119.
[38]. شاهد یاران، ص46.
[39]. بهروزی، فرهاد، تقویم تاریخ دفاع مقدس، ج4؛ تثبیت متجاوز، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص344 و 345.
[40]. شاهد یاران، ص11.
[41]. فلاح، ایرج، آبآذری، مسعود، خانهای کوچک با گردسوزی روشن، ص26 و 36.
[42]. شاهد یاران، ص1 و 8.
[43]. همان، ص55 و 39.
[44]. همان، ص37.
تکمیل، ویرایش یا گزارش خطا

احمد کشوری
نام و نام خانوادگی: احمد کشوری
تاریخ تولّد: تیر 1332
محل تولّد: کیاکلا، مازندران
تاریخ ازدواج: اسفند 1355
تعداد فرزندان: 1 دختر به نام مریم و 1 پسر به نام علی
رسته نظامی: فرمانده هوانیروز منطقههای ایلام و کرمانشاه
تاریخ شهادت: 15 آذر 1359
محل شهادت: تنگه بینا
علّت شهادت: حمله دو فروند هواپیمای میگ عراقی
تاریخ تدفین: 18 آذر 1359
آرامگاه: قطعه 24 بهشت زهرا(س) تهران

امیر سرافراز ارتش اسلامی سرتیپ خلبان شهید علی اکبر شیرودی در دی ماه 1334 در شیرود تنکابن به دنیا آمد.
وی دوران ابتدایی و دبیرستان را در تنکابن پشت سر گذاشت.
سپس به تهران رفت و پس از طی مراحل جذب در هوانیروز و آموزش خلبانی به اصفهان اعزام شد.
شهید شیرودی در طول دوران قبل از انقلاب در زمینههای مذهبی فعالیت میکرد و علیه رژیم شاه فعالیتهایی را انجام میداد.
شهید شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و دوره مقدماتی خلبانی را در تهران به پایان رساند .
سپس دوره هلی کوپتری کبرا را در پادگان اصفهان دید و با درجه ستوانیاری فارغ التحصیل شد .
شهید شیرودی پس از جریانات پیروزی انقلاب و با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به سپاه غرب کشور پیوست.
زمانی که جنگ کردستان آغاز شد شیرودی ساعتی ازجنگ فاصله نگرفت.
شهید تیمسار فلاحی او را ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آربابا ، بازی دراز ، میمک و دشت ذهاب وپایگاه ابوذر معرفی می کرد .
شهید شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان دارد و با بیش از 40 بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش ولی باز سرسختانه می جنگید و همیشه عاشق به تمام معنی بود.
شهید علی اکبر شیرودی در نهایت به خلوصی که خواهانش بود رسید و مورد دعوت حق قرار گرفت و در هشتم اردیبهشت ماه سال 1360 در حالیکه تانک های عراقی به طرف قره بلاغ دشت ذهاب در حرکت بودند با هلی کوپتر به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید .
جنازه شهید شیرودی پس از تشیع باشکوه در روستای شیرود تنکابن به خاک سپرده می شود.
از شهید شیرودی دو فرزند به نام عادله و ابوذر که در هنگام شهادت پدر ۴ساله و ۱ ساله بودند به یادگار مانده است.

وقتی جنگ شروع شد، بنیصدر دستور تخلیه پادگانها را صادر کرد، شهید شیرودی آن موقع در پایگاه هوانیروز کرمانشاه بود. دستور داده شده بود که ضمن تخلیه پادگانها، زاغه مهمات را نیز با یک راکت از بین ببرند.
اما شیرودی میگوید که حیف نیست این همه مهمات از بین رود. او با کمک چندتن از هم رزمانش با هیلکوپتر به صف مهاجمان عراقی هجوم برده و آنان را متوقف میسازند. و با این تزکه اگر بازداشتمان کردند که چرا پادگان را تخلیه نکردید، مهم نیست چون مملکت در خطر است، جلوی دشمن ایستادگی میکنند. شجاعت شیرودی در تمام خبرگزاریهای جهان منعکس میشود. بنیصدر هم برای حفظ ظاهر، چند درجه تشویقی برای شیرودی صادر میکند و درجه او را از ستوانیار سوم خلبان به درجه سروان ارتقاء میدهد.

شخصیتی والا
هم رزمان شهید در خصوص شخصیت والای شیرودی میگویند:
«روزی در تعقیب ضد انقلاب وقتی خواست راکتی شلیک کند، متوجه حضور بچهای در آن حوالی شد. برگشت و ابتدا با بال هیلکوپتر بچه را ترساند که از آنجا برود و بعد از اینکه بچه از آنجا رفت، مجدداً حمله خود را آغاز نمود.»
شهید شیرودی پس از دو سال مبارزه با ضد انقلاب در غرب کشور، به اصرار روحانیون و همرزمان پاسدارش در 20/6/1359 برای یکماه به مرخصی رفت، اما بیش ا زده روز در تنکابن نماند و به محض شنیدن حمله عراق به منطقه بازگشت. در آن چند روزی هم که در مرخصی بود اغلب با لباس کار به میان روستائیان میرفت و در گشتزارها به سالخوردگان نمود و خود نیز به شهادت رسید.
و اینگونه بود که ستاره درخشان جنگهای کردستان و قهرمان راه سرخ سیدالشهدا در 8 اردیبهشت 1360 به آرزوی دیرینهاش دست یافت و پیکر مطهرش پس از تشییع در روستای شیرود تنکابن به خاک سپرده شد.
.
شهید دکتر چمران: شیرودی ستاره درخشان جنگهای کردستان است. او هنگام هجوم به دشمن با هلیکوپتر، به صورت مایل شیرجه می رفت و مثل جنگنده فانتوم مانور میداد.
شهید تيمسار فلاحی: شیرودی از غیرممکنها، ممکن ساخت او ناجی غرب و فاتح گردنهها و ارتفاعات بازی دراز، آریا، میمک، دشت ذهاب و پادگان ابوذر کمک میکرد.
رکورد پرواز
خود شیرودی میگوید:
« اگر تعریف از خودم نباشد، فکر میکنم بالاترین پرواز جنگ در دنیا را داشتهام و تا به حال 360 بار از خطر گلولههای دشمن جان سالم به در بردهام. البته علت زنده ماندنم پس از چند هزار ماموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی، چیزی جز مشیت الهی نمیباشد.
در ضمن ، بیش از چهل هلیکوپتر که من خلبان آن بودهام تیر خورده که البته همه آنها تعمیر شده و الان قابل استفاده میباشند.»
روحیه مثال زدنی
شهید علیاکبر شیرودی به شدت خود را وقف جنگ و خدمت به اسلام کرده بود. او در جایی عنوان کرده بود:
«من طاقت نمیآورم که دور از صحنه جنگ باشم و تا ثبات منطقه برقرار نشود، استراحت نمیخواهم.» این روحیه به حدی عجیب بود که یکبار وقتی فرزندش مریض میشود، در پاسخ همسرش که از او میخواهد به جبهه نرود میگوید: «جان یک بچه در مقابل جان این همه عزیزانی که در حال جنگ هستند، ارزشی ندارد.»
یه وانت گلوله
در بهار 1358 خبری میرسد که عدهای ضد انقلاب در ارتفاعات «گهواره» در غرب تجمع کردهاند و قصد حمله به اسلامآباد را دارند.
تیم آتشی مرکب از سه فروند هیلکوپتر کبری و یک فروند هیلکوپتر نجات به سمت منطقه موردنظر حرکتی میکنند. رهبری تیم آتش را شهید کشوری به عهده داشت. در حین عملیات ناگهان صدای شیرودی میآید که «آخ سوختم، آخ» همه هراسان از اینکه شیرودی را زدند، می خواستند منطقه را ترک کنند که صدای خنده شیرودی همه را میخکوب میکند. او در جواب سوالات خلبانان می گوید: «هیچی نشده، ناراحت نباشید، یه گلوله خورد بالای سرم و افتاد توی لباسم. خیلی داغه نمیتونم راحت بشینم.» عملیات با انهدام انبار مهمات و کشتن اشرار به پایان رسید. در بازگشت شهید کشوری به شیرودی می گوید: «راستی حالت چطوره، اون گلوله چی شد.»
شیرودی می گوید: «فکر کنم دیگه غیب شده باشه.» کشوری می گوید: «پیدایش کند، یادگاری خوبیه» که شیرودی با خنده میگوید: «اگه می خواستم گلولههایی را که به طرفم شلیک شده برای یادگاری جمع کنم، تا الان حداقل یه وانت گلوله باید داشته باشم.»
نحوه شهادت
خلبان یار، احمد آرش نقل میکند:
بارها او را در صحنه جنگ دیده بودم که خود را با هلیکوپتر به قلب دشمن زده و حتی هنگام پرواز، مسلسل به دست میگرفت. در آخرین نبرد هم جانانه جنگید و بعد از آنکه چهارمین تانک دشمن را زدیم، ناگهان گلوله یکی از تانکهای عراقی به هلیکوپتر اصابت کرد و در همان حال شیرودی که مجروح شده بود با مسلسل به تانک شلیک کرد و آن را منهدم کرد.
خلبانی که دشمن از شنیدن نامش می ترسید
نویسنده کتاب «بر فراز آسمان» در بیان خاطرات شهید شیرودی می نویسد: اکبر رکورد پرواز با بالگرد را شکست. هزاران مأموریت هوایی، بیش از 360 بار هدف قرار گرفتن، نجات از 40 خطر مرگ حتمی و…، او را در زمره بزرگترین خلبانان قرار داد که دشمن از شنیدن نامش می ترسید.
شهید علی اکبر شیرودی
ولادت : ۱۳۳۴
شهادت : ۱۳۶۰/۰۲/۰۸
بخشی از وصیت شهید:
هنگامی که پرواز می کنم احساس می کنم همچون عاشق به سوی معشوق خود نزدیک می شوم و در بازگشت هرچند پروازم موفقیت آمیز بوده باشد، مقداری غمگین هستم چون احساس می کنم هنوز خالص نشده ام تا به سوی خداوند برگردم.اگر برای احیای اسلام نبود، هرگز اسلحه به دست نمی گرفتم و به جبهه نمی رفتم. پیروزیهای ما مدیون دستهای غیبی خداوند است. این کشاورز زاده تنکابنی، سرباز ساده اسلام است و به هیچ یک از حزب ها و گروه ها وابسته نیست. آرزو دارم که جنگ تمام شود و به زادگاهم بروم و به کار کشاورزی مشغول شوم.
برگرفته از ویکی دفاع و ناصر کاوه
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.