مرگبارترین واحد جنگ ویتنام که تا به حال نامش را نشنیده‌اید

MACV-SOG، جنگ ویتنام.

در گرماگرم جنگ ویتنام، یک واحد فوق سری برای انجام برخی از خطرناک‌ترین و پرمخاطره‌ترین ماموریت‌های قابل تصور ایجاد شد. این واحد از بهترین بهترین اپراتورها تشکیل شده بود که از شاخه‌های مختلف ارتش ایالات متحده انتخاب شده و وظیفه انجام عملیات طبقه‌بندی شده در پشت خطوط دشمن را بر عهده داشتند. این واحد با نام فرماندهی کمک نظامی، ویتنام - گروه مطالعات و مشاهدات، که معمولاً با نام MACV-SOG شناخته می‌شود، شناخته می‌شد.

از ماموریت‌های شناسایی مخفیانه گرفته تا نجات گروگان‌ها و تلاش برای ترور، اپراتورهای MACV-SOG اغلب در موقعیت‌هایی قرار می‌گرفتند که تعداد دشمن بیش از آنها بود، یعنی نسبت ۱۰۰۰ به ۱. آنها حاضر بودند هر چالشی را بپذیرند و به نام خدمت به کشورشان، مرزهای آنچه را که ممکن می‌دانستند، جابجا کنند. این واحد نظامی نخبه آنقدر مخفی بود که وجود آن تا دهه‌ها بعد توسط دولت ایالات متحده انکار می‌شد.

اما چه چیزی منجر به ایجاد این واحد طبقه‌بندی‌شده شد؟ MACV-SOG دقیقاً چه کاری انجام می‌داد؟ چه تأثیری بر جنگ ویتنام داشت؟ و این واحد چقدر بر آینده عملیات ویژه تأثیر گذاشت؟ به خواندن ادامه دهید، ما قصد داریم به همه این سؤالات و بسیاری موارد دیگر برای شما پاسخ دهیم.

MACV-SOG: آماده‌سازی صحنه

گروه مطالعات و مشاهدات MAC-V، فرماندهی کمک نظامی-ویتنام، گروه مطالعات و مشاهدات لی بورکینز

پس از جنگ جهانی دوم، فرانسه تلاش کرد تا حکومت استعماری خود را در ویتنام دوباره برقرار کند - اما این کار آسان نبود. درگیری آغاز شد و در سال ۱۹۵۵، فرانسه پس از شکست در جنگ هندوچین فرانسه مجبور به خروج از ویتنام شد. کنفرانس ژنو، ویتنام را در امتداد مدار ۱۷ درجه به دو قسمت تقسیم کرد، به طوری که کمونیست‌ها در شمال و ضد کمونیست‌ها در جنوب حکومت می‌کردند. ویتنام نه تنها روی نقشه به دو قسمت تقسیم شده بود، بلکه جمعیت آن نیز به دو قسمت تقسیم شده بود؛ برخی طرفدار حکومت کمونیستی و برخی طرفدار سبک زندگی غربی بودند.

با افزایش درگیری‌های مسلحانه و تنش‌ها بین ویتنام شمالی و جنوبی، ایالات متحده از سقوط ویتنام جنوبی به دست کمونیست‌ها بیم داشت. کندی، رئیس جمهور وقت، با پیروی از «نظریه دومینو» که معتقد بود اگر یک کشور به دست کمونیسم بیفتد، کشورهای دیگر نیز به دنبال آن خواهند افتاد، کمک‌ها و حضور ایالات متحده در ویتنام را افزایش داد، اما از انجام مداخله نظامی گسترده خودداری کرد. کلاه سبزها برای کمک به نیروهای محلی به ویتنام اعزام شدند و در عین حال حضور آنها در این کشور را به دقت زیر نظر داشتند.

با این حال، تنش‌ها همچنان رو به افزایش بود. پس از ترور جان اف کندی در اواخر سال ۱۹۶۳، رئیس جمهور لیندون بی. جانسون اکنون سکان امور را در دست داشت. با بی‌ثباتی سیاسی متعاقب آن در ویتنام جنوبی، اوضاع با حادثه خلیج تونکین به نقطه بحرانی رسید و جانسون یک حمله تمام عیار را آغاز کرد.

ارتش آمریکا برای به دست آوردن جای پایی در برابر ویت کنگ‌ها و ارتش ویتنام شمالی که از تاکتیک‌های چریکی و زمین‌های جنگلی متراکم به نفع خود استفاده می‌کردند، تلاش می‌کرد. ارتش آمریکا علاوه بر تاکتیک‌های متعارف خود، با انجام عملیات در عمق خطوط دشمن با استفاده از تیم‌های کوچک از نیروهای آموزش دیده، با دشمنان خود مقابله می‌کرد. این عملیات‌ها در ابتدا توسط واحدهای مختلف عملیات ویژه، مانند کلاه سبزها و نیروی دریایی سیلز انجام می‌شد، اما خیلی زود مشخص شد که به تلاش هماهنگ‌تری نیاز است.

در ۲۴ ژانویه ۱۹۶۴، یک تیم نخبه از بهترین‌های عملیات ویژه ارتش ایالات متحده تشکیل شد. ما در مورد یگان ویژه نیروی دریایی، کلاه سبزها، تکاوران ارتش، تفنگداران دریایی شناسایی و حتی ماموران سیا صحبت می‌کنیم - همه با هم کار می‌کردند. این واحد نخبه و طبقه‌بندی شده با نام MACV-SOG شناخته می‌شد.

MACV-SOG: شروع سریع و بدون وقفه

اپراتور MACV-SOG در ویتنام

طبق ضمیمه A از MACV-SOG، تاریخچه فرماندهی ۱۹۶۴، ماموریت رسمی آن «اجرای یک برنامه تشدید شده آزار و اذیت، انحراف، فشار سیاسی، دستگیری زندانیان، تخریب فیزیکی، کسب اطلاعات، تولید تبلیغات و انحراف منابع علیه جمهوری دموکراتیک ویتنام» بود.

MACV-SOG برای شروع کار وقت را تلف نکردند. آنها کارهای زیادی در پیش داشتند و قرار بود مانند هیچ واحد نظامی دیگری آزمایش شوند. اپراتورهای آن به جاهایی می‌رفتند که قرار نبود نیروهای متعارف آنجا باشند، هرچند مقامات ارشد علناً اعلام کرده بودند که هیچ آمریکایی خارج از ویتنام جنوبی نمی‌جنگد.

میدان نبرد اصلی MACV-SOG مسیر بدنام هوشی مین بود که از ویتنام شمالی از طریق لائوس و کامبوج به ویتنام جنوبی امتداد داشت و شورشیان آنجا را تغذیه می‌کرد.

همزمان با افزایش مداوم درگیری ایالات متحده در ویتنام با افزایش نیروهای متعارف، جنگ مخفی آن نیز گسترش یافت. در نتیجه، MACV-SOG در طول سال‌ها از نظر اندازه و دامنه گسترش یافت. ماموریت‌های آن به مرور زمان تکامل یافت و شامل شناسایی استراتژیک، اقدام مستقیم، خرابکاری، بازیابی پرسنل، عملیات روانی، ضد اطلاعات و ارزیابی خسارات بمب شد.

با گذشت زمان و توسعه، این واحد بالغ شده و به سه فرماندهی جغرافیایی تابعه تقسیم شده بود که فرماندهی و کنترل شمال، مرکز و جنوب بودند. هر یک از این پایگاه‌ها به طور مستقل عمل می‌کردند و بر اساس موقعیت تاکتیکی منحصر به فرد خود سازماندهی شده بودند. آنها به اندازه یک گردان نیروهای ویژه مدرن بودند و نیروهای شناسایی، واکنش و امنیتی به اندازه گروهان داشتند که متشکل از آمریکایی‌ها و پرسنل بومی بود که آنها استخدام کرده بودند.

با کار در تیم‌های کوچک کماندوها، غیرمعمول نبود که تیم‌های ده نفره یا کمتر در معرض خطر قرار بگیرند و با صدها یا هزاران سرباز ویتنام شمالی روبرو شوند. اتفاقاتی که در روز شکرگزاری ۱۹۶۸ رخ داد، خلاصه‌ای از چیزی است که ما سعی در توضیح کامل آن داریم.

در حالی که خانواده‌ها در سراسر آمریکا برای لذت بردن از شام شکرگزاری خود دور هم جمع شده بودند، شش اپراتور MACV-SOG در جنگل‌های جنوب شرقی آسیا برای جان خود در برابر 30،000 سرباز ویتنام شمالی می‌جنگیدند.

اطلاعات نظامی و رهبری نیاز داشتند بدانند که سه لشکر مفقود شده ویتنام، که تقریباً شامل 30،000 پرسنل بودند، کجا رفته‌اند. شش مرد شجاع از سنت آیداهو، متشکل از دو کلاه سبز و چهار مزدور، وظیفه داشتند بدون پشتیبانی هوایی نزدیک به اردوگاه‌های دشمن نفوذ کنند تا اطلاعاتی در مورد محل اختفای آنها جمع‌آوری کنند. وقتی به اردوگاه رسیدند، اوضاع کمی بیش از حد آرام بود. همانطور که آنها مشغول جمع‌آوری اطلاعات بودند، یکی از مزدوران نزدیک شدن دشمن را حس کرد و همین امر باعث شد که تصمیم به خروج بگیرند.

وقتی داشتند اردوگاه را ترک می‌کردند، صدها سرباز دشمن از ناکجاآباد بیرون آمدند و شروع به محاصره آنها کردند. سربازان سنت آیداهو برای نجات جان خود فرار کردند و مجبور شدند هزاران سرباز را که در مسیرشان به سمت منطقه فرود بودند، دفع کنند. با مقاومت شدید دشمن، هلیکوپتر اعزامی آنها درست در آخرین لحظه رسید و لحظاتی قبل از اینکه دشمن کاملاً اطراف آنها را محاصره کند، آنها را از آنجا بیرون آورد.

انگار یه چیزیه که از توی فیلما بیرون اومده، نه؟ و این فقط یه ماموریته. گفته شده که یه روز توی یه تیم MACV-SOG می‌تونی یه عمر داستان بنویسی.

MACV-SOG: ماموریت‌ها

عکسی که در طول جنگ ویتنام از یک تیم MACV-SOG گرفته شده است که توسط یک هلیکوپتر CH-53 Sea Stallion از طریق SPIE، 1970، استخراج می‌شوند.

اگرچه هر ماموریت جسورانه و منحصر به فرد بود، اما تقریباً همیشه از یک الگوی تاکتیکی پیروی می‌کردند. اپراتورها توسط هلیکوپترها یا قایق‌های کوچک کیلومترها دورتر از هدف خود وارد می‌شدند و به سمت هدف خود گشت‌زنی می‌کردند، در حالی که تلاش می‌کردند از نیروهای دشمن پراکنده در سراسر منطقه دوری کنند.

تیم‌ها برای پشتیبانی هوایی نزدیک در صورت بروز مشکل، با یک هواپیمای بال ثابتِ هدایت‌شونده از طریق هوا در خط مقدم ارتباط برقرار می‌کردند، که معمولاً و ناگزیر این کار را می‌کردند. ماموریت‌ها معمولاً سه تا پنج روز طول می‌کشید، نبردهای حماسی توپخانه‌ای در می‌گرفت و تیم‌های کوچک MACV-SOG دائماً توسط نیروهای دشمنِ به شدت برتر شکار می‌شدند.

بازگشت به اردوگاه هم کار آسانی نبود. تقریباً هر مأموریتی شامل استخراج‌های داغ می‌شد. برای تیمی که زیر آتش بود و محیط اطرافش چند دقیقه، اگر نگوییم چند ثانیه، با حمله‌ی دشمن فاصله داشت، فرار کردن از آنجا رایج‌تر از هر چیز دیگری بود.

به طور خلاصه، اپراتورهای MACV-SOG اغلب در موقعیت‌هایی قرار می‌گرفتند که سایر نیروهای ویتنامی هرگز خوابش را هم نمی‌دیدند. به دلیل ماموریت‌های سنگینی که به آنها محول شده بود، ارتش ایالات متحده وجود MACV-SOG را انکار می‌کرد. این بدان معناست که وقتی آنها در اعماق خطوط دشمن بودند، مجبور بودند بسیار بی‌سروصدا عمل کنند. بسیاری از آنها نمی‌توانستند چیزی حمل کنند که آنها را آمریکایی نشان دهد و اغلب از سلاح‌های ساخت خارجی برای گیج کردن دشمن استفاده می‌کردند. اما ماجرا فراتر از این بود. از آنجایی که اپراتورهای MACV-SOG بسیار مؤثر بودند و برای ویت‌کنگ‌ها به یک مسئله تبدیل شده بودند، دشمن به معنای واقعی کلمه تیم‌های ردیابی متقابل MACV-SOG را برای شکار آنها در جنگل ایجاد کرده بود.

خدمت در این واحد با یک توافق نانوشته همراه بود که یا نشان قلب بنفش یا کیسه حمل جسد دریافت می‌کردید. میزان تلفات بیش از ۱۰۰٪ بود، به این معنی که همه مجروح می‌شدند، برخی بیش از یک بار. با وجود این، شجاعت و نبوغ MACV-SOG آن را به عنوان یکی از مؤثرترین و ترسناک‌ترین واحدهای عملیات ویژه جنگ ویتنام به شهرت رساند، که منجر به نسبت کشتار ۱۵۸ به ۱ شد، بالاترین نسبت کشتار در تاریخ ارتش ایالات متحده.

با گذشت سال‌ها، ارتش ایالات متحده به آرامی شروع به عقب‌نشینی از ویتنام و کاهش عملیات خود کرد. پس از سال ۱۹۷۰، دامنه و شدت MACV-SOG رو به کاهش گذاشت. در سال ۱۹۷۱، گروه پنجم نیروهای ویژه، که بزرگترین منبع داوطلبان برای این واحد بود، به ایالات متحده بازگشت. با اعمال محدودیت‌های کنگره بر عملیات نظامی، پرسنل آمریکایی از همراهی در عملیات در کامبوج و لائوس منع شدند. در نهایت، در ۳۰ آوریل ۱۹۷۲، MACV-SOG غیرفعال شد. در حالی که این واحد از بین رفته بود، تأثیر آن تا به امروز بر عملیات ویژه ایالات متحده تأثیر می‌گذارد.

MACV-SOG: میراث

MACV-SOG جان استرایکر مایر و لین ام. بلک جونیور

دهه‌ها بعد بود که ارتش ایالات متحده رسماً MACV-SOG و تمام کارهای بزرگی که در جنگ ویتنام انجام داده بود را به رسمیت شناخت. در سال ۲۰۰۱، ارتش ایالات متحده به این واحد نشان افتخار ریاست جمهوری را اعطا کرد و از شجاعت، صداقت و فداکاری رزمندگان مخفی آن قدردانی کرد. در طول این سال‌ها، ۱۲ اپراتور به خاطر اقدامات قهرمانانه خود در خدمت در این واحد، مدال افتخار دریافت کردند.

لازم به ذکر است که MACV-SOG اساساً راه را برای نیروهای ویژه عملیات ویژه مشترک فعلی هموار کرد. هشت سال پس از غیرفعال شدن آن، پنتاگون مجبور شد سازمانی مشابه - نیروی دلتا - ایجاد کند. سرهنگ چارلز بکویث، بنیانگذار نیروی دلتا، قبلاً در MACV-SOG خدمت کرده بود. این به او ایده‌ای از چگونگی چنین فرماندهی نظامی داد. درست مانند MACV-SOG، نیروی دلتا بهترین بهترین اپراتورها را از سراسر ارتش ایالات متحده در یک واحد نخبه گرد هم آورد، با این تفاوت که این بار آنها با تروریسم می‌جنگیدند، نه با دشمنی مانند ویت کنگ.

MACV-SOG: نتیجه‌گیری

فرماندهی کمک نظامی، ویتنام - گروه مطالعات و مشاهدات

میراث MACV-SOG در بسیاری از واحدهای عملیات ویژه که تحت تأثیر تاکتیک‌ها و روش‌های آن قرار گرفتند، زنده است. مأموریت‌های جسورانه و خطرناک این واحد به شکل‌گیری نحوه استفاده از نیروهای عملیات ویژه در جنگ‌های مدرن کمک کرد. اعضای آن از جمله آموزش‌دیده‌ترین و باتجربه‌ترین رزمندگان جنگ ویتنام بودند و فداکاری‌ها و دستاوردهای آنها فراموش نخواهد شد