فلکه ضد مشهد ، تاریخچه
فلکه ضد مشهد که امروزه به نام میدان ۱۵ خرداد شناخته میشود، نام خود را از استقرار یک آتشبار ضدهوایی در این محل گرفته است. این آتشبار ضدهوایی که در حدود سال ۱۳۱۵ خورشیدی در این میدان نصب شد، به منظور پدافند هوایی شهر و لشکر خراسان بود و به همین دلیل مردم محل را به «فلکه ضدطیاره» میشناختند که به مرور زمان به «فلکه ضد» خلاصه شد
.
این میدان در جنوب مشهد و در تقاطع خیابان تهران (امام رضا) با خیابان فرودگاه قرار داشت و به عنوان نخستین میدان بزرگ ورودی مشهد از مسیر تهران شناخته میشد. اهمیت این میدان علاوه بر موقعیت جغرافیایی، به دلیل مسیر مستقیم آن به سوی حرم مطهر رضوی و فرودگاه مشهد بود که جلوه معنوی و کاربری ویژهای به آن میبخشید
.
پس از انقلاب اسلامی، نام میدان از «فلکه ضد» به «میدان ۱۵ خرداد» تغییر یافت و این میدان به یکی از کانونهای اصلی تجمعات و راهپیماییهای مردمی تبدیل شد. همچنین در سال ۱۳۵۴ خورشیدی، مهندس داریوش بوربور نمادی برای این میدان طراحی کرد که بعدها جای خود را به نماد ضامن آهو داد
.
در تاریخچه این میدان همچنین آمده است که در شهریور ۱۳۲۰، هنگام حمله نیروهای شوروی، ضدهوایی نصب شده در میدان به دلیل کمبود مهمات، نتوانست هواپیماهای مهاجم را هدف قرار دهد؛ این موضوع نشاندهنده ضعف پدافند هوایی آن زمان مشهد بود
.
خلاصه اینکه:
نام «فلکه ضد» به دلیل وجود آتشبار ضدهوایی در محل میدان است که نقش پدافند هوایی مشهد را داشت.
این میدان بعدها به میدان ۱۵ خرداد تغییر نام داد.
میدان از نظر موقعیت جغرافیایی و مسیرهای ارتباطی اهمیت ویژهای دارد و محل تجمعات تاریخی مردم مشهد بوده است.
نمادهای مختلفی در این میدان نصب شده که نشاندهنده اهمیت فرهنگی و اجتماعی آن است.
این میدان بخش مهمی از تاریخ معاصر مشهد و نمادی از تحولات اجتماعی و سیاسی این شهر به شمار میرود . برگرفته از ویکی مدیا .مشهد چهره .قدس .خبر فوری
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.