خاطراتی از خدمه ی دوشکا
خاطرات اولین تلگرافچی خط مقدم
![]()
رزمنده هشت سال دفاع مقدس اهل استان فارس خاطرات زیادی از جنگ تحمیلی و تحرکات دشمن قبل از تجاوز آشکار و سراسری به خاک ایران دارد و میگوید که دشمن اندیشه جنگ علیه ایران را از روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی در سر میپروراند.
به گزارش حیات به نقل از ایرنا، محمد حسین توکلی که بازنشسته ارتش است، دوشنبه در گفت و گو با ایرنا بیان کرد: به عنوان تلگرافچی یازده ماه قبل از جنگ تحمیلی، در گروه ۲۲توپخانه ارتش جمهوری اسلامی خدمت می کردم.
این رزمنده ادامه داد: وقتی تحرکات دشمن قبل از آغاز تجاوز رسمی وی شروع شد، تصمیم به مقابله با تحرکات ارتش بعثی گرفته شد و به جنوب اعزام شدیم. با چشم مسلح، خاک عراق در آن سوی نخل های اروندرود پیدا بود، عراق در این منطقه نیرو پیاده می کرد. رزمندگان به فرمانده آتشبار اطلاع دادند، ضمن اینکه آتشبار ۱۷۵ MM از گروه ۲۲ در شلمچه و یک آتشبار کاتیوشا به پشت پادگان خسروآباد و یک اتشبار۱۳۰ MM در روستای قصبه آبادان و آتشبار دیگری از کاتیوشا در کارخانه نورد اهواز و آتشباری از کد ۳۴۱ در مجاورت جزیره مجنون مستقر شدند.
توکلی بیان کرد: آتشبار ما آمادگی خوبی داشت، سه ماه ماموریت بنده طول کشید. در برج مراقبت فرودگاه آبادان رزمندگان هوانیروز به ارکان گزارش می دادند زیرا هنوز هواپیمای مسافربری پرواز می کردند.
وی بیان کرد: در شهریور ماه سال ۵۹ به خدمات پادگانی بیسیم ثابت مامور شدم و به آتشبار کاتیوشا به فرماندهی ستوان یکم خداقلی پیوستم و به عنوان تلگرافچی مسوولیت را برعهده گرفتم.
وی گفت: ۲۴شهریور ۵۹ مرتب با ستاد عملیات و پادگان شهرضا در تماس بودم که بیست و ششم شهریورماه این سال تلگرافی از ستاد عملیات در نیروی دریایی خرمشهر به دستم رسید که سروان خداقلی دستور حرکت به مرز داد.
با چهار توپ کاتیوشا حرکت کردیم
این رزمنده اضافه کرد: با چهار توپ کاتیوشا حرکت کردیم و در امامزاده خضر کنار بهمن شیر مستقر شدیم و سروان بهرام نژاد که مسئولیت هدایت آتش را به عهده داشت به نقشه مراجعه کرد و مختصات مربوط را که آن سوی اروندرود درخاک دشمن بود به رئیس توپخانه داد و توپ ها آماده شلیک شدند.
توکلی اظهار داشت: هوا کاملا تاریک شده بود و دشمن از دهانه شهر فاو تا پشت جزیره مینو با هر سلاحی که داشت به سمت ما شلیک کرد که تمام سر درخت های نخل با گلوله توپخانه دشمن قطع شد میشد و آتشبار۱۷۵ MM که در شلمچه مستقر بود با دشمن درگیر شده بود.
جزیره آبادان در دود و آتش دشمن
توکلی ادامه داد :شب ۲۸ شهریور سال ۵۹ آتش دشمن یک لحظه قطع نمی شد تا اینکه هوا روشن شد و هواپیماهای عراقی به جزیره آبادان هجوم آوردند و تمام مخازن نفت را که اول جاده خسرو آباد بود، بمباران کردند.
این رزمنده با بیان اینکه دود ناشی ازمخازن نفت تمام منطقه را گرفته وحتی تا آسمان کشور کویت رفته بود، بیان داشت: خرمشهر و آبادان زیر آتش توپخانه و هواپیماهای دشمن بودند و مردم غیرنظامی آبادان آواره شده و به سمت پل ایستگاه هفت آبادان می رفتند و ایستگاه هفت از جمعیت پرشده بود و می خواستند خود را به اهواز و ماهشهر برسانند.
وی افزود: به واحد مراجعه کردم با بیسیم AM مرتب بگوش بودم کلید رمزی داشتم که هرماه و یا ۱۵ روز باید تعوض می شد تا دشمن نتوانداز پیامها بهره برداری کند.
توکلی گفت: سرانجام در نزدیکی خرمشهر مستقر شدیم زیرا دشمن با دولشکر به خرمشهر حمله کرده بود.
مردم در خرمشهر با اسحله شکاری می جنگیدند
وی گفت: در آن زمان چندین نفر از مردم خرمشهربا اسلحه شکاری و یا کلاشینکف، سنگر انفرادی در اطراف جاده خرمشهر به بصره حفر کرده بودند که همان روز اول جنگ، تخلیه کردند و به شهر پناه آوردند.
توکلی ادامه داد: واحد تکاوران نیروی دریایی به فرماندهی ناخدا صمدی ویگان هایی از ژاندارمری با پشتیبانی چهار توپ کاتیوشا، توپ های ۱۳۰ میلی متری، آتشبار۱۷۵ میلی متری که در شلمچه مستقر بود مدت ۳۴ روز در برابر ۲ لشکر تا بن دندان دشمن در محور بصره به خرمشهر بااستفاده از امکانات خود و با پشتیبانی کامل هوایی و توپخانه، مقاومت کردند.
وی بیان داشت: با چهار توپ کاتیوشا موشک گذاری می کردیم و باهماهنگی دیده بانی سروان نریمانی که در شلمچه بود روی چند مختصات شلیک و چندین تانک و خودرو دشمن را منفجر کردیم وتلفات سنگینی به آنها تحمیل کردیم و دشمن عقب نشینی می کرد اما مجددا شب ها حمله می کردند.
توکلی افزود : بیشترین تلفات ما در منطقه شلمچه بود زیرا متاسفانه هیچ واحد پیاده و تانکی جز سربازان منقضی خدمت سال ۵۶ به منطقه اعزام نکردند.
او گفت : در شبانه روز نزدیک به ۱۲۰۰ موشک به دشمن می زدیم که علاوه بر آن با توجه به ستون پنجم، حفاظت از یگان هم با جدیت دنبال میشد و هر آتشی که به روی دشمن می ریختیم بلافاصله تغییر موضع می دادیم تا توپها را از دست ندهیم و چندین هواپیمای دشمن را که برای شناسایی آتشبار کاتیوشا در منطقه پرواز می کردند با توپ های ۲۳ میلی متری که در آبادان مستقر بود سرنگون می کردیم.
پاهای فرمانده تاول زنده بود
توکلی بیان داشت : فرمانده آتشبار سروان خداقلی مدت ۱۰ روز هم میشد که پوتین خودرا بجز برای نماز خواندن بیرون نمی آورد که پاهایش تاول زده بود و مدت ۳۴ روز از خرمشهر دفاع کردیم.
وی ادامه داد : سرانجام دشمن تا آبادان پیشروی کرد و اولین یگانی که از ماهشهر به منطقه آبادان اعزام کردند تیپ ۳ لشکر ۷۷ مشهد بود و توسط همین تیپ با پشتیبانی آتشبار کاتیوشا و آتشبار ۱۳۰ میلی متری آبادان را از محاصره درآوردیم و با عملیات ثامن الائمه در برابر ۲ لشکر بزرگ دشمن ایستادگی کردیم و آنها را شکست دادیم و تا پل دارخوئین درجاده آبادان – اهواز دشمن را به عقب راندیم و ۱۵۰۰ اسیر گرفتیم.
چندین بار مجروح شدم اما بازهم به جبهه رفتم
توکلی گفت : چندین بار در جبهه مجروح و در بیمارستان خلیلی شیراز بستری شدم اما برای دفاع از کشورم دوباره روانه منطقه شدم و به کمک بسیج و سپاه که رشادت های زیادی از آنها دیدم دشمن را از خاک کشور بیرون راندیم
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.