خلبان فریدون ذوالفقاری و گردان 11 شناسایی
مرور زندگی و کارنامه تیزپرواز گردان ۱۱ شناسایی

درحالیکه دشمن مشغول نصب پل بود، با توجه به شرایط پیشآمده و اخبار جستهوگریخته، اواخر شب ۱۸ مهرماه دستور عکسبرداری شبانه از محدوده تقریبی در حوالی دارخوین به گردان ۱۱ شناسایی ابلاغ شد.
خبرگزاری صدا و سیما و مهر _ گروه فرهنگ و ادب: امیر جانباز خلبان فرجالله فرسیابی یکی از خلبانان ایثارگر گردان ۱۱ شناسایی پایگاه یکم شکاری مهرآباد و همرزمان شهید فریدون ذوالفقاری در سالهای دفاع مقدس، چهارشنبه ۱۴ دی درگذشت و به یاران شهیدش پیوست.
وی متولد ۱۳۲۵ است و فروردین ۵۱ وارد دانشکده خلبانی شد. او دوره شبانهروزی آموزش را بهسرعت پشت سر گذاشت و برای دوره ویژه آموزش ناوبری هواپیمای جنگنده به آمریکا اعزام شد. پروازهایش را با هواپیمای T29 انجام داد و اردیبهشت ۵۳ پس از فارغالتحصیلی به ایران بازگشت و به گردان ۱۱ شکاری رزمی فانتوم (F4-E) فرستاده شد و پس از دیدن دوره یکساله رزمی، به گردان ۳۳ شکاری پایگاه سوم شکاری منتقل شد. سال ۵۵ آزمونی بین خلبانها برای طی دوره هواپیمای شناسایی فانتوم برگزار شد و فرسیابی نمره خوبی کسب کرد که دوباره به آمریکا اعزام شد.
فرسیابی پس از بازگشت به ایران، بهعنوان خلبان متخصص کابین عقب هواپیمای RF4 در گردان یازده شناسایی تاکتیکی مهرآباد مشغول به کار شد. در ۷ بهمن سال ۶۱ سانحهای برای این خلبان و کابین جلویش حمیدرضا نادرینیا رخ داد که به جانبازیاش انجامید. این مأموریت عکسبرداری برای شروع عملیات والفجر مقدماتی در نظر گرفته شده بود که در آن، فانتوم ایرانی مورد اصابت موشک هوا به هوای خلبان میراژ عراقی قرار گرفت. موشک درست به کابین برخورد کرد و نادرینیا شهید و فرسیابی نیز ضمن اجکت و خروج اضطراری از کابین، چشم چپ خود را از دست داد. به این ترتیب از رده پروازی خارج شد. او سال ۷۰ بهعنوان وابسته نظامی ایران به سوئیس رفت و اول آبان ۷۴ پس از سیسال خدمت با درجه سرتیپ دومی بازنشسته شد.
محسن شیرمحمد یکی از پژوهشگران نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران که پیشتر در یادداشتی امیر خلبان زندهیاد محمود کنگرلو از دیگر عقابان گردان ۱۱ شکاری را در یادداشت «مرور زندگی و کارنامه زندهیاد امیر خلبان محمود کنگرلو» معرفی کرده، در یادداشتی دیگر کارنامه امیر فرسیابی را مورد مرور و بررسی قرار داده است.
پیکر امیر فرسیابی صبح امروز شنبه ۱۷ دی در گلزار شهدای شهر لواسان زادگاه وی به خاک سپرده میشود.
مشروح متن اینیادداشت را در ادامه میخوانیم؛

شاهکارهای خلبانان گردان ۱۱ شناسایی در دفاع مقدس
سرتیپ دوم خلبان جانباز فرجالله فرسیابی ۱۲ مهر ۱۳۲۵در لواسان متولد گردید. تحصیلات ابتدایی و دوره متوسطه اول را در لواسان گذراند و سپس در سال ۱۳۴۴ وارد آموزشگاه درجهداری نیروی هوایی شد.با اتمام دوره آموزش در رسته الکترونیک و اسلحه هواپیما، به پایگاه دزفول منتقل و مشغول خدمت گردید.
وی سپس ادامه تحصیل داد و با اخذ مدرک دیپلم به علت علاقه وافر به پرواز، در آزمون خلبانی شرکت کرد و پس از قبولی و انجام معاینات پزشکی،۳۱ تیر ۱۳۵۱ در دانشکده خلبانی پذیرفته شد.
نامبرده پس از آموزشهای اولیه و طی کلاسهای زبان و تخصصی علوم هوانوردی،۱۸ مرداد ۱۳۵۲ جهت طی دوره ناوبری هواپیمای شکاری به آمریکا اعزام گردید و اردیبهشت ۱۳۵۳ موفق به دریافت نشان ناوبری شد. همان سال و پس از بازگشت به ایران، جهت پرواز در کابین عقب هواپیمای جنگنده اف- ۴ انتخاب و به پایگاه یکم مستقل شکاری منتقل گردید.با اتمام دوره آموزشی به پایگاه همدان منتقل و به عنوان خلبان کابین عقب فانتوم به خدمت در نیروی هوایی ادامه داد.
به دلیل شایستگیهای پروازی ،در سال ۱۳۵۵ جهت طی دوره کابین عقب هواپیمای آر. اف ۴ انتخاب و دوباره به آمریکا اعزام گردید و پس از پشت سر گذاشتن دوره آموزشی، اردیبهشت ۱۳۵۶ به ایران بازگشت و به پایگاه یکم مهرآباد منتقل و در گردان ۱۱ شناسایی به خدمت در نیروی هوایی ادامه داد.
۱۲ بهمن ۱۳۵۶ ، وی در یک مأموریت شناسایی تاکتیکی به همراه سروان جواد رضوانی به عنوان خلبان کابین جلو انجام وظیفه مینمود، هنگام مراجعت از مأموریت در لحظه نشستن روی باند فرودگاه، هواپیما دچار اشکال فنی شده و هر دو خلبان اقدام به خروج اضطراری کردند و با چتر نجات سالم فرود آمدند .
با شروع جنگ تحمیلی وی از جمله خلبانان شناسایی بود که در این یگان، پروازهای جنگی مختلفی را انجام داد. در اولین پرواز جنگی، ۴ مهر ۱۳۵۹، همراه با شهید علیرضا دریانیان از پایگاه یکم شکاری مهرآباد، عازم عکسبرداری از منطقه خوزستان گردید و با موفقیت این مأموریت را انجام داد. ۱۱ مهر ۱۳۵۹ با وجود آغاز تخلیه پایگاه چهارم وحدتی دزفول، همان روز دستوری از ستاد مشترک ارتش جهت شناسایی و عکسبرداری از آخرین حد پیشروی دشمن در منطقه شمال خوزستان به گردان شناسایی ابلاغ گردید تا بر اساس نتایج حاصل از این پرواز، تصمیم قطعی و نهایی در مورد ادامه تخلیه یا عدم تخلیه پایگاه وحدتی گرفته شود. این مأموریت به بهرام ایکانی و فرجالله فرسیابی واگذار شد که با موفقیت انجام گرفت و نتیجه این مأموریت و عکسبرداری مشخص نمود که دشمن از رود کرخه عبور نکرده و به همین دلیل دستور تخلیه پایگاه وحدتی لغو شد. فرجالله فرسیابی همچنین یکی از سه مأموریت شناسایی شبانه در دفاع مقدس را در ۱۸ مهر ۱۳۵۹ انجام داد.

یکی از عکسهای هوایی از پل شناور بر روی اروندرود، که روز ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ و توسط بهرام ایکانی و فرجالله فرسیابی در جریان آخرین مرحله عملیات آزادسازی خرمشهر گرفته شده است
در تاریکی بامداد ۱۹ مهرماه در محلی به نام مارَد که در حدود ۲۰ کیلومتری شمال آبادان قرار دارد، دشمن موفق به احداث پل بر روی رودخانه کارون شد. درحالیکه دشمن مشغول نصب پل بر روی کارون بود، با توجه به شرایط پیشآمده و اخبار جستهوگریخته در این مورد، جهت تعیین محل دقیق پل، در اواخر شب ۱۸ مهرماه دستور عکسبرداری شبانه از محدوده تقریبی در حوالی دارخوین به گردان ۱۱ شناسایی ابلاغ شد. این مأموریت به فریبرز غنینژاد و فرجالله فرسیابی واگذار گردید. با وجود خطرات فراوان پرواز در شب و به ویژه در ارتفاع پایین در خوزستان، خلبانان فانتوم مهرآباد را به سمت جنوب ترک کردند. دشت خوزستان با وجود مسطح بودن به دلیل خطوط فشار قوی متعدد منطقه خطرناکی برای پرواز در ارتفاع پایین آن هم در شب محسوب میشد. با وجود تمام خطرات احتمالی، فریبرز غنی نژاد و فرجالله فرسیابی موفق به عکسبرداری از پل دشمن شدند. با فرود فانتوم در مهرآباد همان شب، عکسهای گرفته شده مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که دشمن با نصب پل در حال انتقال قوای خود به کرانه خاوری کارون است.
مرحوم فرجالله فرسیابی در سلسله عملیات آزادسازی خوزستان شامل ثامنالائمه، طریقالقدس و فتحالمبین و مأموریتهای شناسایی و عکسبرداری هوایی حضور فعالی داشت. در جریان عملیات بیتالمقدس و در روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۱ همراه با بهرام ایکانی، آخرین عکسبرداری مؤثر از جبهه نبرد را انجام داد. بر اساس این عکسبرداری محل پل شناور دشمن بر روی اروند مورد شناسایی مجدد قرار گرفت و با انهدام آن به وسیله فانتومهای نهاجا در روز ۳ خرداد ۱۳۶۱ زمینه برای آزادسازی خرمشهر فراهم شد .
مرحوم فرسیابی، از آبان ۱۳۶۱ ، پس از طی دوره معلم خلبانی کابین عقب آر. اف- ۴ ، به عنوان معلم خلبان به آموزش خلبانان جدیدالورود نیز پرداخت.
روز ۷ بهمن ۱۳۶۱ یک پرواز شناسایی تاکتیکی برونمرزی به خلبانی حمیدرضا نادرینیا (کابین جلو) و مرحوم فرسیابی (کابین عقب) با یک فروند هواپیمای آر. اف ۴ برای بررسی آخرین وضعیت مناطق نبرد به اجـرا درآمد و عکس هوایی از منطقه غرب دزفول، غرب و جنوبغرب اهواز گرفته شد ولی متأسفانه فانتوم مورد هدف موشک هوا به هوای شکاریهای دشمن قرار گرفت که در نتیجه خلبان کابین جلو شهید و مرحوم فرسیابی مجبور به ترک اضطراری هواپیما در ارتفاع ۴۷ هزارپایی شد. نامبرده به طرز معجزهآسایی نجات یافت اما به دلیل آسیبهای وارده از ناحیه چشم، به اجبار جهت درمان به کشور اسپانیا اعزام گردید و با وجود اقدامات صورت گرفته، یک چشم خود را از دست داد. پس از بازگشت به کشور و با وجود خارج شدن از رده پروازی، مرحوم فرسیابی همچنان به خدمت خود در نهاجا ادامه داد .وی دوره دافوس را نیز در سال ۱۳۶۶ با موفقیت طی نمود.
مرحوم فرسیابی در ۱۳۶۹ به ستاد مشترک ارتش منتقل شد و به عنوان وابسته نظامی به کشور سوئیس اعزام گردید و در اوایل ۱۳۷۱ به کشور بازگشت و یک سال در همان محل و شغل قبلی خود مشغول به کار شد. با پایان مدت ماموریت به کشور بازگشت و تا سال ۱۳۷۴ در اداره سوم (عملیات) سماجا در سمت مدیریت عملیات هوائی به انجام وظیفه مشغول گردید و در همین زمان به درجه سرتیپدومی ارتقا یافت.
درنهایت و در یکم آبان ۱۳۷۴ پس از سی سال خدمت پرفرازونشیب به افتخار بازنشستگی نائل آمد. کتاب مأموریت شبح ۵، خاطرات نامبرده میباشد که توسط پژمان سهرابی در ۳۰۸ صفحه به نگارش درآمده و در ۱۳۹۸ توسط مرکز مطالعات راهبردی نیروی هوایی به چاپ رسیده است.گردان ۱۱ شناسایی شامل دسته ای از خلبانان بسیار حرفه ای بود که برای نفوذ و عکسبرداری از عمق خاک دشمن آموزش دیده بودند. این گردان نخستین بار پیش از انقلاب اسلامی و در پایگاه یکم شکاری مهرآباد در سال ۱۳۳۷ تشکیل شد و به مرور تجهیز و حرفه ای تر میشدند. اولین هواپیمایی که در این گردان به خدمت گرفته شد RT-33 بود و در ادامه هواپیماهای F5 و F4 که پیشرفته تر بودند به خدمت گرفته شدند. خلبانان این گردان برخلاف تمام عملیاتهای هوایی باید مأموریت خود را به صورت تک فروندی و بدون هیچگونه سلاح تهاجمی در خاک دشمن انجام میدادند. موضوعی که در شعار این گردان یعنی «تنها، نترس، بیسلاح» جلوه گر شده است. تنها وسیله دفاعی هواپیماهای گردان یازده شناسایی پادهای اخلالگر جنگ الکترونیک بود. این گردان با انجام عملیاتهای شناسایی در عمق خاک عراق، حمله قریبالوقوع این کشور به ایران را به درستی پیشبینی کرد و به مسئولان وقت جمهوری اسلامی اطلاع داد هرچند که به این گزارش اعتنایی نشد. [۱] [۲] با شروع جنگ ایران و عراق، بسیاری از عملیاتهای موفق هوایی و زمینی جمهوری اسلامی در جنگ ایران و عراق با پروازهای موفق شناسایی این گردان انجام شد. از جمله مؤثرترین عملیاتهای این گردان، شناسایی محل پل شناور عراق بر روی اروند رود بود که مورد شناسایی قرار گرفت و با انهدام آن به وسیله فانتومهای نهاجا در روز ۳ خرداد ۱۳۶۱ زمینه برای آزادسازی خرمشهر فراهم شد.
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.