در سه دهه گذشته، هواپیماهای جنگنده سبک نورثروپ اف-۵ئی تایگر ۲ و نمونه دو سرنشین آموزشی-رزمی آن یعنی اف-۵اف مستقر در فرودگاه بین‌المللی مشهد وظیفه محافظت از حریم هوایی و مرزهای ایران در شمال شرق و شرق کشور را بر عهده داشته و دارند.

از سال ۱۳۸۷ تا به امروز که پایگاه چهاردهم شکاری تاکتیکی نیروی هوایی ارتش در این فرودگاه منحل شده و به پایگاه مقدم هوایی تنزل یافت، شش فروند اف-۵ئی و دو فروند اف-۵اف این نیرو در مشهد مستقر بوده‌اند.

سه فروند از این جنگنده‌ها در پنجم اردیبهشت امسال به دنبال مناقشات مرزی با طالبان در منطقه دوغارون به پایگاه هوایی حسینی در ضلع شمالی فرودگاه بیرجند مأمور شدند، و یک روز بعد، دو فروند از آنها با پرواز بر فراز نوار مرزی بین استان خراسان رضوی و ولایت هرات افغانستان، دیوار صوتی را بر فراز منطقه‌ای نزدیک به شهر اسلام‌قلعه در افغانستان شکستند.

حضور جنگنده‌های اف-۵ نیروی هوایی ارتش در منطقه شمال غرب ایران قدمتی ۵۵ ساله دارد. در سال‌های پیش از انقلاب، پایگاه هوایی مشهد پذیرای این جنگنده‌ها در مأموریت‌های آموزشی بود. به دنبال انقلاب یا کودتای ۷ ثور (اردیبهشت ۱۳۵۷)، به دست حزب دموکراتیک خلق افغانستان و با حمایت شوروی، نخستین مأموریت‌های گشت مسلح هوایی در منطقه شمال غرب توسط جنگنده‌های اف-۵ئی اعزامی به این پایگاه صورت گرفت.

تمرین پروازی فرمانده پایگاه حبیبی و جانشین او، برفراز مناطق مرزی با افغانستان در اسفند ۱۳۹۸

تمرین پروازی فرمانده پایگاه حبیبی و جانشین او، برفراز مناطق مرزی با افغانستان در اسفند ۱۳۹۸

سرگرد خلبان فرهاد نصیرخانی از اساتید خلبان جنگنده اف-۵ تایگر ۲ و از اعضای تیم آکروجت تاج طلایی نیروی هوایی شاهنشاهی در سال‌های پیش از انقلاب، از جمله خلبانانی بود که جهت تمرین مأموریت رهگیری تحت هدایت رادار زمینی به پایگاه مقدم هوایی مشهد اعزام شد.

در این گزارش ضمن بررسی شرایط و توانمندی‌های کنونی پایگاه مقدم هوایی حبیبی در مشهد، به بررسی تاریخچه آن در سال‌های پیش از انقلاب از زبان سرگرد خلبان بازنشسته فرهاد نصیرخانی می‌پردازیم.

تاریخچه پایگاه مقدم هوایی مشهد

آنچه امروز پایگاه مقدم هوایی شهید حبیبی نام دارد، پس از پایان اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم به عنوان ایستگاه هوایی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران در فرودگاه مشهد تأسیس شد.

این فرودگاه پیش از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ محل استقرار هنگ سوم هوایی بود. این هنگ در آبان ۱۳۱۸ هشت فروند هواپیمای شکاری-بمب‌افکن هاوکر آداکس، چهار فروند هاوکر فیوری و چهار فروند هواپیمای آموزشی-ارتباطی دهاویلند تایگرموث در اختیار داشت. هواپیماهایی که تعدادشان تا سال ۱۳۲۰ تقریباً بی‌تغییر ماند.

پس از پایان اشغال ایران در سال ۱۳۲۴، پایگاه نیروی هوایی در مشهد در ابتدا مجهز به هواپیماهای جنگنده، بمب‌افکن و اکتشافی باقیمانده از دوران زمامداری رضا شاه پهلوی بود. هواپیماهایی چون هاوکر هایند، هاوکر آداکس و دهاویلند تایگرموث که وظیفه آنها پشتیبانی از مأموریت‌های لشکر ۹ نیروی زمینی شاهنشاهی در مشهد بود.

در سال ۱۳۹۴، یک فروند اف-۵ئی شماره ۷۳۱۱-۳، جمعی گردان ۴۱ شکاری تاکتیکی از پایگاه چهارم شکاری تاکتیکی وحدتی دزفول، به پایگاه مقدم هوایی مشهد مأمور شد و به مدت سه سال در آنجا خدمت کرد.

در سال ۱۳۹۴، یک فروند اف-۵ئی شماره ۷۳۱۱-۳، جمعی گردان ۴۱ شکاری تاکتیکی از پایگاه چهارم شکاری تاکتیکی وحدتی دزفول، به پایگاه مقدم هوایی مشهد مأمور شد و به مدت سه سال در آنجا خدمت کرد.

با بازنشستگی دسته جمعی هواپیماهای فرسوده متعلق به دوران پیش از زمامداری محمدرضا شاه پهلوی در سال‌های آغازین دهه ۱۳۳۰ شمسی، این ایستگاه محل استقرار هواپیماهای ارتباطی اِل تی-۶جی و تهاجمی اِی تی-۶دی ملقب به هاروارد شد.

این هواپیماها که در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ از سوی ایالات متحده تحویل ایران شد، هواپیماهایی دونفره مجهز به یک موتور پیستونی با قابلیت حمل دو تیربار ۷.۶۲ میلیمتری در زیر بال‌ها، و چهار راکت غیر هدایت شونده و یا چهار بمب سقوط آزاد بود، و در صورت نیاز، امکان حمل یک مخزن سوخت اضافی ۵۵ گالنی جهت افزایش برد هواپیما را داشت.

مأموریت‌های آموزش افسران کنترل شکاری

در سال‌های نخستین دهه ۱۳۴۰ و به دنبال بازنشستگی هواپیماهای تهاجمی سبک اِی تی-۶دی، به تدریج از نقش رزمی پایگاه مقدم هوایی مشهد کاسته شد. تلاش دولت شاهنشاهی ایران برای عدم تحریک اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز از دیگر دلایل عدم توسعه این پایگاه و تبدیل آن به یک پایگاه شکاری تاکتیکی بود.

در ۱۳ آذر ۱۳۴۳، نیروی هوایی شاهنشاهی نخستین هواپیمای جنگنده سبک اِف-۵آ فریدام فایتر را در قالب برنامه کمک تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا دریافت کرد. نخستین دسته ۱۴ فروندی این جنگنده‌ها، شامل سه فروند نمونه اف-۵بی آموزشی در ۲۲ دی ۱۳۴۳ وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد و چند روز بعد این هواپیماها تحویل گردان ۱۰۱ شکاری تاکتیکی شدند.

تا سال ۱۳۵۰ در مجموع ۱۰۷ فروند اف-۵آ فریدام فایتر، ۲۰ فروند اف-۵بی (آموزشی) و ۱۳ فروند هواپیمای شناسایی-تاکتیکی آر اِف-۵آ تحویل نیروی هوایی شاهنشاهی شد. جنگنده‌های اف-۵آ و نیمی از نمونه‌های آموزشی آنها تا سال ۱۳۵۴ از رده خارج و با حدود ۱۷۰ فروند از نمونه‌های پیشرفته‌تر اف-۵ئی و اف تایگر ۲ جایگزین شدند.

سرگرد خلبان فرهاد نصیرخانی، از خلبانان تیم آکروجت شاهنشاهی به عنوان خلبان اف-۵آ و ئی در سال‌های خدمتش چندین بار در جریان مأموریت‌های آموزشی به مشهد اعزام شد. مأموریت‌هایی که هر کدام نهایتاً دو هفته طول می‌کشید.

سرگرد بازنشسته فرهاد نصیرخانی با درجه ستوان دومی در لباس خلبانی تیم آکروجت تاج طلایی پیش از انقلاب در سمت راست و هم اکنون در سمت چپ.

سرگرد بازنشسته فرهاد نصیرخانی با درجه ستوان دومی در لباس خلبانی تیم آکروجت تاج طلایی پیش از انقلاب در سمت راست و هم اکنون در سمت چپ.

او در این باره به رادیوفردا می‌گوید:

«همیشه یک گردان هواپیمای اف-۵ آنجا بود به اسم تمرین فایتر کنترلرها (افسران کنترل شکاری). گردان ۲۱ می‌آمد، و وقتی می‌رفت گردان ۲۲ می‌آمد، یا گردان ۲۳ (از پایگاه دوم شکاری تاکتیکی در تبریز). همیشه یک گردان داشتیم برای آموزش و واقعاً همین کار رو می‌کردیم. ما نه تیراندازی می‌کردیم، نه بمباران می‌کردیم، نه داگ فایت (نوعی ازدرگیری نزدیک هوایی)، فقط و فقط پروازهامان برای تمرین راداری‌ها بود.

فایتر کنترلرها نه تنها باید در اول کار آموزش ببینند، بلکه بعد از متخصص شدن، باید تمرین کنند وگرنه تخصص‌شان را از دست می‌دهند. ما برای هر مأموریت پروازی آموزش فایترکنترلرها با دو تا طیاره می‌رفتیم. از هم جدا می‌شدیم. یکی می‌شد شکاری و یکی می‌شد هدف. آنها ما را دو تا نقطه می‌دیدند. بعد از مسافتی که از هم دور می‌شدیم، فایترکنترلر باید ما را رهگیری می‌کرد. این کار مشکلی نیست ولی آخرین گردش تو را در موقعیتی می‌گذارد که موشک را بزنی یا (هواپیمای دشمن را) با مسلسل بزنی که اهمیت دارد و هدایتش سخت است.

من از سال ۱۳۴۷ یا ۱۳۴۸ برای اولین بار رفتم. با هواپیمای اف-۵اِی. همیشه که بچه‌ها (خلبانان) می‌رفتند، خانواده‌هاشان را اعم از بچه‌ها، مادر و مادربزرگ‌ها و غیره که مذهبی بودند با خود می‌بردند. من خیلی رفتم. چندین بار در سال‌های مختلف به آنجا رفتم.»

کودتای ثور و نقش پایگاه مشهد در محافظت از حریم هوایی ایران

در سال‌های پیش از انقلاب نیروی هوایی شاهنشاهی با هدف عدم تحریک اتحاد جماهیر شوروی، از تبدیل پایگاه مقدم هوایی مشهد به یک پایگاه شکاری تاکتیکی خودداری کرد. در این راستا، این پایگاه فاقد بسیاری از تأسیسات زیربنایی از جمله آشیانه تعمیر و نگهداری هواپیما بود.

بنابر مشاهدات سرگرد فرهاد نصیرخانی، امکانات فنی نیروی هوایی در این پایگاه جهت پشتیبانی از مأموریت‌های اف-۵های اعزامی تنها برای انجام تعمیرات میدانی مناسب بود و امکان تعمیرات رده میانی و سنگین در آن وجود نداشت.

در یک مورد، یک اف-۵آ در جریان مأموریت آموزش کنترلر شکاری، دچار آسیب‌دیدگی در سازه و شکاف در بال راست به علت وارد آمدن فشار چند برابر گرانش شد. اما به علت نبود امکانات تعمیراتی سنگین در این پایگاه چون امکان تعویض بال، سرگرد نصیرخانی مأمور شد که هواپیمای آسیب‌دیده را جهت تعمیرات از مشهد به فرودگاه مهرآباد تهران منتقل کند.

با وجود عدم تمایل به تبدیل پایگاه مشهد به یک پایگاه شکاری تاکتیکی، نیروی هوایی شاهنشاهی از هفتم اردیبهشت ۱۳۵۷ پایگاه دوم شکاری تاکتیکی تبریز را در حالت آماده‌باش قرار داد. متعاقباً این پایگاه نیز بهترین خلبانان عملیاتی به همراه هواپیماهای جنگنده اف-۵ئی خود را جهت مأموریت رهگیری و دفاع هوایی در مشهد مستقر کرد.

سرگرد نصیرخانی در این باره می‌گوید:

«ما در پایگاه مشهد شلتر (پناهگاه بتنی) برای پارک هواپیماها نداشتیم. یک سری ساختمان کوچک برای اقامت ماها بود. هنوز مثل پایگاه شکاری نبود. نمی‌خواستند روس‌ها را تحریک کنند که بغل مرزشان یک پایگاه بزنیم. این حسن همجواری که داشتیم خیال‌مان راحت بود که نه روس‌ها هواپیماهای روی رمپ را می‌زندند، نه افغانستان جرئتش را داشت، و نه پاکستان که متحد ما بود قصدش را داشت.

ما در مشهد نه بمب داشتیم، نه انبار مهمات داشتیم نه چیزی داشتیم. مهمات باید می‌رفت، حمل و نقل مهمات برای سه روز یا یک روز جنگ لازم بود؛ ۱۰ کامیون لازم بود. لازم بود ماشین آلاتی را برای بارگیری مهمات بفرستند. ممکن است آماده‌باشی بوده باشد. حقیقتاً یادم نمی‌آید. چون اینقدر در موارد مختلفی آماده‌باش بودیم که اینقدر چیز مهمی نبود یادمان بماند.

مسلماً وقتی اتفاقات مختلف در کشورهای همسایه می‌افتاد، ما عکس العمل نشان می‌دادیم. واکنش نشان می‌دادیم، این که مسلم است، ولی از این که بخواهیم مهمات را آنجا ببریم... مجسم کن وقتی هواپیما برای هدف جنگی به جایی برود، ابزار جنگی می‌خواهد، طیاره خالی که کاری نمی‌تواند بکند».

حضور رزمی جنگنده‌های اف-۵ئی در مشهد در سال‌های اخیر

اعزام موقتی جنگنده‌های اف-۵ئی در فرودگاه مشهد با پایان جنگ ایران و عراق از سر گرفته شد. مأموریت‌های تعریف شده برای آنها دفاع از حریم هوایی شمال شرق و همچنین پشتیبانی از مأموریت‌های لشکر ۷۷ خراسان و نیروهای مرزبانی نیروی ژاندارمری و متعاقباً نیروی انتظامی بود.

به دنبال به قدرت رسیدن طالبان و متعاقباً قتل دیپلمات‌های ایرانی، نیروهای مسلح ایران در آستانه جنگ با طالبان قرار گرفتند. تصمیم به تبدیل پایگاه مشهد به یک پایگاه شکاری تاکتیکی گرفته شد؛ پایگاهی مجهز به دو گردان از هواپیماهای جنگنده. گردان ۱۴۱ شکاری تاکتیکی مجهز به ۱۲ فروند جنگنده اف-۵ئی و اف تایگر ۲ و اسکادران ۱۴۲ شکاری تاکتیکی مجهز به ۱۲ فروند جنگنده میراژ اف.۱ئی کیو/بی‌کیو غنیمت‌گرفته شده از نیروی هوایی عراق.

همزمان در غرب شهر بیرجند، ساخت پایگاه دوازدهم شکاری تاکتیکی که از بهمن ۱۳۵۷ متوقف شده بود، از سر گرفته شد. ساخت این پایگاه در بهار ۵۷ و به دستور محمدرضا شاه پهلوی آغاز شد، و بنا بود تا سال ۱۳۶۲ به سه گردان از هواپیماهای جنگنده همه‌منظوره اف-۱۶آ و بی مجهز شود. جنگنده‌هایی که بنا بود از سرحدات مرزی ایران و افغانستان محافظت کنند.

روند ساخت پایگاه هوایی مشهد با سرعت بیشتری از پایگاه بیرجند پیشرفت و متعاقباً در سال ۱۳۷۷، پایگاه مقدم هوایی مشهد به پایگاه چهاردهم شکاری تاکتیکی تبدیل شد. این پایگاه دو آشیانه بتنی محل استقرار جنگنده‌های آماده‌باش سریع، مسلح به موشک‌های هوا به هوای برد کوتاه حرارتی ایم-۹جِی سایدوایندر داشت. پیش از آن نیز در طول جنگ یک آشیانه بزرگ تعمیر و نگهداری هواپیما جهت انجام تعمیرات هواپیماهای شکاری به دور از برد هواپیماهای جنگنده-بمب‌افکن نیروی هوایی عراق در آن ساخته شده بود.

پایگاه مقدم هوایی ناصر حبیبی زهام هم اکنون هفت سوله مهمات دارد که محل نگهداری انواع تسلیحات هوا به هوا و هوا به سطح جهت استفاده جنگنده‌های مستقر در این پایگاه هستند. نمونه‌ای از این مهمات در این تصویر، در مقابل یک فروند اف-۵ئی مشاهده می‌شود.

پایگاه مقدم هوایی ناصر حبیبی زهام هم اکنون هفت سوله مهمات دارد که محل نگهداری انواع تسلیحات هوا به هوا و هوا به سطح جهت استفاده جنگنده‌های مستقر در این پایگاه هستند. نمونه‌ای از این مهمات در این تصویر، در مقابل یک فروند اف-۵ئی مشاهده می‌شود.

گردان ۱۴۲ شکاری تاکتیکی در اسفند ۱۳۷۸ با ۱۰ فروند جنگنده میراژ اف-۱ تشکیل شد. در تاریخ نوزدهم تیر ۱۳۸۰، یک فروند میراژ اف-۱ئی‌کیو به شماره ۶۲۱۷-۳ در جریان یک مأموریت ناوبری به خلبانی سرهنگ ناصر حبیبی زهام، جانشین فرمانده پایگاه چهاردهم شکاری تاکتیکی به طبس و بالعکس دچار نقص فنی در سامانه هیدرولیک شد.

خلبان دقایقی پیش از رسیدن جنگنده‌اش به مشهد جهت فرود اضطراری کنترل هواپیما را به علت قفل شدن فرامین از دست داد و از آنجا که کمربند ایمنی خود را بر روی حالت رهاسازی سریع قرار داده بود، پس از خروج با صندلی‌پران چتر نجات او از بدنش جدا شده و باعث سقوط وی و کشته شدن او می‌شود.

پس از آن پایگاه چهاردهم شکاری تاکتیکی از امام رضا به ناصر حبیبی زهام تغییر نام داد. همچنین تمامی ناوگان هواپیماهای میراژ اف-۱ زمین‌گیر شدند و گردان ۱۴۲ شکاری منحل شد.

تنزل پایگاه در سال ۱۳۸۷

به دنبال جداسازی فرماندهی پدافند هوایی ارتش در سال ۱۳۸۷ و تشکیل نیروی پدافند هوایی ارتش، نیمی از اراضی پایگاه چهاردهم شکاری تاکتیکی در مشهد به نیروی پدافند هوایی ارتش واگذار شد که انحلال این پایگاه و اسکادران ۱۴۱ شکاری تاکتیکی را به دنبال داشت.

در این زمان پایگاه مقدم هوایی زیر نام ناصر حبیبی زهام تشکیل شد؛ پایگاهی مجهز به هشت فروند از جنگنده‌های اف-۵ئی و اف-۵اف اعزامی متعلق به گردان ۲۱ شکاری تاکتیکی که مستقر در پایگاه دوم شکاری تاکتیکی فکوری در تبریز و مجهز به بیش از ۲۰ فروند جنگنده اف-۵ تایگر ۲ بود.

در زمستان سال ۱۳۸۷ و به دنبال درخواست ستاد مشترک ارتش از نیروی هوایی ارتش جهت راه‌اندازی مجدد جنگنده‌های میراژ اف۱ سابق نیروی هوایی عراق، یک مرکز تعمیر اساسی این نوع جنگنده در پایگاه مقدم هوایی حبیب تشکیل شد. مرکزی که توسط گروهی از متخصصان فنی هواپیماهای جنگنده اف-۵ اداره می‌شد و علاوه بر قابلیت انجام بازآماد یا تعمیر اساسی یک فروند میراژ اف۱ در سال توانایی انجام تعمیرات سنگین جنگنده‌های اف-۵ شامل اورهال یا تعمیر اساسی بدنه آنها را داشت.

انجام تمامی رده‌های تعمیراتی هواپیمای جنگنده اف-۵ در مرکز تعمیرات هواپیمای پایگاه حبیبی صورت می‌گیرد.

انجام تمامی رده‌های تعمیراتی هواپیمای جنگنده اف-۵ در مرکز تعمیرات هواپیمای پایگاه حبیبی صورت می‌گیرد.

از سال ۱۳۸۷ تا به امروز، پایگاه مقدم هوایی حبیب به چهار فروند جنگنده اف-۵ئی مسلح به موشک‌های سایدوایندر جهت انجام مأموریت واکنش سریع به منظور رهگیری هواگردهای متخاصم در حریم هوایی شمال شرق ایران مجهز بوده است. علاوه بر آنها، دو فروند اف-۵ئی مسلح دیگر به عنوان رزرو و دو فروند اف-۵اف جهت مأموریت‌های تمرینی و آموزشی در آن مستقر هستند.

با توجه به ناتوانی هواپیماهای جنگنده اف-۵ئی و اف تایگر ۲ در انجام عملیات در شب، در شرایط بحرانی و یا به درخواست فرماندهی شمال شرق ارتش، چهار فروند هواپیمای جنگنده بمب‌افکن اف-۴ئی فانتوم ۲ از پایگاه سوم یا نهم شکاری تاکتیکی به ترتیب در نزدیکی همدان و بندرعباس به مشهد اعزام می‌شوند.

همانطور که در مقدمه این گزارش به آن اشاره شد، به دنبال افزایش خطر بروز درگیری مرزی بین نیروهای مرزبانی و همچنین واحدهای اعزامی نیروی زمینی ارتش به منطقه مرزی دوغارون واقع در نزدیکی شهر تایباد، پایگاه مقدم هوایی ناصر حبیبی زهام مأمور شد تا سه فروند جنگنده اف-۵ئی تایگر ۲ خود را به پایگاه مقدم هوایی حسینی در بیرجند اعزام کند.

این جنگنده‌ها از روز ششم اردیبهشت یک پرواز روزانه گشت هوایی مسلح بر فراز نوار مرزی با ولایت هرات از مبدأ بیرجند به انجام رسانده‌اند.دیو

گزارشی از پایگاه هوایی شهید‌حبیبی مشهد | شوق پرواز تا آخرین نفس

وقتی صحبت از خلبانی و پرواز به میان می‌آید، همه شوق دیدن آن پرنده‌های آهنی از نزدیک را دارند. به‌خصوص اگر جنگنده و شکاری باشند، صدای پرنده‌های آهنی، ناخودآگاه سرمان را رو به آسمان می‌چرخاند. گفت‌وگوی ما با امیرسرتیپ دوم خلبان حمید مصطفوی، فرمانده پایگاه هوایی شهید‌حبیبی مشهد، را در ادامه می‌خوانید.

نعیمه زینبی | شهرآرانیوز - «همین الان که من و شما در آرامش نشسته‌ایم، هواپیمای مسلح با خلبان آماده در آشیانه، منتظر پرواز است. اگر اعلام کنم، در کمتر از ۵‌دقیقه هواپیما استارت می‌خورد و از زمین کنده می‌شود. خلبانش لباس پوشیده و در فاصله چند‌متری هواپیما نشسته است تا پس از اعلام بی‌درنگ در آسمان باشد. حتی راه‌پله‌اش هم آماده است. این آمادگی، شبانه‌روزی است تا امنیت کشور حفظ شود.» این گزاره‌ها، قسمتی از گفت‌وگوی ما با امیرسرتیپ دوم خلبان حمید مصطفوی، فرمانده پایگاه هوایی شهید‌حبیبی مشهد، است.

وقتی صحبت از خلبانی و پرواز به میان می‌آید، همه شوق دیدن آن پرنده‌های آهنی از نزدیک را دارند. به‌خصوص اگر جنگنده و شکاری باشند، صدای پرنده‌های آهنی، ناخودآگاه سرمان را رو به آسمان می‌چرخاند. ما روز‌های زیادی را چشم به خطوط سفید مانده در آبی آسمان دوخته‌ایم و کنجکاو بوده‌ایم که آن بالا چه خبر است. پرواز رویای بسیاری از ماست، از کودکی تا اکنون که به پایگاه نیروی هوایی می‌رویم تا از دنیای ناشناخته پایگاه کنار بزرگراه سر در بیاوریم.

عبور از در‌های چندلایه نیروی هوایی!

روز مصاحبه هر اتفاقی که در مسیر می‌افتد، برایم جذاب است؛ از نقطه‌ای که قدم اول را برای تهیه گزارش برمی‌دارم تا وقتی ترافیک چنددقیقه‌ای بزرگراه مرا گیر می‌اندازد. انگار باید سخت بگذرد تا گزارشش بچسبد. سخت‌گیری‌های دم در هم که قصه‌ای عادی برای ورود به یک پایگاه نظامی است. در آ‌بی رنگ بزرگ کنار بزرگراه، پشت خودش یک دنیا را مخفی کرده است که نمی‌شود هیجان کشف آن را نداشت.

پایگاه آن‌قدر وسعت دارد که هوس نکنی با پای پیاده آن را گز کنی. حالا تنها بانوان حاضر در پایگاه، ما هستیم؛ من و عکاس همراهم! پس از گذراندن آداب و ترتیب می‌توانیم قدم به دفتر فرماندهی بگذاریم و چرخی کنترل‌شده در پایگاه بزنیم. امیر حمید مصطفوی در طول گزارش همراه ما می‌شود. در پایگاه، لباس‌ها سبزند یا سورمه‌ای. خلبان‌ها لباس‌های سبز و مهندسان تعمیر و نگهداری لباس‌های سورمه‌ای‌رنگ نیروی هوایی را به تن دارند و از این جهت راحت قابل تشخیص هستند. تعداد سربازان حاضر در پایگاه، از تعداد نیرو‌های متخصص آن خیلی کمتر است. هرکس اینجا حاضر است، یا خلبان است یا متخصص فنی.

صد ساعت کار برای یک ساعت پرواز

تخصص حرف اول را در نیروی هوایی می‌زند. شوخی‌بردار نیست. میلیارد‌ها تومان سرمایه و امنیت کشور به بال‌های پرتوان پرنده‌های نیروی هوایی وابسته است. برای اینکه هواپیما یک ساعت پرواز کند و قلب آسمان را بشکافد، شاید صد‌ها ساعت کار پیش‌نیاز باشد. هواپیما هر گوشه‌اش نیازمند یک تخصص است. بال و بدنه، موتور، بنزین، سیستم‌های الکترونیکی و الکتریکی، رادار، اسلحه، مهمات هر‌کدام یک یا چند متخصص دارد که باید باشند تا یک خلبان بتواند در کابین هواپیما بنشیند و پرواز کند.

امیر مصطفوی که رشته خلبانی را در دانشگاه شهید‌ستاری به پایان رسانده و سال‌هاست معلم خلبان است، می‌گوید: «نیروی هوایی پیش از انقلاب به غرب وابسته بود و آمریکایی‌ها آن را اداره می‌کردند. آن‌ها حتی جلو ما بعضی تعمیرات را انجام نمی‌دادند و فکر می‌کردند که نیروی هوایی کشور بعد از انقلاب نمی‌تواند دوام بیاورد. ولی ما دوام آوردیم و پس از جنگ تحمیلی و تجربه دفاع مقدس با تخصصی که داشتیم اتفاقات بسیار خوبی را رقم زدیم. ما در بهینه‌کردن سامانه‌ها و نگهداری هواپیما پیشرفت کردیم و حالا به مرحله تولید هواپیما‌های شکاری رسیده‌ایم. در حوزه هواپیما‌های بدون سرنشین هم به جای خوبی رسیده‌ایم که درباره‌اش شنیده‌اید.»

جنگنده از‌ رده‌ خارج نداریم

در میدان پرواز روی هر کلاه، نام یک خلبان نوشته شده است. کلاه‌ها سنگین‌اند و نمی‌شود با اشاره انگشت، آن‌ها را جابه‌جا کرد؛ حساب می‌کنی این روی گردن خلبان چه وزنی می‌اندازد! باند فرود آسفالت است، ولی برق می‌زند. انگار عمدی وجود دارد که فضای باند به این درخشندگی باشد. جنگنده‌های آماده‌پرواز در آشیانه‌هایشان حاضرند و ما فقط می‌توانیم از دور، شِمای کلی آن‌ها را تصور کنیم. قرار نیست با یک گردش کوتاه همه‌چیز پایگاه دستمان بیاید.

امیر حرف‌های خوبی برایمان دارد تا نیروی هوایی کشورمان را دست‌کم نگیریم و تصور نکنیم که ما با جنگنده‌های از‌رده خارج، خودمان را آماده دفاع نشان می‌دهیم؛ «گاهی در شبکه‌های اجتماعی افرادی که تخصص ندارند، می‌گویند هواپیما‌های ما از ۵۰‌سال پیش است. تصور عموم این است که هواپیمایی که مثلا ۵۰‌سال دارد، از رده خارج است. هواپیما بر‌اساس سن و ساعت پروازش، قاعده‌ای برای تعمیر یا تعویض قطعات دارد. طبق برنامه مشخص است در یک هواپیما بعد از ۱۰۰‌ساعت یا ۲۰۰‌ساعت پرواز، چه قطعاتی باید تعویض شود. اف-۵ در ۱۲۰۰‌ساعت باید از رده پروازی خارج و اورهال شود؛ اورهال یعنی تعمیرات سنگین و اساسی.»
برای خودرو زمانی‌که به مشکل برمی‌خوریم، به‌سراغ تعمیر می‌رویم، ولی روال کار هواپیما این نیست. هواپیما ممکن است هیچ اشکالی نداشته باشد و خیلی خوب پرواز کند، ولی به‌دلیل فرا‌رسیدن زمان اورهال تعمیرات اساسی شود. فرمانده ادامه می‌دهد: «هواپیما هنگام اورهال به آشیانه می‌رود و بر‌اساس قاعده تکه‌تکه می‌شود. قطعات مورد‌نیاز تعویض و هواپیما دوباره سر هم می‌شود. ما این تخصص را داریم. هواپیما و موتورش بعد از چند مرحله اورهال از رده خارج می‌شود. در مشهد، یک گروه نیروی جهادیِ باارزش این کار را انجام می‌دهد و افزون‌بر هواپیما‌های خودمان، هواپیما‌های نیروی هوایی در شهر‌های دیگر را نیز پشتیبانی می‌کند. قطعات هواپیما را هم با‌توجه‌به ظرفیت استان، ارتباط با دانشگاه و صنعت قطعه‌سازی، خودمان می‌سازیم. ما برای تأمین قطعات هیچ وابستگی به خارج از کشور نداریم. تحریم، ما را به‌سمت خودکفایی سوق داد.»

خلبان زبان هواپیما را می‌فهمد

مسیر‌های پروازی پایگاه انگار همسایه بدون مرز و دیوار فرودگاه است. روی باند پروازیم و دو جنگنده رام زمین و وحشی آسمان‌اند. نقش ببر حک‌شده روی بدنه هم انگار همین را گوشزد می‌کند که بی‌جهت نیست که به آن‌ها می‌گویند «شکاری»! از همین جا می‌توان برج مراقبت و باند‌های فرود هواپیما‌های مسافربری را دید. اما حواس ما به آن‌ها نیست. ما شش‌دانگ حواسمان را داده‌ایم به اف-۵ که روی زمین آرام گرفته است و می‌شود لمسش کرد؛ در‌دسترس‌ترین نقطه ممکن در روی زمین. حتی روی زمین هم ابهت دارد. دور‌تا‌دور جنگنده می‌چرخم و بدنه سرد آن را لمس می‌کنم. دماغه آن را با پوشش برزنتی پوشانده‌اند. پس از یک ساعت حضور در کنارشان، هنوز برایمان شگفتی دارد. خلبان کلاه سرش می‌گذارد و پشت هواپیمای آماده پرواز می‌نشیند. سقف شیشه‌ای پایین می‌آید و قفل می‌شود.

در کمتر از چند‌دقیقه، او روی آسمان و جهان زیر پایش است. برای خلبان‌های کارکشته، پرنده‌ای که با آن می‌پرند، دیگر عضوی از خودشان است. او و پرنده دو تا نیستند. یکی شده‌اند و حرف هم را می‌فهمند. زوزه موتور جنگنده هنگام روشن‌شدن و تیک‌آف‌کردن اگر‌چه برای ما مفهومی جز آزردگی گوش ندارد، برای خلبان حکایت زبان کودکی است که فقط مادرش آن را می‌فهمد. خلبان گوش به صدای کودکش می‌دهد و دردش را می‌فهمد. این نکته را امیر مصطفوی هم به ما گوشزد می‌کند؛ «هر صدایی که از موتور بلند شود، برای خلبان مفهوم دارد. خلبان صدای موتور پرنده‌اش را می‌شناسد. از حرکت هواپیما متوجه می‌شود که آیا مکانیزم هواپیما درست کار می‌کند یا نه. بچه‌های ما متخصص، با‌تجربه و عاشق‌اند و تا عشق نباشد، نمی‌توانند اینجا دوام بیاورند.»
خلبان‌ها حتی در شرایط صلح، پریدن جزو برنامه‌شان است تا آمادگی‌شان را حفظ کنند. فرمانده می‌گوید: «هواپیما قیمت ندارد و پرواز هزینه زیادی دارد. گاهی برای یک ساعت پرواز دو روز کار لازم است. اما از طرفی خلبان‌ها برنامه و الزامات پروازی دارند و باید میزان مشخصی در ماه پرواز کنند تا آمادگی‌شان را حفظ کنند. در سنین بالاتر، تعداد پرواز کمتر است و هزینه صرف مهارت‌آموزی جوان‌تر‌ها می‌شود.»

کار ما شروع و خاتمه ندارد

خلبان‌ها و نیرو‌های فنی را برای گرفتن عکس جلو جنگنده‌ها جمع کرده‌ایم. عکاس دردسر زیادی برای مرتب‌کردنشان ندارد. خودشان آن‌قدر به شعاع چینش کلاه‌ها و رعایت فاصله طولی و عرضی آن‌ها دقت دارند که انگار این توجه به جزئیات، ذاتی شده برایشان. امیر مصطفوی از همه دقیق‌تر است و نیرو‌های تحت امرش را راهبری می‌کند تا عکس با حداکثر نظم گرفته شود. حتی می‌آید و در زاویه دید عکاس می‌ایستد تا همه‌چیز در نهایت دقت باشد. امروز در پایگاه نیروهوایی روز خانواده است و آن‌ها می‌توانند یک ساعت زودتر راهی کاشانه شوند.

ما آن‌ها را دوساعتی روی باند معطل می‌کنیم، اما در‌عین آرامش رفتار می‌کنند. انگار عظمت پرواز، روح آن‌ها را هم بزرگ کرده است تا هر تلخی کوچکی، روحشان را متلاطم نکند. نیروی هوایی در‌میان دیگر نیرو‌های نظامی، آراستگی و نظمش زبانزد و در‌میان خانواده ارتش هم از احترام بیشتری برخوردار است. این نکته را حسینی، مسئول روابط عمومی ارتش، می‌گوید که ناگزیر از حضور در‌کنار ماست. از دیالوگ‌هایی که میان خلبان‌ها رد‌و‌بدل می‌شود، تازه می‌فهمیم آن‌ها مسلط به زبان انگلیسی هستند و گاهی حتی مکالمات عادی میانشان هم فارسی نیست.

هرکدام از آن‌ها که اکنون اینجا ایستاده، راه طولانی و پر‌زحمتی را پیموده است. همه آن‌ها در مسئولیتی که به آن‌ها سپرده شده است، جدی هستند. امیر مصطفوی هم دوست دارد زبان گویای نیرو‌های پرتلاشش باشد؛ «کار در نیروی هوایی محدود به زمانی خاص نمی‌شود. شروع و خاتمه ندارد. گاهی ساعت ۳‌نصفه شب سر کار هستیم و گاه شبانه‌روز آماده‌باشیم. کار برای نیروی هوایی تمامی ندارد و همیشه همراه ماست. ما حتی در تفریح و هنگام حضور در جمع خانواده باید به مرکز وصل باشیم.»

گزارشی از پایگاه هوایی شهید‌حبیبی مشهد | شوق پرواز تا آخرین نفس

خلبانی که منتظر دستور است

شاید ندانیم امنیت و آرامش شهر‌های ما چقدر به حضور نیروی هوایی وابسته است. همین نیرو‌های متواضعی که برای گرفتن عکس، یک‌ساعتی معطل شده‌اند، ولی گلایه‌ای ندارند. فرمانده، اما این موضوع را می‌داند؛ «وظیفه‌ای که پایگاه هوایی دارد، این است که باید بیست‌و‌چهارساعته آمادگی مقابله را داشته باشد. همین الان که من و شما در آرامش نشسته‌ایم، هواپیمای مسلح با خلبان آماده در آشیانه منتظر پرواز است. اگر اعلام کنم در کمتر از ۵‌دقیقه استارت می‌خورد و از زمین کنده می‌شود.

خلبانش لباس پوشیده و در فاصله چند‌متری هواپیما نشسته است تا پس‌از اعلام پنج‌دقیقه دیگر در آسمان باشد. حتی راه‌پله‌اش آماده است. این آمادگی شبانه‌روزی است و تعطیل‌بردار نیست. در عملکرد این سامانه و فرایند تعداد زیادی دخیل هستند؛ از سربازی که آنجا ایستاده و پاسداری می‌دهد تا پرسنل فنی که این هواپیما را باید آماده و سرپا نگه دارند، شریک هستند.» امیر هنگام حضور در دفترش، مانیتور دوربین‌های مدار‌بسته را برای ما باز می‌کند و خلبان آماده را در‌کنار جنگنده نشانمان می‌دهد. برای ما این تلاش شبانه‌روزی باعث شگفتی و افتخارآمیز است، ولی برای آن‌ها روال عادی کارشان است که با آن خو گرفته‌اند.
ما شهید داده‌ایم تا هواپیما سالم بماند

برای افراد عادی که برای یک بار سفر با هواپیما استرس پرواز دارند شاید قابل‌درک نباشد که هر روز بخواهند پرواز کنند و با آن مواجه شوند. خلبانی شغل پرخطری است و شهادت تعداد زیادی از خلبان‌های نیروی هوایی، این را به ما یادآور می‌شود؛ «کار ما سخت است، ولی ما این سختی را به جان خریده‌ایم. ما می‌دانیم چقدر شهید داده‌ایم تا این تعداد خلبان آموزش ببینند و بتوانند به کشورشان خدمت کنند. هرکسی در این کار مانده دلایلی دارد و خودش را قانع کرده است تا بماند. وقتی به مسیر آسمان راه پیدا می‌کنی، نگاهت عمق پیدا می‌کند. آنجا تازه می‌فهمی برای اینکه کشورت سر پا بماند باید حاضر باشی و وسیله‌ای که برای دفاع از کشور در دست توست، خاص است.

خلبان‌ها قدر و ارزش وسیله‌ای را که بر آن سوارند، می‌دانند و در هر شرایطی برای حفظ آن تلاش می‌کنند. حتی گاهی شده که خلبانی در شرایط اضطراری خودش شهید شده، ولی هواپیما را سالم نشانده است.» در آسمان شهر در اطراف پایگاه هر روز تعدادی هواپیمای جنگی دیده می‌شود که امیر آن را بخشی از کارشان می‌داند؛ «گاهی پرواز تاکتیکی و عملیاتی یا شناسایی است و گاهی تمرینی. همه این‌ها در‌راستای حفظ امنیت کشور است. باند فرود ما در حاشیه شهر است و پرنده‌ها برای نشستن گاهی مجبورند از روی شهر عبور کنند.»

عبور از آزمایش ۸۲‌مرحله‌ای سالیانه!

البته خلبان‌شدن و خلبان‌ماندن به راحتی میسر نیست. هر سال، یک ماه قبل از تاریخ تولد، هر خلبان فرصت دارد به‌سراغ فرم گزارش معاینات بدنی ۸۲‌مرحله‌ای برود تا مجوز پروازش را برای یک سال دیگر بگیرد. آزمایش‌هایی که از ناخن پا تا موی سر در آن لحاظ شده است. فرمانده می‌گوید: «برای همه خلبان‌های دنیا این رسم است. روز تولدشان مجوز پروازشان منقضی می‌شود، مگر اینکه این فرم را پر کنند و پزشک خلبان که به پرواز آشناست، سلامتشان را تأیید کند.» هر خلبان تا زمانی می‌تواند پشت پرنده‌های آهنی بنشیند که سلامتی‌اش در آزمایش‌ها تأیید شود.

برای خلبان‌های جوان شاید این مسئله چندان نگران‌کننده نباشد، ولی برای آن‌ها که پا به ۴۰ گذاشته‌اند و باید آزمایش‌ها را هر شش‌ماه یک‌بار تکرار کنند، دغدغه بزرگی است. خلبان‌ها به پرواز وابسته‌اند و شاید هیچ‌چیز سخت‌تر از این نباشد که به آن‌ها روزی بگویند عمر پرواز تو به پایان رسیده است. برای پرنده‌ها که آسمان و عظمت آن را دیده‌اند، زمین حکم قفس را دارد و هیچ‌چیز سخت‌تر از این نیست که بگویند دیگر نباید پرواز کنی. این حرف همه خلبان‌هایی است که پرواز قسمتی از زندگی‌شان شده است.

نیروی هوایی کارستان می‌کند

با همان تشریفاتی که به باند پرواز آمده‌ایم به اتاق فرماندهی برمی‌گردیم. روز عجیبی را پشت سر گذاشته‌ایم. انگار با «خانم فریزل» سوار اتوبوس مدرسه شده‌ایم و دنیای شگفت‌آوری را که پشت یک دیوار آجری معمولی است، کشف کرده‌ایم؛ دنیایی که به امنیت مرز‌های شرقی این سرزمین متصل است. فرمانده پایگاه شهید‌حبیبی می‌گوید: «امنیت شوخی‌بردار نیست. شاید تصور بسیاری از افراد این باشد که ما الان در جنگ نیستیم و مسئولیت کمتر است. اما نه، چنین نیست. آمادگی ما در حدی است که اگر اعلام کنند که هواپیمایی در آن سوی مرز از مسیر پروازی خودش خارج شده است، ما به مصاف می‌رویم. رادار ابتدا تذکر می‌دهد و اگر گوش نکرد، هواپیما به سمتش می‌رود تا بداند چرا خارج از مسیرش پرواز می‌کند.»
در دفتر فرماندهی می‌نشینیم تا صحبت‌های امیر، حسن ختام این گزارش باشد؛ «مردم باید بدانند که نیروی هوایی در همه این سال‌ها کار‌هایی کرده است کارستان، چه برای دفاع و چه برای مردم‌یاری و چه حتی در بلایای طبیعی که دستگیر مردم شد. وقتی زلزله کرمانشاه اتفاق افتاد بعد از چند ساعت مسیر‌ها بسته شد و جنازه‌ها زیر آوار ماند. مجروحان در‌انتظار امداد بودند و آوارگان در‌انتظار غذا. باید پزشکان به منطقه می‌آمدند و آب و غذا به منطقه می‌رسید. نیروی هوایی در این موقعیت، همه‌جانبه کمک کرد. ما هم در این چرخه حاضر بودیم. این کشور هرگاه دچار حادثه شود، ما در خدمت مردم خواهیم بود.»
مسئولیت سنگین روی دوش نیروی هوایی

او گریزی هم به اتفاقات گذشته و نقش نیروی هوایی در آن‌ها می‌زند؛ «نیروی هوایی در امنیت کشور نقشی انکارناشدنی دارد. چند سال پیش، نیروی هوایی، افسار هواپیمای ریگی را در کشور خودمان پایین کشید. در حوزه جبهه مقاومت و دفاع از کشور هم کار‌هایی کرده که بعد‌ها تاریخ خواهد گفت. در دفاع مقدس در هیچ عملیاتی نبود که نیروی هوایی حاضر نباشد. کمک‌رسانی به جبهه و اعزام نیرو و انتقال مجروحان از‌جمله اقدامات و وظایف نیروی هوایی در هشت‌سال دفاع مقدس بود.»
نیروی هوایی مسئولیت سنگینی بر دوش خود حس می‌کند که فرمانده بر آن تأکید می‌کند؛ «این کار‌های بزرگ تکلیف ما را سنگین می‌کند. ما حالا می‌دانیم نیروی هوایی چنین ظرفیتی دارد و پیشکسوت‌های ما این کار‌ها را انجام داده‌اند. ما تکلیف داریم که کوتاهی نکنیم. این نگاه طی دوران خدمت در من و بسیاری از نیروهایم شکل گرفته است که تا‌جایی‌که می‌توانیم و توان داریم باید کار کنیم و در صحنه باشیم.»

فرمانده پایگاه شکاری شهید حبیبی مشهد گفت: ساخت قطعات یکی از دستاوردهای حائز اهمیت است. با توجه به تحریم‌ها ما دست به کار شدیم و در ساخت انواع تجهیزات و هواپیما به خودکفایی رسیده‌ایم.