نگاهی مختصر به تاریخ ارتش ایران از ورود اسلام تا پهلوی اول
جنگ ۱۲ روزه و ناآرامی های ماه گذشته و طرح مسائل متفرقه موجب شد تا از ادامه بررسی تاریخی ارتش ایران غفلت نمائیم . تاریخچه ارتش ایران پس از ورود اسلام تا پایان دوران قاجاریه، روایتی طولانی و پرتحول است؛ زیرا ساختار نظامی کشور در هر عصر، متناسب با تحولات سیاسی، مذهبی و اجتماعی تغییر کرده است. در ادامه، بهصورت دورهای و منظم این مسیر را بررسی میکنیم:
۱. دوران صدر اسلام و خلافتهای اولیه (قرن ۷–۹ میلادی)
پس از فتح ایران توسط مسلمانان در قرن ۷ میلادی (دوران خلافت عمر)، ارتش ساسانی از هم پاشید. نیروهای نظامی ایران در این زمان عمدتاً در قالب سپاههای عربی و قبایلی جذب شدند.
- بسیاری از سرداران و سربازان ایرانی وارد سپاه اسلامی شدند و بعدها نقش مهمی در اداره شرق جهان اسلام یافتند.
- ساختار نظامی ایران تابع خلافت بود و نیروها در قالب “دیوان جُند” و با نظام اعطای “عطایا و مقرری” ساماندهی میشدند.
- شهرهای مهم نظامی مانند نیشابور، ری و مرو پایگاههای سربازگیری محسوب میشدند.
۲ . دوران طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرن ۹–۱۰ میلادی)
در این دوره، برای نخستینبار پس از اسلام، قدرت نظامی ایرانی مستقل از خلافت شکل گرفت.
- طاهریان با سپاهیان محلی (عمدتاً از خراسان) حکومت را تثبیت کردند.
- صفاریان تحت فرمان یعقوبلیث صفاری، نخستین ارتش ملیگرایانه را پس از اسلام پایهگذاری کردند؛ ارتشی متکی به مردم ایران، نه قبایل عرب.
- سامانیان ارتشی منظم و آموزشدیده داشتند و برای اولینبار واحدهای سوارهنظام سنگین و تیرانداز را توسعه دادند؛ آنان نقش مهمی در ترویج زبان فارسی و فرهنگ ایرانی ایفا کردند.
۳. دوران غزنویان و سلجوقیان (قرن ۱۰–۱۲ میلادی)
در این زمان، ساختار ارتش ایران جنبه پیشهای و مزدورمحور یافت.
- ارتش غزنوی با فرماندهی محمود غزنوی بر پایه سپاهیان ترک، غلامان جنگی و مزدوران سامان یافته بود.
- سلجوقیان نظام “اقطاع” را تقویت کردند؛ در این نظام، زمین در ازای خدمت نظامی داده میشد.
- واحدهای سوارهنظام زرهپوش و تیراندازان ماهر از ویژگیهای ارتش سلجوقی بود و توپخانه یا اسلحه گرم هنوز وجود نداشت.
۴. دوران مغول و ایلخانی (قرن ۱۳–۱۴ میلادی)
با حمله مغولان، ساختار نظامی ایران دگرگون شد.
- مغولها ارتشی کاملاً حرفهای، منظم و مبتنی بر تاکتیکهای سوارهنظام سریع داشتند.
- در دوران ایلخانان (هولاگو تا ابوسعید)، ارتش ایران شامل نیروهای مغولی و ایرانی بود.
- فناوریهای مهندسی نظامی مانند منجنیق، برججنگی و هماهنگی چندوجهی در محاصره شهرها گسترش یافت
۵ . دوران تیموریان و صفویان (قرن ۱۵–۱۷ میلادی)
- تیموریان (تیمور و جانشینانش) تمرکز بالایی بر مهارتهای سواری و تیراندازی داشتند؛ ارتش آنها بیشتر ترکیبی از نیروهای ترک و ایرانی بود.
- با ظهور صفویان در اوایل قرن ۱۶، ارتش ایران رنگ مذهبی و ملی به خود گرفت.
- صفویان نخستین ارتش متحد شیعی را ایجاد کردند.
- نیروهای اصلی: قزلباشها (ترکتباران وفادار به شاه)، غلامان تاجیک و گرجی، و واحدهای توپخانه و تفنگچیان که با تأثیر اروپایی شکل گرفتند.
- شاه عباس اول، ارتش را مدرن کرد و مزدوران ایرانی و ارمنی را با سلاحهای آتشین آموزش داد.
۶. دوران افشاریه و زندیه (قرن ۱۸ میلادی)
- نادرشاه افشار نقطه اوج نظامیگری ایران پس از اسلام بود.
- او ارتش منظم و دائمی ایجاد کرد، واحد توپخانه سیار داشت و آموزش نظامیان را بر پایه انضباط اروپایی بنیان گذاشت.
- فتوحات او تا هند و قفقاز گسترش یافت.
- پس از نادر، در حکومت کریمخان زند ارتش کوچکتر و بیشتر دفاعی شد؛ ثبات داخلی نیرو را به امور انتظامی معطوف ساخت.
۷. دوران قاجاریه (قرن ۱۹–اوایل قرن ۲۰ میلادی)
این دوره آغاز نوسازی ارتش به سبک اروپایی بود.
- در اوایل قاجار، ارتش عمدتاً متکی بر نیروهای ایلاتی (قاجار، بختیاری، افشار و…) بود و انسجام کمی داشت.
- بعدها نهادهایی مانند نیروی قزاق (با آموزش روسی)، و لشکر ناصرالدین شاه تأسیس شدند.
- اولین مدرسه نظامی ایران (دارالفنون) آموزش رسمی نظامی را پایهگذاری کرد.
- تلاش برای تشکیل ارتش دائمی و انضباطیافته آغاز شد؛ هرچند تا پایان دوره قاجار هنوز پراکندگی و وابستگی خارجی بسیار بود
جمعبندی تاریخی
از قرن ۷ تا قرن ۱۹ میلادی، ارتش ایران مسیر گذار از نیروهای عشیرهای و محلی به ساختارهای منظم و حرفهای را طی کرد.
در دوره صفوی تا قاجار، بهویژه با ورود سلاحهای آتشین و آموزش نظامی غربی، پایههای ارتش مدرن ایران شکل گرفت — زمینهای که بعدها رضاشاه در دوره پهلوی اول بر آن بنا نهاد تا ارتش یکپارچه ملی تأسیس شود.
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.