نگاهی به پنج واحد نخبه رده اول ارتش ایالات متحده (چه میکنند؟)

نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده طیف گستردهای از واحدهای بسیار توانمند را در بر میگیرد که برخی از دشوارترین ماموریتهای دیده شده تاکنون را انجام میدهند. در حالی که بسیاری از واحدهای SOF دارای قابلیتهای استثنایی هستند و نشانهای افتخار خود را کسب کردهاند، تنها پنج واحد خاص وجود دارند که در میان بقیه به عنوان واحدهای ماموریت ویژه سطح یک تحت فرماندهی مشترک عملیات ویژه برجسته هستند.
این پنج واحد در خفا فعالیت میکنند و تأثیر عظیمی در سراسر جهان میگذارند، در حالی که عملاً هیچ ردی از وجود خود به جا نمیگذارند. با این اوصاف، پنج واحد رده اول ارتش ایالات متحده کدامند؟ چقدر در مورد آنها اطلاعات وجود دارد؟ و از همه مهمتر، آنها چه کاری انجام میدهند؟
در ادامه با ما همراه باشید تا با برخی از محرمانهترین و سریترین واحدهای عملیات ویژه در ارتش ایالات متحده آشنا شوید.
واحدهای رده اول ارتش ایالات متحده: نیروی دلتا

آیا در کودکی نگران لولوخورخوره شبها بودید؟ خب، دشمنان ایالات متحده واقعاً یکی دارند: دلتا فورس. دلتا فورس که به خاطر حرفهایگری، پنهانکاری و میزان موفقیت در ماموریتهایش شناخته میشود، واحد برتر ماموریتهای ویژه ارتش ایالات متحده است که همیشه مایل به پاسخگویی به درخواستها برای سختترین ماموریتهای موجود است.
با وجود اینکه دلتا فورس یکی از شناختهشدهترین واحدهای رده اول در فرماندهی عملیات ویژه مشترک (JSOC) است، وزارت دفاع به شدت اطلاعات مربوط به آن را کنترل میکند و از اظهار نظر علنی در مورد این واحد بسیار سری و فعالیتهایش خودداری میکند. این اپراتورها زیر پوشش مخفی و پنهان از دشمن فعالیت میکنند.
نیروی دلتا، به عنوان یک واحد ضد تروریسم نخبه، در چندین ماموریت مهم که تیتر اخبار ملی شدهاند، مانند دستگیری صدام حسین، کمک به تخلیه پرسنل از سفارت در جریان حمله بنغازی در سال ۲۰۱۲ و دستگیری سلطان مواد مخدر، ال چاپو، شرکت داشته است.
جالب اینجاست که دلتا فورس در واقع با نامهای مختلفی شناخته میشود. شاید شنیده باشید که از آن با نامهای گروه برنامههای رزمی، عناصر تقسیمشده ارتش و دسته عملیاتی اول نیروهای ویژه-دلتا یاد میشود.
اما با وجود نامهای مختلفی که این واحد ویژه دارد، یک چیز هست که همه در مورد آن میدانند: شما نمیخواهید قربانی تواناییهای آنها باشید.
به دلیل چندوجهی بودن مجموعه ماموریتهای دلتا فورس، اپراتورهای آن بسیار ماهر و در رشتههای تخصصی آموزش دیدهاند تا بتوانند ماموریتهای خود را به سرانجام برسانند. در واقع، بسیاری از پرسنل دلتا فورس، اپراتورهای باتجربه نیروهای ویژه هستند که سالها تجربه در انجام کاری که در آن بهترین هستند، دارند.
هدف اصلی نیروی دلتا اجرای ماموریتهای پیچیده و پرمخاطرهای است که نیروهای عادی SOF قادر به انجام آن به طور کارآمد نیستند، زیرا JSOC جایی برای شکست ندارد. این ماموریتها بسیار طبقهبندی شده و خطرناک هستند و از نجات گروگان، مبارزه با تروریسم، اقدام مستقیم، شناسایی ویژه، دستگیری اهداف با ارزش بالا و از بین بردن سلولهای تروریستی را شامل میشوند. اما این فقط نوک کوه یخ است، نیروی دلتا و اپراتورهای آن با قابلیتهای خود بسیار انعطافپذیر هستند و این واحد بر اساس آن ماموریتهای اصلی محدود نمیشود. تیمهای آنها کوچک، چابک و قادر به اعزام سریع هستند هر زمان که JSOC آنها را برای کار بعدی در دسترس قرار دهد.
اپراتورهای دلتا فورس در یکی از چهار اسکادران تهاجمی آن قرار میگیرند که به ترتیب A، B، C و D نامگذاری شدهاند. هر یک از این اسکادرانها دارای دو نیروی تهاجمی با عملیات مستقیم هستند که شامل تیراندازان و یک نیروی شناسایی و نظارت هستند که شامل تیراندازان و تک تیراندازان میشود. نکته جالب: ساختار دلتا فورس از سرویس هوایی ویژه بریتانیا الهام گرفته شده است.
علاوه بر این، هر اپراتور دلتا فورس در طیف گستردهای از مهارتها آموزش میبیند تا از موفقیت او در محیطهایی که در آن قرار میگیرد، اطمینان حاصل شود. برخی از این مهارتها عبارتند از: نبرد نزدیک، نبرد تن به تن، نبرد مستقیم و تیراندازی پیشرفته، زیرا توانایی نفوذ سریع، پاکسازی و جستجوی ساختمانها و اتاقها یک مهارت تاکتیکی ضروری برای این واحد است.
خب، شما تا حدودی در مورد آنچه دولت ایالات متحده به شما اجازه میدهد در مورد نیروی دلتا بدانید، میدانید، اما در مورد نحوه ورود به این واحد چطور؟ برای شروع، نیروی دلتا به طور معمول پرسنل را عمدتاً از میان کلاه سبزهای ارتش و تکاوران ارتش جذب میکند، اما چیزی که این واحد را منحصر به فرد میکند این است که به افراد از هر شاخهای از ارتش، چه نیروهای ویژه ویژه باشند و چه نباشند، اجازه میدهد تا در آن امتحان دهند. بنابراین، میتوان گفت نیروی دلتا مانند کارفرمای «فرصت برابر» واحدهای درجه یک است.
گزینش دلتا فورس با هیچ گزینش دیگری متفاوت است. از آنجایی که اکثر کاندیداهای آن از قبل اعضای نیروهای ویژه با سالها تجربه و چندین بار اعزام به مناطق جنگی بودهاند، باید در بررسیهای خود خلاق باشند.
گزینش نیروی دلتا تقریباً چهار هفته طول میکشد و سالی دو بار در کمپ داوسون، ویرجینیای غربی برگزار میشود. در طول این چهار هفتهی وحشتناک، داوطلبان با دورههای مختلف ناوبری زمینی در روز و شب، به گونهای بیسابقه مورد آزمایش قرار میگیرند که انتظار میرود چندین مایل را با بار سنگینی بر پشت خود طی کنند. با افزایش مسافتها، وزن نیز افزایش مییابد، اما زمانبندیها کاهش مییابد. اما همه چیز فیزیکی نیست - علاوه بر اینکه از نظر جسمی وحشیانهشان از نظر روانی آزمایش میشوند، داوطلبان تحت معاینات روانپزشکی متعددی قرار میگیرند. آنها با سوالاتی از سوی هیئتی از مربیان دلتا و روانشناسان واحد روبرو میشوند و پاسخهای آنها به شدت بررسی و قطعه قطعه تجزیه و تحلیل میشود. این کار با هدف فرسودگی ذهنی داوطلب انجام میشود. همه اینها با یک راهپیمایی ۴۰ مایلی که در مدت زمان نامعلومی انجام میشود، به پایان میرسد که به عنوان "پیادهروی طولانی" شناخته میشود. با فرض اینکه آنها انصراف ندهند، تنها پس از اتمام این کار، داوطلب متوجه میشود که آیا برای نیروی دلتا انتخاب شده است یا خیر.
در صورت انتخاب در دوره چهار هفتهای، داوطلبان بدون ارتباط با کسی از دنیای بیرون، برای شرکت در دوره ۶ ماهه آموزش اپراتوری، از شبکه خارج میشوند. OTC بخش پایانی و دائماً در حال تکامل خط لوله نیروی دلتا است. در اینجا، میتوانید انتظار داشته باشید که در انواع سلاحهای کوچک و همچنین نقشهای تخصصی مانند سلاحهای پشتیبانی و تیراندازی و دیدهبانی آموزش ببینید. این دوره همچنین شامل یک مدرسه چتربازی پیشرفته، آموزش در CQC، تخریب، فنون رزمی و تاکتیکهای حفاظت از افراد مهم است. پس از OTC، یک اپراتور تازه کار نیروی دلتا با یک تیم ادغام میشود و برای اولین ماموریت خود آماده میشود.
برای اینکه درک بهتری از سختی این انتخاب داشته باشید، یکی از اپراتورهای دلتا فورس زمانی گفت که از بین ۱۲۰ متقاضی، فقط ۱۲ تا ۱۴ نفر فرم را تکمیل کردند - که واقعاً دیوانهکننده است. به یاد داشته باشید، این اعداد نشاندهندهی افراد معمولی که در فرآیند انتخاب شرکت میکنند نیستند، بلکه بیشتر آنها اپراتورهای SOF یا آن دسته از افرادی هستند که دلتا فورس آنها را شایستهی تلاش میداند.
حالا که از دلتا فورس صحبت کردیم، بیایید به سراغ واحد مأموریت ویژه سطح یک بعدی، یعنی تیم شش نفره سیل نیروی دریایی ایالات متحده، برویم .
واحدهای رده اول ارتش ایالات متحده: تیم ششم سیل (DEVGRU)

تیم ششم نیروهای ویژه دریایی (SEAL Team 6) که رسماً با نام گروه توسعه جنگ ویژه نیروی دریایی یا به اختصار DEVGRU شناخته میشود، به سختی نیاز به معرفی دارد. از ماموریتهای پر سر و صدای خود که تیترهای ملی را به خود اختصاص دادهاند تا فیلمهای پرفروش و کتابهای پرفروش، تیم ششم نیروهای ویژه دریایی به نامی آشنا تبدیل شده است. اما با وجود شهرت آنها، همانطور که با هر یک از واحدهای رده اول آشنا خواهید شد، بسیاری از جزئیات دقیقتر در مورد DEVGRU طبقهبندی شده و برای جهان ناشناخته است.
به عنوان واحد برتر ضد تروریسم نیروی دریایی ایالات متحده، تیم SEAL 6 به معنای واقعی کلمه تعریف "بهترینِ بهترینها" است، زیرا این واحد از SEAL های منتخب از تیمهای SEAL موجود تشکیل شده است. همانطور که از یک واحد ماموریت ویژه سطح یک در JSOC انتظار میرود، آنها در طیف کاملی از عملیاتها مورد استفاده قرار میگیرند. DEVGRU در زمینههایی مانند مبارزه با تروریسم، اقدام مستقیم، نجات گروگان، استخراج اهداف با ارزش بالا، مقابله با تکثیر سلاحهای کشتار جمعی، شناسایی ویژه و بسیاری از موارد دیگر تخصص دارد - اما دو چیز وجود دارد که SEAL Team 6 را از سایر واحدهای سطح یک متمایز میکند - قابلیتهای دریایی و سقوط آزاد آن.
بر کسی پوشیده نیست که نیروهای ویژه نیروی دریایی به خاطر استعدادشان در آب شناخته میشوند. حتی نام آنها هم به معنای واقعی کلمه با یک حیوان آبزی سروکار دارد. اما وقتی بهترین نیروهای ویژه نیروی دریایی را در یک واحد سطح یک جمع میکنید، میتوانید مطمئن باشید که آنها مهارتها و تخصص دریایی خود را به سطح بالاتری خواهند برد. علاوه بر این، اپراتورهای تیم ۶ نیروی ویژه زمان زیادی را صرف تکمیل مهارتهای سقوط آزاد خود، یا به طور خاصتر، پرشهای HALO و HAHO میکنند. در حالی که اکثر پرسنل عملیات ویژه آموزش سقوط آزاد میبینند، تیم ۶ نیروی ویژه نیروی دریایی مهارت خود را به سطح دیگری ارتقا میدهد. تسلط بر سقوط آزاد در ابتدا نیاز به آموزش و تمرین زیادی دارد، اما آنها به صرف زمان و منابع قابل توجهی برای اطمینان از انجام این نوع ماموریتها با نهایت دقت شناخته شدهاند. به عنوان مثال، در طول شکار اسامه بن لادن، تیم ۶ نیروی ویژه نیروی دریایی همیشه یک گروه تهاجمی در حالت آمادهباش داشت تا یک پرش HAHO را به پاکستان انجام دهد تا او را خنثی یا دستگیر کند.
اما ساختار تیم ششم SEAL برای انجام این کار چگونه است؟ در مجموع، شش اسکادران در این واحد وجود دارد که هر کدام هدف و تخصص خاص خود را دارند. چهار اسکادران از این شش اسکادران، اسکادرانهای تهاجمی هستند که اپراتورها در آنها مستقر میشوند.
برای اسکادرانهای تهاجمی، اسکادران قرمز، معروف به «قبیله» یا «ردمن»، اسکادران آبی، معروف به دزدان دریایی، اسکادران نقرهای، که از ترکیبی از نشانهای اسکادرانهای دیگر استفاده میکند، و اسکادران طلایی، معروف به شوالیهها یا صلیبیون وجود دارد. هر یک از این اسکادرانها به سه گروه از نیروهای ویژه دریایی (SEALs) تقسیم میشوند و این نیروها به تیمهای کوچکتری تقسیم میشوند. هر اپراتور DEVGRU نقش خاصی را در این تیمها ایفا میکند.
سپس اسکادرانهای خاکستری و سیاه وجود دارند که اسکادرانهای پشتیبانی هستند. اسکادران خاکستری با نام وایکینگها شناخته میشود و شامل غواصان و پرسنلی است که برای راندن خودروهای سفارشی مورد استفاده تیم ششم SEAL آموزش دیدهاند. و در آخر، اسکادران سیاه که عملیات شناسایی، نظارت، جاسوسی و پیشروی نیروها را انجام میدهد.
با بررسی مجموعه ماموریتها و ساختار تیم ششم SEAL، به فرآیند انتخاب آن میپردازیم. انتخاب DEVGRU به عنوان "تیم سبز" شناخته میشود. برخلاف سایر واحدهای رده اول، این انتخاب فقط به یک جامعه محدود میشود: SEAL های نیروی دریایی - اما نه هر SEAL نیروی دریایی. فقط افراد برتر تیم که در بهترین شرایط جسمی هستند، برای شرکت در تیم ششم SEAL دعوت میشوند. معمولاً آنها چندین ماموریت و بیش از 5 سال سابقه در تیمها دارند.
فرآیند انتخاب تیم سبز سالی یک بار اتفاق میافتد و حدود شش ماه طول میکشد. این داوطلبان، که به شما یادآوری میکنیم قبلاً یکی از سختترین فرآیندهای انتخاب نظامی در کل جهان را پشت سر گذاشتهاند، تحت یک انتخاب چالشبرانگیز و دشوار دیگر قرار میگیرند. آنها دائماً توسط مربیان DEVGRU مشاهده، بررسی و ارزیابی میشوند و تحت فشار زیادی قرار میگیرند. تقریباً 50٪ از آنها از تیم سبز عبور میکنند و به تیم ششم SEAL راه مییابند. بله، درست خواندید، فرآیند انتخابی که افرادی را که سختترین آموزش نظامی جهان را پشت سر گذاشتهاند، حذف میکند، نرخ ریزش 50٪ دارد. بگذارید این موضوع را درک کنیم.
میتوان با اطمینان گفت که تیم ششم نیروهای ویژه دریایی (SEAL Team 6) جایگاه خود را نه تنها به عنوان یک واحد عملیات ویژه درجه یک، بلکه به عنوان یک نیروی رزمی افسانهای تثبیت کرده است.
حالا که تیم ششم نیروی دریایی آمریکا (SEAL) تحت پوشش قرار گرفته، بیایید به سراغ اسکادران بیست و چهارم تاکتیکهای ویژه برویم .
واحدهای سطح یک ارتش ایالات متحده: اسکادران بیست و چهارم تاکتیکهای ویژه

وقتی واحدهای رده یک به هماهنگی پیشرفته تجهیزات هوایی، ماموریتهای آتش مستقیم از طریق پشتیبانی نزدیک هوایی، بازیابی پرسنل ساقط شده در خاک دشمن یا مراقبتهای پزشکی پیشرفته در میدان نبرد نیاز دارند، با چه کسی تماس میگیرند؟ این اسکادران بیست و چهارم تاکتیکهای ویژه، تنها واحد ماموریت ویژه رده یک نیروی هوایی ایالات متحده در JSOC است. 24th STS که با نام Task Force White نیز شناخته میشود، گروهی نخبه از پرسنل نیروی هوایی است که ماموریت اصلی آنها پشتیبانی و توانمندسازی سایر واحدهای ماموریت ویژه در JSOC است.
تسلط و کنترل هوایی بر هر منطقه عملیاتی، به ویژه در ماموریتهای SOF، از دیرباز از عناصر حیاتی دکترین نظامی بوده است. هدف اصلی بیست و چهارمین STS، کمک به پیشبرد این دکترین و اطمینان از استفاده کامل از قدرت هوایی ایالات متحده در کنار نیروهای عملیات ویژه زمینی است. این همان چیزی است که بیست و چهارمین STS را از سایر همتایان رده اول خود متمایز میکند، زیرا این گروه صرفاً یک تیم با محوریت جنگ مستقیم نیست. این گروه اهداف دیگری از جمله شناسایی فرودگاه، بازیابی و ارزیابی پرسنل، ارزیابی و کنترل، کنترل حمله مشترک در ترمینال و حتی تلاشهای بشردوستانه را نیز با خود به همراه دارد.
جوامعی که بیست و چهارمین گروه ویژه پرواز (STS) را تشکیل میدهند، عمدتاً شامل کنترلکنندگان رزمی نیروی هوایی، امدادگران، شناسایی ویژه و پرسنل منتخب گروه کنترل هوایی تاکتیکی هستند. این خلبانان معمولاً سایر واحدهای رده اول را تقویت میکنند و در تیمهای خود جای میگیرند، جایی که مجموعه مهارتها و استعدادهای منحصر به فرد خود را به کار میگیرند. به عبارت ساده، میتوانید به بیست و چهارمین گروه ویژه پرواز مانند ماموران آزاد واحدهای رده اول نگاه کنید. ما با کنترلکنندگان رزمی مثالی برای شما میزنیم.
معمولاً، CCTها اغلب به صورت تک نفره به تیمهای عملیات ویژه ملحق میشوند، زیرا آنها یک عامل افزایش دهنده نیرو هستند و تنها کنترلکنندههای ترافیک هوایی دارای گواهینامه در میدان نبرد برای درخواست پشتیبانی هوایی میباشند. CCTها در STS بیست و چهارم، یک لایه آموزشی اضافی دارند تا بتوانند با سرعت عملیاتی یک واحد سطح یک مطابقت داشته باشند و باور کنید، آنها دقیقاً همین کار را انجام میدهند.
داستان جان ای. چپمن، عضو گروهان ضربت بیست و چهارم STS، خلاصهای از آنچه ما سعی در بیان آن داریم، است. در سال ۲۰۰۲، چپمن در حالی که به یک تیم SEAL متصل بود، به شدت مجروح شد و تیمش مجبور به ترک او شدند. چپمن با وجود جراحتهای مرگبار و تنها بودن، در یکی از شجاعانهترین ایستادگیهای تک نفره که تاکنون دیده شده، در برابر دو دوجین از رزمندگان دشمن ایستادگی کرد. اقدامات و فداکاری او در آن روز جان ۲۳ نفر را نجات داد و یکی از شجاعانهترین اعمال قهرمانی است که جهان تاکنون دیده است. ایستادگی شجاعانه او اولین مدال افتخاری بود که تاکنون در فیلم ضبط شده است.
چه یک CCT برای پشتیبانی هوایی به تیم اضافه شود، چه یک PJ برای قابلیتهای پزشکی آنها استفاده شود، و چه یک Special Recon برای شناسایی، 24th STS را میتوان در کنار بهترینهای بهترینها یافت. و این یکی دیگر از چیزهایی است که آنها را از اپراتورهای سایر واحدهای Tier One متمایز میکند - آنها نه تنها میدانند چگونه کار ارگانیک خود را انجام دهند، بلکه آموزشهایی را نیز دریافت میکنند تا با هر واحدی که در نهایت با آن کار میکنند، همگام باشند. به همین ترتیب، تمام اعضای 24th STS در زمینههای مبارزه با تروریسم، اقدام مستقیم، نجات گروگان، ضد شورش، شناسایی ویژه و بسیاری موارد دیگر آموزش دیدهاند. آنها به معنای واقعی کلمه همه فن حریف هستند.
حالا که بیست و چهارمین عملیات ویژه هوایی را پوشش دادیم، بیایید به سراغ گروهان شناسایی هنگ برویم.
واحدهای رده اول ارتش ایالات متحده: گروهان شناسایی هنگ (RRC)

رنجرهای ارتش ایالات متحده یکی از توانمندترین و مرگبارترین نیروهای رزمی در کل جهان هستند. به عنوان نیروی تهاجمی اصلی ارتش، دلیلی وجود دارد که تقریباً همه شعار آنها، "رنجرها راه را رهبری میکنند" را شنیدهاند.
اما اگر به شما بگوییم که در درون هنگ ۷۵ تکاور بسیار مشهور، یک واحد مرموز و سری قرار دارد که برخی از مخفیانهترین عملیاتهای جهان را اجرا میکند، چه؟ این واحد، گروهان شناسایی هنگ، واحد درجه یک تکاوران ارتش است.
گروهان شناسایی هنگ عموماً از بهترین تکاوران ارتش ایالات متحده تشکیل شده است که نه تنها برای انجام هر کاری که یک تکاور میتواند انجام دهد، بلکه برای انجام کارهای بسیار بیشتری آموزش دیدهاند. سه وظیفه اصلی این واحد عبارتند از شناسایی فعال، نظارت و اقدام مستقیم. با این حال، در پیشبرد ماموریتهای تعیین شده، این واحد در انجام حملات، کمینها، گشتزنیها، تخریبها و حملات هوایی مستقیم نیز مشارکت دارد.
با وجود قابلیتهای رزمی، RRC اغلب وظیفه انجام عملیات شناسایی برای سایر واحدهای رده اول در JSOC را بر عهده دارد که نیازمند سطح بالاتری از هوش، تحلیل و مهارت است تا از اجرای روان عملیات اطمینان حاصل شود. به همین دلیل، RRC به عنوان یک واحد اطلاعاتی انعطافپذیر و اختصاصی به خود میبالد و استاد اطلاعات انسانی، سیگنالی، الکترونیکی و ارتباطی است. هر اپراتور RRC مهارتهای بسیار پیشرفتهای دارد و حتی میتواند تکنیکهای بازجویی، نظارت و هک رایانه را بیاموزد.
برای ورود به RRC، هنگ تکاور فقط از بهترین تکاوران برای فرآیند انتخاب خود استفاده میکند. انتخاب RRC یک فرآیند دو مرحلهای است که در آن مرحله اول برای حذف کاندیداها و مرحله دوم برای ایجاد و آموزش کسانی است که از آن عبور میکنند.
مرحله اول فرآیند انتخاب برای RRC دو هفته در منطقهای نامعلوم طول میکشد. داوطلبان در حالی که با وزنی حدود ۶۰ تا ۷۰ پوند رکاب میزنند، ناوبری زمینی پیشرفته و مسافت طولانی را انجام خواهند داد. هر روز میتوانند به راحتی انتظار داشته باشند که بیش از ۱۲ تا ۱۸ مایل را در زمینهای کوهستانی طی کنند و همچنین باید راهپیماییهای سریع رکابزنی انجام دهند. علاوه بر این، رویدادی وجود دارد که در آن باید تقریباً ۳۰ تا ۴۰ مایل رکاب بزنند، اما مسافت واقعی هرگز فاش نمیشود. و اگر این کافی نبود، آنها یک سری ارزیابیها و مصاحبههای روانشناختی را پشت سر میگذارند و باید از یک هیئت بررسی عبور کنند تا به مرحله دوم آموزش بروند.
مرحله دوم شامل دوره آموزشی شناسایی ۲۹ هفتهای است. در اینجا، داوطلبان مهارتهایی را که برای فعالیت به عنوان نیروی شناسایی JSOC استفاده خواهند کرد، فرا خواهند گرفت. داوطلبان با یادگیری مهارتهایی مانند سقوط آزاد نظامی، ارتباطات پیشرفته، عکاسی دیجیتال، کامپیوتر، ویرایش عکس، فنون میدانی و تعقیب و گریز، روشهای نفوذ و خروج از منطقه، پشتیبانی هوایی نزدیک، تکنیکهای پیشرفته رانندگی، تخریب، تکنیکهای پیشرفته پزشکی و ردیابی تاکتیکی نفر، پایههای یک اپراتور RRC را بنا خواهند کرد.
با توجه به آموزشهای دقیق و عمیق، ماهیت گسسته و توانایی آنها در انجام نقش اساسی پشتیبانی و عملیات اطلاعاتی، میتوان با اطمینان گفت که گروهان شناسایی هنگ، دشمنی مرگبار و در عین حال متحدی ارزشمند است. اگرچه هنوز کلیت عملیات آنها به طور کامل مشخص نیست و احتمالاً هرگز هم مشخص نخواهد شد، اما میتوانید شرط ببندید که هر جا که هنگ ۷۵ تکاور باشد، RRC خیلی هم عقب نیست.
حالا که گروهان شناسایی هنگ را پوشش دادیم، بیایید به سراغ فعالیت پشتیبانی اطلاعاتی برویم .
واحدهای رده اول ارتش ایالات متحده: فعالیت پشتیبانی اطلاعاتی (ISA)

مسلماً مخفیترین و سریترین واحد رده اول در این مجموعه، واحد پشتیبانی اطلاعاتی است که برخلاف سایر واحدهای رده اول مورد بحث در این پست وبلاگ، عمل میکند. در حالی که سایر نیروهای SOF عمدتاً به نبرد مستقیم اختصاص دارند، ISA بیشتر بر اقدامات مخفیانه و سری لازم برای پشتیبانی از سایر عملیات نظامی تمرکز دارد. در واقع، دامنه آن بسیار وسیع است. این واحد نه تنها از JSOC پشتیبانی میکند، بلکه از SOCOM و سایر سازمانهای اطلاعاتی نیز پشتیبانی میکند. در مجموع، گفته میشود که ISA "ارتش مخفی" ارتش ایالات متحده است.
ISA که رسماً با نام گروه ادغام قابلیتها (هوابرد) شناخته میشود، عملیات اطلاعاتی و جاسوسی را در سطح تاکتیکی انجام میدهد. برای خلاصه کردن موضوع، میتوانید یک مأمور ISA را شبیه یک افسر پرونده CIA در نظر بگیرید. اما موضوع را پیچیده نکنید، اکثر مأموران ISA کلاه سبزهای بسیار ماهری هستند و اگرچه میتوانند به عنوان تیرانداز و اپراتور عمل کنند، اما بیشتر پرسنل آن به دلیل چندزبانه بودن منحصر به فرد و همچنین به دلیل هوش خام و توانایی آنها در مخفیکاری عمیق انتخاب میشوند.
طبیعتاً، به عنوان یک واحد اطلاعاتی-محور، رایجترین محصولات عملیات ISA از طریق جمعآوری اطلاعات انسانی و اطلاعات سیگنالها است. گردآورندگان اطلاعات انسانی ISA، بسته به نوع دارایی، از طریق اجبار و بازجویی، اطلاعات را از منابع انسانی جمعآوری میکنند. مأموران آنها استاد غربالگری، پرسشهای تاکتیکی، بازجویی و عملیات ارتباطی هستند که آنها را قادر میسازد تا بهترین اطلاعات ممکن را جمعآوری کنند.
علاوه بر این، ماموران ISA اطلاعات سیگنالها را عمدتاً با رهگیری ارتباطات دشمن یا ارسال یک مامور برای شنود فیزیکی هدف جمعآوری میکنند. و همانطور که انتظار میرود، تیمهایی نیز در ISA وجود دارند که در صورت نیاز میتوانند ماموریتهای اقدام مستقیم انجام دهند.
اعتقاد بر این است که ISA از چند اسکادران تشکیل شده است که هر کدام چیزی منحصر به فرد برای ارائه دارند. اسکادران عملیاتی، که گاهی اوقات به عنوان اسکادران اطلاعات انسانی یا زمینی نیز شناخته میشود، به عنوان اسکادران جمعآوری اطلاعات انسانی ISA عمل میکند. سپس اسکادران اطلاعات سیگنال وجود دارد که همانطور که احتمالاً حدس زدهاید، مسئول ماموریت اطلاعات سیگنال ISA است. در نهایت، اسکادران پشتیبانی ماموریت وجود دارد. جزئیات این اسکادران دقیقاً مشخص نیست، اما احتمالاً شامل پشتیبانی لجستیکی برای دو اسکادران عملیاتی، مانند تهیه تجهیزات، دریافت بودجه برای عملیات یا آموزش و وظایف منابع انسانی است.
اگرچه بیشتر اطلاعات مربوط به فعالیت پشتیبانی اطلاعاتی همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، اما به یکی از جالبترین و تأثیرگذارترین گروههای عملیات ویژه در اختیار JSOC و ارتش ایالات متحده تبدیل شده است.
واحدهای رده اول ارتش ایالات متحده: تقدیرنامه

اگرچه از نظر فنی فقط پنج واحد رده اول در JSOC وجود دارد، اما درست نیست که از واحدی که از تک تک واحدهای رده اول پشتیبانی کرده و در چندین ماموریت اصلی عملیات ویژه در تاریخ ارتش ایالات متحده شرکت داشته است، نامی برده نشود. این واحد، واحد برتر هوانوردی عملیات ویژه جهان، هنگ ۱۶۰ هوانوردی عملیات ویژه، که به عنوان تعقیبکنندگان شب نیز شناخته میشود، خواهد بود.
نیروهای تعقیبکننده شب که در ماموریتهای حمل و نقل، حمله و شناسایی تخصص دارند، بسیار آموزش دیدهاند و آمادهاند تا سختترین ماموریتها را در تمام محیطها، در هر کجای دنیا، روز یا شب، با دقتی در سطح جهانی انجام دهند.
واحدهای رده اول ارتش ایالات متحده: نتیجهگیری

با پوشش تمام واحدهای سطح یک، اکنون هر آنچه را که دولت ایالات متحده اجازه میدهد در مورد واحدهای مأموریت ویژه بسیار مرموز و نخبه سطح یک خود بدانید، میدانید.
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.