کسی که به خون خود خیانت میکند، به بیگانه وفادار نخواهد ماند
📎 چنگیزخان در نخستین یورش به ایران نتوانست بخارا را فتح کند. برای گشودن شهر، در نامهای نوشت: «آنکه با ما پیمان ببندد، در امان خواهد بود.» مردم دو دسته شدند: عدهای جنگیدند، عدهای برای حفظ جان به دشمن پیوستند چنگیز بار دیگر نوشت: «با همشهریانتان بجنگید؛ غنیمت و حکومت شهر مال شماست.» خائنان، مدافعان را شکست دادند و دروازهها را گشودند. اما با ورود مغول، چنگیز فرمان داد: «همهی آنان که با ما صلح کردند، گردن زده شوند. پرسیدند: «مگر با آنان پیمان نبستیم؟
گفت: «کسی که به خون خود خیانت میکند،
به بیگانه وفادار نخواهد ماند»...
اصطلاح «ستون پنجم» اولین بار در جریان جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) مطرح شد. در آن زمان، ژنرال امیلیو مولا، یکی از فرماندهان نیروهای ملیگرا به رهبری ژنرال فرانکو، هنگام پیشروی به سوی مادرید به جمهوری خواهان پیام داد که آنها نباید تنها به چهار ستون که از چهار جهت به شهر حمله میکنند، اکتفا کنند، زیرا «ستون پنجم» نیز در داخل شهر وجود دارد که به نفع نیروهای او فعالیت میکنند. این ستون پنجم شامل گروهی از مردم داخل شهر بود که به طور پنهانی و ناآگاهانه، به تضعیف و کمک به دشمن میپرداختند .
اقدامات ستون پنجم میتواند شامل جاسوسی ، خرابکاری، نشر اطلاعات غلط و ایجاد ناآرامی باشد که به تضعیف ساختار داخلی و پیروزی دشمن کمک میکند .
در جنگ ایران و عراق نقش ستون پنجم عراق در خرابکاریهای داخلی مانند خلق عرب نمود پیدا کرد تا انسجام ملی و توان دفاعی کشور را تضعیف کنند.
خلاصه علت نامگذاری و تاریخچه ستون پنجم
زمان و مکان: اولین بار در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶) توسط ژنرال مولا مطرح شد.
علت نامگذاری: به دلیل وجود چهار ستون که به سوی مادرید حمله میکردند و یک «ستون پنجم» در داخل شهر پنهان شده که به نفع آنها فعالیت میکرد.
گروهی از افراد داخل جامعه که به صورت پنهانی یا به دشمن کمک میکنند و امنیت و انسجام داخلی را تهدید میکنند .
گسترش مفهوم: به عنوان نماد خیانت داخلی و تهدیدات پنهان در بسیاری از جنگها و درگیریهای سیاسی به کار رفته است.
منابع
ویکیپدیا، ستون پنجم
عصر ایران، «ستون پنجم»؛ مفهومی فراتر از جاسوسی
آخرین خبر، پیشینه تاریخی اصطلاحی ستون پنجم
تحلیل ایرانی، نقش ستون پنجم در جنگ ایران و عراق
اصالت، ستون پنجم چیست؟ وکانال کتابدونی
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.