اصول پاسداری . ایست و بازرسی
اصول پاسداری
برگرفته از روزنه ۲۰ .. اصول پاسداری به حفاظت یا حراست از اموری که دارای نهایت اهمیت بوده و به آن بهای زیادی داده می شود مثل پادگان ها- اماکن مختلف- زندان ها- اموال دولتی و...را پاسداری می گویند. فرد مسلحی که از طرف یگان خودی به منظور حراست از یک محل یا جلوگیری از غافل گیر شدن به محل های مشخص اعزام می شود. وظایف یک پاسدار: به طور کلی هر نگه بان دارای دو وظیفه است:عمومی و خصوصی وظایف عمومی: وظایفی اند که کلیه نگه بان ها در هر شرایطی ملزم به اجرای آن هستند که عبارتند از: ۱پاسدار باید محل پست خود را بداند.۲پاس بخش و مسول شب را بشناسد.۳کلمه شناسایی را بداند.۴هر پست را مهمترین پست و هر لحظه را مهمترین لحظه بداند. ۵ در غیر از مواردی که پاس بخش تشخیص می دهد از ترک پست خودداری کند.۶ از ایجاد سروصدا پرهیز کند.۷ اصول کامل استتار و اختفا را در پست رعایت کند.۸ حق دور کردن سلاح و تجهیزات را ندارد.۹ باید سر پست از مواردی که او را از نگه بانی باز می داردخودداری کند مانند:خوردن -آشامیدن- دستشویی رفتن وظایف خصوصی: وظایف خصوصی هر نگه بان وظایفیست که از طرف یگان مربوطه با توجه به شرایط مکای و زمانی به وی داده می شود که عبارتند از: ۱ کلمه شناسایی پادگان که جزییات آن توسط پاس بخش به نگه بان توضیح داده می شود. کلمه شناسایی: به منظور شناسایی افرادی که به محل نگه بانی نزدیک میشوند به کار می رود و این کلمه به نام های کلمه عبور- رمز شب -اسم شب و... استفاده می شود که سه جزء دارد جز> اول وسوم آن را اسم و جزء دوم آن را عدد تشکیل می دهد مانند: انقلاب ۵۷ پیروزی - قرآن ۱۴ ایمان. تذکر: ممکن است برای تشکیل کلمه شناسایی از روش های ابتکاری دیگر استفاده شود که با توجه به وضعیت تغییر می یابد. شرایط محل نگه بانی :۱ در صورت لزوم دارای میدان دید و تیر وسیع ودارای سنگر باشد.۲ به یکی از وسایل ارتباطی مجهز باشد مانند :بی سیم.۳ دارای استتار و اختفا باشد.۴ در جایی که از سنگرهای نگه بانی استفاده می شود در سنگر ها روبروی هم نباشد.۵ محل نگه بان تاریک ولی حوزه نگه بانی روشن باشد. مراحل برخورد نگه بان با سوار یا عابرین: هنگامی که عابری به پست نگه بانی نزدیک می شود نگه بان با نشانه روی سلاح به طرف عابردر فاصله مناسبی از سنگر نگه بانی با توجه به وضعیت منطقه اورا با یک ایست بلند ورسا متوقف می نماید سپس می گوید دست ها بالا پاها باز اسلحه سرد و گرم با دست چپ کنار پای چپ قرار داده چند قدم جلو بیاید طوری که دسترسی به سلاح نداشته باشد اگر پنجه ها برای نگه بان قابل رویت نبود از عابر می خواهد کف دست های خود را به هم بزند برای اینکه نگه بان مطمئن شود که عابر چیزی در پشت خود مخفی نکرده به او می گوید عقب گرد نماید سپس می گوید کیستی؟ در اینجا دو حالت برای نگه بان وجود دارد: عابر یاآشنا است یا نا آشنا(ناشناس) اگر عابر آ شنا بود:عابر می گوید آشناست نگه بان می گوید شنا کیست؟ در جواب: پاسدار یا نگه بان با فرمان پیش که از سنگر دور نباشد و زیاد هم نزدیک نشود عابر را به جلو کشانده و با یک ایست بلند او را متوقف می نمایدنگه بان باید مراقب عکس العمل های خود باشد و همچنان دست های عابر بالا باشد سپس نگه بان به آرامی می گوید اسم شب:عابر باید جزء اول کلمه شناسایی را بگوید بعد نگه بان برای شناساندن خود جزء دوم اسم شب را می گوید و عابر بعد از آن جزء سوم اسم شب را می گوید در این موقع که عابر شناسایی شد نگه بان می تواند اجازه نزدیک شدن عابر به پست نگه بانی را به وی بدهد اما نباید نگه بان از سنگر خود خارج شود اگر عابر ناشناس بود: عابر ممکن است که بگوید آشناست نگه بان می گوید آشنا کیست؟ عاب ممکن است هر چیزی بگوید سپس نگه بان با کلمه پیش عابر را به جلو می کشاند و در فاصله مناسبی از سنگر او را با یک ایست بلند متوقف می نماید و از وی کلمه شناسایی را می خواهد پس از اینکه عابر کلمه شناسایی را نداد به او به ترتیب زیر عمل می کنیم که در اینجا دو حالت دارد: نگه بان یک نفر باشد یا نگه بان دو نفر باشند. اگر نگه بان یک نفر بود: موقعی که نگه بان یک نفر ایت بهتر است عابر را در حالتی که بر او تسلط داشته نگاه داریم و پاس بخش رو با وسایل ارتباطی با خبرمی کنیم . اگر نگه بان زوج باشد: موقعی که نگه بان زوج باشد نگه بان مسلح در یک نقطه که کاملا بر عابر دید و تیر مستقیم داشته باشد استقرار می یابد و نگه بان دوم به بازرسی از او می پردازد. مواردی که نگه بان حق تیر اندازی دارد: ۱ زمای که از طرف مسول شب یا پاس بخش دستور تیر اندازی به وی صادر گردد.۲ جان نگه بان درخطر باشد .۳ اگر عابر متوقف نشد یک تیر هوایی شلیک کرده و بعد از اینکه اعتنایی نکرد پاهایش را نشانه می رویم در بعضی از مناطق ممکن است به خاطر حساسیت منطقه به نگه بان گفته شود که اگر عابر با اولین تیر متوقف نشد(تیر هوایی) بعد وی را مورد هدف قرار می دهیم. اصطلاحات نگه بانی: ۱وسایل ارتباطی: وسایل ارتباطی که در پست ها مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از: تلفن صحرایی(قورباغه ای ) بی سیم و آیفون.۲ علائم قرار دادی مانند: شلیک هوایی- سوت- صدای حیوانات و... پاسدارخانه: محلی است که در ارتباط با پاسداری می باشد که پاسدارها در آن جمع شده و کارهای مربوطه را انجام می دهند. عناصر نگه بانی:۱ مسول شب: مسولیت نظارت بر انجام وظایف محوله یا پاسداران را بر عهده دارد و در غیبت فرمانده پادگان و معاون او موظف است به امور پادگان رسیدگی کند.۲ مسول پاسدار خانه: کلیه ی اموری که در پاسدار خانه انجام می شود مانند بازجویی افراد دستگیر شده - نظارت بر انضباط در آموزش پاسداران و تعیین اسم شب بر عهده مسول پاسدار خانه است.۳ پاس بخش: فردی که مسولیت امور زیر را به عهده دارد(الف) مشخص کردن و تنظیم لوح نگه بانی (ب) توجیه نفرات: قبل از ورود به پست و واگذار نمودن آنها به منطقه واگذار شده(پ) گرفتن کلمه شناسایی از مسول پاسدار خانه و انتقال آن به پاسداران (ت) سرکشی دائم به پست ها و تعویض به موقع آنها (ث) در نظر داشتن افراد آماده در مواقع لزوم - نفرات آماده - تلفن چی و... رزم شبانه:۱ آشنایی مختصر با شب.۲ تاریکی شب.۳ سرما- رطوب و اثر روانی شب منظور از رزم شبانه: ۱ افزایش توانایی دید در شب.۲ از بین بردین ترس و حراس سربازان از تاریکی شب.۳ بکار بردن سرع و به موقع جنگ افزار انفرادی.۴ آشنایی با فنون حرکات در شب و نگه داری سمت.۵ بالا بردن میزان جنگ جویی سربازان برای شرکت در رزم شبانه. تذکر: لازم به ذکر است که رزم شبانه رو ایرانی ها اخترع کرده اند و اکنون در بهترین دانشگاه های نظامی آمریکا با بهترین تجهیزات تدریس می شود. استفاده از حواس در شب:۱ حس شنوایی: در مواردی که دید محدود است برای جبران کمبود آن باید از گوش که خیلی حساس تر از چشم است کمک گرفت زیرا صدا در شب بهتر از روز- در هوای مرطوب بهتر از هوای خشک و در هوای سرد بهتر از هوای گرم شنیده می شود.تذکر: پاسدار باید بداند که باد نمی تواند قوطی کنسرو را تکان دهد . حس بویایی: با در نظر گرفتن سمت باد بو مانند صدا در پیدا کردن محل دشمن کمک می کند مثل: بوهای مواد سوختنی- پختن غذا- استعمال دخانیات و... حس لامسه: با لمس کردن اشیاء در تاریکی شب می توان آن ها را از یکدیگر تشخیص داد. حس بینایی: با توجه به تاریکی شب استفاده از حس بینایی در شب به نحو مطلوب امکان پذیر نیست و برای داشتن دید بهتر باید به اصول زیر توجه کرد:۱ چشم خود را بع تاریکی عادت دهیم.۲ از دید کناری یا خارج از مرکز نگاه کنیم.۳ به طور منظم به اطراف نگاه کنیم.تذکر: باید گفت در شب زمانی که منور زده می شود یک چشممان را بسته و دست را روی آن می گذاریم و فقط با یک چشم نگاه می کنیم پس از آن که نور منور به طور کامل تمام شد چشم بسته را باز می کنیم و چشم باز را می بندیم و دستمان را رویش می گذاریم. آرایشات: منظور از آرایشات صورت بندی و گسترش نیروها نسبت به وضعیت زمین و دشمن به منظور تقویت یگان را آزایش می گویند. منظور از بکارگیری چیست؟ جلوگیری از هرج و مرج و مشکلات و جلوگیری از حرکت دشمن و تقویت یگان با آرایش نسبت به زمین دشمن جهت بهتر مقابله کردن با دشمن ضمن آتش مناسب در دفاع یا حمله زمان: دقیقا زمان جدا شدن از منطقه و مواضع نیروهای خودی استفاده از آرایشات شروع شده و پس از بازگشت از مواضع فاتحه می یابد. مکان: دقیقا پس از خارج شدن از منطقه و مواضع دقت پوشش نیروهای خودی با توجه به وضعیت جغرافیایی و دیگر شرایط مختلف جوی و تاکتیکی از آرایشات مختلف که مناسب هر منطقه می باشد استفاده می کنیم انواع آرایش: ۱لوزی یا دایره ای. ۲زنجیره ای یا دشت بان.۳ ستونی.۴ پله کانی.۵ آرایش پیکان
قانون درباره «ایست و بازرسی»ها چه میگوید؟
طبق قانون، تنها زمانی میتوان کسی را مورد تفتیش قرار داد که یا جرم مشهودی واقع شده یا در جرایم غیرمشهود دستور دادستان مبنی بر ادامه تحقیقات موجود باشد. حتی اگر دادستان در جرایم غیرمشهود اذن ادامه بررسی را دهد، این اذن باید بهصورت موردی و مصداقی باشد و نمیتوان عموم مردم را برای کشف جرم تفتیش کرد.
به گزارش ایسنا، روزنامه «قانون» نوشته است: در بازخوانی موضوع ایستهای بازرسی همواره میزان وجاهت قانونی امر مذکور در هالهای از ابهام بوده است. بهنحوی که بهظاهر بازرسی افراد در تعارض با حریم خصوصی است اما از حیث قانونی ورود به حریم فردی گاهی مجاز شمرده میشود و نمیتوان هرگونه تفتیش را غیرقانونی قلمداد کرد. از سویی دیگر بازرسی خیابانی در مواردی که جرم مشهودی واقع شده باشد یا شرایط ویژه حاکمیتی اقتضا کند، خلاف قانون نیست و حتی وظیفه ضابطان قضایی ایجاب میکند که وارد عمل شوند اما مشکل زمانی بهوجود میآید که معیارهای قانونی در تفتیش افراد بهطور دقیق مشخص نیست.
این درحالی است که نص صریح قانون آییندادرسیکیفری به دفعات، ورود به حریم افراد را جز در موارد خاص مجاز نمیداند. به نحوی که ماده ۴۴ این قانون مقرر میدارد: «ضابطان دادگستری به محض اطلاع از وقوع جرم، در جرایم غیرمشهود مراتب را برای کسب تکلیف و اخذ دستورهای لازم به دادستان اعلام میکنند و دادستان نیز پس از بررسی لازم، دستور ادامه تحقیقات را صادر و یا تصمیم قضایی مناسب اتخاذ میکند. ضابطان دادگستری درباره جرایم مشهود، تمام اقدامات لازم را به منظور حفظ آلات، ادوات، آثار، علایم و ادله وقوع جرم و جلوگیری از فرار یا مخفیشدن متهم و یا تبانی بهعمل میآورند... ضابطان دادگستری در اجرای این ماده و ذیل ماده۴۶ این قانون فقط در صورتی میتوانند متهم را بازداشت نمایند که قرائن و امارات قوی بر ارتکاب جرم مشهود توسط وی وجود داشته باشد».
همانطور که از این ماده برمیآید، تنها زمانی میتوان کسی را مورد تفتیش قرار داد که یا جرم مشهودی واقع شده یا در جرایم غیرمشهود دستور دادستان مبنی بر ادامه تحقیقات موجود باشد. نکته مهم در این خصوص این است که حتی اگر دادستان در جرایم غیرمشهود اذن ادامه بررسی را دهد، این اذن باید بهصورت موردی و مصداقی باشد و نمیتوان عموم مردم را برای کشف جرم تفتیش کرد. در جرایم مشهود که ماده ۴۵ قانون آیین دادرسی کیفری شرایطی مانند در مرئی و منظر عموم بودن یا حضور بلافاصله ضابطان قضایی و... را برای احراز مشهود بودن جرم احصا کرده است، باید ضابط تنها با شخص متهم برخورد کند نهآنکه بهطور نوبتی تمام اتومبیلهای سطح شهر را بر مبنای سلیقه بازرسی کند.
شاید برخی در تبیین این موضوع بگویند که اتومبیل حریم خصوصی قلمداد نمیشود. این سخن خالی از وجه نیست و کاملا درست است اما در تحلیل این استدلال باید گفت که اولاً، تمام قسمتهای اتومبیل حریم عمومی نیست و فضاهایی که در حصار است مانند صندوق عقب یا داشبورد حریم خصوصی قلمداد میشود و تنها فضاهایی از اتومبیل عمومی است که در منظر دید همگان باشد. ثانیاً، به هر حال حتی اگر حق بازرسی اماکن عمومی وجود داشته باشد، نباید افراد متوقف شوند.
اگر بازرسی موجب توقف افراد باشد و کشف جرمی صورت نگیرد میتوان با شکایت خصوصی فرد متوقف تحت عنوان بازداشت غیرقانونی، ضابط را تحت پیگرد قضایی قرار داد زیرا بازداشت اعم است از مکانی چون بازداشتگاه یا زندان و آن را می توان به هر نوع توقف اطلاق کرد. از سویی دیگر عدم بازداشت افراد در قانون تا حدی مهم شمرده شده است که ماده ۴۶ قانون فوق الذکر اشعار میدارد که در صورت وقوع جرم مشهود هم نمیتوان فرد را تحت نظر قرار داد و تنها در صورتی امکان چنین امری وجود دارد که برای تکمیل تحقیقات تحت نظر بودن فرد ضروری باشد و این هم با اذن دادستان و حداکثر تا ۲۴ساعت ممکن است. پس نمیتوان پذیرفت که بر مبنای ظن و گمان، افراد یک جامعه را مورد تفتیش قرار داد زیرا این موضوع نه با موازین قانونی و نه با بدیهیات فقهی منطبق است زیرا در دین اسلام نیز تفتیش امور مردم جایز شمرده نمیشود.
برای بررسی جزئیات این موضوع ساعتی با دکتر «مرتضی ناجی زواره»، حقوقدان کیفری، استاد دانشگاه و وکیل دادگستری به گفتوگو نشستیم:
به نظر میرسد ایستهای بازرسی در تعارض با حریم خصوصی افراد باشد. به نحوی که قانونگذار تفتیش را تنها در محدوده جرایم مشهود یا در جرایم غیرمشهود با دستور دادستانی مجاز دانسته است. اکنون با شرایط فعلی آیا حق بازرسی اتومبیلهای مردم برای ضابطان وجود دارد و آیا اساسا اتومبیل در دایره حریم خصوصی میگنجد یا خیر؟
در مفاد اولیه قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر که در سال۹۴ به تصویب رسید، حریم خصوصی تا حدی معین شده است. این قانون مقرر میدارد که هر مکان یا هر چیزی که بدون تجسس در معرض دید عموم قرار داشته باشد، حریم خصوصی نیست. یا در جایی دیگر صراحتا اشعار دارد که وسیله نقلیه در دایره حریم شخصی افراد قرار نمیگیرد و طبق ماده پنج قانون مذکور، ضابطان میتوانند وارد حریم وسیله نقلیه شوند.
حتی اگر بر طبق قانون اتومبیلها حریم خصوصی قلمداد نشوند، آیا بدون مشاهده یا اطلاع از وقوع جرم میتوان آنها را مورد بازرسی قرار داد؟
بله امکانش وجود دارد. در واقع اثر حقوقی حریم خصوصی تلقی نشدن اتومیبلها این است که میتوان بدون ظن به ارتکاب جرم، وسایل نقلیه را مورد تفتیش قرار داد. اما موضوعی که در این تفتیشها نادیده انگاشته میشود، حدود حریم عمومی است. بهطوری که تنها اتاق اتومبیل که در معرض دید عموم است حریم عمومی شمرده میشود و فضاهایی که در منظر عمومی نیست، جزو حریم خصوصی است و امکان تفتیش آنها وجود ندارد. پس ضابطان نمیتوانند بدون مجوز قانونی فضاهایی چون صندوق عقب یا داشبورد اتومبیل را مورد بازرسی قرار دهند. مگر در صورتی که جرم مشهودی واقع شود که آن بحث دیگری است. پس نباید وسیله نقلیه را یک کل واحد تلقی کرد، بلکه لازم است جزءبهجزء تفکیک شود و حصارهایی که بدون تجسس در منظر عمومی نیستند، نباید مورد بازرسی قرار گیرند.
قدری درباره نوآوری مهم قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال۹۴ یعنی کارت ضابط قضایی صحبت کنیم. آیا امکان بازرسی مردم بدون ارائه کارت ضابط قضایی وجود دارد؟ و آیا عدم ارائه کارت ضابط قضایی از سوی ضابطین برای ایشان مسئولیتی به همراه دارد؟
بله، ماده ۳۰ قانون آییندادرسیکیفری مقرر میدارد: «احراز عنوان ضابط دادگستری، علاوه بر وثاقت و مورد اعتماد بودن منوط به فراگیری مهارتهای لازم با گذراندن دورههای آموزشی زیر نظر مرجع قضایی مربوط و تحصیل کارت ویژه ضابطان دادگستری است. تحقیقات و اقدامات صورت گرفته از سوی اشخاص فاقد این کارت، ممنوع و از نظر قانونی بدون اعتبار است». پس پیش از آنکه مردم کارت ضابطیت را از ماموران بخواهند، خود ایشان موظف به ارائه کارت هستند و به مراتب اولی اگر ارائه نکنند، مردم میتوانند از ماموران، درخواست ارائه کارت ضابط قضایی کنند و در صورت عدم ارائه از جانب ماموران علاوه برآنکه اقدامات آنها فاقد اعتبار است، بر اساس ماده۶۳ قانون فوقالذکر به سهماه تا یکسال انفصال از خدمات دولتی محکوم میشوند. از سویی دیگر، مردم میتوانند بر اساس جرمی خاص که در قانون جرایم نیروهای مسلح مقرر شده است از ایشان در دادسرای نظامی شکایت کنند. در قانون جرایم نیروهای مسلح، رفتار ماموران که موجب بدبینی مردم به نیروهای نیروهای مسلح شود را جرم دانسته و برای مردم از اینجهت حق شکایت در نظر گرفته است.
در ماده ۵۵ قانون آییندادرسیکیفری آمده است: «ورود به منازل، اماکن تعطیل و بسته و تفتیش آنها، همچنین بازرسی اشخاص و اشیا در جرایم غیرمشهود با اجازه موردی مقام قضایی است. هر چند وی اجرای تحقیقات را بهطور کلی به ضابط ارجاع داده باشد». آیا نمیتوان بر طبق این قانون اتومبیل را جزو اشیا قلمداد کرد؟
خیر، اشیای مورد نظر در این ماده وسایلی چون کیف است که باید تنها با اجازه موردی باشد. ضمن اینکه همانطور که گفته شد در بازرسی وسایل نقلیه هم محدودیت وجود دارد. ماده۵۵ عام است و قانون حمیات از آمران به معروف و ناهیان از منکر خاص است و چون این قانون به طور خاص در خصوص اتومبیل تکلیف را مشخص کرده، باید به آن عمل شود اما بر طبق این قانون هم نمیتوان محدودههای بسته اتومبیل مثل صندوق عقب را تفتیش کرد.
ایستهای بازرسی که در حال حاضر مبادرت به بازرسی وسایل نقلیه میکنند اولا به صورت موردی تفتیش نمیکنند و ثانیا همه جای اتومبیل را مورد بررسی قرار میدهند. وضعیت اخیر را چه گونه تحلیل میکنید؟
اینگونه رفتارها قطعا غیرقانونی است. در واقع بازرسیهای گستردهای که انجام میشود، اولا در اغلب موارد در جرایم مشهود نیست و ثانیا حریم خصوصی وسایل نقلیه در آنها رعایت نمیشود.
با در نظر داشتن موارد فوق اگر به علت بازرسی اتومبیل و عدم کشف جرم، افراد برای ساعاتی در توقیف غیرقانونی بمانند، برای اعاده حق خود چه کاری میتوانند انجام دهند؟
یک موضوع کلی را عرض کنم. اصولا ما ایرانیها در برابر ماموران انتظامی بسیار مماشات میکنیم و میگوییم آن کس که حساب پاک است، ازمحاسبه چه باک است! عموما مردم پیش خود ارزیابی میکنند که اگر تمام فضاهای اتومبیل بازرسی شود، ممکن است چند دقیقه معطل شویم اما اگر به بازرسی صندوق عقب اعتراض کنیم ممکن است ساعاتی وقتمان تلف شود و با چنین استدلالی که وقتی اتومبیل فاقد هر گونه موضوع مجرمانه است، بگذاریم که بازرسی حتی بهطور غیرقانونی انجام شود. این نوع نگاه در ما ایرانیها نسلبهنسل ادامه پیدا کرده است به نحوی که در مقابل قوای حکومتی برای حفاظت از حقوق قانونی خود، هیچگونه تلاشی نمیکنیم. اما به طور کلی اگر توقیف غیر قانونی باشد، از این جهت مردم حق شکایت از ضابط را دارند.
در بحث گشتهای ارشاد نیز با توقیف افراد مواجهایم. آیا به صرف حجاب نامناسب میتوان افراد را توقیف کرد؟
صرف وجود گشتهای ارشاد تخلف و جرم نیست. متعرض شدن به اشخاص و توقف افراد توسط این گشتها خالی از خلل نیست. ضمن اینکه صرف سؤال کردن که کجا بودی و کجا میروی در قانون جرمانگاری نشده است. اما تفتیش یا دستگیرکردن مردم بحث دیگری است.
در موضوع گشتهای ارشاد آنچه بسیار مورد توجه است، نسبی بودن معیارهاست به نحوی که میزان حجاب در این طرح مشخص نیست و اساساً به نظر میرسد آنچه قانونگذار در خصوص حجاب جرمانگاری کرده است، نداشتن حجاب و نه بدحجابی است. آیا میتوان افراد را به دلیل نقض جزیی حجاب بازداشت کرد؟
تبصره ماده ۶۳۸ قانون تعزیرات مصوب سال ۷۵ مقرر میدارد، افرادی که در معابر بدون حجاب شرعی حاضر شوند، مرتکب جرم شدهاند. حجاب یک مفهوم فقهی است. میتوان دو برداشت از نداشتن حجاب ارائه داد. تفسیری نقض حجاب جزئی را هم بیحجابی تلقی میکند و تفسیر دیگر تنها فقدان حجاب بهطور کامل را بیحجابی میداند. در حقیقت هر دو حجاب را رعایت نکردهاند، یکی جزئاً و یکی کلاً. اکنون بر اساس تفسیر اول رفتار میشود یعنی نقض جزئی حجاب، به مثابه بیحجابی قلمداد شده است.
با پذیرش این تفسیر نیز باید مجازات خاص مقرر در قانون بر مرتکبان اعمال شود. اما آنچه اکنون مورد اجراست، تنها به رفتوآمد در دادسرا و اخذ یکتعهد محدود میشود. به این دلیل همانطور که گفته شد در این خصوص معیارها نوعی به نظر میرسد.
ظاهراً عدم اجرای دقیق قانون از رأفتشان است. اما با تفسیری که آنها پذیرفتهاند، به دلیل وقوع جرم مشهود میتوانند برخورد کنند.
اما به هر روی همانطور که اشاره کردید، برداشتی دیگر هم وجود دارد و بیحجابی به معنای نقض کلی حجاب است. اگر بتوان این تفسیر را پذیرفت بازهم امکان برخورد وجود دارد؟
اگر دیدگاه مفسرین قانون این باشد، پس با نقض جزیی حجاب، بیحجابی مقرر در قانون به وجود نمیآید. در نتیجه نمیتوان با کسانی که حجابشان را بهطور کامل رعایت نکردهاند برخورد قانونی کرد.
با اتکا به یک اصل عام در حقوق جزا باید در مواجهه با موضوعات کیفری اصل تفسیر مضیق را پذیرفت. با اتکا به این اصل به نظر میرسد قبول تفسیر بیحجابی به معنای عدم رعایت حجاب کامل منطقیتر باشد. نظر حضرتعالی دراین باره چیست؟
کاملا درست است. باید در این موضوع تفسیر محدود و به نفع مردم باشد. اما به زعم آنهایی که قصد برخورد دارند و خودشان را صالح برای تفسیر قانون می دانند، در این موضوع بیحجابی به عدم رعایت جزیی حجاب هم اطلاق می شود. هر چند به باور فقها تنها کفین دست و قرص صورت زنان میتواند ظاهر باشد و الباقی باید حجاب داشته باشد اما این یک سوی موضوع است. فقه وجهی دیگر هم دارد و آن عدم تفتیش در زندگی مردم است. چنانچه در قرآن کریم آمده است: «ولا تجسس» یعنی در زندگی مردم جستوجو نکنید. درحالیکه گاهی بهنظر میرسد برخوردهای پلیسی رنگوبوی جستوجو در احوال شخصیه ملت را به خود میگیرد. قانونی داریم که در آن استفاده از لباسهایی که عفت عمومی را جریحه دار كند مثل لباسهای تنگ یا با رنگهای خاص، ممنوع شمرده شده است. جرم بودن اینگونه مسائل یک بحث است و شیوه برخورد با آنها بحثی دیگر.
مضافاً اینکه، قانون باید ریشه در انتظارات عمومی داشته باشد. یعنی باید عرف اجتماعی در قانونگذاری لحاظ شود. انتظارات عمومی ممکن است هر ۱۰سال یا حتی هر یک سال تغییر کند و این قانونگذار است که لازم است خود را با خواستههای مردم تطبیق دهد. نه آنکه مردم وادار شوند تا سلایق و خواستههای خود را بر اساس تفکرات قانونگذاران تنظیم کنند. این یک واقعیت است که هر قانونی اگر انتظارات مردم را لحاظ نكند، یانادیده گرفته میشود یا در درازمدت به حاشیه میرود. نمونه واضح چنین قانونی، قانون مربوط به تجهیزات دریافت ماهواره بود که قانونگذار با پذیرش این موضوع که خواسته مردم با قانون وضع شده سنخیت ندارد، عقبنشینی کرد و در حال حاضر گویی آن قانون وجود ندارد. اما مشکلی که همواره وجود دارد این است که قانونگذار نمیخواهد از حرف خود برگردد و دست به اصلاح قوانین بزند.
به عنوان سؤال پایانی، بفرمایید که آیا در شیوه اجرا و برخورد با کسانی که حجاب را بهطور کامل رعایت نمیکنند، تمام مصادیق قانونی رعایت میشود؟
من پاسخ شما را با یک تحلیل کلی میدهم. نمیتوان تمام موضوعات را با برخورد امنیتی و پلیسی حل کرد. اگر بتوان اسم بدحجابی را نوعی ناهنجاری گذاشت، تنها راه برخورد با این پدیده کار فرهنگی است. فعالیتهای فرهنگی بر کارهای پلیسی مقدم است. مثل دوستداشتن میماند. کسی را نمیتوان مجبور کرد که ما را دوست داشته باشد. انسان باید آنقدر اعمالش خوب باشد تا دیگران دوستش بدارند. به زور شمشیر که نمیشود بگوییم باید دوست داشتن وجود داشته باشد. اما به هر حال نمیتوان نادیده گرفت که اگر دستگاههای برخوردکننده مطمئن بودند که حجاب در همینحد که اکنون موجود است باقی میماند، یا به شیوهای آرامتر برخورد میکردند یا اصلا مقابلهای صورت نمیگرفت. اما مساله این است که به زعم آنها اگر چنین مقابلههایی صورت نگیرد، حجاب بهطور کامل از بین میرود.
ولی به هر حال تحت هیچ شرایطی در این امر به خصوص برخورد پلیسی را تایید نمیکنم و باور دارم کار فرهنگی باید انجام شود. در عین حال توجه داشته باشیم که اصولا حقوق جزا ضامن بهشتی شدن مردم نیست. وظیفه حقوق جزا ساخت انسان متعالی نیست. حقوق جزا به آن دنیای مردم کاری ندارد بلکه ضامن نظم و امنیت این دنیای مردم است. هرچند شاید با این تفسیر که فرهنگ جامعه ایران مبتنی بر مذهب است، بتوان پذیرفت که بیحجابی موجب برهم زدن نظم اجتماعی میشود.
ایست بازرسی تصادفی از ویکی پدیا
ایست بازرسی تصادفی یک تاکتیک نظامی و پلیسی است . در یک زمینه نظامی، ایست های بازرسی شامل ایجاد یک مانع عجولانه توسط کامیون های متحرک یا خودروهای زرهی پیاده نظام برای ایجاد اختلال در حرکت یا فعالیت نظامی غیرمجاز یا ناخواسته و بررسی شناسایی معتبر و جستجوی کالاهای قاچاق ، فراری ها ، یا سلاح هایی است که در دست غیرنظامیان مجاز نیست. پست های بازرسی تصادفی برای دستیابی به غافلگیری ایجاد می شوند، برخلاف پست های بازرسی دائمی شناخته شده، که مظنونان می توانند از آنها دور بزنند. آنها اغلب در مکان هایی مستقر می شوند که با نزدیک شدن به ترافیک نمی توان آنها را مشاهده کرد تا زمانی که برای عقب نشینی و فرار بدون مشاهده دیر شده باشد.
یک افسر پلیس ملی افغانستان در حال تفتیش خودرو در یک ایست بازرسی در ولایت بامیان افغانستان در جریان جنگ در افغانستان
واحدهای پلیس مجهز به خودروهای گشتی به طور منظم از پست های بازرسی تصادفی برای شناسایی رانندگانی که مشکوک به رانندگی ناقص هستند استفاده می کنند . پلیس همچنین هنگامی که یک فراری مسلح و خطرناک را تعقیب می کند، از سدهای عجولانه برای بررسی خودروها و صندوق عقب خودروها استفاده می کند. همانند ایست بازرسی های نظامی، ایست های بازرسی و بازرسی های فراری در مسیر بازرسی در منطقه ای قرار دارند که رانندگان نمی توانند ایست بازرسی را ببینند تا زمانی که برای عقب نشینی خیلی دیر شده باشد و ایست های بازرسی فقط به صورت موقت ایجاد می شوند.
استفاده نظامی
یک ایست بازرسی امنیتی در نپال که برای بررسی شورشیان مائوئیست در طول جنگ داخلی نپال ایجاد شد.
واحدی که یک ایست بازرسی نظامی ایجاد می کند باید مواد لازم برای ساخت آن را حمل کند یا به دست آورد. ممکن است از یک وسیله نقلیه بزرگ یا چندین وسیله نقلیه مانند نفربرهای زرهی برای مسدود کردن جاده استفاده کند. علاوه بر مسدود کردن جاده با وسایل نقلیه، جاده ممکن است تا حدی با سیم کنسرتینا یا اجسام سنگین مانند کیسه های شن یا بلوک های بتنی مسدود شود. وسایل نقلیه ممکن است طوری قرار بگیرند که به طور جزئی یا کامل جاده یا مسیر را مسدود کنند. منطقه جستجو ممکن است فضای بین چندین وسیله نقلیه باشد. نگهبان ها ممکن است در هر انتهای ایست بازرسی قرار گیرند و توسط موقعیت های مسلسل سوار یا پیاده شده پوشانده شوند . یک نیروی واکنش ممکن است در نزدیکی تعیین و پنهان شود.
از تردد وسایل نقلیه و عابران پیاده که به قصد عبور از ایست های بازرسی پروازی نزدیک می شوند، می توان از افراد یا وسیله نقلیه خود درخواست شناسایی کرد و آنها را به جستجو پرداخت. صندوق عقب خودروها معمولا جستجو می شود. در برخی از کشورها، سربازان پایین خودرو را با آینه بازرسی می کنند تا به دنبال بمب بگردند. در برخی موارد، افراد بدون شناسایی مناسب یا افرادی که مشکوک هستند ممکن است از عبور، بازداشت یا دستگیر شوند . کالای قاچاق ممکن است مصادره شود. یک ایست بازرسی تصادفی باید در عرض 15 دقیقه پس از ورود واحد به محل کار کند و تیم های امنیتی را در فاصله 50 تا 100 متری در دو طرف منطقه تحت کنترل مستقر کند. در صورت تمایل، پستهای مشاهده پیشرفته نیز ممکن است در بیرون قرار گیرند. هنگامی که مناطق جغرافیایی بزرگ نیاز به نظارت دارند، برخی از انواع ایست بازرسی ممکن است به سرعت با هلیکوپتر از یک مکان به مکان دیگر منتقل شوند.
بلوک های جاده ای و ایست های بازرسی معمولاً بیش از چند ساعت ایجاد نمی شوند تا احتمال حملات شورشیان به آنها کاهش یابد و همچنین اثربخشی آنها به عنوان یک مانع غافلگیرکننده و غیرمنتظره حفظ شود.
ایست های بازرسی تصادفی تاکتیک رایجی است که توسط بسیاری از نیروهای نظامی استفاده می شود و اخیراً توسط نیروهای سازمان ملل در کوزوو ، ارتش اسرائیل در کرانه باختری و نیروهای آمریکایی در کردستان عراق ، و عراق در جستجوی شورشیان، فراریان، و سایر قانون شکنان استفاده شده است. در برخی از مناطق جنگی، سربازانی که در این ایستهای بازرسی کار میکنند، اگر یکی از خودروهای مورد جستجو حاوی بمبگذار انتحاری باشد که بمب خود را منفجر کند یا یکی از سرنشینان به سربازان شلیک کند، میتوانند به شدت مجروح یا کشته شوند.
ایست های بازرسی
ایست های بازرسی که توسط پلیس آلمان ایجاد شده است
ایستهای بازرسی با مسدود کردن جادهها شامل مأموران اجرای قانون میشود که هر وسیله نقلیه (یا به طور معمول هر خودروی هفتم) را در یک جاده عمومی متوقف میکنند و احتمال اینکه راننده به دلیل مصرف الکل یا مواد مخدر برای رانندگی بیش از حد ضعیف باشد را بررسی میکنند . آنها اغلب در اواخر شب یا در ساعات اولیه صبح و در تعطیلات آخر هفته و در تعطیلات مرتبط با مهمانی ها (به عنوان مثال، شب سال نو ) برپا می شوند که در آن زمان نسبت رانندگان آسیب دیده به بالاترین حد خود می رسد. همچنین پستهای بازرسی اغلب در نزدیکی نقاط خروجی رویدادهای عمومی که در آن افراد مشروب مینوشیدند، تنظیم میشوند تا از رها شدن تعداد زیادی از رانندگان مست بهطور همزمان از رویداد جلوگیری شود. توقف سد راه، نقطه اقدام سریع پلیس و همچنین پرسنل امنیتی است.
با یک تست تنفسی قابل حمل و سریع ، پلیس می تواند تمام رانندگان (در صورت اجازه قانون) از نظر محتوای الکل تنفسی (BrAC) آنها را آزمایش کند و ماشین ها را یک به یک مانند یک تسمه نقاله پردازش کند. اگر نیروی پلیس این دستگاه های تست را نداشته باشد، روال پیچیده تری لازم است. در صورت مشکوک بودن به مصرف مشروبات الکلی توسط مامور، با توجه به بوی مشروبات الکلی، تکلم یا علائم دیگر، راننده متوقف شده موظف است از خودرو خارج شود و از وی خواسته شود تا یک سری آزمایشات میدانی در کنار جاده انجام دهد . این تست ها به افسر کمک می کند تا تشخیص دهد که آیا مهارت های جسمی و/یا ذهنی فرد مختل شده است یا خیر. در صورتی که افسر بر اساس مشاهدات خود در طول آزمایشات تشخیص دهد که راننده دارای نقص است و علت محتمل برای دستگیری فرد مشکوک به رانندگی تحت تأثیر داشته باشد، از دستگیر شده خواسته می شود که آزمایش تنفس الکل یا آزمایش خون انجام دهد. راننده نمی تواند در آزمون هوشیاری صحرایی «گذرانده» یا «رد شود»، زیرا این تست ها «مصوب یا رد شدن» نیستند، آنها فقط برای کمک به افسر در تعیین اینکه آیا مظنون بر اساس مشاهدات عملکرد آزمودنی در این آزمایش ها دچار اختلال شده است یا خیر. دستورالعمل های مختلفی توسط قوانین قضایی و بین المللی برای ایست های بازرسی هوشیاری مشخص شده است. برای مثال، در ایالات متحده، آزمایش های هوشیاری میدانی داوطلبانه است.
در ایالات متحده، در حالی که متمم چهارم (1791) از مردم در برابر جستجوهای غیرمنطقی و مصادره خود یا اموال توسط مقامات دولتی محافظت می کند، استفاده از ایست های بازرسی هوشیاری توسط پلیس توسط متمم چهارم منع نشده است. برخی از ایالت ها مانند ایالت واشنگتن تشخیص داده اند که ایست های بازرسی هوشیار بر اساس قوانین ایالتی مغایر قانون اساسی هستند. مجریان قانون اغلب از قبل پست می کنند یا اعلام می کنند که این ایست های بازرسی و در چه مکانی رخ می دهد. سازمانهای مجری قانون اغلب در روزهای هفته زمانی که فقط توسط ساکنان محلی دیده میشود و نه کسانی که در یک رویداد خاص شرکت میکنند یا کسانی که فقط در آخر هفته در آن منطقه از شهر سفر میکنند تا از بارها و کلوبهای محلی دیدن میکنند، تابلویی را نصب میکنند. این اطلاعیه ها گاهی در روزنامه ها نیز چاپ می شود. وبسایتهای متعددی میزبان پایگاهدادهای از پستهای بازرسی هستند که بر اساس اطلاعات یافت شده در روزنامهها، اینترنت و راهنماییهای بازدیدکنندگان چنین سایتهایی قرار دارند. در دهه 2010، برنامههایی برای گوشیهای هوشمند وجود داشت که به کاربران اجازه میداد پستهای بازرسی هوشیاری را گزارش کنند، آنها را روی نقشه نشان دهند و از GPS دستگاه برای هشدار دادن به سایر رانندگان در هنگام نزدیکی یک ایست بازرسی هوشیار استفاده کنند.
ایست های بازرسی به طور منظم خیلی بیشتر از رانندگان مست را دستگیر می کنند، زیرا از افرادی که برای شرکت در ایست بازرسی انتخاب می شوند خواسته می شود گواهینامه رانندگی خود را ارائه دهند. به عنوان بخشی از پروتکل استاندارد، نام و اطلاعات شناسایی شخص از طریق پایگاه داده مرکز اطلاعات جرایم ملی یا NCIC برای خواسته ها و ضمانت ها اجرا می شود. اگر راننده حکم معوقه داشته باشد، احتمالا دستگیر خواهند شد. اگر آنها بدون گواهینامه معتبر رانندگی می کردند، احتمالاً برای رانندگی با گواهینامه معلق یا باطل مورد استناد قرار می گیرند. بررسی های هویتی همچنین می تواند تخلفات بازرسی خودرو و ثبت نام را نیز تشخیص دهد. هنگامی که فردی برای بررسی هوشیاری متوقف می شود، افسر همچنین ممکن است تشخیص دهد که او دلیل احتمالی برای بازرسی وسیله نقلیه دارد، که ممکن است منجر به یافتن مواد مخدر یا سلاح های غیرقانونی توسط افسر شود.
استرالیا
اتوبوس مشروب الکلی پلیس استرالیای غربی
در استرالیا، رانندگان ممکن است در هر نقطه از هر جاده عمومی توسط یک افسر پلیس متوقف شوند و پلیس آن را "تست تنفس تصادفی" می نامد، که معمولا به عنوان "RBT" نامیده می شود. برای عملیاتی که شامل تعداد زیادی پلیس (معمولاً 10 تا 20 نفر) در یک مکان ثابت است، اغلب از اصطلاح محاورهای «بوزه باس» استفاده میشود.
در ژوئیه 1976، قانونی که اجازه آزمایش تنفس تصادفی (RBT) را می داد در ایالت ویکتوریا به اجرا در آمد و این اولین ایالت در استرالیا بود که چنین آزمایشی را معرفی کرد. نیو ساوت ولز کمپین ایمنی جاده ای بزرگ RBT خود را در سال 1982 آغاز کرد. از آن زمان، تصادفات مرگبار ناشی از الکل از حدود 40 درصد کل تلفات به سطح 15 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. پلیس هر سال حدود 5 میلیون تست تنفسی را در نیو ساوت ولز با هر ماشین پلیسی در ایالت انجام می دهد که بتواند RBT سیار را انجام دهد.
در همه ایالت ها، حداکثر میزان الکل خون 0.05٪ اعمال می شود. رانندگانی که قرائت اولیه آنها برابر یا بیشتر از 0.05٪ است، معمولاً دستگیر میشوند و به ایستگاه پلیس یا RBT/"Boze bus" منتقل میشوند تا تجزیه و تحلیل تنفسی انجام دهند. دستگاهی که برای انجام آنالیز تنفس استفاده میشود، پیچیدهتر از دستگاه قابل حملی است که برای اجرای RBT کنار جاده استفاده میشود و نتایج تجزیه و تحلیل تنفس به عنوان مدرکی در دادگاه برای اثبات اتهام رانندگی در حالت مستی استفاده میشود.
در تمام ایالتها و مناطق این مفهوم گسترش یافته است تا پستهای بازرسی هوشیار نیز از اتوبوسهای تست تصادفی دارو (RDT) (یا «اتوبوسهای دوگانه») استفاده کنند، که قادر به آزمایش رانندگان برای تعدادی از مواد مخدر غیرقانونی از جمله حشیش (تتراهیدروکانابینول)، مت آمفتامین (MDMA و اکستاسی ) هستند.
فعالیتهای RBT حتی در یک سریال تلویزیونی واقعیت محبوب استرالیایی که با همین نام شناخته میشود، RBT (سریال تلویزیونی) نیز دیده میشود .
از اواخر سال 2017، نیروی پلیس NSW اعلام کرد که قصد دارد آزمایش مواد مخدر سیار خود را به کوکائین در سال 2018 گسترش دهد. آزمایشات این برنامه در حومه شرقی سیدنی خواهد بود. رانندگی در حالت مستی همچنان یکی از دلایل اصلی تلفات و جراحات جاده ای است که مسئول 30 درصد از تلفات جاده ای در سراسر استرالیا است.
کانادا
در انتاریو، کانادا، ایستهای بازرسی هوشیاری بهعنوان «کاهش رانندگی آسیبدیده در همهجا » نامیده میشوند که معمولاً به آن RIDE میگویند. در آلبرتا و منیتوبا به آنها با عنوان Check Stop و در بریتیش کلمبیا به عنوان Drinking Driving Counterattack شناخته می شوند .
هندوستان
در هندوستان، چکپستها یا همان پستهای بازرسی برای کنترل و کنترل رفت و آمد افراد، وسایل نقلیه، کالاهای قاچاق استفاده میشوند. پستهای بازرسی معمولاً در کنار جادهها و بزرگراهها و گاهی حتی در مناطق دورافتاده یا جنگل نصب میشوند. این پست بسته به موقعیت، شرایط و دلایل دیگر ممکن است دائمی یا موقت باشد. ساختار این پست های بازرسی ممکن است چادری یا سقف کاهگلی یا دال RCC باشد. در بسیاری از مواقع در هنگام انتخابات، نمایشگاه ها و جشنواره ها پست چک موقت گذاشته می شود.
ایالات متحده
افسران اداره پلیس لس آنجلس در یک ایست بازرسی در آخر هفته روز یادبود ، 2014
قانونی بودن
در اصلاحیه چهارم قانون اساسی ایالات متحده آمده است: «حق مردم برای ایمن بودن در اشخاص، خانهها، اوراق و آثار خود در برابر تفتیشها و توقیفهای غیرمنطقی، نقض نمیشود و هیچ حکمی صادر نمیشود، اما به دلیل احتمالی که با سوگند یا تصدیق تأیید میشود، و بهویژه اشیایی که محل تفتیش یا تفتیش میشود، صادر نمیشود». این حق اساسی با ایست های بازرسی متانت رابطه پرتنشی دارد. در یک ایست بازرسی رانندگان لزوماً بدون سوء ظن منطقی متوقف می شوند و ممکن است از آنها خواسته شود که به طور خلاصه و بدون علت احتمالی آزمایش شوند . بنابراین قانون اساسی مانع از بازداشت افراد بدون حکم بازرسی یا حداقل بدون داشتن سوء ظن منطقی مبنی بر ارتکاب جرم می شود. با این حال، شرط حکم فقط در صورتی که جستجو غیرمنطقی باشد و دادگاه عالی ایالات متحده حکم داده است که چنین توقف هایی در شرایط خاص غیرمنطقی نیست.
رانندگی تحت تأثیر الکل یا رانندگی در حالت مستی نوع خاصی از جرم است، زیرا رانندگی با میزان الکل خون (BAC) بیش از حد تعیین شده به عنوان جرم تعریف می شود. برای محکوم شدن، نیازی به رانندگی بی احتیاطی یا ایجاد تصادف نیست (اگرچه راننده ناتوانی که همچنین بی احتیاطی رانندگی می کند ممکن است با هزینه های اضافی مواجه شود). برای تعیین دقیق BAC، عموماً لازم است که راننده خود را تحت آزمایشهایی قرار دهد که خود مجرمانه هستند و رانندگان گاهی از حق خود در برابر خودسرزنش برای امتناع از این آزمایشها استفاده میکنند. برای جلوگیری از این امر، برخی از حوزه های قضایی مجازات قانونی را برای امتناع از آزمون BAC برابر یا بدتر از رد شدن در آزمون BAC تعیین می کنند. در سایر حوزههای قضایی، سیستم حقوقی ممکن است امتناع از آزمایش تنفس الکل کنار جاده را دلیلی محتمل در نظر بگیرد، که به پلیس اجازه میدهد راننده را دستگیر کند و آزمایش BAC غیرارادی انجام دهد.
دادگاه عالی میشیگان موانع راه را برای نقض متمم چهارم تشخیص داد. با این حال، با تصمیم 6-3 در بخش پلیس ایالتی میشیگان علیه سیتز (1990)، دادگاه عالی ایالات متحده، ایست های بازرسی را که به درستی انجام شده بود، قانونی تشخیص داد. در نظر اکثریت، رئیس دادگستری Rehnquist نوشت: "در مجموع، توازن منافع ایالت در جلوگیری از رانندگی در حالت مستی، میزانی که این سیستم به طور منطقی می تواند این علاقه را پیش ببرد، و میزان نفوذ به رانندگان فردی که برای مدت کوتاهی متوقف شده اند، به نفع برنامه دولتی است. بنابراین ما معتقدیم که با اصلاحیه چهارم مطابقت دارد." قضات مخالف مخالف این نتیجه بودند. قاضی استیونز استدلال کرد که ایست های بازرسی به طور معقولی مؤثر نبودند و نوشت که "یافته های دادگاه بدوی، بر اساس سابقه گسترده و تایید شده توسط دادگاه استیناف میشیگان ، نشان می دهد که تأثیر خالص ایست های بازرسی بر ایمنی ترافیک بی نهایت کوچک و احتمالاً منفی است." نظر مخالف قاضی برنان استدلال میکرد که پلیس نتوانسته است نشان دهد که توقیف پستهای بازرسی ابزاری ضروری است و ارزش دخالت در حریم خصوصی افراد را دارد. او اظهار داشت: توقف هر خودرو ممکن است جلوگیری از رانندگی در حالت مستی را آسانتر کند... توجیه ناکافی برای کنار گذاشتن نیاز به سوء ظن فردی است.
حوزههای قضایی معمولاً استثنائات خاصی را برای حفاظت مدنی معمولی خود ایجاد میکنند تا اجازه ایستهای بازرسی را بدهند. اگر چه دیوان عالی ایالات متحده ایست های بازرسی متانت را از نظر قانون اساسی مجاز دانسته است، ده ایالت ( آیداهو ، آیووا ، میشیگان ، مینه سوتا ، اورگان ، رود آیلند ، تگزاس ، واشنگتن ، ویسکانسین و وایومینگ ) دریافته اند که موانع جاده ای متانت آنها را نقض کرده است یا قانون اساسی آنها را ایجاد کرده است. یک ایالت دیگر ( آلاسکا ) از پست های بازرسی استفاده نمی کند حتی اگر آنها را غیرقانونی نکرده باشد. مونتانا اغلب از پست های بازرسی استفاده می کند. برخی از ایالتها تلاشهای خود را در ایجاد ابتکارات ایست بازرسی هوشیار ترکیب میکنند، مانند Checkpoint Strikeforce ، که به طور مشترک توسط ویرجینیا ، واشنگتن، دی سی ، دلاور ، ویرجینیای غربی و مریلند اداره میشود .
در کالیفرنیا ، اندکی پس از نظر دادستان کل ایالت در سال 1984 (67 Ops Atty. Gen. 471 (1984, #84-902)) که "دستورالعمل های دقیق" را برای قانونی بودن موانع رانندگی در حالت مستی ابداع کرد، ادارات پلیس و گشت بزرگراه کالیفرنیا (CHP) شروع به استفاده از پست های بازرسی DUI مست رانندگان مستعد کردند. در Ingersoll v. Palmer (1987) 43 Cal.3d 1321، دادگاه عالی کالیفرنیا استفاده از موانعی را تایید کرد که بر اساس "دستورالعمل های دقیق" تعیین شده توسط دادگاه Ingersoll اجرا می شوند و به روشی مطابق با قانون اساسی فدرال و ایالتی اجرا می شوند.
جدای از موارد ایست های بازرسی ، امنیت مرزی (در نقاط ورودی به ایالات متحده) و دستگیری فراری، مسدود کردن جاده ها یا ایست های بازرسی به منظور اجرای عمومی قانون صراحتاً خلاف قانون اساسی است، طبق گفته سیتی ایندیاناپولیس علیه ادموند ، "از آنجایی که هدف اصلی برنامه ایست بازرسی غیرقابل تشخیص است، کنترل ایست بازرسی را از کنترل ایست بازرسی غیرقابل تشخیص است." این ایست های بازرسی ایجاد شده برای جلوگیری از مواد مخدر یا کشف شواهدی از سایر فعالیت های غیرقانونی را ممنوع می کند. با این حال، این امر ادارات پلیس را از تلاش برای این نوع پستهای بازرسی باز نمیدارد، زیرا آنها میتوانند منبع درآمد قابل توجهی باشند، به ویژه در دورههای نزدیک جشنواره مانند تعطیلات بهار دانشگاه . بسیاری از افرادی که به دلیل نگهداری مواد مخدر در این پست های بازرسی دستگیر می شوند، بعید است که به طور کامل به این اتهامات تحت تعقیب قرار گیرند، اما پلیس تمام هزینه های مربوط به دستگیری را قبل از کاهش اتهامات یا رد کردن آنها به طور کلی دریافت می کند.
به دلیل برخی تناقضات بین قوانین و عملکرد واقعی پلیس، برخی افراد معتقدند که پست های بازرسی DUI نقض حقوق شهروندی طبق قانون اساسی است. چنین ایستهای بازرسی موضوع اعتراضهایی بوده است، مانند افرادی که تابلوهایی را در دست داشتند که به رانندگان هشدار میداد «پلیس جلوتر، حالا بپیچید».
دستورالعمل های قانونی
رئیس دادگستری Rehnquist در تأیید پست های بازرسی "به درستی انجام شده" به طور ضمنی اذعان کرد که باید دستورالعمل هایی وجود داشته باشد تا از نفوذ بیش از حد چنین ایست های بازرسی جلوگیری شود. به عبارت دیگر، پست های بازرسی را نمی توان به سادگی تنظیم کرد که چه زمانی، کجا و چگونه افسران پلیس این کار را انجام دهند. با این حال، همانطور که اغلب در تصمیمات دیوان عالی اتفاق می افتد، رئیس قاضی این را به ایالت ها واگذار کرد تا تعیین کنند که حداقل تضمین ها باید چه باشند، که احتمالاً توسط دادگاه ها بر اساس مورد به مورد بررسی می شود. برای ارائه استانداردهایی برای استفاده توسط ایالت ها، اداره ملی ایمنی ترافیک بزرگراه ها متعاقباً گزارشی را منتشر کرد که رویه های ایست بازرسی توصیه شده را مطابق با تصمیمات قانونی فدرال و ایالتی بررسی می کرد.
منبع دیگری از دستورالعملها را میتوان در تصمیم قبلی دادگاه عالی کالیفرنیا یافت، Ingersoll v. Palmer (1987) 43 Cal.3d 1321، که در آن دادگاه عالی ایالت کالیفرنیا آنچه را که استانداردهای ضروری در برنامهریزی و اداره یک ایست بازرسی هوشیاری میدانست، بیان کرد.
دستورالعمل های Ingersoll تحت عناوین کلی زیر قرار می گیرند:
تصمیم گیری در سطح نظارت
محدودیت در اختیار افسران میدانی
حفظ شرایط ایمنی
موقعیت مکانی مناسب
زمان و مدت
نشانه رسمی بودن سد معبر
مدت و ماهیت بازداشت
تبلیغات پیشاپیش
یک ایست بازرسی در ایست هاون، کانکتیکات
تصمیم دادگاه عالی ایالات متحده در مورد معاون پلیس ایالتی میشیگان در برابر سیتز پس از اینگرسول اتخاذ شد . دادگاه هیچ یک از دستورالعملهای اینگرسول را مورد انتقاد قرار نداد ، و هیچیک از دستورالعملهای دیگر را نیز توصیه نکرد، ظاهراً آن را قانون کشور دانسته و تصمیمگیری در مورد مجاز بودن پستهای بازرسی هوشیاری را به هر ایالت واگذار کرد. در «People v. Banks» (1993) 6 Cal.4th 926، که پس از اینگرسول و سیتز تصمیم گرفته شد و بحثی در مورد هر دو مورد در نظر گنجانده شد، دادگاه عالی کالیفرنیا اعلام کرد که «تبلیغات پیشاپیش» یک عنصر اساسی از قانون اساسی یک سد معتبر رانندگی در حالت مستی نیست. دادگاه به این نتیجه رسید که اگرچه تبلیغات پیشاپیش عاملی است که باید در نظر گرفته شود، اما فقدان آن به تنهایی مانع از این امر را مغایر با قانون اساسی نمی کند. People v. Banks (1993) 6 Cal.4th 92.
ملاحظات زیر بر عناوین کلی ذکر شده در بالا گسترش می یابد:
تصمیم گیری باید در سطح نظارتی باشد نه توسط افسران در این زمینه.
یک فرمول خنثی باید برای انتخاب وسایل نقلیه ای که باید متوقف شوند، مانند هر وسیله نقلیه یا هر وسیله نقلیه سوم، به جای واگذاری آن به افسر در میدان، استفاده شود.
توجه اولیه باید به ایمنی عمومی و افسران داده شود.
این سایت باید توسط مقامات سیاست گذار، بر اساس مناطقی که شیوع بالایی از رانندگی در حالت مستی دارند، انتخاب شود.
محدودیت در زمان و مدت زمان اجرای ایست بازرسی، با در نظر گرفتن اثربخشی و مزاحم بودن.
چراغ ها و علائم هشدار دهنده باید به وضوح قابل مشاهده باشند.
مدت زمان بازداشت رانندگان باید به حداقل برسد.
تبلیغات پیشاپیش برای کاهش نفوذ پاسگاه و افزایش اثر بازدارندگی آن ضروری است.
اثربخشی
تحقیقات در مورد اثر بازدارنده ایست های بازرسی کم است. تنها تحقیقی که به طور رسمی در مورد بازدارندگی ثبت شده است، بررسی برنامه "Checkpoint Strikeforce" مریلند است. این نظرسنجی هیچ اثر بازدارندهای پیدا نکرد: "تا به امروز، هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد این کمپین، که شامل تعدادی پستهای بازرسی متانت و فعالیتهای رسانهای برای ترویج این تلاشها میشود، تاثیری بر ادراک عمومی، رفتارهای راننده، یا تصادفات و صدمات ناشی از وسایل نقلیه موتوری مرتبط با الکل داشته است. این نتیجهگیری پس از بررسی آمار مربوط به الکل، استناد پلیس به دلیل خطر رانندگی ناشی از مصرف الکل، استناد پلیس به دلیل خطر رانندگی ناشی از مصرف الکل است." مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها ، در گزارشی در سال 2002 از پیشگیری از آسیبهای ترافیکی دریافتند که به طور کلی، تعداد تصادفهای مرتبط با مصرف الکل در ایالتهایی که پستهای بازرسی هوشیاری را اجرا میکنند، 20 درصد کاهش یافته است.
تحقیقات حقوق سلامت عمومی ، یک سازمان مستقل، در یک شواهد مختصر در سال 2009 که نتایج تحقیقات را در مورد ارزیابی تأثیر یک قانون یا سیاست خاص بر سلامت عمومی خلاصه میکند، گزارش داد که شواهد قوی وجود دارد که از اثربخشی ایستگاههای بازرسی هوشیاری انتخابی آزمایش نفس به عنوان یک مداخله بهداشت عمومی برای کاهش آسیبهای ناشی از رانندگی ناقص الکل حمایت میکند.
این بحث وجود دارد که آیا گشت یا ایست های بازرسی موثرتر هستند. افبیآی مطالعهای انجام داد که گشتها را در برابر پستهای بازرسی در اوهایو، میسوری و تنسی مقایسه کرد . این مطالعه نشان داد که «در مجموع، بر حسب دستگیری در ساعت، یک گشت اختصاصی مؤثرترین روش برای دستگیری مجرمان است». نظرسنجی دیگری نشان داد که "ایالت هایی با پست های بازرسی نادر ادعا می کنند که بودجه و منابع پلیسی برای انجام ندادن پست های بازرسی بیشتر وجود ندارد." این نظرسنجی نشان داد که برخی از ایالتها «... گشتهای اشباع را بر ایستهای بازرسی ترجیح میدهند، زیرا «مولدتر» بودند، با توجه به اینکه «... تعداد زیادی از افسران پلیس [از] در پستهای بازرسی استفاده میشدند».
جنجال
در ماه مه 2015، یک مطالعه شیکاگو تریبون نشان داد که بین سالهای 2010 تا 2014، اکثریت بررسیها در شیکاگو در محلههای سیاهپوست و لاتینتبار انجام شد، علیرغم این واقعیت که برخی از محلههای سفیدپوست در میان محلههایی با بیشترین تعداد تصادفات رانندگی مرتبط با مصرف الکل قرار داشتند.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 22:36 توسط محمدرضا معتمدی
|
آنان که در این پندارند و میخواهند ایرانمان را پاره پاره کنند، بدانند ایران نه تنها کوچکتر نمیگردد که به وارونه خود را خواهد گسترد. نیروی شگرف و نهانی، مِهر به این خاک را در ما دمیده است.بر خاکِ این سرزمین کورش و داریوش و سورناها،ابومسلمها، مرداویجها و بابکها زیسته اند.کیستند بدمنشانِ خودباختهای که یکپارچگیِ این سرزمین را دوست نمیدارند؟کیستند بیگانهپرستانی که مِهر به این خاکِ سپند از دلهاشان رخت بربسته است؟ کیستند این سایهها که بر خاکِ پای ایرانستیزان بوسه میزنند؟. ایران یوزی ست که به پسِ هزار ها همچنان برنا و تواناست.سراغِ یوز اگر میآیید با مِهر بیایید تا مِهر ببینید، تا دریده نگردید! ایران،بادِ آرامی ست که توفان در نهان دارد! خودگستری، سرنوشتِ ایران است!در پرتو عشق و جانفشانی بیدریغ، این وبلاگ، جلوهای است از ارادت و پاسداشت تاریخ سترگ ارتش ایران و سرزمینهای دیگر؛ جایی که جان و دل نویسنده و مدیر آن، وقف ثبت و بازخوانی فصلی از حماسهها و رشادتهای مردان و زنانی است که در راه حفظ عزت و استقلال این مرز و بوم، از هیچ فداکاری فروگذار نکردهاند.در درجه نخست، گردآوری مصاحبههای پراکنده و گرانبهای ارتشیان از منابع مختلف، گامی است در جهت حفظ اصالت و روایتهای ناب این قهرمانان گمنام، تا صدای آنان در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود. در درجه دوم، پرداختن به تاریخچهی ارتش ایران، با نگاهی ژرف و موشکافانه، در اولویت این تلاش قرار دارد؛ چرا که شناخت ریشهها و سیر تحول این نیروی عظیم، کلید فهمی ژرفتر از هویت ملی و امنیت کشور است. و در صورت فراهم آمدن فرصت و منابع کافی، بررسی ارتش سایر کشورها نیز در دستور کار قرار گرفته است؛ اما همواره منافع ملی ایران، چراغ راه و محور اصلی این پژوهشها خواهد بود.این وبلاگ، نه تنها محملی برای گردآوری اطلاعات است، بلکه عرصهای است برای هماندیشی و ارتقای دانش تاریخی و نظامی، و از این رو، از همه علاقهمندان و پژوهشگران گرامی دعوت میشود تا نظرات و پیشنهادات ارزشمند خود را جهت ارتقای هرچه بیشتر این مجموعه، با ما در میان گذارند.باشد که این تلاش، گامی باشد در مسیر پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران عزیز، و یادآور آن باشد که عشق به وطن، همواره سرچشمهای است برای جانفشانیها و ایثارهایی که تاریخ به خود دیده است.