سخنرانی پادشاه

این سخنرانی معروف در طی فیلم سخنرانی شاه (2010) مجددا احیا شد. اگرچه پادشاه جورج ششم هرگز در تاریخ به عنوان یکی از سخنرانان برتر شناخته نشده

است، اما یکی از سخنرانی های او همواره در ذهن افراد باقیمانده است.

در این ساعت مهم که شاید یکی از سرنوشت سازترین ساعت ها باشد، من این پیام را به تمام اعضای خانواده ام در داخل و خارج می فرستم و آن را به گونه ای

دریافت کنید که خودم در حال صحبت با شما هستم.

برای دومین بار در زندگی بسیاری از ما، ما در حال جنگ هستیم.

بارها ما برای پیدا کردن روش صلح بین خود و دشمنان خود تلاش کرده ایم اما همه آنها بیهوده بوده اند.

چه عاملی منجر به برتری این سخنرانی معروف گردیده است؟

  • این پیام از 404 کلمه تشکیل شده است و پیام خود را به طور مختصر بیان می کند. کوتاه بودن پیام نشان می دهد که هر یک از کلمات دارای معنای مهمی بوده و توجه مخاطبین را می طلبد.
  • این سخنرانی معروف مثال فوق العاده ای از عملکرد نویسندگان متون سخنرانی معروف می باشد. جورج ششم اعلام کرد که این لحظه “یکی از سرنوشت سازترین لحظات” می باشد. توجه داشته باشید که استفاده از کلماتی نظیر “بهترین” یا “مهم ترین” قادر به انتقال این پیام نمی باشد.
  • “من” و “ما”: این سخنرانی معروف به شدت صمیمی می باشد. جورج ششم از ضمیر اول شخص برای مورد خطاب قرار دادن افراد استفاده می کند. او همچنین از سوم شخص نیز بهره می گیرد: “ما در جنگ هستیم” تا بتواند مردم انگلستان را برای مقابله با دشمن (آنها) متحد کند.

در قلب و ذهن هرکدوم از ما یک "پادشاه درون" وجود داره که به شرط غلبه بر ترس‌هامون در مواجهه با نواقص‌ درونی‌، این پادشاه درون پرورش پیدا می‌کنه و ما رو نه تنها تبدیل به حکمران واقعی زندگیِ خودمون، بلکه تبدیل به انسانی می‌کنه که روی زندگی میلیون‌ها و شاید میلیاردها انسان در طول تاریخ تاثیری مثبت داشته.

وجود و قدرت این "پادشاه درون" در زندگی دوک یورک، پسر پادشاه انگلستان ( جرج پنجم ) به خوبی دیده میشه.

کالین فرث و هلنا بونهام کارتر بازیگران فیلم سخنرانی پادشاه

کالین فرث و هلنا بونهام کارتر بازیگران فیلم سخنرانی پادشاه

فیلم سخنرانی پادشاه داستانی واقعی‌ست که در آن دوک یورک بعلت کمبود اعتماد به نفس و ترس از قضاوت دیگران دچار لکنت زبان شده و جرات سخنرانی کردن در جمع رو نداره و همیشه از جانب پدرش و بقیه اطرافیان برای سخنرانی کردن تحت فشاره.

نقطه‌های جالب این فیلم برای من

دوک یورک برای رفع لکنت زبان خودش سراغ چندین متخصص و دکتر در سراسر انگلستان میره اما هیچ پیشرفتی اتفاق نمیفته، تا اینکه به طور اتفاقی همسرش یک گفتار درمان‌گر به نام لیونل لوگ رو پیدا می‌کنه که دوک یورک رو میبره پیشش تا درمان رو شروع کنند.

اولین نقطه جالب این فیلم برای من همه نکاتی بود که لیونل لوگ برای نجات پسر پادشاه از این شرایط استفاده میکنه. اصلاً در حوصله اینجا نیست، اما نکات بسیار آموزنده‌ای از این مربی برای افرادی‌که در زمینه‌های آموزشی فعالیت دارند وجود داره که اینجا فقط می‌تونم توصیه ‌کنم حتماً این فیلم رو تماشا کنند و چندتا از دیالوگ‌های بسیار تاثیرگذار این مربی‌رو بنویسم.

جفری راش در نقش لیونل لوگ گفتار درمان‌گر استرالیایی

جفری راش در نقش لیونل لوگ گفتار درمان‌گر استرالیایی

چندتا از دیالوگ‌های مربی:

  • مکث اُبُهتِ رویدادهای بزرگ رو بیشتر می‌کنه.
  • لازم نیست از چیزهایی بترسی که وقتی 5 ساله بودی می‌ترسیدی.
  • کسایی‌که بهت گفتند لکنت زبان داری اَبلَه هستند و اگه دکتر هستند، یعنی رسماً اَبلَه هستند.

نقطه جالب دوم که خیلی هم شگفت انگیزه اینه که دوک یورک در بازی‌ای قرار گرفته که 2 نفر از بزرگ‌ترین سیاستمداران و سخنرانان بزرگ تاریخ در دو طرفش قرار دارند.

آدولف هیتلر و وینستون چرچیل. داشتن لکنت زبان یک طرف، قدرت شخصیتی مثل چرچیل بعنوان یک زیردست و شخصی مثل هیتلر بعنوان دشمن واقعاً استرس‌آور و وحشتناکه.

وینستون چرچیل و آدولف هیتلر دو نفر از بزرگ ترین سیاستمداران و سخنرانان تاریخ

وینستون چرچیل و آدولف هیتلر دو نفر از بزرگ ترین سیاستمداران و سخنرانان تاریخ

ولی دوک یورک با تلاشی که از خودش نشون میده و با همه مهارتی که مربی اون به خرج میده موفق میشه پادشاه درون خودش رو پرورش بده و در طول سال‌های جنگ جهانی دوم برای مردم بریتانیا و خیلی از مردم دنیا سخنرانی‌های الهام بخشی داشته باشه.

اما مهم‌ترین نکته این فیلم برای من

دوک یورک سال‌های سال بعنوان پسر پادشاه زندگی کرده، تشکیل خانواده داده، تحصیل کرده، اما هیچ‌وقت حضور یک دوست واقعی‌رو که با تمام وجود دوست داشته باشه حرف‌هاش رو گوش بده احساس نکرده.

همه‌ی کاری که لیونل لوگ برای دوک یورک می‌کنه اینه که تبدیل میشه به کسی که دوک یورک احساس می‌کنه واقعاً از شنیدن صداش و صحبت‌هاش لذت می‌بره. جایی از فیلم و در جلسه اول تمرینات لیونل لوگ به دوک یورک میگه:

فکر کن برای یک دوست داری صحبت می‌کنی.

و جایی دیگه در پایان فیلم موقعی‌که قراره دوک یورک اولین سخنرانی بسیار مهم خودش برای شروع جنگ‌جهانی اول‌رو از طریق رادیو برای مردم بریتانیا انجام بده، در اتاقی که خودشون 2 نفر تنها هستند بهش میگه:

فکر کن فقط برای من داری صحبت می‌کنی.

عکسی از تمرین‌های سخنرانی پادشاه

عکسی از تمرین‌های سخنرانی پادشاه

وقتی این دوتا دیالوگ ‌رو کنار هم میزاریم و روندی که در ارتباط بین مربی و شاگرد اتفاق افتاد، متوجه میشیم که گاهی اوقات ما آدم‌ها برای رسیدن به بزرگ‌ترین دستاوردهای زندگی خودمون یا کمک کردن به دیگران برای رسیدن به بزرگ‌ترین دستاورد زندگی خودشون، فقط کافیه تبدیل بشیم به بهترین دوست‌های همدیگه.

ما انسان‌ها با کمک "دوستی"، حتی با وجود بزرگ‌ترین مصائب، می‌تونیم دستاوردهایی داشته باشیم که باورش حتی بعد از اتفاق افتادنش، برای همه، بخصوص خودمون شگفت‌انگیز باشه.

اینکه بخوام در مورد همه نکته‌هایی که از این فیلم متوجه شدم بنویسم، اصلاً در حوصله این پُست نیست. نکته‌هایی مثل همراهی همیشگی همسر پادشاه، تصمیم‌های بسیار اشتباه برادر پادشاه و ... .

اما تماشای این فیلم‌رو به همه کساییکه در حال ساخت پادکست هستند، کار مربی‌گری انجام میدند، دوست دارند در زمینه‌ای موفق بشند اما اعتماد به نفس کافی ندارند به شدت توصیه می‌کنم.

به قلم حمید فرقانی

"صدرا "mazyarmir /virgool.io/